به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
قمار ایالات متحده بر سر امر محال

تردیدها درباره تداوم تجارت بین‌المللی نفت با استفاده از سیستم پترودلار

برنامه تهاتر نفتی میان ایران و روسیه، زمزمه‌های چین، هند و روسیه برای تجارت انرژی با ارزهای هم‌دیگر و هم‌چنین اقدامات هند در خریداری نفت به وسیله روپیه و طلا از ایران، فکت‌هایی هستند که خبر از عزمی جدی در طرف مقابل برای زمین زدن سیستم پترودلار می‌دهند. هنوز هیچ چیز مشخص نیست اما با این وجود یک چیز بدیهی وجود دارد
کد خبر: ۲۶۶۹۹
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۹:۱۸
پترونت: در دنیایِ معاصر خرید و فروش نفت با استفاده از دلار به چنان امری بدیهی بدل شده است که کمتر کسی خطرِ مناقشه در اصل موضوع را می‌پذیرد و یا حتا تردیدهایی جزئی در مورد کاراییِ آن، به ذهن خود راه می‌دهد؛ اما سیستم موسوم به پترودلار واجد ابعادی کم‌تر‌شناخته‌شده است که سعی می‌کنیم در ادامه آنها را بررسی کنیم. در این یادداشت قبل از هر چیزی روند تاریخی استیلای دلار به عنوان ارز بین‌المللی را مرور کرده و در ادامه به پیدایش و استحکام سیستم مبادلاتی پترودلار خواهیم پرداخت.

تا قبل از دوران طلایی استعمار و فتح و فتوحات قاره‌های ناشناخته توسط غرب از حدود قرن شانزدهم، اصولا تجارت امری محلی و نهایتاً منطقه‌ای به حساب آمده و طبیعتاً ارتباط زیادی با موضوع مورد بحث در این یادداشت ندارد. اما از دوران استعمار و کشف سرزمین‌های جدید با ساکنان بدوی به بعد، سیستم تجارت جهانی با استفاده از یک استاندارد مورد وثوق همه‌ی طرف‌ها (یعنی طلا) کم‌کم به چنان درجه‌ای از قوت رسید که بتواند برای چند قرن ارتباط تجاری بینِ ملل گوناگون و حتا قاره‌های مختلف را ذیل خود مدیریت کند. با ظهور بریتانیا به عنوان قدرت اول جهانی هم در امر اقتصاد و سیاست و هم به عنوانِ کشور پیش‌رو در امر استعمار، پول ملی این کشور (پوند) با پشتوانه‌ی مستقیم طلا نیز تا حدودی توانست جای خود را در این سیستم استحکام بخشد. ترکیب پوند و طلا تا آغاز جنگ جهانی اول -که خود مستقیماً به علت رقابت استعماری دوَل غربی ایجاد شده بود- بدون اشکال عمده‌ای تجارت جهانی را راه‌بری می‌نمود. اما این ترکیب بیش از آن و در قرن بیستم نمی‌توانست ادامه پیدا کند.

در سال‌های مابین دو جنگ جهانی، رقابت دولت‌های اروپایی و آمریکا برای حُقنه کردن پول ملی خود به مبادلات جهانی، راه به جایی نبرد و با آغاز جنگ دوم این آمریکا بود که توانست با تکیه بر قدرت اقتصادی خود و هم‌چنین هژمونی ناشی از پیروزی بر آلمان نازی، یک اجماع جهانی جهت استفاده از دلار برای مبادلات تجاری ایجاد کند. این اجماع جهانی در همایش برتون وودز در سال‌های پس از جنگ به صورتی مدون و با امضاء موافقت‌نامه‌هایی برای سر و شکل دادن به سیستم تجاری دنیا، تبدیل به یک اصل عام و فراگیر شود.

در برتون وودز، قرار بر آن شد که  از آن به بعد ارز بین‌المللی دلار باشد و خزانه‌داری آمریکا نیز متعهد شد که ذخائر دلار کشورهای مختلف جهان را در هر زمان و تحت هر شرایطی به طلا تبدیل نموده و به بانک مرکزی آن کشورها تحویل دهد. به معنای ساده‌تر در برتون وودز قرار شد تا آمریکا به پشتوانه‌ی طلای خود دلار چاپ کند و کشورهای دیگر از این ارزِ با پشتوانه در معاملات تجاری خود استفاده کنند.  همان‌طور که مشخص است این سیستم نیز ادامه‌ی منطقی همان سیستم پیشین بوده با این تفاوت که جای پوند بریتانیا را دلار آمریکا پر می‌کرد.

