پس از امضای این قرارداد، کشورهای ژاپن، هند و کرهجنوبی نیز مذاکره با روسیه پیرامون همکاری و مشارکت در بخش گاز را آغاز کردهاند. بنابراین انزوای نسبی روسیه بهدنبال بحران اوکراین، پوتین را به سوی یافتن آلترناتیوهای جدید در آسیای شرقی سوق داده است.
پترونت: ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و ژانگ گائولی معاون نخست وزیر چین در ماه سپتامبر سال جاری، آغاز پروژهای که بنا به گفته خودشان «بزرگترین پروژه ساخت در جهان» خواهد بود را کلید زدند. این خط لوله 3 هزار و 968 کیلومتری که «قدرت سیبری» نامگذاری شده است، گاز طبیعی را از میادین گاز سیبری در روسیه را به منطقه شمال شرقی چین، انتقال میدهد و انتظار میرود که طی سی سال آتی، چهار تریلیون متر مکعب گاز از طریق این خط لوله به چین صادر شود. میادین چایاندا واقع در جمهوری یاکوتیا، با دارا بودن حدود 1.2 تریلیون متر مکعب گاز و 93 میلیون تن ذخیره هیدروکربنهای مایع، ایستگاه اصلی تولید گاز و انتقال آن به چین از شهر مرزی بلاگوشچنسگ، خواهد بود.
پس از بیش از یک دهه مذاکره، روسیه و چین یک قرارداد 400 میلیارد دلاری 30 ساله را بهامضا رساندند. بنا به این قرارداد، سالانه 38 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از روسیه و از طریق خط لوله «قدرت سیبری»، به مناطق شمالشرقی چین منتقل میشود. این توافقنامه در خلال سفر دو روزه ولادیمیر پوتین و هیئت همراهش به شانگهای، بین شرکت دولتی گازپروم و شرکت ملی نفت چین، منعقد شد. در جریان مذاکرات، مانع اصلی پیشروی حصول توافق همواره اختلاف برسر قیمت بوده است، اما شرایط بینالمللی فعلی، این بار به نفع چین بود و پس از مذاکرات، بالاخره توافق حاصل شد. در واقع، در ماههای پیش از حصول توافق، قدرت چانهزنی چین افزایش یافت، چراکه به لطف واردات گاز از کشورهای آسیای مرکزی و نیز از کشور همسایهاش میانمار، توانست نیاز خود به گاز روسیه را کاهش دهد. با این وجود، علیرغم منافع آشکار این توافق برای چین، روسیه هم به اندازه کافی از این توافق منتفع شد، چراکه نهتنها به یافتن شرکای تجاری جدید نیاز داشت، بلکه این توافق، اولین گام در راستای دسترسی گستردهتر به بازارهای چین و آسیا بهطور کلی، بود.
از سوی دیگر، امضای این قرارداد تاریخی، واکنش زودهنگام اتحادیه اروپا را بهدنبال داشت. خوزه مانوئل باروسو رئیس سابق کمیسیون اروپا، نامهای را برای پوتین فرستاد که در آن خواهان تضمین عدم ایجاد وقفه در مذاکرات پیرامون عرضه باثبات گاز به اروپا از طریق اوکراین، شده بود. در این نامه آمده بود که ضروری است که کلیه طرفهای درگیر با توجه به تعهدات تعیین شده در ملاقاتهای پیشین، نقش سازندهای در فرایند[مذاکره پیرامون عرضه گاز]، بهخصوص در رابطه باتعیین قیمتهایی متناسب با شرایط بازار، داشته باشند. باروسو همچنین خاطرنشان کرده بود که علیرغم انتظار شرکتهای اروپایی از شرکت گازپروم مبنیبر پایبندی به مفاد پیمانهای منعقدشده پیشین، تدارک فوری یک سیستم هشدار نیز واجد اهمیت است. وی افزوده بود که اتحادیه اروپا خواهان سطح بالایی از شفافیت بوده و دادههای مربوط به گاز انتقالی از طریق اوکراین را فراهم آورده است.
بنابراین، توافقنامه مزبور در زمان بسیار مناسبی برای روسیه، منعقد شد. در واقع، همانگونه که خبرگزاری بیبیسی گزارش داد «در حالیکه اروپاییها به دلیل دخالت روسیه در بحران اوکراین، تحریمهای اقتصادی را علیه این کشور وضع کردند، این توافقنامه، وابستگی روسیه به خریداران اروپایی را کاهش داد». علیرغم تلاش غرب برای مستثنی کردن صنعت گاز روسیه در تحریمها، محدودیتهای ایجادشده توسط اتحادیه اروپا و ایالات متحده، روسها را وادار کرد تا جستجو برای آلترناتیوهای جدید را آغاز کنند. در واقع، خطرات ناشی از بحران اوکراین و موضع اتحادیه اروپا در قبال روسیه، متنوعسازی بازارهای تجاری را برای روسیه به ضرورتی حیاتی بدل کرد.
