هزینه استخراج نفت متعارف بسیار کمتر از هزینههای استخراج نفت شیل است که ممکن است تا 90 دلار به ازای هر بشکه هم برسد. بنابراین، در صورت پایین ماندن قیمتها، بخشی از تولیدکنندگان آمریکایی دیگر قادر به رقابت نخواهند بود و مجبور میشوند تولید خود را متوقف کنند.
پترونت: یکی از دلایل سقوط قیمتهای جهانی نفت در ماههای اخیر، افزایش قابلتوجه تولید نفت شیل در ایالات متحده، طی سالهای اخیر است.
این امر، به لطف قیمتهای بالای نفت در سالهای گذشته و با بهرهبرداری از تکنولوژیهای استخراج پیشرفته و البته پرهزینه، نظیر شکاف هیدرولیکی و حفاری افقی، میسر شده است. به این ترتیب، ایالات متحده اکنون بیش از نیمی از نفت مصرفی خود را در داخل کشور تولید میکند، اما همچنان یک واردکننده عمده نفت نیز محسوب میشود.
با این وجود، ایالات متحده توانسته است در تولید نفت، عربستان سعودی بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان را پشتسر بگذارد و این امر، اثرات ژئوپولتیکی واجد اهمیتی را بهدنبال خواهد داشت.
از طرف دیگر، عربستان سعودی بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان و نیز عضو تأثیرگذار سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، قصد ندارد در شرایط فعلی، سطح تولید خود را در راستای برقراری تعادل در بازار جهانی، کاهش دهد. در واقع، دولت عربستان سعودی میتواند بهای پایین نفت خام را برای یک یا حتی سه سال آینده، تحمل کند. علی النعیمی وزیر نفت عربستان سعودی، چندین بار اعلام کرده است که ریاض تولید نفت خود را کاهش نخواهد داد. در واقع، وی تولیدکنندگان غیراوپک را در جریان سقوط قیمتهای نفت، مقصر دانسته است. برخی تحلیلگران بر این باورند که خطر سقوط قیمت نفت به زیر 20 دلار به ازای هر بشکه نیز وجود دارد.
آیا قیمتها همچنان پایین باقی میماند؟
به نظر میرسد که اعضای اوپک به دو دلیل از کاهش سقف تولید این سازمان، خودداری کردند. اولاً، آنها بهدنبال خارجکردن رقبای آمریکایی از بازارهای انرژی هستند. در واقع، هزینه استخراج نفت متعارف بسیار کمتر از هزینههای استخراج نفت شیل است که ممکن است تا 90 دلار به ازای هر بشکه هم برسد. بنابراین، در صورت پایین ماندن قیمتها، بخشی از تولیدکنندگان آمریکایی دیگر قادر به رقابت نخواهند بود و مجبور میشوند تولید خود را متوقف کنند.
دلیل دوم نیز، آنگونه که عربستان سعودی ادعا میکند، این است که نفت ارزان برای اقتصاد جهانی مناسبتر است و سبب احیاء رشد اقتصادی شده و این امر نیز منجر به افزایش تقاضا برای نفت و متعاقباً افزایش قیمتها، خواهد شد. علی النعیمی در این رابطه گفته است که «قیمتهای فعلی سبب افزایش رشد اقتصاد جهانی شده و نهایتاً منجر به افزایش تقاضا و کندشدن روند رشد عرضه، خواهد شد».
با این وجود، شاید تلاشهای اوپک در راستای ضربهزدن به صنعت شیل در نهایت، چندان موفقیتآمیز نباشد. در واقع، علیرغم هزینههای بالای تولید نفت و گاز شیل، بیشتر چنین هزینههایی، هزینههای اولیهای است که در ادامه کار حذف خواهد شد. تاکنون تنها دو شرکت تولیدکننده نفت شیل در ایالات متحده به دلیل سقوط قیمتها، عملیات استخراج خود را متوقف کردهاند، اما تولید دیگر شرکتها همچنان ادامه دارد. به این ترتیب، خروج شرکتهای آمریکایی از بازار جهانی نفت در بلندمدت، با تردیدهایی همراه است.
