از آنجاییکه رسیدن به میزان 7 درصدضریب نفوذبیمه به GDP یعنی سه برابر شدن سهم بازار فعلی در پایان برنامه ششم با توجه به عظیم بودن این رقم بدون شک دیگر نمیتوان بررسی را محدود به رشته بیمه های زندگی نمود بلکه نیاز بسط موضوع به بیمه های غیر زندگی نیز دارد .لذا نگارنده بعنوان یک کارشناس بخش بازاریابی بیمه سعی دارد در چندین یادداشت متوالی تا آنجاییکه دانش و تجربه محدود اجازه میدهد به نقد و بررسی شرایط فعلی بازار بیمه و نیز الزامات و راهکارهاپرداخته و از این رهگذر توجه و التفات مسولین ارشد دولتی ونمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و مدیران صنعت بیمه کشور را به ضرورت تغییرات و اصلاحات مورد نیاز بستر سازی رسیدن به سهم بازار تعیین شده در پایان برنامه ششم مختص صنعت بیمه جلب نماید.
در واقع اهمیت این جلب توجه وقتی بهتر و بیشتر لمس میگردد که دقت نماییم که ترکیب و اجزای برنامه ها بطور کلی برنامه ششم بطوریست که در آن قرار است تمامی بخش های اقتصادی ,اجتماعی ,فرهنگی جامعه بطور متوازن و هم افزا شرایط فعلی را به شرایط مطلوب تر در پایان برنامه ششم برسانند,پس در واقع زمانیکه آن بخش ها به نتایج پیش بینی شده و سهم تعیین گردیده برای آنها درپایان برنامه برسند صنعت بیمه نیز میتواند به سهم تعیین شده برای وی در پایان برنامه ششم برسد در واقع صنعت بیمه نیز بعنوان یک زیر سیستم اقتصادی تابع نتایج ناشی از حصول موفقیت و یاشکست سایر سیستم های کلان و خرد اقتصادی است. در واقع بطور کاملا تنگاتنگی هم افزایی و هماهنگی کلیه سیستم ها در سطح ملی برای تحقق و رسیدن به اهداف برنامه ششم ضروری و غیر قابل اجتناب است. اما این وابستگی و هم افزایی سیستم های مختلف و ضرورت توازن آنها دلیل نمیشود که صنعت بیمه کاستی ها ، نواقص و معایب ، نقاط ضعف موجود در درون صنعت را توجیه کند و دست به اصلاحات لازم و اساسی برای تحول لازم و پویا نمودن صنعت نزند.
کارشناس ریسک و بیمه
حاجی اشرفی