به این ترتیب، با توجه به اقدمات ایالات متحده و اتحادیه اروپا در راستای منزویتر کردن هرچه بیشتر روسیه و تلاش پوتین برای مواجهه با این اقدامات، توافق مذکور یک پیروزی برای وی محسوب میشود. اگرچه قیمت فروش گاز به چین فاش نشده است، اما متخصصان برآورد کردهاند که قیمت حدود 350 دلار به ازای هر هزار متر مکعب گاز بوده که کمتر از قیمت 380 دلار و 50 سنت گاز عرضهشده به کشورهای اروپای غربی است. با این وجود، احتمالاً هزینههای احداث خط لوله 4 هزار کیلومتری قدرت سیبری نیز در این توافقنامه لحاظ شده است. بنا به گزارشها، انتقال گاز به چین، از سال 2018، آغاز خواهد شد، بنابراین تأثیر واقعی آن بر روابط روسیه و کشورهای اروپایی، تا آن زمان به تعویق میافتد.
بهعلاوه، تحت تأثیر بحران اوکراین، احتمال تغییر وضعیت بازار جهانی انرژی نیز بیشتر شده است. در واقع، از یک طرف کشورهای اروپایی در حال افزایش حجم ذخایر خود هستند و از طرف دیگر، روسیه بهدنبال بازارهای جدید برای صادرات انرژی است. پوتین در مراسم جشن آغاز پروژه مربوز عنوان کرد که «این خط لوله گاز جدید، همکاری اقتصادی روسیه با کشورهای حوزه آسیا- اقیانوسیه و بهویژه شریک کلیدی ما چین را تا حد چشمگیری تقویت خواهد کرد». وی افزود که «با ساخت شبکه خط لوله گاز در سیبری، ما میتوانیم سیستم خط لوله اروپا را به شرق وصل کنیم». این امر، فرصتهای صادراتی روسیه را افزایش میدهد و کنترل این کشور بر عرضه گاز در سطح بازارهای جهانی بیشتر خواهد کرد.
اوکراین یک کشور واسطه است که از طریق آن، حجم قابلتوجهی از گاز روسیه به کشورهای اروپایی صادر میشود. بنابراین، برخی از متخصصان بر این باورند که امنیت انرژی اعضای اتحادیه اروپا در دستان پوتین است. کلاید راسل تحلیلگر رویترز در حوزه انرژی میگوید «اقدام محتاطانهای که باید صورت گیرد عبارت است از متنوعسازی منابع تأمین انرژی، بهخصوص برای کشورهایی که بیشتر به واردات گاز از روسیه وابسته هستند». با این وجود، متنوعسازی بازارهای صادرات روسیه، یکشبه محقق نخواهد شد. در واقع، خط لوله قدرت سیبری، سال 2019، بهطور کامل عملیاتی خواهد شد. الکسی میلر رئیس شرکت گازپروم نیز تأکید کرده است که این شرکت تأمینکننده مطمئنی برای مشتریانش خواهد بود. در واقع، علیرغم اینکه شرکتهای بزرگ روسی بهدنبال فرصتهای تجاری جدید در شرق هستند، مایل به از دستدادن سهم خود از بازار اروپا نیستند و تلاش میکنند که اعتماد مشتریان اروپایی خود را جلب کنند.
روسیه و چین پیش از این مذاکره پیرامون گسترش همکاریها در بخش نفت را نیز آغاز کردهاند. پوتین از ایده پیوستن سرمایهگذاران چینی به گروه نفت و گاز ونکور، استقبال کرده است. ژانگ گائولی معاون نخست وزیر چین نیز ابراز امیدواری کرده است که غولهای نفت و گاز روسیه و چین در آینده، همکاریهای دوجانبه را افزایش دهند. پوتین نیز خاطرنشان کرده است که علیرغم رویکرد محتاطانه نسبت به شرکای خارجی، هیچ محدودیتی برای مشارکت با چینیها وجود نخواهد داشت.
به این ترتیب، وابستگی چین و روسیه به یکدیگر در سالهای اخیر هرچه بیشتر افزایش یافته است و با حصول توافق اخیر، چین به شریک تجاری خود نزدیکتر شده و روسیه را به تأمینکننده برتر گاز خود بدل کرده است.
برای روسیه نیز حصول این توافق بهمعنای حضور پررنگتر در بازارهای گاز آسیا است. پس از امضای این قرارداد، کشورهای ژاپن، هند و کرهجنوبی نیز مذاکره با روسیه پیرامون همکاری و مشارکت در بخش گاز را آغاز کردهاند. بنابراین انزوای نسبی روسیه بهدنبال بحران اوکراین، پوتین را به سوی یافتن آلترناتیوهای جدید در آسیای شرقی سوق داده است. در واقع، موفقیت پوتین در این زمینه، بهمعنای آن است که تحریمهای غرب علیه روسیه، وضعیت بازارهای انرژی در سالهای آتی را عمیقاً تحت تأثیر قرار خواهد داد.