به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
نوتروریسم خاورمیانه‌ای در مسیر تثبیت حاکمیت خود؛

داعش چگونه به جزئی ثابت از خاورمیانه تبدیل می شود؟

سیر وقایع بیان‌گر خطری بسیار دردناک برای منطقه است. غرب داعش را خواسته یا ناخواسته ایجاد کرد و حالا هم با عملیات نمایشی متحدان منطقه‌ای خود، به آن مشروعیت می‌دهد و کشورهای منطقه هم غیر از ایران، عراق و سوریه، به دو دسته تقسیم می‌شوند
کد خبر: ۲۹۴۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۶
پترونت: اعترافات هیلاری کلینتون (کاندیدای احتمالی دموکرات‌ها برای انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا) و افشاگری‌های ادوارد اسنودن مبنی بر دست داشتن سیا و سازمان جاسوسسی رژیم اسرائیل در ساخته شدن پدیده شوم و خطرناک داعش، امروز دیگر تنها اسنادِ موجود برای اثبات دست‌ساز بودن «خلافت اسلامی» داعش در منطقه خاورمیانه و خصوصاً دو کشور عراق و سوریه به حساب نمی‌آیند. حتی انطباق و تقارنِ شدت گرفتنِ حملات داعش در چند ماه گذشته به عراق با مسئله بمباران 50 روزه باریکه غزه نیز دیگر برای تحلیل بروز و ظهور داعش، یک ایده خلاقه به حساب نمی‌آید. در مقابل چیزی که در تحرکات سیاسی و خصوصاً اقتصادی این روزهای خاورمیانه به عینه در جریان است به بهترین نحو، کُنه ماجرای داعش را برای همه مشخص کرده است.

داعش در عراق و سوریه 11 میدان نفتی تحت اشغال خود دارد؛ این گروه در عراق به تنهایی می‌تواند روزانه چیزی در حدود 25 تا 40 هزار بشکه نفت تولید کند و به درآمد 1.2 میلیون دلاری در روز دسترسیِ بسیار آسانی داشته باشد؛ و این تازه بدون احتساب منابع نفتی تحت اختیار این کشور در سوریه است، به گونه‌ای که خبرگزاری‌های جریان اصلی در غرب، تخمین خود از مجموع عایدات نفتی داعش در عراق و سوریه را روی عدد 3 میلیون دلار در روز فیکس کرده‌اند. حال بگذریم از غارت بانک‌ها، اموال دولتی، فروش آثار باستانی و از این‌ها مضحک‌تر، «تجارتِ گروگان‌گیری» توسط این گروه؛ -شکار اتباعِ کشورهای غربی در عراق و سوریه، امروز به یکی‌ از سرگرمی‌ها و اولویت‌های اقتصادی «خلافت اسلامیِ» خودخوانده عراق و شام بدل شده: این گروه با سوءاستفاده از فشار افکار عمومی شرکای غربی خود با به دام انداختن شهروندان آنها، به نحوی بسیار حساب شده و دقیق در حال تلکه کردن کشورهای مبدأ خود هستند. این کشورها هم در اکثر مواقع راهی به جز تن دادن به خواسته‌های گروگان‌گیران ندارند.

بنابراین تا این‌جای ماجرا داعش منابع مالی کمی در اختیار ندارد؛ از این گذشته 40 درصد از اراضی کشتِ گندم عراق در اختیار این گروه است و وسعت سرزمین‌های اشغالی توسط این گروه به وسعت بریتانیای کبیر نزدیک و جمعیت این سرزمین‌ها بر اساس میلیون نفر، در حال دو رقمی شدن است. پس بدون تعارف داعش امروز یک دولت است، چراکه هم نفت می‌فروشد، هم سلاح‌های فوق پیش‌رفته دارد (سلاح‌هایی که با کمک شیوخ عرب و متحدان غربی یا مستقیماً به آنها تحویل داده شده و یا به صورت غیرمستقیم با کمک‌های اطلاعاتی غربی‌ها و شرکای آنها در اشغال پادگان‌های موصل و استان‌های نینوا و انبار، به آنها رسیده‌اند)، هم نظامیان کارکشته (افسران حزب بعث که از زندان آزاد شده‌اند)؛ این گروه هم گندم تولید می‌کند، هم ایدئولوژیِ مسلط دارد، هم مفتی و شارع و محتسب دارد و هم با کشورهای هم‌جوارِ خود حُسن رابطه (بله اینجا منظور ما دقیقاً ترکیه است)؛ و تازه برای جمعیتِ نزدیک به ده میلیون نفری خود شناسنامه هم صادر می‌کند! پس داعش بی‌تعارف، حداقل از ارتجاع‌های  مینیاتوریِ حاشیه خلیج فارس بسیار کشورتر است.