اما این سیستم نیز نتوانست بیش از چند دهه ادامه پیدا کند و نیکسون رئیس‌جمهور ایالات متحده در دهه‌ی هفتاد تضمین و تعهد خزانه‌داری آمریکا برای تبدیلِ دلارِ در گردش جهانی به طلا را لغو نمود. در نگاه اول شاید این گونه به نظر برسد که اقدام نیکسون تیر خلاصی به هژمونی مالی آمریکا بر تجارت جهانی بوده است اما همان‌طور که امروز می‌بینیم به هیچ وجه این اتفاق نیافتاده است. نیکسون از دهه‌ی هفتاد به بعد پشتوانه‌ی دلار را از طلا، به خودِ دلار بدل نمود و با تکیه بر قدرت اقتصادی بی‌بدیل آمریکا، عملاً اعلام کرد که اقتصاد و هژمونی سیاسی این کشور از این به بعد پشتوانه دلار در مقام ارز مبادلاتی بین کشورهای گوناگون خواهد بود. در سال‌ها و دهه‌های بعد از این اقدام هم، چنان که مشخص است تجارت جهانی به این سیاست تن داده و کشورهای مختلف با خریداری اوراق قرضه دولت آمریکا به عنوان یک سرمایه‌گذاری امن، از اقدامات دستوری ایالات متحده پیروی نمودند.

اما درتقریباً نیم قرن گذشته، این تنها قدرت اقتصادی ایالات متحده نبوده است که دلار را هر روز قدرت‌مندتر از روز گذشته بر جای خود تثبیت کرده است. دولت آمریکا در کنار لغو سیستم قبلی دست به سلسله اقداماتی زد که در مجموع توانست این مهم را شدنی کند. مهم‌ترین اقدام این کشور رسیدن به توافق با عربستان سعودی در مقام بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان، برای تجارت انحصاری نفت خود با دلار بود. این توافق در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد به اوپک تسری داده شد و وقتی که کشورهای عضو اوپک همگی نفت خود را به دلار می‌فروختند، طبیعی بود که با توجه به سهم عمده اوپک از بازار، تجارت جهانی نفت منحصراً در قالب دلار امکان‌پذیر باشد؛ و این خود همان‌گونه که خواهیم گفت علت اصلی تداوم هژمونی مالی آمریکا بر تجارت جهانی است.

پیش از این بارها گفته‌ایم که نفت در دنیای کالاها، نه یک کالای معمولی مثل سایر کالاها، که در معنای دقیق کلمه یک اَبَرکالاست؛ بدون نفت تقریباً تولید هیچ کالایی در دنیای معاصر ما امکان‌پذیر نیست، بنابراین سیاست تثبیت مبادلات جهانی نفت با دلار را به هیچ وجه نمی‌توان سیاستی کم‌اهمیت  تلقی کرد. دلار آمریکا با انحصار تجارت نفت، در بلبشوی رقابت ارزهای مختلف جهان از یک رانت ویژه برخوردار شد که در کنار هژمونی سیاسی آمریکا و هم‌چنین سلطه این کشور بر نهادهای اقتصادی عمده‌ی دنیا، عملاً تفوق بر دلار را برای سایر کشورها غیرممکن نموده است.

شاید اقدام نیکسون و سیاست‌های مالی مشهور ریگان و تاچر، در ظاهر راه را برای رقابت ارزهای کشورهای مختلف در عرصه‌ی جهانی فارغ از استانداردی به نام طلا و صرفاً با تکیه بر قدرت و رشد اقتصادی آنها باز کرده باشد اما در عمق ماجرا به هیچ وجه ارزهای مختلف جهانی در حال حاضر مشغول رقابت با دلار نیستند، بلکه از آن تبعیت می‌کنند. دلیلی مشخص و مثال ویژه‌ی این مسئله نیز یوآن چین است، اگر فقط قدرت اقتصادی و تولید چین در مقایسه با کشورهای مختلف را در نظر بگیریم، باید هم‌اکنون شاهد رقابت نفس‌گیر این ارز با دلار باشیم که البته می‌بینیم به هیچ وجه چنین نیست علت آن هم مشخص است: انحصار سیاسی دلار بر بازارهای جهانی و به خصوص بازار نفت!

اما این روند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ جواب این سوال غیر از سیاست‌های خزانه‌داری ایالات متحده که طبعاً خواهان تداوم آن است، در دست دو بازیگر عمده‌ی دیگر نیز هست: اولین بازیگر این عرصه، قدرت‌های نوظهور و تمایل آنها برای پایان دادن به سلطه‌ی بی‌دلیل دلار بر بازار جهانی است و دومین بازیگر هم سیاست‌های صادراتی کشورهای تولیدکننده‌ی نفت خواهد بود.

