به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

جنگ‌های انرژی در قرن بیست‌ویکم- بخش اول

آرامی‌های صورت‌گرفته در اوکراین و مسئله الحاق کریمه به روسیه، درگیری‌های نیجریه و سودان جنوبی، منازعات چین و دیگر کشورها بر سر حوزه دریای چین جنوبی و نقش عامل نفت در هر یک از این موارد مورد بررسی دقیق‌تر قرار خواهد گرفت.
کد خبر: ۲۶۶۹۸
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۹:۱۷
پترونت: جهان امروز از عراق، سوریه و سودان جنوبی تا نیجریه، اوکراین و دریاهای چین جنوبی و شرقی، به صحنه‌ درگیری‌های جدید یا تشدید منازعات پیشین بدل شده است. این تحولات در نگاه نخست، روی‌دادهای مجزایی به‌نظر می‌رسد که هر یک در شرایط یکتا و ویژه خود ظهور کرده است. اما با بررسی‌ دقیق‌تر می‌توان مشخصه‌های مشترکی- عوامل قومی، مذهبی و تضادهای ملی که همگی به‌گونه‌ای به مسئله انرژی گره خورده است-  را بین آن‌ها شناسایی کرد.

در هر یک از این درگیری‌ها، آتش جنگ عمدتاً به‌واسطه‌ی تضادهای تاریخی بلندمدت میان فرقه‌ها، بخش‌ها و مردم همسایه، شعله‌ور شده است. در عراق و سوریه، درگیری میان سنی‌ها، شیعه‌ها، کردها، ترکمن‌ها و دیگران است؛ در نیجریه، مسلمانان و گروه‌های قبیله‌ای با یکدیگر درگیر هستند؛ در سودان جنوبی، درگیری میان دینکاها و نوئرها است؛ در اوکراین، اوکراینی‌های غرب‌گرا با روس‌زبان‌های طرفدار روسیه درگیر هستند و در حوزه‌ی دریاهای چین جنوبی و شرقی، منازعه بین کشورهای چین، ژاپن، ویتنام و فیلیپین بروز کرده است. در این میان، می‌توان مانند بسیاری از تحلیل‌گران، بروز چنین‌ منازعاتی را به برافروخته‌شدن مجدد آتش اختلافات قدیمی نسبت داد، اما در حالی‌که تأثیر این عامل را نمی‌توان نادیده گرفت، نباید از محرک مدرن و اصلی این درگیری‌ها غافل شد. در واقع، تمایل دستیابی به ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی و کنترل آن‌ها، عامل برجسته‌ای در همه جنگ‌ها و درگیری‌های مزبور محسوب می‌شود. این موارد بدون شک، جنگ‌های انرژی در قرن بیست‌ویکم هستند.

ایفای نقش اساسی مسئله انرژی در چنین جنگ‌هایی، کسی را متعجب نخواهد کرد. در واقع، نفت و گاز در نهایت، از مهم‌ترین و ارزشمند‌ترین کالاها به شمار می‌رود و منبع درآمدی چشم‌گیری برای دولت‌ها و شرکت‌هایی که تولید و توزیع آن را تحت کنترل خود دارند، به حساب می‌آیند. دولت‌های عراق، نیجریه، روسیه، سودان جنوبی و سوریه، سود چشم‌گیری از فروش نفت وگاز کسب می‌کنند و شرکت‌های (اکثراً دولتی) عمده فعال در حوزه انرژی نیز در این کشورها و دیگر کشورهای درگیر در منازعات، قدرت‌های بزرگی محسوب می‌شوند. در واقع، هرکس دولت‌هایی که حوزه‌های تولید نفت و گاز درون قلمرو آن‌ها قرار دارد را تحت کنترل داشته باشد، دریافت و تخصیص سودهای هنگفت را نیز کنترل خواهد کرد. به این ترتیب، اکثر جنگ‌ها و درگیری‌ها مذکور علی‌رغم ظاهر آراسته به دشمنی‌های تاریخی‌ قدیمی، در واقع تلاشی برای تحت کنترل درآوردن منبع اصلی درآمد ملی کشورها هستند.

علاوه‌ بر این، ما در یک جهان انرژی‌محور زندگی می‌کنیم که تحت کنترل داشتن منابع نفت و گاز (و ابزار تولید و توزیع آن)، برای برخی یک مسئله ژئوپولتیک و برای برخی دیگر به‌معنای یک نقطه ضعف اقتصادی است. از آنجا که کشورهای بسیاری وابسته به واردات انرژی هستند، کشورهای صادرکننده- از جمله عراق، نیجریه، روسیه و سودان جنوبی- اغلب تأثیرات نامتجانسی در سطح جهانی دارند. در واقع، آنچه در این کشورهای روی می‌دهد، به همان اندازه که برای مردم چنین کشورهایی واجد اهمیت است، برای ساکنان کشورهای واردکننده نفت نیز مهم و حیاتی است. بنابراین خطر مداخله خارجی در درگیری‌های موجود در چنین کشورهایی- در قالب مداخله مستقیم، کمک مالی، مشاوره نظامی یا ارسال سلاح و تجهیزات- نسبت به هر جای دیگری، بسیار بیشتر است.

