دولت پیشنهاد داده است که قیمت حاملهای انرژی در بودجه سال آینده 2 برابر شود. در واکنش به چنین موضوعی اولین مسالهای که به ذهن میرسد این است که آیا این پیشنهاد دولت با نگاهی به عملکرد و نتایج مرحله اول افزایش قیمت حاملهای انرژی همراه بوده یا صرفا پیشنهادی است که با کمک آن منابع یارانههای نقدی را تامین کند و هیچ نگاه اقتصادی و توسعهای در چنین پیشنهادی نهفته نبوده است؟
طرح چنین موضوعات اقتصادی که مقدمه ورود به فاز دوم قانون هدفمندی یارانههاست 2 رویه ظاهری و باطنی دارد. ظاهر داستان افزایش قیمت حاملهای انرژی این است که ما قیمت برخی کالاها را افزایش میدهیم و در کنار آن اهدافی هم تعریف میکنیم اما موضوعی که از آن غافل هستیم این است که اقتصاد یک مجموعه به هم پیوسته است که تمام اجزا و عناصر آن با هم و در ارتباط با یکدیگر است. اما آنچه در افزایش 2 برابری قیمت حاملهای انرژی دیده میشود این است که تنها قرار است قیمت حاملهای انرژی اضافه شود تا منبع پرداخت نقدی یارانهها در سال آینده را تامین کند و این نگاه یک نگاه ظاهری به این قضیه است.
تا وقتی نگاه ما این باشد که قانون هدفمندی یارانهها که بخشی از طرح تحول اقتصادی بوده است به جای پرداختن به اهداف بلندمدت و توسعهای در اقتصاد، تنها در راستای توزیع پول نقدی به کار گرفته شود و تنها نگاه آن حقوقبگیر کردن ملتی باشد که قرار بود با اجرای این طرح و دیگر طرحهای اقتصادی دیگر اشتغال و کارآفرینی برای آنان ایجاد شود، کاری از پیش نمیبریم. چرا باید این نگاه غالب باشد که پولی را از طریق افزایش حاملها بگیریم و همان پول را مجددا بین مردم بازتوزیع کنیم. آن هم بازتوزیعی که نتیجهای جز تورم و رکود در بخشهای مختلف را به همراه نداشته است.
تورم و رکودی که نارضایتی مردم و کارفرمایان را به دنبال داشته است. چرا باید تجربه نامطلوب را مجددا تکرار کنیم؟ شاید اجرای طرح قانون هدفمندی و افزایش قیمت حاملهای انرژی در شعار زیبا و جذاب باشد اما شعارهای زیبا نیازمند عمل است. مگر جز این است که اکنون دولت در مقایسه با دوره پیش از اجرای قانون هدفمندی، یارانه و سوبسید بیشتری در خصوص هر لیتر بنزین و دیگر حاملهای انرژی میپردازد؟
اما اکنون باز هم درصدد است قیمت حاملهای انرژی را افزایش دهد تا بخشی از این افزایش هزینهها را جبران کند. یک نگاه کوچک به بودجههای عمرانی کشور وضع را آشکار میکند. امسال تنها 10درصد بودجه عمرانی کشور محقق شده است. این به آن معناست که ما 90درصد درآمدهای کشور خود را مصرف کردهایم و تنها 10درصد آن صرف امور زیربنایی و عمرانی شده است. بهتر نیست به جای تکرار تجربه ناموفق دوره قبل دست نگه داریم تا دولت آتی روی کار بیاید و سپس آن دولت که امید میرود نگاه توسعهای داشته باشد، در خصوص اجرای این طرح تصمیم بگیرد؟
آرمان