از سوی دیگر، امید به اینکه بهبود وضعیت اقتصاد جهانی به دلیل کاهش قیمت نفت، منجر به افزایش تقاضا شود نیز در کوتاهمدت، امیدی واهی است. در واقع، علیرغم اینکه اقتصادهای نوظهور میتوانند از قیمتهای پایین نفت، منتفع شده و رشد و توسعه اقتصادی خود را سرعت ببخشند، افزایش تقاضای متعاقب آن نیز با توجه به رشد تولید نفت و افزایش عرضه، جبران خواهد شد. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا عصر قیمتهای پایین نفت، آغاز شده است؟
پاسخ این پرسش، حداقل در کوتاهمدت، مثبت است. با توجه به اصرار عربستان سعودی بر عدم کاهش سطح تولید نفت خود، در حالحاضر هیچ نشانهای حاکی از احیاء قیمتها تا سطوح پیشین، مشاهده نمیشود. سازمان اطلاعات انرژی ایالات متحده پیشبینی میکند که در سال 2015، قیمت نفت همچنان پایین باقی خواهد ماند و بهطور متوسط حول 63 تا 73 دلار به ازای هر بشکه، ثبیت میشود. در واقع، پیشبینی مدتزمان پایینماندن قیمتهای نفت، دشوار است، چراکه عوامل متعددی نظیر ناآرامیهای خاورمیانه، وجود دارد که میتواند بر بازار جهانی نفت تأثیر بگذارد.
قیمتهای پایین نفت و تأثیر آن بر کشورهای آسیایی
به نظر میرسد که قیمتهای پایین نفت، کشورهای بسیاری، حتی تولیدکنندگان نفت را منتفع سازد. در واقع، از آنجا که قیمتها به زیر قیمت تولید اعضای اوپک، نخواهد رسید، این کشورها همچنان از فروش نفت، سود میبرند. از سوی دیگر، برای دیگر کشورها نیز، قیمتهای پایین نفت، به نفع دولتها، مصرفکنندگان و اکثر صنایع، بهخصوص صنایع حمل و نقل و شرکتهای پالایشی، خواهد بود. در نهایت، تحقیقات نشان میدهد که عامل مضر برای اقتصاد جهانی، نه قیمت نفت، بلکه بیثباتی قیمتهای نفت است.
کشورهای آسیایی عمدتاً واردکننده نفت هستند. بنابراین، اقتصادهای آسیایی میتوانند از این فرصت بهوجود آمده، استفاده کنند. برای نمونه، چین میتواند یکی از برندگان شرایط فعلی باشد. در واقع، وابستگی شدید به واردات انرژی، یکی از چالشهای پیشروی اقتصاد و امنیت ملی این کشور محسوب میشود. اکنون با توجه به افزایش عرضه داخلی نفت در ایالات متحده، چین به بزرگترین واردکننده نفت جهان بدل شده است. در واقع، پیشبینی میشود که علیرغم کندی رشد اقتصادی، تقاضای این کشور برای انرژی همچنان افزایش یابد.
به این ترتیب، علیرغم اینکه تقاضای نفت چین، یکی از عوامل اصلی تعیینکننده آینده قیمتهای نفت خواهد بود، قیمتهای پایین فعلی نیز میتواند فرصت مناسبی بهمنظور توسعه اقتصاد، کاهش تورم و افزایش ذخایر استراتژیک نفت در این کشور باشد.
از سوی دیگر، قیمتهای پایین نفت به دولتهای آسیایی کمک میکند تا به لطف کاهش هزینههای واردات، منابع مالی خود را در راستای اهداف دیگری، هزینه کنند. کشورهایی نظیر مالزی و اندونزی، صادرکننده نفت هستند و احتمالاً از کاهش قیمتها، متضرر میشوند. اما هر دو کشور، یارانهی حاملهای انرژی را که سالها بار مالی عمدهای بر دوش دولتهای آنها بوده است، کاهش دادهاند. همانگونه که جوکو ویدودو رئیس جمهور اندونزی در اجلاس اخیر اپک در پکن، خاطر نشان کرد، صرفهجویی مالی ناشی از کاهش یارانههای حاملهای انرژی، در بخشهای مولدتر نظیر توسعه زیرساختها، سرمایهگذاری خواهد شد. در واقع، این مسیر درستی که دولتها باید در زمانی که قیمتهای نفت پایین است، در پیش بگیرند.
نهایتاً، به نظر میرسد که تعیین مدتزمان پایینماندن قیمتهای نفت میسر نیست، اما آنچه مسلم است، بازگشت قیمتها به بالای 100 دلار به ازای هر بشکه، در آینده نزدیک، دور از انتظار است. بنابراین، دولتها باید از فرصت استفاده کرده و سیاستهای پولی و مالی خود را اصلاح کنند.