در دهه‌ی اخیر شاهد رشد اقتصادی سرگیجه‌آور چین و روند در ظاهر مسالمت‌آمیز سیاست این کشور با آمریکا بوده‌ایم اما این ساده‌انگاری‌ست اگر فرض کنیم چین برای تداوم ابرقدرت بودنِ ایالات متحده مشغول تولید غول‌سای کالا و منبسط کردن اقتصاد خود است. چین بالاخره می‌خواهد روزی از آمریکا جلو بزند (همان‌طور که نشانه‌های آن نیز از همین حالا آشکار شده است). و طبیعی‌ست که این جلو زدن قبل از هر چیزی مستلزم شکستن ابهت دلار است. از طرفی دیگر، قدرت‌های کمی کوچک‌تر نظیر روسیه، هند و برزیل -حتا اتحادیه‌ی اروپا- هم در سر سودای همین کار را دارند. پس باید بالاخره روزی دست به اقدامی اساسی برای درهم شکستن سیستم پترودلار بزنند.

در سمت دیگر ماجرا، در کشورهای تولید کننده‌ی نفت نیز این تمایل برای زیرپا گذاشتن پترودلا روز به روز بیشتر می‌شود. امروز روسیه در کنار ایران دو تولیدکننده‌ی عمده‌ای هستند که انگیزه‌هایی بسیار قوی برای این کار دارند. روسیه درگیر جنگی سرد اما همه‌جانبه با غرب است و ایران نیز به علت تحریم‌های غرب که عمدتاً به فروش نفت و سیستم بانکی معطوف بوده‌اند –و جالب این‌جاست که این هر دو، دو بال سیستم پترودلار به حساب می‌آیند- هیچ تعهدی نسبت به سیستم پترودلار احساس نمی‌کند. پس همه چیز آماده است: هند و چین و برزیل برای تداوم رشد از طرفی به شدت محتاج نفت هستند و از طرفی انگیزه‌ی آن را دارند که از سیستم پترودلار خارج شوند؛ فروشندگان اصلی نفت به آنها یعنی ایران و روسیه نیز عمیقاً خواهان قیام عیله پترودلار هستند. پس سقوط یا تضعیف این سیستم لااقل بر روی کاغذ کاملاً محتمل است.

اما نباید از این امر غافل شد که سیستم پترودلار یکی از آیتم‌های اساسی و بسیار حساس امنیت ملی آمریکا به حساب می‌آید؛ با توجه به میزان بسیار بالای بدهی‌های دولت آمریکا که صرفاً با چاپ دلار بی‌پشتوانه (شاید بهتر باشد بگوییم دلار سیاسی) قابل مدیریت است، می‌توان پیش‌بینی کرد که در صورت سقوط سیستم پترودلار و متعاقبِ آن سقوط ارزش دلار و از بین رفتن جایگاه آن در مقام ارزِ یکه‌تاز بین‌المللی، ورشکستگی تمام عیار و سقوطِ بی‌بروبرگرددِ اقتصاد آمریکا  ناگزیر خواهد بود. بنابراین طبیعی‌ست که آمریکا برای مقابله با این فاجعه ممکن است دست به هر کاری بزند. کما این‌که حمله به عراق و لیبی و هم‌چنین اخراج استراس کان از مدیریت صندوق بین‌المللی پول با یک بهانه واهی را نیز کاملاً می‌توان با تهدید سیستم پترودلار توسط صدام و قذافی و استراس‌کان مرتبط دانست...

با این وجود تحرکات اخیر بریکس و در رأس آن چین و روسیه برای تأسیس یک بانک جهانی در مقابل بانک جهانیِ فعلی (که یکی از محصولات گردهم‌آیی برتون وودز بوده است)، برنامه تهاتر نفتی میان ایران و روسیه، زمزمه‌های چین، هند و روسیه برای تجارت انرژی با ارزهای هم‌دیگر و هم‌چنین اقدامات هند در خریداری نفت به وسیله روپیه و طلا از ایران، فکت‌هایی هستند که خبر از عزمی جدی در طرف مقابل برای زمین زدن سیستم پترودلار می‌دهند. هنوز هیچ چیز مشخص نیست اما با این وجود یک چیز بدیهی وجود دارد: هیچ سیستمی (به خصوص اقتصادی) در تاریخ بشر ابدی نبوده؛ و می‌توان اطمینان داشت که پترودلار هم از این قاعده مستثناء نیست.
captcha