تمام آن چیزی که در این یادداشت سعی داریم بر آن تأکید کنیم این است که ناباورانه در حال مشاهده تبدیل شدن داعش به یکی از بازیگرانِ ثابتِ خاورمیانه هستیم و در این ماجرا دیگر هیچ شکی جایز نیست. داعش به عکس القاعده یا گروه‌های تروریستیِ سوریه، پدیده‌ای نیست که به سادگیِ آمدنش از بین هم برود (در اینجا به ماجرای 11 سپتامبر و کشته شدن مضحک بن‌لادن در پاکستان کمی فکر کنید). حالا و بعد از گذشت چند ماه و از آن مهم‌تر بعد از فرا رفتن از شوک ناشی از اشغال ناگهانی موصل و روشن شدن جزئیاتِ مرتبط با چیستیِ داعش می‌توان مطمئن بود که این بار داعش آمده است تا بماند. اگر القاعده مالاریا بود و به سادگی با گنه گنه درمان شد (یا می‌شد که درمانش کرد)، شیمی درمانی هم سرطان داعش را درمان نمی‌کند، تازه اگر اراده و پزشک‌ مورد نیاز این کار مهیا باشد که نیست.

به صورت مشخص امروز با دو جریان بسیار عمده که خواسته یا ناخواسته در حال مشروعیت بخشی صوری به داعش هستند مواجه‌ایم: جریان اول، تداوم جریان به وجودآورنده این گروه شیطانی است. همگان امروز بر این گزاره صحه می‌گذارند که داعش یا دگردیسی جریانات تروریستی مخالف اسد بوده است و یا طرح و برنامه‌ای از جانب ایالات متحده، بریتانیا و رژیم اسرائیل با هم‌کاری متحدان عربِ خود برای مقابله با  نفوذ ایران در منطقه و یا به جان هم انداختن مسلمانان برای تضمین امنیت اسرائیل! در هر دو حال داعش هیچ موجودییتی نمی‌داشت اگر غرب آن را ایجاد نمی‌کرد و مرتجعان عرب حمایت لجستیکی، مالی و سیاسیِ آن را بر عهده نمی‌گرفتند. پس ادا اطوارهای امروز امارات و قطر و عربستان در هم‌راهی ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا و فرستادن خلبانانِ زن و شاهزاده‌های سعودی برای بمباران مواضع داعش، بیشتر از این که یک عملِ سیاسی مؤثر باشد یک سیرک مهیج است. این ائتلاف «ضد داعش» خواه ناخواه به وجود داعش به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای (البته فعلاً) رسمیت می‌بخشد، خصوصاً که رئیس‌جمهور آمریکا نیز صراحتاً گفته است که مبارزه ما علیه داعش فرایندی بسیار طولانی مدت است! پس داعش فعلاً و برای مدت نامعلومی هست...

دومین جریانِ تثبیت‌کننده داعش، منافعِ اقتصادی کثیفِ کشورهای پیرامونِ داعش و عدم چشم‌پوشی از سودهای کلان نفتیِ حاصل از وجود این گروه، توسط همان کشورهایی‌ست که امروز هم از توبره می‌خورند و هم از آخور. امروز و در حالی که داعش در سوریه، کوبانی (عین العرب) را محاصره کرده و در کردستان سوریه یک فاجعه تمام عیار در حال رخ دادن است، ترکیه سکوت کرده و بی‌تفاوت جریان امور را نظاره می‌کند و این در حالی است که کوبانی در چند کیلومتری مرزهای ترکیه با سوریه واقع شده است. این به تنهایی نشان‌دهنده دروغین بودن مواضع چند سال اخیر اردوغان در قبال مردم سوریه است، چرا که او همواره مدعی بوده که در بحران سوریه طرفدار مردم سوریه خواهد ماند، در حالی که گویی منظور او از مردم سوریه بیشتر جهادیونِ جبهه النصره و داعش  بوده تا مردم سوریه که طبیعتاً اهالی کوبانی هم جزئی از آنها هستند.

نفت عراق و سوریه در دستان داعش با  75 درصد تخفیف و به معنایی روشن‌تر به بهای 20 تا 40 دلار از طریق استان الاانبارِ عراق به اردن می‌رود و از مسیر کردستان به ترکیه قاچاق می‌شود و به نظر می‌رسد که حزبِ عدالت و توسعه در ترکیه و پادشاهی اردن بیشتر از این که دلسوز مردم عراق و سوریه باشند و یا از عواقب امنیتی خرید نفت قاچاق شده داعش بترسند، مشغول لذت بردن از سودِ چند برابری خرید نفت از این گروه هستند. این در حالی‌ست که دلارهای حاصل از نفت قاچاق شده مردم سوریه و عراق، صرف خرید ادوات جنگی، غذا، مایحتاج ضروری و هم‌چنین تطمیع دخترهای 14 ساله فرانسوی و انگلیسی برای حضور در جهاد نکاحِ داعش می‌شوند.

سیر وقایع بیان‌گر خطری بسیار دردناک برای منطقه است. غرب داعش را خواسته یا ناخواسته ایجاد کرد و حالا هم با عملیات نمایشی متحدان منطقه‌ای خود، به آن مشروعیت می‌دهد و کشورهای منطقه هم غیر از ایران، عراق و سوریه، به دو دسته تقسیم می‌شوند: آنها که داعش را حمایت کرده -و حالا به گونه‌ای غیرمستقیم- می‌کنند و آنها که از داعش سود می‌برند و در کنار آن فیگورِ آزادی‌خواهی هم می‌گیرند! بنابراین باید این واقعیت تلخ را پذیرفت که فعلاً نه تنها از بین رفتن داعش غیرممکن است که حتی کم‌کم باید به حضور آن در منطقه عادت کرد.

captcha