به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
سقوط آزاد قیمت نفت و شرایط پرونده هسته‌ای

ارتباط قیمت نفت با پرونده هسته ای؛ اضافه شدن یک میلیون بشکه به نفت صادراتی ایران قیمت ها را بیشتر کاهش می دهد

ورود یک میلیون بشکه نفت اضافه از طرف ایران یعنی سقوطِ غیرقابل کنترل بازار و این چیزی نیست که ایران بخواهد. بنابراین، مذاکرات امروز، با شرایطِ فعلیِ بازار نفت، برای ایران دستاورد اقتصادی چندانی نخواهد داشت. سقوط بیشتر بازارها حتا آن چیزی نیست که غرب هم آن را بخواهد و این موضوع کار را برای شرکایِ عربِ آنها بسیار سخت‌تر می‌کند.
کد خبر: ۴۰۱۱۰
تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۴
پترونت: وضعیت پرونده هسته‌ای ایران این روزها بسیار بیش‌تر از قبل، پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی شده است؛ توافق مقدماتیِ ژنو در شش ماه اول و ماه‌های بعد به توافق جامع ختم نشد و حالا در وقت‌های اضافه (دوره هفت‌ماهه) هم نمی‌توان چندان با قطعیت از توافقی نهایی و مختومه شدن این پرونده سخن گفت.

با این وجود تکلیف این پرونده باید مشخص شود؛ امروز منازعات مهم‌تری وجود دارند که دیگر چانه‌زنی فرسایشی بر سر مسئله هسته‌ای را برای غرب از درجه اهمیت انداخته‌اند؛ هرچند که موضوع هسته‌ای ایران چیزی جدای از سایر منازعات ژئوپولتیکِ روز نیست اما اصلِ تمرکز باعث می‌شود که طرفین غربی سعی کنند میدان بازی خود را محدود کرده و از جنگ در چندین جبهه بپرهیزند.

منازعه هسته‌ای دیگر بسیار خسته‌ کننده و بی‌معنا شده است؛ این را غربی‌ها خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند. آنها از اول هم می‌دانستند برنامه هسته‌ای تنها یک بهانه و دستاویز برای افزایش فشارهای سیاسی به ایران است و نه چیزی بیشتر؛ غرب می‌خواست قدرت‌گیری ایران در منطقه را محدود کند و با بهانه برنامه هسته‌ای، سخت‌گیرانه‌ترین استراتژی‌ها و تاکتیک‌های خود در این زمینه را برای مدتی بیشتر از یک دهه اِعمال کردند؛ اما آیا در مقطع کنونی این استراتژی‌ها هنوز هم می‌تواند تداوم یابد یا این‌که اصل موضوع دیگر از معنا تهی شده است؟ این پرسشی است که احتمالاً بلوک غرب نیز جواب آن را به خوبی می‌داند؛ در شرایط کنونی میدان مبارزه جا به جا شده و دیگر نمی‌توان در همان جبهه سابق به زد و خورد پرداخت.

در روزهای اخیر ولادیمیر پوتین طی یک کنفرانس مطبوعاتی صراحتاً رسیدن به توافق در پرونده هسته‌ای را بسیار نزدیک دانسته و اعلام کرده است که ایران در جریان مذاکرات انعطاف زیادی به خرج داده است و نمی‌داند چرا توافق تا به حال حاصل نشده است! چین نیز اخیراً به عکس سیاست‌های واکنشی و غالباً منفعلانه خود از ایران حمایت نموده و گویی علاوه بر افکار عمومی و نخبگان ایرانی، طرفِ چینی و روسِ ماجرا نیز از این بازی موش و گربه‌ی غربی‌ها خسته شده‌اند. غربی‌ها نیز همان‌طور که بالاتر گفتیم، عاقل‌تر از آن‌اند که از یک تاکتیک بیشتر از تاریخ مصرفِ آن استفاده کنند؛ پس باید دیگر به پایانِ منازعه هسته‌ای فکر کرد.

