به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

کشورهای برنده در بحران اوکراین، و خاورمیانه در فصل سرد سال

برنده نهایی بحران اوکراین و جنگ‌های خاورمیانه چه کشورهایی هستند؟ / آغاز فصول سرد سال و اوج‌گیری قدرت ترکیه و آذربایجان
کد خبر: ۲۸۸۶۸
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۵
پترونت: روسیه در بحران اوکراین دست به قمار بزرگی زده است؛ اتحادیه اروپا نیز البته در هر چه بزرگ‌تر شدن این قمار نقش پُر رنگی داشته است. روسیه یعنی کشوری که یک سوم از گاز مورد نیاز اروپا را تأمین می‌کند و به همین میزان نیز قسمت بزرگی از درآمدهای خود را از فروش گاز به اتحادیه اروپا به دست می‌آورد، طی سلسه حوادثی از زمستان گذشته تا به امروز، نقش کاملاً متفاوتی برای خود در مناقشات جهانی دست و پا کرده است. از طرف دیگر به چاه‌های نفت و گاز خاورمیانه از عراق و سوریه گرفته تا یمن و لیبی که امروز زیر بمباران و تهدیدهای امنیتی شدیدی قرار دارند نیز چندان امیدی نیست. حال سوالی که پیش می‌آید این است که در این شرایط مختصات میدان ژئوپلتیک انرژی جهانی در آغاز فصول سرد سال چگونه تغییر خواهد کرد؟

امروز منازعات حوزه‌ی انرژی در دو میدان جغرافیایی متفاوت با شدت بالایی در حال پی‌گیری است. میدان نبرد شمالی از آن روسیه و اتحادیه اروپاست و میدان جنوبی از آن خاورمیانه، گروه‌های مرتجع و غرب. در میدان شمالی روسیه طی 8 ماه گذشته وارد کارزاری بسیار حیاتی برای اثبات قدرت خود شده است. روسیه حالا مدت‌هاست که از اهرم انحصاری خود یعنی گاز برای تحت فشار قرار دادن اروپا و عرض اندام مجدد در منطقه‌ی اروپای غربی استفاده می‌کند. این کشور به درستی یا به اشتباه با اتحادیه اروپا وارد نبردی بسیار نفس‌گیر شده است. چیزی که از یک سمت ممکن است زمستان امسال اروپا را بسیار سردتر از زمستان‌های گذشته کند و از سمتی دیگر ممکن است روند رشد اقتصادی فدراسیون روسیه را مختل و حتی کند نمیاد. تحریم‌های وضع شده توسط اتحادیه اروپا و ایالات متحده روسیه را با توجه به جاه‌طلبی‌های پوتین در راهی یک‌طرفه قرار داده است. روسیه زمستان امسال باید تکلیف خود را با اروپا، آمریکا و ناتو بر سر مسئله‌ی گسترش نفوذ غرب در اروپای شرقی (که به مدت یک قرن منطقه مورد نفوذ روسیه بوده است) روشن کند. همین مسئله نیز پاییز و زمستان امسال را با توجه به نقش حیاتی گاز روسیه در زمستان‌های اروپایی، از اهمیت ویژه و متمایزی برخوردار کرده است.

در میدان نبرد جنوبی وضعیت حتی به مراتب وخیم‌تر است. نفت ایران تحریم شده است؛ میادین نفتی عراق از یک طرف مورد تهدید گروه‌های تروریستی نوظهور است و از طرفی دیگر برای چندمین بار متوالی در دهه‌های اخیر میزبان بمب‌های آمریکایی شده‌اند. از میادین نفتی سوریه هم چند سالی هست که دیگر کسی هیچ انتظاری ندارد؛ یمن درگیر انقلاب اجتماعی و سیاسی است؛ مصر خود به یک مصرف‌کننده‌ی بزرگ نفت و گاز در سطح جهانی بدل شده است؛ لیبی هم که به تیول‌ دولت‌های عربِ کوچکِ حاشیه‌ی خلیج فارس تبدیل شده و نبرد نیابتی خونینی بین این دولت‌ها بر سر میادین، پالایشگاه‌ها و پایانه‌های نفتی این کشور در جریان است...

بنابراین امسال، پاییز و زمستان در حالی آغاز شده که هیچ کس هیچ نوعی از خوشبینی برای بازارهای نفت و گاز و امنیت حوزه‌ی انرژی در سطح جهانی متصور نیست. اما وجود این بحران‌های پردامنه، پیچیده و گاهاً خونین برای تعدادی از کشورها به نقاطی کلیدی برای عروج به سطح یک قدرت منطقه‌ای بدل شده است. اعرابِ حاشیه‌ی خلیج فارس حالا دهه‌هاست با ایجاد بحران در منطقه سعی در خوش‌رقصی برای غرب دارند اما ماهیت ارتجاعی و هیأت حاکمه‌ی نه چندان عقلانی این کشورها در کنار کوچک بودن آنها (هم از لحاظ جمعیتی و هم وسعتِ سرزمینی) باعث شده تا از رسیدن به جایگاه یک قدرت منطقه‌ای باز بمانند؛ نمونه اعلای این تلاش‌های مذبوحانه  را می‌توان در رفتار سال‌های اخیر کشور قطر دید.

