پوستاندازی روسیه و دست بالای ایران در مذاکرات هستهای
زنگنه وزیر نفت ایران در دیدار اخیر خود با آلکساندر نواک، وزیر انرژی فدراسیون روسیه سخن از افزایش تراز تجارت ایران و روسیه از 1.5 میلیارد به 15 میلیارد دلار به میان میآورد و نواک نیز در پاسخ به او با روی گشاده اعلام میکند که: «زمان تکاندن گرد و غبارها در روابط بین تهران و مسکو فرا رسیده است». به سخنی روشنتر، از قول صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز میتوان گفت که: «ایران امروز قابل اعتمادترین شریک روسیه است».
پترونت: چهار ما بیشتر تا پایان مدتِ تمدیدشده توافق سال گذشته میان ایران و قدرتهای جهانی بر سر مسئله هستهای باقی نمانده است؛ با این وجود امروز مبنا و معنای مذاکرات هستهای برای طرفین مذاکره به کلی تغییر کرده است.
در سطح کلان جایگاه روسیه در مناسبات بینالمللی دچار چرخشی 180 درجهای شده و قدرت آمریکا و اتحادیه اروپا نیز به طرز محسوسی کاهش یافته است. در این یادداشت سعی داریم روند وقایع هشت ماه گذشته از توافق ژنو تا کنون را مورد بررسی قرار داده و پیامدهای آتی این تغییرات در مذاکرات هستهای را پیشبینی کنیم.
پیش از این در یادداشتهایی که در تارنمای پترونت منتشر کرده بودیم مکرراً به تغییر موضع روسیه در روابط بینالملل و به تبع آن در مذاکرات هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی اشاره کرده بودیم. روسیه هشت ماه پیش قدرتی در کنار قدرت مسلط بلوک غرب به حساب میآید اما امروز به وضوح قدرتی علیه بلوک نه چندان مسلط غرب محسوب میشود. این کشور در زمستان گذشته در بهترین حالت یک واسطه برای تسهیل گفتوگوها و روابط بین ایران و ایالات متحده بود، اما امروز شاید بیراه نباشد اگر بگوییم، روسیه شریک ایران است. اگر در سال گذشته روسیه یکی از طرفهای مهم برای تصمیمگیری در زمینه وضع تحریم علیه ایران بود، امروز اما این کشور خود قربانی تحریمهایی درست از جنس تحریمهای ایران است، بنابراین دور جدید مذاکرات کاملاً تغییر کرده است.
این در حالیست که موضع اتحادیه اروپا و آمریکا نیز در مورد موضوع هستهای ایران تغییر کرده است؛ سال گذشته بزرگترین چالشهای سیاست بینالمللی موضوع سوریه و در کنار آن برنامه هستهای ایران به حساب میآمد و دستگاه رسانهای اروپایی و آمریکایی در موضع طرفداری از «دموکراسی» در سوریه (که ایران را مانعی علیه آن جا میزدند) قرار داشته و سعی در ایجاد هراسی جهانی از خطراتِ تخیلی برنامه هستهای ایران داشتند. امروز اما سوریه کمتر در سرخط اخبار جهانی قرار میگیرد و با توجه به معضلاتِ فرارویِ صلح جهانی در بحران اروپای شرقی اساساً موضوع هستهای ایران به فراموشی سپرده شده است.
وضعیت اقتصادی ایران به عنوان پاشنه آشیل این کشور در جریان مذاکرات هستهای و تحریمهای وضع شده توسط بلوک غرب در هشت ماه گذشته نیز کاملاً تغییر کرده است. ایران امروز سطحی پایدار از فروش نفت را تجربه کرده و اقتصادی نسبتا باثبات دارد. زهر تحریمها به مرور گرفته شده و از لحاظ اقتصادی نیز با توجه به اقدامات داخلی و خارجی تهدیدی عاجل در پیشِ رویِ این کشور قرار ندارد. به لحاظ اجتماعی نیز به نظر میرسد که مردم با موضوع تحریمها نسبتاً کنار آمده و حساسیتهای بزرگی در این زمینه وجود ندارد. بنابراین امروز میز مذاکرات مبنایی کاملاً متفاوت از آن چیزی دارد که در زمستان گذشته داشت.
اگر بخواهیم نمایی کلی از وضعیت سیاسی امروز جهان ارئه دهیم، باید قبل از هر چیزی به بحران اوکراین و حساسیتهای پیرامون آن اشاره کنیم: امروز قلب تپنده بحران جهانی در کییف، دونتسک، مسکو و واشنگتن قرار دارد و نه در دمشق یا تهران و این خود به تنهایی تمام مناسبات قدرتهای مسلط جهانی را دگرگون کرده است. روسیه به ناگهان از موضع قدرتی بیرنگ، تسهیلگر و وابسته تبدیل به قدرتی کنشگر شده است. اقدام اتحادیه اروپا، ایالات متحده و بازوی نظامی آنها یعنی ناتو در سرنگونی دولتِ طرفدار روسیه در اوکراین باعث شد که پوتین خواسته یا ناخواسته به سمت رادیکال شدن و اتخاذ موضعی کاملاً متباین با مواضع غرب میل کند.
