به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
بررسی صفحات پایانی پرونده هسته‌ای ایران؛ وضعیت طرفین مناقشه هسته‌ای در آخرین روزهای مذاکرات

اعتماد به نفس آمریکا در کنترل و کاهش قیمت نفت رو به کاهش است

«توافقِ خوبِ» احتمالی در روزهای آینده شاید در کوتاه مدت (به علت کسری بودجه ناشی از کاهش بهای نفت خام) تغییر محسوسی در حال و روز اقتصاد ایران ایجاد نکند اما در صورت ادامه‌ی روند جهانی حاضر می‌توان این احتمال را همواره منطقی دانست که در میان مدت، این توافق چندان هم برای طرف غربی خوب نبوده است
کد خبر: ۳۴۱۵۷
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۱
پترونت: به نظر می‌رسد که در روزها و هفته‌های پایانی مذاکرات فرسایشی ایران و قدرت‌های جهانی بر سر مسئله‌ی هسته‌ای این کشور قرار داشته باشیم. البته احتمال تمدید دوباره و خارج از روال توافق ماه نوامبر سال قبل وجود دارد اما با توجه به پافشاری طرفین (به خصوص ایران و آمریکا) بر پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای طبق توافق‌نامه سال قبل، می‌توان به گونه‌ای منطقی انتظار داشت که این گفت‌وگوها در مدتِ کوتاهِ باقی مانده پایان یابند. چیزی که در این میان چشم‌گیر به نظر می‌رسد، اصرار هر دو طرف بر حصول یک «توافقِ خوب» است که با توجه به زمان باقی‌مانده و هم‌چنین کیفیت جزئیات مذاکرات (البته آن چیزهایی که تا به حال به صورت عمومی منتشر شده‌اند) اصطلاحی چندان روشن محسوب نمی‌شود.

مسئله‌ی هسته‌ای ایران- فارغ از ماهیت واقعی آن که هیچ‌گاه مسئله‌ای بین‌المللی و جدی نبوده و تنها دستاویزی برای کشورهای غربی بوده است- اولین گره‌گاه اساسی سیاست جهانی در قرن بیست و یکم و هزاره سوم به حساب می‌آید. در بیش از یک دهه‌ی اخیر صحنه‌ی سیساست بین‌المللی شاهد انواع و اقسام مباحثات و گفت‌وگوهای مشترک بین ایران و مدعیان جهانی بوده است. البته و صدالبته مسئله کنترل تسلیحات اتمی و حتی شاید از آن مهم‌تر، مسئله‌ی استفاده بهتر از انرژی هسته‌ای برای مقاصد غیرنظامی (با توجه به فجایعی نظیر چرنویل و فوکوشیما) باید مورد توجه جامعه بین‌الملل و افکار عمومی جهانی باشند. اما نمی‌توان قبول کرد که کشوری نظیر آمریکا که خود به تنهایی بیش از نیمی از کلاهک‌های هسته‌ای جهان را در اختیار دارد و شریک سیاسی رژیمی مثل اسرائیل است که حتی با نخوت و تبختری تهوع‌آور حاضر به پذیرش صوری ان‌پی‌تی هم نیست، داعیه‌دار محافظت از کره زمین در برابر سلاح‌های اتمی باشد. در این میان بیش از هر چیزی به نظر می‌رسد که مسئله‌ی هسته‌ای ایران بیش از آن که یک مسئله‌ی واقعی باشد، بهانه و مستمسکی برای فشار بر سیستم سیاسی ایران است. نمی‌توان فشار بر ایران را با فشار بر قذافی برای تعطیلی پروژه‌های اتمی لیبی یا فشار بر صدام برای کنترل سلاح‌های کشتار جمعیِ عراق مقایسه نمود، چرا که هر تحلیل‌گر بی‌طرفی می‌داند که این قیاس، قیاسی مع‌الفارق است.