در روزها و ماه‌های اخیر ما شاهد یک نقطه عطف تاریخی در بازارهای جهانی نفت بوده‌ایم؛ کاهش یا افزایش 40 درصدی بهای نفت خام چیزی نیست که هر روز ما آن را مشاهده کنیم؛ بازارها در روزهای اخیر شدیداً ملتهب و سیاسی بوده‌اند؛ درآمد نفتی کشورهای تولیدکننده نفت شدیداً کاهش یافته و بودجه‌های جاریِ سال آینده در تمام این کشورها، بارها از لحاظ تعیین قیمت نفت دستکاری و تعدیل شده‌اند. در کشورهایی مثل ایران، ونزوئلا و روسیه (که عموماً در جبهه مقابل غرب قرار می‌گیرند) کسری بودجه‌های شدید برای ماه‌های پیشِ رو پیش‌بینی شده است و کشورهای مصرف‌کننده هم هنوز نسبت به تغییرات بهای کالاهای مصرفی و قیمتِ تمام شده کالاها در بازارهای خود و هم‌چنین بازارهای مقصد، مطمئن نیستند. ارزش روبل روسیه شدیداً کاهش یافته و اگر نخواهیم سناریویِ کاهش عامدانه آن توسط دولت روسیه برای مقابله با کسری بودجه را بپذیریم، در ماه‌هایِ آینده باید عواقب بسیار وخیم کاهش قیمت نفت در این کشور را مشاهده کنیم. در ایران نیز که به عکسِ کشورهای عربِ تولیدکننده نفت، ذخایر ارزی صدها میلیارد دلاری ندارد، نمی‌توان پیش‌بینی‌های مثبتی نسبت به آینده داشت. بنابراین شرایط ژئوپولتیک بسیار ویژه‌تر از آن است که بخواهیم سناریویِ بازی فرسایشی را برای آینده پرونده هسته‌ای ایران هم‌چنان معناپذیر بدانیم.

استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها جا به جا شده‌اند. تحریم اقتصادی، نفتی و بانکی در کنار کاهش قیمت نفت برای دو تولیدکننده بزرگِ بازار یعنی ایران و روسیه، در صورت انفعال این دو آن‌قدر تأثیرگذار هستند که چانه‌زنی سیاسی در مواردِ مورد اختلاف را برای غرب بی‌معنا کنند. غرب این روزها ظاهراً دشمنِ خود را گوشه رینگ قرار داده و چنان ضرباتی به آنها وارد کرده که کم‌کم احساس پیروزی می‌کند اما این قطعاً پایان ماجرا نیست.

در موردِ خاصِ پرونده هسته‌ای درست در زمانی که همه انتظار تمام شدن مذاکرات و حصول نتایج قطعی را داشتند، غرب ناگهان زیرِ میز بازی زد و مذاکرات در وقت تمدید شده هم به جایی نرسید؛ آن روزها دقیقاً مقارن شده بود با کاهش شگفت‌انگیز بهای جهانی نفت خام و به نتیجه نرسیدن مذاکرات اوپک برای کاهش سقف تولید؛ امروز دیگر همه می‌دانند که پسِ پشتِ ماجرای نفت، عربستان سعودی و کشورهایی کوچکِ حاشیه خلیج فارس قرار دارند و در واقعِ آنها عاملِ غرب در این زمینه هستند و باید مأموریت خود را تا به آخر ادامه دهند. اما سناریوی کاهش قیمت نفت نیز برای غرب و متحدان مرتجع‌اش چندان بی‌هزینه نخواهد بود: امروز هیچ کس نمی‌تواند از وقوع موج دوم خیزش‌های اجتماعی اعراب اطمینان داشته باشد. نباید فراموش کنیم که شورای هم‌کاری خلیج فارس غیر از تأمین نیازهای کشور خود، باید نیازهای نفتی و بودجه‌ای کشورهایی مثل عمان و اردن و مصر و لیبی را نیز تأمین نماید و بدیهی است با توجه به کاهش بهای نفت، در این زمینه‌ها به زودی اختلالاتی ایجاد خواهد شد؛ به بیانی بهتر کاهش خدمات اجتماعی و رفاهی در کشورهای یادشده جرقه‌ای در انبار باروت خواهد بود. در غرب نیز کاهش بهای نفت تعادل بازارها را به هم ریخته است و به نظر نمی‌رسد که این کاهش تماماً به نفع اقتصادهای مرکز تمام شود؛ اینجا از بحث نفت شیل و کاهش تولید آن به علت کاهش بهای نفت خام می‌گذریم چراکه این روزها به تفصیل در این مورد بحث می‌شود. بنابراین غرب آن‌قدرها هم که وانمود می‌کند در موضع پیروزی قرار ندارد. غربی‌ها به خوبی از خطراتِ قمار و بندبازیِ اخیرِ خود باخبر هستند اما سیاست در زمانه ما مگر چیزی غیر از بلوف زدن و ادعاهای بیهوده است؟