وضعیتِ عربستان البته با این کشورها متفاوت است. عربستان به خاطر حجم تولید غول‌آسای نفتی خود و هم‌چنین نفوذی که بر اقمار کوچک‌اش دارد، دهه‌هاست که توانسته از بحران‌های خاورمیانه نمدی برای خود دست و پا کند و به قدرتی منطقه‌ای بدل شود؛ این کشور چندین دهه است که به عنوان تنظیم‌کننده بازار جهانی نفت طبق میل ایالات‌متحده و با اتکاء به خریدهای نظامی سرسام‌آور خود از این کشور، توانسته است که نقش مهمِ خود در منطقه را حفظ کند. اما مسئله اینجاست که در چند سال گذشته، این کشور در جایگاه نواستعماری خود در منطقه، در حال پیر شدن است. به خصوص که با ورود نفت شیل از اهمیت اساسی‌اش به عنوان تأمین کننده شماره یک نفت آمریکا کاسته شده و در موارد بسیار زیادی کنترل امور در کشورهای اقمار خود را نیز از دست داده است. برای نمونه به رفتارهای اخیر قطر در قبال عربستان سعودی توجه کنید. لازم به توضیح نیست که در مورد مسائل سوریه و عراق نیز زمام امور از کف این قدرت ارتجاعی بیرون افتاده است.

بنابراین به نظر می‌رسد که برنده اصلی منازعات اخیر هم در جبهه‌ی شمالی و هم در میدان جنوبی جماهیر استقلال یافته از شوروی سابق و البته کشور ترکیه است. کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی درست در حد واسط این دو جبهه واقع شده و از لحاظ سیاسی نیز موقعیت‌شان کم و بیش همین است.

در مورد ترکیه باید به نقش فعال این کشور در هر دو میدان اشاره کرد. از طرفی ترکیه در بحران اوکراین گرایش خاصی از خود نشان نمی‌دهد اما با به وجود آمدن این بحران سعی در منطقی و ضروری جلوه دادن طرح‌های انتقال انرژی (خصوصاً گاز طبیعی) از طریق خاک خود به اروپا دارد؛ به خصوص که کشورهای تازه استقلال یافته را نیز منبع خوبی برای این مهم یافته است. ترکیه در جبهه جنوبی نیز با آغاز بهار عربی سعی در ناامن کردن خاورمیانه داشته و هیچ گاه رفتار خصمانه‌ای با گروه‌های تروریستی عراق و سوریه نیز نداشته است. در وجه سیاسی نیز سعی کرده است که روابط گرم خود با اروپا را حفظ نموده و علناً نیز با قدرت‌های منطقه‌ای خاورمیانه در نیافتد. در مورد روسیه هم هیچ‌گاه اظهار نظر خصمانه‌ای از طرف ترکیه دیده نشده است. بنابراین برنامه‌ی حساب شده‌ی ترکیه برای ایفای نقش واسطه‌ای مطمئن بین تمام طرفین درگیر به خوبی نمایان است؛ هر چند که در باطن امور، این کشور از بحرانی شدن شرایط کاملاً راضی است و حتا به نظر می‌رسد که در رسیدن به این مهم از هیچ تلاشی هم فروگذار نیست.

آذربایجان نیز در صدر کشورهای تازه استقلال یافته سعی می‌کند علاوه بر احترام به «برادر بزرگ» یعنی روسیه، از هیچ خوش‌رقصی‌ای برای اتحادیه اروپا چشم‌پوشی نکند. روابط این کشور با ایران، رژیم صهیونیستی و اکثر کشورهای عربی منطقه نیز بسیار خوب به نظر می‌رسد و در ظاهر خوش ندارد که هیچ مسئله‌ای نقش میانجی این کشور در منطقه را بر هم بزند؛ آذربایجان در این زمینه از ترکیه بسیار محافظه‌کارتر است.

حال با  آغاز فصل سرما و حل نشدن هیچ یک از بحران‌ها چه در جبهه شمال و چه در جبهه جنوب به نظر می‌رسد که تنها برنده این منازعات کشورهایی نظیر ترکیه و آذربایجان باشند؛ چراکه روسیه و اتحادیه اروپا هر کدام به نوعی از بحران اروپای شرقی لطمه خواهند دید و تمامی کشورهای خاورمیانه نیز با کاهش توان تولیدیِ خود که از ناامنی در منطقه ناشی می‌شود متضرر خواهند شد. پس در این میان تنها کشورهایی که هم به لحاظ اقتصادی و هم سیاسی از بحران‌های انرژی –خصوصاً در فصول سرد سال- بهره خواهند برد، کشورهای حوزه جنوبی اوراسیا و ترکیه خواهند بود. چراکه یگانه راه امن انتقال انرژی به اروپای سرد به حساب خواهند آمد.
captcha