
بیشترین پروژه ای که شرکت ارتباطات زیرساخت انتظار دارد برای کشور ارزآوری بالایی به همراه داشته باشد پروژه کابل دریایی EPEG است که بهزودی بخش عملیاتی آن آغاز به کار میکند؛ این پروژه که عمان و فرانکفورت را از طريق ايران، آذربايجان، روسيه، اوکراين و لهستان به صورت دریایی به يکديگر متصل خواهد کرد سال گذشته و با امضای تفاهمنامهای با کشور روسیه کلید خورد.
آیا در آن زمان برای این پروژه توجیه اقتصادی مطرح بود؟
بله؛ مسلما همینطور است چرا که طرف روسی اگر انتظار سودآوری بالا از این پروژه نداشت به طور قطع این تفاهمنامه را امضا نمیکرد.
ایران چطور؟ روی این درآمدزایی تا چه حد حساب کرده است؟
در حال حاضر نميتوان در رابطه با میزان درآمدزایی این پروژه اظهارنظر کرد اما چیزی که واضح و مسلم است آنکه بابت ترانزیت ظرفیت پهنای باند به ازای هر لینک STM۶۴ درآمد بسیاری کسب خواهیم کرد.
با این وجود و با توجه به آنکه پيشبینی دقیقی از میزان کسب درآمد از پروژههای کابل ارتباطی بينالملل انجام نميشود چقدر امیدوارید که این پروژهها ارزآوری چشمگیری برای کشور به همراه داشته باشد؟
آنچه که در حوزه ترانزیت كابلهای ارتباطی بينالملل بدیهی است میزان ارزآوری پروژههایی است که ایران به نوعی در آنها موقعیت استراتژیک دارد؛ به نحوی که بیشتر این پروژههای بينالمللی برای کشور چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت با حاشیه سود بسیاری همراه است.
برای مثال پروژه کابل دریایی GBI در درازمدت چه میزان درآمد را برای کشور به ارمغان ميآورد؟
پروژه کابل زیردریایی منطقه خليجفارس (GBI) توسط اپراتور «Gulf Bridge»اتصال ایران با کشورهای منطقه خليجفارس و سایر کشورهای جهان را از طریق فیبرنوری زیردریایی برقرار میکند که این اپراتور برای اتصال کامل منطقه خليجفارس به تمام جهان بر بستر یک زیرساخت کابلی مطمئن با شرکت ارتباطات زیرساخت ایران برای مدت ۲۵ سال قرارداد همکاری امضا کرده است؛ البته در این پروژه بندر گناوه ایران به عنوان نقطه تماس مشخص شده و ایران بابت بهرهبرداری از این پروژه به واسطه این نقطه تماس که در اختیار این پروژه بينالمللی قرار داده، هزینهای نمیپردازد. این پروژه به صورت کنسرسیومی در قطر تشکیل شده که براساس آن شبکه کابلی ایجاد شود تا تماميكشورهای خليجفارس را به هم وصل کرده و بعد از عبور از تنگه هرمز و اتصال به عمان به شبکههای کابلی دنیا متصل شود. یک سر این شبکه که از خليجفارس رد شده به هند و یک سر دیگر آن با عبور از دریای سرخ به اروپا وصل ميشود. همچنین با این پروژه امکان ارتباط ایران با بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی همچون پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان تسهیل خواهد شد. این پروژه اگرچه ارزآوری چندانی برای کشور نخواهد داشت اما ترانزیت پهنای باند و خرید آن و نیز انتقال حداقل ۳.۲ ترابایت ترافیک اطلاعاتی از مزایای حضور ایران در این پروژه کابل دریایی است و البته براساس نیاز این پروژه باید اجرا ميشد.
پروژههای دیگری که هماکنون شرکت ارتباطات زیرساخت روی آن سرمايهگذاری کرده است چطور؟ آیا بیشتر این پروژهها براساس نیاز تعریف میشود و یا کسب درآمد آن مهمتر است؟
برای مثال به پروژه دیگری اشاره ميكنم که درآمد قابل توجهی برای کشور به همراه دارد و آن نصب کابل بینالمللی پروژه دریای خزر است؛ این پروژه با هدف ترانزیت پهنای باند بینالملل از مسیر هند به روسیه و سپس به سمت اروپا و مسیربالعکس نصب و اجرایی میشود به نحوی که این کابل دریایی از آستاراخان در روسیه آغاز و پس از عبور از دریای خزر به چالوس در ایران متصل میشود و یک اتصال دیگر نیز به آذربایجان در دریای خزر دارد، سپس از طریق شبکه فیبرنوری زیرساخت به چابهار و پس از آن از طریق دریای عمان و كابلهای دریایی به بمبئی و سایر درگاههای بینالمللی در هند متصل خواهد شد.
