کیت جانسون در فارین پالیسی
تحلیل فارین پالیسی از چرخش پوتین به سمت شرق: چین عرصه تداخل سیاستهای روسیه و آمریکا
این امر میتواند منجر به جنگی سخت میان گاز غرب سیبری و آسیای مرکزی، و الانجی قطر، استرالیا، کانادا و ایالات متحده شود. در واقع، چین میتواند به عرصه تداخل سیاستهای روسیه و ایالات متحده در آسیا تبدیل شود.
پترونت: همزمان با افزایش فشارهای غرب بر بخش انرژی روسیه و وضع تحریمهای جدید، ولادیمیر پوتین چرخش خود به سمت شرق را سرعت بخشیده و در پی انعقاد قرارداد گازی بزرگ دیگری با چین است.
در صورت به سرانجام رسیدن این اقدام مسکو، قرارداد چندمیلیارد دلاری میتواند حداقل تا حدودی ترس روسیه از یافتن بازارهای جدید برای صادرات گاز طبیعی را کاهش دهد و از سوی دیگر، نگرانیهای چین پیرامون تأمین انرژی مورد نیاز خود، بهخصوص گاز طبیعی و حفظ رشد اقتصادی کشور را تقلیل دهد. با توجه به امکان افزایش نفوذ روسیه در اروپا، اثرات ناشی از قرارداد مذکور از بروکسل تا بریتیش کلمبیا، محسوس خواهد بود.
با این وجود، همانند قرارداد 400 میلیارد قبلی که در ماه مه بین دو طرف بهامضا رسید، اکنون پرسشهای بسیاری در رابطه قرارداد جدید احتمالی مطرح است؛ برای مثال، باید دید که دو طرف بر سر قیمت گاز به توافق میرسند یا نه و یا اینکه آیا شرکتهای تحریمشدهی روسی قادر خواهند بود سرمایه میلیارد دلاری مورد نیاز بهمنظور ساخت زیرساختهای جدید صادرات گاز در غرب سیبری را تأمین کنند؟
الکسی میلر روز چهارشنبه گذشته به پوتین اعلام کرد که شرکت گازپروم آمادگی دارد یک قرارداد 30 ساله بهمنظور عرضه 30 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به چین، با این کشور به امضا برساند. انتقال از طریق مسیر موسوم به مسیر غربی که از غرب سیبری تا نواحی غربی چین و سپس تا سواحل چین امتداد مییابد، صورت خواهد گرفت. این قرارداد میتواند در ماه نوامبر منعقد شود.
میلر افزوده است که با توجه به تسریع مذاکرات با پکن پس از تکمیل قرارداد گازی شرق سیبری در ماه مه، دو طرف افزایش ظرفیت مسیر غربی تا 100 میلیون متر مکعب گاز در سال را مد نظر قرار دادهاند.
در حال حاضر، شرکت گازپروم حدود 160 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را به سراسر اروپا صادر میکند. اما اروپاییها، بهخصوص بعد از توقف ارسال گاز از جانب روسیه به اروپای شرقی، با جدیت بهدنبال گزینههای جایگزین برای تأمین انرژی مورد نیاز خود هستند.
بدون شک، چین در قرارداد قبلی از تخفیف قیمتی قابلتوجهی بهرهمند شد. مسیر غربی، گاز طبیعی را به مناطق دور افتاده چین منتقل خواهد کرد و این امر کسب سود چشمگیر را برای شرکت گازپروم دشوارتر خواهد کرد. در واقع، علیرغم اینکه مسیر غربی میتواند بازار جایگزینی را پیشروی گاز روسیه قرار دهد، اما ضرورتاً نمیتواند یک منبع سودآور و پرمنفعت باشد.
مقامات روسی از جمله پوتین، حتی قبل از اینکه جوهر قرارداد گازی قبلی با چین خشک شود، صحبت پیرامون چشمانداز احداث مسیر غربی که با عنوان مسیر آلتای نیز شناخته میشود را آغاز کردند. دلیل این امر واضح است: مرتبط ساختن میادین گاز غرب سیبری (که در حالحاضر گاز اروپا را تأمین میکند) به چین، مسکو را قادر خواهد ساخت تا بنا به شرایط، گاز را به غرب یا به شرق صادر کند.
پوتین پیش از این در اوایل ماه جاری پیرامون صادرات گاز از طریق مسیر غربی گفت «این امر مزیت بزرگی برای ما خواهد بود و میتوانیم بر حسب وضعیت بازار جهانی، مقصد صادرات را تغییر دهیم».
به این ترتیب، چهچیزی تغییر خواهد کرد؟ دو چیز: یکی بخش انرژی روسیه که به دلیل بحران اوکراین تحت فشار شدید تحریمهای غرب قرار دارد و دیگری، نیاز چین به گاز روسیه که بهنظر میرسد اکنون بیش از چند ماه قبل شده است.