از مباحث مربوط به قدرت نامتقارن جهانی و فشارهای سیاسی قدرت‌های بزرگ بر کشورهای در حال توسعه برای ایجاد اختلال در روند رشد و توسعه‌ی طبیعی آنها که بگذریم (چراکه این مسئله یک امر روزمره و روتین در سیاست بین‌المللی به حساب می‌آید و چیز چندان غامضی نیست)، باید به صورت مشخص بر روند این روزهای پرونده هسته‌ای ایران متمرکز شویم. سیاست تحریمی- جنگیِ ایالات متحده و اتحادیه اروپا در چند سال اخیر علی‌رغم فشارهای شدیدی که بر اقتصاد ایران وارد آورده است، نتوانسته چندان مثمر ثمر باشد. تحریم‌ها به وضوح نتوانسته ایران را به راحتی از پا دربیآورد (نظیر آن کاری که تحریم‌های دهه‌ی نود میلادی  با رژیم صدام حسین کرد؛ البته اینجا یاد نکردن از میلیون‌ها کودک بی‌گناه عراقی که در اثر این تحریم‌ها از گرسنگی مردند، کاری ناجوان‌مردانه است)؛ اقتصاد ایران درست است که تنوع ندارد و تک محصولی به حساب می‌آید اما وسعت سرزمینی، نیروی کار ماهر، عدم انزوای سیاسی این کشور و از همه مهم‌تر نیاز  بازارهای جهانی نفت به چاه‌های ایران، باعث شده تا در مجموع ایده‌ی «تحریم‌های هوشمندانه مالی و نفتی علیه ایران»، در حال حاضر دیگر ایده‌ای شکست‌خورده به حساب بیاید. البته این به معنای آن نیست که ایران از این تحریم‌ها هیچ ضرری نکرده، بحث تنها این است که سود غرب هم از این تحریم‌ها چندان بالا نبوده است.

روند مذاکرات چندین و چند ساله ایران و قدرت‌های جهانی در یک سال و نیم گذشته و با تغییر و تحول سطوح مختلف مدیریت اجرایی کشور، به گونه‌ای کاملاً محسوس دچار تغییراتی جدی شد. به نظر می‌رسد که در این مدت هم ایران و هم غرب ناگهان خواستار پایان دادن به این بازی بی‌ثمر شده‌اند. در این راه مذاکراتی بسیار جدی نیز انجام شد و در کنار آن طرفین فرصتی یک ساله به هم‌دیگر دادند تا از یک طرف ایران بتواند قسمتی از دارایی‌های نفتی خود را زنده کند و از طرف دیگر غرب هم بتواند برنامه‌ای کارآمدتر برای آن چیزی که خود «کنترل ایران» می‌نامند طرح‌ریزی کند.

حال ما در آستانه‌ی پایان این فرصت یک ساله هستیم؛ در صورت عدم حصول توافق، وضعیت باز هم خارج از کنترل خواهد شد و مفاهمه‌ی حداقلیِ مشترک میان طرفین ناگهان ناپدید می‌شود. این آن چیزی نیست که غرب  یا ایران هیچ کدام خواهان آن باشند. دو طرف به خوبی می‌دانند که ادامه دادن به بحرانِ «غیرضروری» هسته‌ای ایده‌ی خوبی برای ادامه مسیر نیست. چرا که در طرف ایرانی ضرورت تدام رشد و توسعه برای عقب نماندن از رقبای منطقه‌ای و در طرف غربی، خستگی افکار عمومی و عدم اتحاد کشورهای درگیر در مذاکرات، آن را غیرعقلانی کرده است. نفت ایران به عنوان یکی از ذخائر بزرگ نفت خام متعارف جهانی، چیزی نیست که نه غرب و نه شرق (با تأکید بر چین) بخواهند از آن صرف نظر کنند. این پتانسیل عظیم نمی‌تواند تا ابد زیر خاک ایران مدفون بماند. در ایران نیز ضرورت پرداختن به مشکلات موجود در زمینه امور مرتبط با بودجه جاری کشور، و ضرورت تغییر مناسبات اقتصادیِ منطقه، انگیزه کافی برای پایان دادن به معضل هسته‌ای ایجاد کرده است.

از طرف دیگر آمریکا ذیل سناریو اصلی خود (یعنی تحریم‌های نفتی و مالی علیه ایران) در ماه‌های گذشته، یک سناریوی فرعی دیگر را به پیش برد: کاهش بیست تا سی دلاری بهای نفت درست همان چیزی است که در صورت توافق جامعه هسته‌ای باز هم ایران را با دردسرهایی مواجه خواهد کرد. بنابراین بی‌جهت نیست که اوباما این روزها دائماٌ از «توافق خوب با ایران» حرف می‌زند. قطعاً توافق خوب از نگاه رئیس‌جمهور کشوری مثل آمریکا، یعنی توافقی که منافع استعماری کشورش به خوبی در آن تضمین شده باشد. با این وجود در طرف ایرانی نیز این سابقه و انگیزه وجود دارد که در صورت حصول این اصطلاحاً توافق خوب، ناگهان برگ دیگری رو کند و همه چیز را به نفع خود وارونه کند.