هنوز ظرفیت نهایی این پروژه مشخص نشده و شرکت ارتباطات زیرساخت با توجه به مجوزی که دولت برای حضور در پروژههای بینالمللی در سال ۹۱ در اختیارش گذاشته ميخواهد آن را اجرایی کند.
اما با امضای تفاهمنامه، مشخص شده که این پروژه درآمد قابل توجهی برای کشور به همراه خواهد داشت.
برآوردهای این درآمدزایی چگونه است؟ یعنی نميتوان رقم مشخصی را به عنوان درآمد سالانه دولت از ارتباطات بينالملل برآورد کرد؟
این رقم به هیچ عنوان قابل پيشبینی نیست؛ چرا که از سویی نرخهای بازار جهانی مدام در حال تغییر است و از سوی دیگر مسائل داخلی باعث ميشود نتوان محاسبه دقیقی در این رابطه انجام داد.
اما برای پروژه کابل دریایی پیشگامان مبلغی به عنوان سود، برآورد شده بود!
بله؛ پروژه کابل دریایی پیشگامان که از عمان به ایران کشیده ميشود نشاندهنده توان و حضور بخش خصوصی در مقوله سرمايهگذاری برای زیرساخت ارتباطی کشور است که ميتواند درآمدزایی بسیاری به همراه داشته باشد.
در این پروژه البته ما بیش از آنچه که بهدنبال درآمدزایی ارزی بوده باشیم مسائل مختلفی را در حوزه ارتباطات و فنآوري اطلاعات کشورمان مورد توجه قرار دادهایم. اما برخی مسائل باعث شد راهکارهای ببشتری را اتخاذ کنیم.
پیشتر یکسری پروژههایی از سوی کشورهای منطقه کلید خورد که از جمله آن ميتوان به پروژههای RCC و JADI اشاره کرد که از سمت امارات به عربستان سعودی، سوریه و در نهایت به ترکیه کشیده ميشد اما به دلیل تحولات منطقهای و موضوع سوریه متوقف ماندند. در این راستا ما با افتتاح پروژههای خودمان ميتوانیم ظرفیت این پروژههای متوقف شده را برای کشورمان در اختیار گیریم و پروژه خود را جایگزین این بخش از ترانزیت بينالملل کنیم.
براین اساس پروژه کابل دریایی EPEG را کلید زدیم که بابت هر ۶۴Sm بالغ بر دومیلیون دلار درآمد ارزی برای کشور به همراه خواهد شد و از آنجا که ۳۲۰ لینک Sm۶۴ در برنامه واگذاری داریم رقمی معادل ۶۴۰ میلیون دلار درآمد ارزی از این پروژه برای کشور کسب ميكنیم.
اما در پروژه کابل بینالمللی پروژه دریای خزر که از چابهار، بمبئی دریای خزر و روسیه به اروپا متصل میشود بیش از هر چیز منافع دیگری مدنظر ماست.
یعنی در کنار منافع ارزی، منافع دیگری نیز از ترانزیت ارتباطات به دست ميآيد؟
بله، البته ما در منطقه بهدنبال کسب درآمد از طریق كابلهای بينالملل هستیم و معتقدیم این فعاليتها درآمد ارزی قابل توجهی را برای کشور رقم خواهد زد؛ حتی برای نگهداری این كابلهای بينالمللی ميتوان درصدي را نیز کسب کرد که حدود ۴درصد از کل واگذاريهای کابل محسوب میشود.
حتی با گران شدن تجهیزات و افزایش آن ميتوان همچنان امیدوار به کسب درآمد بود؟
از آنجایی که این فعاليتها متناسب با زیرساختهای فنآوري اطلاعات و ارتباطات کشور است افزایش قیمت ارز تاثیری در روند فعاليتهای ما نخواهد داشت چرا که ما اهداف بلندمدتی را دنبال ميکنیم.