مانورهای اخیر روسیه، تلاشهای دیپلماتیک غرب را تا حد قابلتوجهی بیاثر کرده است. در واقع، مسکو اکنون به قدرتی بدیل برای بازیگران کلیدی منطقه و کشورهایی که بنا به مسائلی نظیر برنامههای هستهای، از اهمیت امنیتی ویژهای برای غرب برخوردار هستند، بدل شده است.
پترونت: تاریخ به ندرت فرصت دوبارهای را پیشرو مینهد، اما مسلماً خود را تکرار میکند و اکنون جهان بار دیگر با مازاد عرضه نفت مواجه شده است.
شاید افراد معدودی به یاد داشته باشند که زمانی قیمت نفت 22 دلار به ازای هر بشکه بود و پس از آن با رسیدن به 100 دلار به ازای هر بشکه، تریلیونها دلار سود را عاید کشورهای تولیدکننده انرژی کرد. اما کاهش بیش از 50 درصدی قیمتهای نفت طی شش ماه اخیر، همه را شوکه کرده است.
تحلیلگران و فعالان اقتصادی دلایل متعددی برای سقوط قیمت نفت مطرح میکنند که از آنجمله میتوان به تمایل عربستان برای زمینگیر کردن صنعت شیل در ایالات متحده و یا تحت فشار قرار دادن روسیه و ایران در جریان مذاکره با طرفهای غربی، اشاره کرد.
امروز حقیقت امر این است که قیمتهای نفت تا حد چشمگیری کاهش یافته و با توجه به اصرار عربستان بر حفظ سقف تولید و تمایل مقامات آمریکایی برای ورشکست کردن روسیه، احتمالاً قیمتها برای مدتی پایین باقی خواهد ماند.
در واقع، کاهش قیمتهای جهانی نفت همزمان با آشکار شدن عدم تأثیرگذاری تحریمهای غرب علیه روسیه بر سر مسئله اوکراین، آغاز شد. البته، تحریمها اقتصاد روسیه را تحت تأثیر قرار داده بود، اما غربیها باید برای مشاهده یک تأثیر واقعی و در حد انتظارات، مدتها صبر میکردند. اما آسیب جدی به اقتصاد روسیه از زمانی آغاز شد که قیمتهای جهانی روبه کاهش نهاد.
در واقع، سودهای نفتی و گازی روسیه، از سال 2001 تا 2004، سهم حدود 73.5 میلیارد دلار در سال را از تولید ناخالص داخلی این کشور داشته است. پس از آن نیز روند روبه رشد ثروت روسیه ادامه یافته است. از سال 2005 تا 2008، سودهای هیدروکربنی سالانه 223.6 میلیارد دلار بوده است. در بازه زمانی 2011 تا 2013 نیز درآمد روسیه از صادرات نفت و گاز به 349 میلیارد دلار رسید.
با این وجود، با اعمال تحریمها و پس از آن سقوط قیمتهای جهانی نفت، روزهای روشن اقتصاد روسیه، تیره و تار شد. بنا به برآورد وزیر امور مالی روسیه، دولت این کشور از فصل بهار گذشته تاکنون، بیش از 140 میلیارد دلار متضرر شده است. علاوه بر این، ارزش روبل روسیه طی شش ماه گذشته حدود 50 درصد کاهش یافته است.
مقامات عربستان سعودی ادعا می کنند که دلیل اصرارشان بر عدم کاهش تولید، حفظ سهم اوپک از بازار جهانی نفت است. در واقع، در حالحاضر حدود 2 میلیون بشکه در روز مازاد عرضه نفت به بازار وجود دارد. اما با توجه رونق تولید نفت در کشورهای غیراوپک، این امکان وجود دارد که درصورت کاهش عرضه از جانب اوپک، کشورهای غیراوپک عرضه خود را افزایش داده و سهم اوپک را از آن خود کنند. با این وجود، دلایل واقعی تصمیم مقامات عربستان سعودی برای پایینآوردن قیمت نفت هنوز بهوضوح آشکار نیست، اما تحلیلگران روسی ادعا میکنند که مقامات ایالات متحده و عربستان سعودی در اقدامی توطئهآمیز قصد بهزانو درآوردن روسیه را دارند.
نگاهی به تاریخ
قیمتهای نفت خام در سال 1980 تا 35 دلار به ازای هر بشکه (معادل 100 دلار به ازای هر بشکه در حالحاضر)، افزایش یافت و در سال 1986، از 27 دلار به زیر 10 دلار به ازای هر بشکه (به نرخ امروز، از 58 دلار به 22 دلار)، رسید. در واقع، مازاد عرضه از اوایل دهه 1980 و با کاهش رشد اقتصادی کشورهای صنعتی و کاهش مصرف انرژی به دلیل قیمتهای بالای سوخت، آغاز شد.