حالا ربط مباحث بالا با پرونده هسته‌ای ایران چیست: ایران به لحاظ منابع مالی تحت فشار قرار گرفته است و با کاهش قیمت نفت این فشارها افزایش خواهد یافت؛ این یعنی فشار در بازارها و زیاده‌خواهی غرب در میز مذاکره. پرونده هسته‌ای حقیقتاً همه طرف‌ها را خسته کرده است و طرف غربی هم لزوماً می‌خواهد از این کارزار پیروز بیرون بیاید. در رسانه‌ها طوری وانمود می‌شود که با حل پرونده هسته‌ای، وضعیت اقتصادی ایران بهبود خواهد یافت. اما هیچ کس به این فکر نمی‌کند که حتا به فرضِ رفع تحریم‌های نفتی (که احتمال آن چندان زیاد نیست)، ورود یک میلیون بشکه نفت اضافه از طرف ایران یعنی سقوطِ غیرقابل کنترل بازار و این چیزی نیست که ایران بخواهد. بنابراین، مذاکرات امروز، با شرایطِ فعلیِ بازار نفت، برای ایران دستاورد اقتصادی چندانی نخواهد داشت. سقوط بیشتر بازارها حتا آن چیزی نیست که غرب هم آن را بخواهد و این موضوع کار را برای شرکایِ عربِ آنها بسیار سخت‌تر می‌کند. از طرف دیگر روسیه و چین هم می‌خواهند جبهه فرسوده منازعه با غرب در مورد پرونده هسته‌ای هر چه سریع‌تر بسته شود تا با تمرکز بیشتر سایر جبهه‌ها تقویت شوند. با این شرایط دو راه بیشتر پیشِ روی پرونده هسته‌ای ایران وجود ندارد: یا یک توافق صوری و یا بایگانی کردن این پرونده.

در موردِ اول، می‌توان یک توافق صوری انجام داد و با توجه به جایگاه ایران در میان کشورهای تولیدکننده نفت و نقش تنظیم‌کننده آن در بازار نفت و هم‌چنین رفع محدود و تدریجیِ تحریم‌ها، ایران نفت خود را در مدت زمانی طولانی وارد بازار کند (ایران در این حالت هم باید شرایط بازار را مراعات کند و هم تحریم‌ها به این کشور اجازه ورود با توان صادراتی کامل را نخواهند داد).
مورد دوم هم چیزی است که امری روتین و روزمره در سیاست جهانی به حساب می‌آید: بسیاری از پرونده‌ها در سیاست بین‌الملل بدون این‌که به اهداف خود دست یابند، مختومه اعلام می‌شوند. سرنوشت پرونده هسته‌ای ایران هم می‌تواند مثل موارد دیگر، زیر خروارها خبر و تحلیل رسانه‌‌ای به تدریج کم‌اهمیت و بی‌رنگ شود. البته برنامه هسته‌ای ایران هیچ‌گاه خطری برای هیچ کس نبوده است اما رسانه‌های غربی آن را یک تهدید نشان داده‌اند! همین رسانه‌ها می‌توانند در جهتِ عکسِ روند قبلی هم عمل کنند.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار:
در انتظار بررسی:
انتشار یافته: ۱
mohammad
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۱۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۱
0
0
باسلام
به نظر من با افزايش توليد داخلي باز هم قيمت نفت كاهش خواهد يافت ، لذا بهترين راه مقابله با اين طوطئه كاهش توليد با هماهنگي ساير كشورهاي دوست و توليد كننده نفت است.
captcha