حضور چین در حیات خلوت آمریکا؛
همکاری چین و آمریکای لاتین به دنبال کاهش قیمت نفت
بین سالهای 2005 تا 2011، سهم چین از کل حجم صادرات و واردات جهانی از 6.6 درصد تا 10 درصد افزایش یافته و این در حالی است که سهم ایالات متحده از 11.4 درصد تا 9.8 درصد کاهش یافته است. بنابراین، این نگرانی در بین دولتمردان آمریکای لاتین وجود دارد که چین به پشتوانه اقتصاد روبهرشد خود، به قدرت مسلط بازارهای بینالمللی بدل شود و رقابت با این کشور هرچه بیشتر دشوار شود.
پترونت: اولین ملاقات مقامات برجسته چین و کشورهای آمریکای لاتین طی اجلاس چین و دولتهای حوزه کارائیب و آمریکای لاتین، اوایل ماه ژانویه در پکن صورت گرفت. در این اجلاس، لوئیس گوئیلرمو سولیس رئیس جمهور کاستاریکا، رافائل کورئا رئیس جمهور اکوادر و نیکولاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا بههمراه پری کریستی نخست وزیر باهاماس و 22 وزیر خارجه، گردهم آمدند. اجتماع دولتهای حوزه کارائیب و آمریکای لاتین، نمایندگانی از کلیه کشورهای آمریکایی بهغیر از ایالات متحده و کانادا را دربر میگیرد. این اجتماع که ائتلافی از 33 کشور حوزه کارائیب و آمریکای لاتین است، در سال 2011 و بهمنظور افزایش انسجام بین کشورهای عضو و کاهش تأثیرگذاری ایالات متحده بر امور سیاسی و اقتصادی منطقه، تشکیل شد. بنابراین، ملاقات مزبور واجد اهمیت بسیاری برای کشورهای آمریکای لاتین، بهخصوص صادرکنندگان نفت، داشت.
در واقع، کاهش 50 درصدی قیمت های جهانی نفت طی هفت ماه اخیر، اقتصاد کشورهای تولیدکننده نفت در این منطقه، بهخصوص ونزوئلا، اکوادر و برزیل را تحت تأثیر قرار داده است. به این ترتیب، این کشورها بهدنبال افزایش صادرات نفت خام به چین و جذب سرمایهگذاران چینی هستند.
شی جین پینگ رئیس جمهور چین که در مراسم افتتاحیه اجلاس مذکور حضور داشت، اعلام کرد که چین و اعضای اجتماع دولتهای حوزه کارائیب و آمریکای لاتین، پیرامون طرح همکاری پنجساله در حوزههای سیاسی، تجاری، امنیتی، سرمایهای، انرژی، امور مالی، زیرساختها، کشاورزی، علوم و صنعت، به توافق رسیدهاند. وی عنوان کرده است که «کلیه طرفها باید تعامل دوستانه را حفظ کرده و ضمن توسعه همگانی، منافع یکدیگر را در راستای تضمین یک بنیاد سیاسی مستحکم برای همکاری، مد نظر قرار دهند».
از سوی دیگر، کشورهای آمریکای لاتین نیز از جنبههای متعدد از جمله انرژی، مواد خام و بازار فروش کالا، برای چینیها واجد اهمیت است. در واقع، پس از سال 2001 و عضویت چین در سازمان تجارت جهانی، واردات این کشور از کشورهای آمریکای لاتین تا حد چشمگیری افزایش یافت. بین سالهای 2001 تا 2013، حجم واردات چین از این کشورها، تقریباً بیست برابر شد.
به این ترتیب، در حالیکه رشد اقتصادی در ایالات متحده و کشورهای اروپایی پس از بحران سال 2008 روبه کندی نهاد، کشورهای آمریکای لاتین به بازار گستردهای برای چینیها بدل شد. در واقع، طی بازه زمانی 2001 تا 2013، حجم صادرات چین به کشورهای مزبور بیش از پانزده برابر افزایش یافت.
چینیها در بسیاری از بخشهای کشورهای آمریکای لاتین نظیر انرژی، کشاورزی یا زیرساختها سرمایهگذاری میکنند. بنابراین، اهمیت این منطقه برای چینیها تا حدی است که شی جین پینگ از افزایش سرمایهگذاری خارجی مستقیم این کشور در کشورهای آمریکای لاتین تا 250 میلیارد دلار طی دهه آتی خبر داده است.
چنین حجمی از سرمایهگذاری با در نظر گرفتن اینکه سرمایهگذاری خارجی مستقیم چین در کشورهای آمریکای لاتین در سال 2011 تنها 22.7 میلیارد دلار بوده است، قابلتوجه است. در واقع، چین در سال 2011 با سهم 9 درصدی سرمایهگذاری در کشورهای آمریکای لاتین، بعد از ایالات متحده (17 درصد) و هلند (13 درصد)، رتبه سوم سرمایهگذاری در منطقه را در اختیار داشت. این در حالی است که در سال 2010، سهم چین از سرمایهگذاری مستقیم در منطقه تنها 1.28 درصد بود.