به این ترتیب، کاهش قیمتها سبب شد که درآمد کمتری از صادرات نفت عاید اتحاد جماهیر شوروی شود. از سوی دیگر، افزایش تولید نفت متوقف شد و از سال 1988 نیز روبه کاهش نهاد.
اینگونه بود که اتحاد جماهیر شوروی سالانه 20 میلیارد دلار متضرر شد و سرمایه هنگفتی را که بدون آن قادر به ادامه حیات نبود، از دست داد. به این ترتیب، شوروی با چالشهای مالی جدی مواجه شد: از پرداخت بهای مواد غذایی وارداتی بازماند، کسبوکار از رونق افتادند و نهایتاً زمینهی سقوط شوروی فراهم شد. قدرتهای جهانی در اواسط دههی 1980، در راستای نابودی کامل اتحاد جماهیر شوروی، قیمتهای نفت را برای دو سال پایین نگه داشتند و برای تضمین عدم بازگشت بلشویکها به عرصه قدرت جهانی، دو سال دیگر نیز قیمتهای پایین را حفظ کردند.
پس از آن، قیمتهای نفت افزایش نیافت تا اینکه با فرا رسیدن قرن بیستم و زمانیکه رژیم سیاسی متفاوتی در روسیه روی کار آمده بود، سیر صعودی قیمتها مجدداً آغاز شد.
در ابتدا قیمت نفت در سال 2008 به 100 دلار به ازای هر بشکه رسید و طی شش سال پس از آن نیز بارها افزایش یافت. اما پس از اینکه قیمت نفت خام برنت در ماه اوایل ماه ژوئن سال گذشته به 115 دلار به ازای هر بشکه رسید، سیر نزولی قیمتها مجدداً آغاز شد.
اما در صورتیکه اتحاد جماهیر شوروی به منابعی غیر از درآمدهای نفتی دسترسی میداشت، چه اتفاقی ممکن بود رخ دهد؟
در واقع، در صورتیکه شوروی فرو نمیپاشید، یکی از اتفاقاتی که روی میداد احتمالاً این بود که قیمتهای جهانی نفت با دلیل رشد هرچه بیشتر تقاضا، افزایش مییافت.
اکنون با در نظر گرفتن اینکه تولیدکنندگان عمدهی انرژی قادر نخواهند بود قیمتهای پایین را تا بیش از دو سال حفظ کنند، آیا سناریوی مزبور در شرایط فعلی محقق خواهد شد؟ در واقع، قیمتهای پایین فعلی، اقتصاد کشورهای تولیدکنندهی نفت را شدیداً تحت قرار خواهد داد و از طرف دیگر، میتواند سبب رونق اقتصادی دیگر کشورهای شود. در این میان، چین قدرتی نوظهور است که در صورت تضعیف روسیه، میتواند رشد بیشتری نیز داشته باشد.
به این ترتیب، کشورهای اعمالکنندهی تحریمها و کشورهایی که بهدنبال پایین نگهداشتن قیمتهای نفت خام هستند، باید از هماکنون نقاط آسیبپذیری خود را مدنظر قرار دهند. غربیها باید به این درک برسند که بهتر است روسیه بهعنوان بخشی از اروپا پذیرفته شود؛ به عبارت دیگر، روسیه اکنون یک بازار مصرف عمده برای تولیدکنندگان اروپایی محسوب میشود. بنابراین، این ایدهی ساده که طرد نهایی روسیه از عرصهی قدرت جهانی میسر نیست باید در مرکز استراتژی غربیها قرار گیرد.
اگرچه غرب برای تضعیف روسیه به استراتژی تحریمهای اقتصادی و منزویکردنِ روسیه در سطح بینالمللی متوسل شده است، اما روسیه با توجه به برقراری روابط گرمتر با ایران، کرهشمالی و پاکستان، به موفقیتهای دیپلماتیک متعددی دست یافته و توانسته است تبعات منفیِ الحاق کریمه به خاک خود را کمرنگ کند.
همانگونه ولادیمیر پوتین در یکی از مصاحبههای خود عنوان کرده است، مقامات روسیه بر آنند که تعهد کنند که روسیه یکبار دیگر در پشت یک پردهی آهنین جدید منزوی نخواهد و در این راستا، روابط دیپلماتیک خود با کشورهای نظیر ترکیه، ایران، پاکستان و کرهشمالی را گسترش دادهاند.
مانورهای اخیر روسیه، تلاشهای دیپلماتیک غرب را تا حد قابلتوجهی بیاثر کرده است. در واقع، مسکو اکنون به قدرتی بدیل برای بازیگران کلیدی منطقه و کشورهایی که بنا به مسائلی نظیر برنامههای هستهای، از اهمیت امنیتی ویژهای برای غرب برخوردار هستند، بدل شده است.
نویسنده: گولگیز داداشوا
مترجم: حسین نیکبخت