متعاقب این دگردیسی، مسکو توانست از قدرتچانهزنی خود این بار در جهت متحد کردن قدرتهای نوظهور جهانی استفاده کند و موفقیتهایی چشمگیر نصیب خود کند. چین میزان همکاری و همچنین مناسبات اقتصادی خود را با روسیه افزایش داده و سایر کشورهای نوظهور نیز با همکاری همدیگر قصد ساقط کردن ساختار مالی وابسته به ایالاتمتحده را دارند. از طرف دیگر کنترل خاورمیانه با قدرت گرفتن گروههای تروریستی برای غرب روز به روز سختتر و پرهزینهتر میشود. در این میان ایران نیز توانسته است هم نفوذ خود را در منطقه حفظ کند و هم آن را گسترش دهد.
اما همه اینها باز هم بازنمای کلیت و عمق تغییرات نیست؛ خصوصاً اگر تغییرات داخلی در ایران به حساب نیاورده باشیم. سال گذشته تغییر قدرت اجرایی کشور و به تبعِ آن تیم مذاکره کننده هستهای همزمان شده بود با به وخامت گراییدن وضعیت اقتصادی و تأثیر بیش از اندازه تحریمهایِ وضع شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران. طبیعتاً تیم اجرایی جدید میبایست اقداماتی عاجل و فوری برای رفع بعضی کمبودها و فشارهای حاصل از تحریمها انجام میداد تا شوک ابتدایی آنها رفع شده و وضعیت اقتصادی و اجتماعی به حالتی نسبتاً باثبات برسد. در همین راستا مذاکرات به شیوهای هوشمندانه و نسبتاً محافظهکارانهتر دنبال شد تا به این ترتیب توانایی دفع تأثیرات آنی و گذرای تحریمها برای کشور حاصل آید. تاکتیک فوق به شیوهای کاملاً کارآمد باعث شد تا اقتصاد ایران مسیر خود را از دروازه ورود به بحرانی جدی منحرف کند و به این ترتیب فرصت کافی برای باسازی موارد تخریب شده ایجاد شود.
امروز از قضا علاوه بر این که وضعیت بحرانی تا حدود زیادی رفع شده است و تاکتیک ایران با موفقیت به اجرا درآمده است، ژئوپلتیک جهانی نیز به نحوی کاملاً مقتضی و سازگار با شرایط ایران تغییر کرده است؛ به همین خاطر هم هست که عراقچی مذاکره کننده ارشد ایران در امور هستهای قبل از آغاز دور جدید گفتوگوها در نیویورک به صراحت اعلام میکند که حتی در صورت نهایی نشدن توافقات هستهای با غرب و تمام شدن مهلت تمدید شده توافق ژنو باز هم شرایط به هیچ وجه به حالت قبل از توافق ژنو باز نخواهد گشت.
سخنان عراقچی را نباید یک اظهارنظر سیاسی و نوعی بازارگرمی در آستانه دور جدید مذاکرات دانست. این اظهارات تا حدود بسیار زیادی مبتنی بر واقعیت است. امروز آمریکا با توجه به درگیری با روسیه و تحریم گسترده شرکتهای نفتی و منابع تأمین سرمایه برای صنایع انرژی این کشور، نمیتواند تحریمها علیه ایران را با شدت تابستان گذشته پیگیری کند و در واقع دست این کشور در پوست گردوی اوکراین قرار گرفته است. از طرفی وضعیت عراق و گروه تروریستی داعش به قدری بحرانی است که هنوز احتمال این وجود دارد که سه میلیون بشکه نفت عراق نیز از بازارهای جهانی نفت حذف شود و این در کنار تحریم روسیه و ایران یعنی یک شوک بسیار بزرگ به بازارهای انرژی جهانی و این باز هم یعنی ضرر هنگفت آمریکا.
از طرف دیگر روابط اقتصادی و سیاسی ایران و روسیه در ماههای اخیر به طرزی غیرقابل کتمان شکوفا شده است، به گونهای که زنگنه وزیر نفت ایران در دیدار اخیر خود با آلکساندر نواک، وزیر انرژی فدراسیون روسیه سخن از افزایش تراز تجارت ایران و روسیه از 1.5 میلیارد به 15 میلیارد دلار به میان میآورد و نواک نیز در پاسخ به او با روی گشاده اعلام میکند که: «زمان تکاندن گرد و غبارها در روابط بین تهران و مسکو فرا رسیده است». به سخنی روشنتر، از قول صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز میتوان گفت که: «ایران امروز قابل اعتمادترین شریک روسیه است».
بنابراین در مذاکرات هستهای قدرتهای جهانی -که شامل چین و روسیه نیز میشود- با ایران امروز با نقشآفرینی کاملاً متتفاوت روسیه و احتمالاً چین، آمریکا جای چندانی جهت دست زدن به اقدامات رادیکال ندارد. مگر این که این کشور باز هم به استراتژی همیشگی تکروی خود روی بیآورد که آن نیز با شرایط امروز جهانی چندان محتمل و عقلانی به نظر نمیرسد.