علاو هبر این، چینیها بهدنبال دو برابر کردن مبادلات تجاری خود با کشورهای آمریکای لاتین نیز بودهاند و انتظار میرود که حجم این مبادلات تا سال 2025 به 500 میلیارد دلار برسد. این در حالی است که حجم این مبادلات در سال 2013، بالغبر 260 میلیارد دلار بوده است. در واقع، علیرغم اینکه کشورهای آمریکای لاتین سهم بزرگی از کل مبادلات تجاری چین ندارند (حدود 15 درصد)، اما امکان گسترش روابط تجاری بین طرفین وجود دارد. بهعلاوه، چین برای کشورهای آمریکای لاتین یک مقصد صادراتی واجد اهمیت محسوب میشود. برای نمونه، چین بزرگترین شریک صادراتی برزیل، شیلی و پرو و دومین شریک صادراتی ونزوئلا، آرژانتین، کاستاریکا و کوبا، محسوب میشود. البته علیرغم افزایش تدریجی روابط تجاری چین- آمریکای لاتین، توزیع حجم مبادلات در کشورها و بخشهای مختلف منطقه، ناهمگون بوده است. برای مثال، واردات عمده چین از کشورهای منطقه شامل مس، سنگ آهن و نفت میشود که بیشتر از کشورهای شیلی، برزیل، آرژانتین و ونزوئلا وارد میشود.
دولت شیلی در سال 2005 یک توافقنامه تجارت آزاد را با چین بهامضا رساند و در سال 2007، چین به بزرگترین مقصد صادراتی شیلی بدل شد. شیلی مقادیر زیادی مس به چین صادر میکند که حدوداً معادل یکسوم کل مس وارداتی چین است. بهعلاوه، چین در سال 2009 به بزرگترین شریک تجاری برزیل بدل شد. برزیل عمدتاً مواد خام نظیر نفت و سنگ آهن را به چین صادر میکند. در واقع، برزیل حجم قابلتوجهی از سنگ آهن وارداتی چین را تأمین میکند و بیش از یکچهارم کل واردات آهن چین از برزیل صورت میگیرد. با این وجود، چین برای برزیلها واجد اهمیت بسیاری است، چراکه بیش از نیمی از آهن تولیدی در این کشور روانه چین میشود. آرژانتین نیز از بازار چین منتفع میشود و بیش از نیمی از سبوس تولیدی خود را به چین صادر میکند. در واقع، حجم صادرات کشورهای منطقه به چین همگام با افزایش تقاضا در این کشور، افزایش یافته است. بنابراین، طبیعی بهنظر میرسد که با تداوم روند افزایشی تقاضا در چین، گرایش این کشور به سمت کشورهای آمریکای لاتین نیز بیشتر خواهد شد.
ونزوئلا نیز یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه است. طی ملاقاتی که در بالا به آن اشاره شد، چینیها موافقت کردند که 20 میلیارد دلار در وئزوئلا سرمایهگذاری کنند و این در حالی است که اقتصاد این کشور پس از سقوط قیمتهای نفت، وضعیت چندان خوبی ندارد. نیکولاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا اعلام کرده است که سرمایه مزبور در بخشهای مسکن، انرژی، زیرساختها و تکنولوژی، هزینه خواهد شد. از سال 2007 تاکنون، چینیها وامهایی بالغبر 50 میلیارد دلار را به ازای واردات نفت در اختیار دولت ونزوئلا قرار دادهاند. ونزوئلا حدود 500 هزار بشکه در روز نفت به چین صادر میکند. در واقع، نفت خام سهم 95 درصدی از صادارت ونزوئلا دارد و با سقوط قیمتهای نفت، اقتصاد این کشور شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته و پیامدهایی نظیر تورم، کاهش تولید و کمبود کالاهای وارداتی را درپی داشته است. بنابراین، چین میتواند نقش مهمی را بهبود وضعیت اقتصادی ونزوئلا ایفا کند.
اما علیرغم همه این موارد، نشانههایی مبنیبر آغاز روند نزولی رشد اقتصادی چین وجود دارد. البته بنا به بررسیهای شرکت بریتیش پترولیوم، چین با واردات 5.6 میلیون بشکه نفت در روز، همچنان دومین واردکننده بزرگ نفت در جهان محسوب میشود. بهعلاوه، انتظار میرود که تقاضای چین برای نفت در سالهای آتی افزایش یابد. به این ترتیب، چینیها از یک طرف خواهان تعمیق همکاریهای خود با ونزوئلا در بخش انرژی و از طرف دیگر بهدنبال مشارکت در توسعه میادین نفت و گاز در برزیل، اکوادر و آرژانتین، هستند. بنابراین در صورت پایین ماندن قیمتهای نفت در آینده یا کاهش قیمتها، گسترش هرچه بیشتر روابط چین- آمریکای لاتین دور از انتظار نخواهد بود.
البته علیرغم فرصتهایی که در عرصه همکاری چین و کشورهای آمریکای لاتین در حوزه انرژی وجود دارد، چالشهایی نیز پیشروی دو طرف قرار دارد. در واقع، یکی از مشکلات اصلی برای چینیها، هزینههای بالای حملونقل نفت در مسیر اقیانوس اطلس، است. بهعلاوه، ظرفیت پالایشی محدود چین، هزینه استخراج نفت و گاز، شرایط امنیتی برخی کشورهای آمریکای لاتین و تأثیرگذاری ایالات متحده بر مناسبات منطقه، از دیگر چالشهای پیشروی چینیها محسوب میشود. از سوی دیگر، کشورهای آمریکای لاتین خود بهعنوان کشورهای در حال توسعه، نگرانیهایی بابت تسلط همجانبه چینیها بر بازارهای جهانی دارند.
در واقع، بین سالهای 2005 تا 2011، سهم چین از کل حجم صادرات و واردات جهانی از 6.6 درصد تا 10 درصد افزایش یافته و این در حالی است که سهم ایالات متحده از 11.4 درصد تا 9.8 درصد کاهش یافته است. بنابراین، این نگرانی در بین دولتمردان آمریکای لاتین وجود دارد که چین به پشتوانه اقتصاد روبهرشد خود، به قدرت مسلط بازارهای بینالمللی بدل شود و رقابت با این کشور هرچه بیشتر دشوار شود.
نویسنده: یگمور ارسان
مترجم: حسین نیکبخت