در واقع، منازعه بر سر منابع انرژی یک عامل برجسته در جنگ‌های چندین دهه اخیر، از جمله جنگ ایران و عراق  از سال 1980 تا 1988، جنگ خلیج فارس از سال 1990 تا 1991 و جنگ داخلی سودان در سال‌های 1983 تا 2005، بوده است. در نگاه نخست، تأثیر عامل سوخت‌های فسیلی در تنش‌ها و منازعات اخیر ممکن است چندان مشهود نباشد. اما با نگاه ریزبیانه‌تر می‌توان در پشت‌پرده تمام آن‌ها، جنگ بر سر منابع انرژی را تشخیص داد.

 

عراق، سوریه و گروهک تروریستی داعش

دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، گروه تروریستی افراط‌گرایی که کنترل بخش‌هایی از غرب سوریه و شمال عراق را دست دارد، یک گروه نظامی مسلح است که قصد ایجاد خلافت در نواحی تحت کنترل خود را دارد. این گروه به‌غلط ادعا می‌کند که خواهان احیاء شرایط صدر اسلام است. به این ترتیب، آن‌ها به‌دنبال اجرای یک پروژه ملت‌سازی و ایجاد دولتی تمام‌وکمال هستند.

همان‌گونه که تجربه نافرجام ایالات متحده در عراق و افغانستان نشان داده است، پروژه ملت‌سازی امری خطیر و پرهزینه است. در واقع، نهادهای مدنی باید ساخته و پرداخته شود و از نظر مالی تأمین گردد، ارتش دائمی و منظم باید تشکیل شود و بودجه خاصی به آن اختصاص یابد، سلاح و سوخت مورد نیاز باید تدارک دیده شود و از زیرساخت‌ها به‌خوبی محافظت شود. بنابراین، گروهک داعش بدون نفت (یا دیگر منابع درآمدی قابل‌توجه)، به هیچ وجه نمی‌توانست به تحقق اهداف جاه‌طلبانه خود امید داشته باشد. اما اکنون با توجه به اشغال نواحی کلیدی تولید نفت در سوریه و نیز تأسیسات پالایشگاهی در عراق، در موقعیت نسبتاً خوبی قرار گرفته است. بنابراین، دسترسی به نفت مطمئناً در راستای پیگیری استراتژی این گروهک امری ضروری به‌شمار می رود.

سوریه هیچ‌گاه یک تولیدکننده عمده نفت نبوده است، اما تولید حدود 400 هزار بشکه‌ای در روز نفت در این کشورقبل شروع جنگ داخلی، مسلماً منبع درآمدی قابل‌توجهی برای بشار اسد بوده است. اکنون، اکثر میادین نفتی سوریه تحت کنترل شورشیان- داعش، القاعده، جبهه النصره-  قرار دارد. اگرچه سطح تولید تا حد چشم‌گیری کاهش یافته است، اما به اندازه‌ای که منبع درآمدی کافی‌ای برای شورشیان فراهم شود، نفت در سوریه تولید می‌شود. فعالان ضددولتی ادعا می‌کنند که «سوریه کشوری نفت‌خیز است، اما در گذشته رژیم این ثروت ملی را چپاول کرده است و اکنون نیز گروه‌های ضدانقلاب منابع مزبور را به‌غارت می‌برند».

در ابتدا، اکثر گروه‌های شورشی در عملیات استخراجی دخیل بودند، اما از ماه ژانویه به بعد، گروهک داعش با بدست گرفتن کنترل شهر رقه، بازیگر اصلی در میادین نفتی بوده است. به‌علاوه، این گروه میادین نفتی شهر دیرالزور در همسایگی مرز عراق را نیز به تصرف خود درآورده‌اند. در واقع، بیشتر سلاح‌ها و مهماتی که ایالات متحده در اختیار ارتش عراق قرار داده بود، پس از ورود داعش به موصل و شمال عراق، بدست شورشیان افتاده و به‌منظور تحت کنترل درآوردن شهر دیرالزور، به این ناحیه منتقل شده است. از سوی دیگر، در عراق نیز گروهک داعش به‌دنبال تصرف کامل پالایشگاه بزرگ بیجی در بخش مرکزی این کشور است.

به نظر می‌رسد که داعش نفت را به واسطه‌های سودجو می‌فروشد و آن‌ها نیز نفت را به خریداران خود در ترکیه، سوریه و عراق می‌فروشند. در واقع، گروهک داعش، سود حاصل از فروش نفت را به‌منظور پرداخت حقوق به نیروهای خود و جذب نیروهای جدید به کار می‌گیرد.

در هر صورت، درگیری‌ها در شمال عراق ادامه دارد و این امر نیز مشهود است که در آنجا نیز نفت عامل مرکزی است. گروهک داعش به‌دنبال در دست گرفتن عرضه نفت و کسب سود آن به‌منظور افزایش قدرت نظامی و تحقق اهداف خود است. از سوی دیگر، کردها و قبایل سنی مختلف نیز خواهان بدست گرفتن میادین نفتی مناطق تحت کنترل خود و دریافت سهم بیشتری از سودهای نفتی عراق هستند.

در بخش بعدی مقاله، ناآرامی‌های صورت‌گرفته در اوکراین و مسئله الحاق کریمه به روسیه، درگیری‌های نیجریه و سودان جنوبی، منازعات چین و دیگر کشورها بر سر حوزه دریای چین جنوبی و نقش عامل نفت در هر یک از این موارد مورد بررسی دقیق‌تر قرار خواهد گرفت.

نویسنده: مایکل کلِر

مترجم: حسین نیکبخت  ‌
captcha