ایالات متحده و اتحادیه اروپا با وضع تحریمهای جدید در اوایل ماه سپتامبر، فشار روی شرکتهای انرژی بزرگ روسیه را شدیداً افزایش دادند. در واقع، اکنون توانایی روسیه برای استخراج نفت در محیطهای چالشبرانگیز نظیر استخراج از اعماق دریا، آبهای قطب شمال و شیلهای نفتی محدود خواهد شد. علاوه بر این، کنگره ایالات متحده بهدنبال وضع تحریمهای سختگیرانهتری است که افزایش فشار بر بخش انرژی روسیه را در پی خواهد داشت. برای نمونه، بنا به یکی از لوایح جدید سنا، در صورت توقف عرضه گاز به اروپا، شرکت گازپروم مشمول تحریمهای ویژهای میشود. لایحه مزبور را کمیته روابط خارجی سنا بهتصویب رسانده است.
کیون وود پیک یکی از تحلیلگران روابط روسیه- چین، در رابطه با قرارداد جدید روسیه و چین گفته است که «قرارداد آلتای، پاسخ حسابشده پوتین به تحریمهای ایالات متحده و اتحادیه اروپا خواهد بود و بزرگترین ذینفع آن نیز چین خواهد بود». وی میگوید «به نظر میرسد پوتین مصمم است که نشان دهد روسیه واجد یک ابزار بسیار قدرتمند است که میتواند با آن، پاسخ درخوری به سیاستهای تحریمی واشنگتن و بروکسل علیه روسیه بدهد».
از سوی دیگر، به نظر میرسد که بحران اوکراین سبب تمرکز اروپاییها روی خلاص شدن از وابستگی شدید به گاز روسیه شده است. کشورهای اروپایی بهدنبال منابع جایگزین گاز هستند و کمیسیون اتحادیه اروپا ماه آینده، نتایج تست استرسی را که بهمنظور بررسی انعطاف کشورهای اروپایی نسبت به تهدید «اخاذی گازی» روسیه صورت داده است، ارائه خواهد داد.
در واقع، برای شرکت گازپروم که بیشتر گاز خود را به اروپا صادر میکند و انتظار میرود که پس از بروز بحران اوکراین به کمترین میزان تولید گاز در سال جاری برسد، خبرهای آتی، خبرهای خوبی نخواهد بود.
اما در این میان، روابط روسیه و چین وارد فاز جدیدی خواهد شد. در واقع، به نظر میرسد که علیرغم روابط نهچندان گرم چین با روسیه در سالهای اخیر، اکنون چینیها تمایل بیشتری نسبت به همکاری با روسها دارند. دلیل این امر آن است که چینیها بهدنبال کاهش مصرف ذغالسنگ به دلیل آلایندگی بالای آن هستند و بنابراین به گاز طبیعی بیشتری نیاز دارند. در آینده نیز، با توجه به منابع غنی گاز شیلی که برآورد شده در چین وجود دارد، مقامات این کشور امیدوارند که با افزایش سطح تولید داخلی بتوانند نیازهای انرژی خود را برآورده کنند.
با این وجود، ماه گذشته مقامات چینی ناگهان اعلام کردند که چشمانداز تولید گاز شیل تا سال 2020 را تغییر دادهاند و سطح تولید مورد نظر خود را از حدود 60 میلیارد متر مکعب به 30 میلیارد متر مکعب کاهش دادهاند. این امر حاکی از آن است که ذخایر شیل چین نسبت به ذخایر ایالات متحده، در عمق بیشتری قرار دارد و بهآسانی قابل استخراج نیست.
یکی از متخصصان حوزه انرژی چین در این رابطه گفته است که «مقامات چینی دیدگاه کاملاً خوشبینانه خود را تغییر دادهاند و چشمانداز واقعگرایانهتری را ترسیم کردهاند».
به این ترتیب، چین میتواند برای جبران کاهش مزبور، به واردات گاز طبیعی مایع یا الانجی روی آورد که در آسیا گران است، یا میتواند گاز مورد نیاز خود را از روسیه و آسیای مرکزی تأمین کند. احتمالاً حجم گاز وارداتی چین از روسیه از طریق مسیر غربی با میزان کاهش تولید گاز شیل در داخل، برابر خواهد بود.
بهعلاوه، بنا به برآورد کیون وود پیک، با ورود گاز ارزان از غرب سیبری به چین، واردات الانجی این کشور حدود 21 میلیون تن در سال کاهش مییابد.
این رویداد میتواند خبر بدی برای صادرکنندگان الانجی در ایالات متحده، کانادا، استرالیا و قطر باشدکه روی بازار پر رونق چین در آینده حساب کردهاند.
بنا به گفته پیک، این امر میتواند منجر به جنگی سخت میان گاز غرب سیبری و آسیای مرکزی، و الانجی قطر، استرالیا، کانادا و ایالات متحده شود. در واقع، چین میتواند به عرصه تداخل سیاستهای روسیه و ایالات متحده در آسیا تبدیل شود.
نویسنده: کیت جانسون
ترجمه: حسین نیکبخت