آمریکا فتیله قیمت نفت را پایین می‌کشد، در اوکراین بحران اندکی فروکش می‌کند، گازپروم با شرکت نفت‌وگاز اوکراین قراردادی تازه برای انتقال گاز در فصول سرد زمستان از روسیه به این کشور منعقد می‌کند، بحران هسته‌ای ایران با زمزمه‌های به دست آمدن یک «توافق خوب» از طرف غربی میز مذاکره، به روزهای پایانی نزدیک می‌شود و همه چیز گُل و بلبلی به نظر می‌رسد. اما احتمالاً آمریکا به فردای حصول توافق بزرگ فکر نکرده است. در صورت لغو تمامی تحریم‌های چند سال گذشته علیه ایران (که البته مسئولین دیپلماسی این کشور تا به حال به کمتر از آن حتی در لفظ هم رضایت نداده‌اند و منطقاً در صورت وقوع توافق باید منتظر آن نیز بود)، دست ایران و روسیه برای هم‌کاری‌های پردامنه و تشکیل ائتلافی حساب شده برای تضمین منافع خود در قبال زیاده‌خواهی‌های آمریکا باز خواهد شد. به خصوص که بدانیم چین نیز به احتمال قریب به یقین ضلع سوم این اتحاد خواهد بود.

نباید فراموش کرد که مجموع ذخایر گازی ایران و روسیه، تقریباً معادل مجموع ذخائر گاز متعارف کل جهان است (البته منهای گاز قطر که باز هم به هیچ وجه قدرت رقابت با غولِ گازی ایران-روسیه را نخواهد داشت). در زمینه نفت نیز مجموع ذخایر روسیه و ایران بی‌رقیب‌ترین منبع نفتی جهان خواهد بود. و با همین منطق ساده نیز می‌توان در میان‌مدت انتظار این را داشت که اتحاد استراتژیک این دو کشور جای اتحاد استراتژیک ایالات متحده و عربستان سعودی را در تعیین قیمت نفت و گاز و محصولات پتروشیمی در بازارهای جهانی بگیرد. ایران و روسیه اگر بتوانند پروژه هم‌کاری مشترک خود در حوزه نفت و گاز را هم‌چون یک سال گذشته فعالانه به پیش ببرند، قطعاً خواهند توانست به یک انحصار مطلق در بازارهای جهانی انرژی دست پیدا کنند. چیزی که در کنار هم‌کاری‌های گسترش‌یابنده کشورهای عضو بریکس و نشانه‌های بروز بحرانی تازه در ساختار اقتصاد غرب که در ماه‌های اخیر هویدا شده است، می‌تواند نقطه پایانی باشد بر نظام تک‌قطبی با محوریت آمریکا.

البته قطعاً بلوک غرب نیز به این سادگی‌ها مغلوب این سناریو نخواهد شد اما رشد اقتصادی بالای بریکس و گسترش سهم دائماً افزایش‌یابنده‌ی این کشورها از تولید ناخالص جهانی، نشان از آن دارد که در سال‌های آتی قدرت چانه‌زنی ایالات متحده و غرب در مقایسه با بلوک نوپدید، دائماً کم‌تر و کم‌تر شده و از آن طرف هم کشورهای بیشتری جذب مرکزِ جدید اقتصاد جهانی خواهند شد که در میان آنها ایران می‌تواند کشوری بی‌نهایت مهم به حساب آید.

«توافقِ خوبِ» احتمالی در روزهای آینده شاید در کوتاه مدت (به علت کسری بودجه ناشی از کاهش بهای نفت خام) تغییر محسوسی در حال و روز اقتصاد ایران ایجاد نکند اما در صورت ادامه‌ی روند جهانی حاضر می‌توان این احتمال را همواره منطقی دانست که در میان مدت، این توافق چندان هم برای طرف غربی خوب نبوده است. ایالات متحده البته به خوبی این را می‌داند اما در حال حاضر راهی به جز این پیشِ رویِ خود نمی‌بیند. آمریکا هنوز از قدرت خود برای کنترل جهان از طریق سازوکارهای به‌کار گرفته‌شده در سیاست خارجی‌اش مطمئن است، با این حال، این اعتماد به نفس نیز ممکن است در آینده خدشه‌دار شود.

captcha