خبراقتصادی - شرکتهای قرن بیستویکم تابع الزاماتی هستند که مختصات فعالیتشان را تغییر میدهد و فرهنگ سازمانی جدیدی برای آنها تعریف میکند. غالب این شرکتها ناگزیرند که روی پلتفرم آیتی دست همکاری به هم دهند.اتوماسیون اداری شاید ابتداییترین ابزاری است که این شرکتها باید به آن مجهز باشند. داشتن بانک اطلاعاتی یکپارچه، وجود نرمافزارهای مالی اداری و مراکز داده از دیگر ابزارهایی است که شرکتهای امروزی را چابکتر و مدیریت پروژهها را سادهتر میکند.
در کسبوکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات، سرعت تغییرات به قدری بالاست که شرکتها و سازمانهای تکنولوژیمحور ناگزیرند ساختار کسبوکاری منعطفی داشته باشند تا با توجه به تغییر ذائقه مردم، بتوانند خدمات جدیدی ارائه دهند. آگاهی از نحوه اداره و نگهداری شرکتها و سازمانهای فناوری اطلاعات نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. غالبا افراد زیر ۴۰ سال بر منصب مدیران پروژه در شرکتهای فناوری اطلاعات مینشینند.
میانگین سنی اعضای هیات مدیره اغلب شرکتهای صنعت آیتی به 50 سال هم نمیرسد در حالیکه متوسط سن اعضای هیات مدیره شرکتهای صنایع دیگر نزدیک به 65 سال است. با کمک چنین دادههایی میتوان برای جذب مدیران و نیروهای جدید و همینطور تغییر ساختار شرکتها پیشبینیهای دقیقتری انجام داد. آگاهی از این اطلاعات میتواند به بازطراحی ساختار شرکتها نیز کمک کند.
شاید اینطور به نظر بیاید که ساختار سازمانها و شرکتهای فناوری اطلاعات همواره در حال دگرگونی است، اما در واقع این ساختار به نحوی چیده میشود که مسیر را برای انجام تغییرات باز بگذارد. به عنوان مثال در این شرکتها به جای ایجاد معاونتی تحت عنوان مخابرات یا پرداخت، کلانتر به موضوع نگاه شده و معاونت B2B یا B2C ایجاد میشود. در این صورت حوزه تلکام یا پرداخت الکترونیکی، ذیل معاونتهای مفروض جای میگیرد و دست کارفرما را برای طراحی کسبوکارهای متنوع باز میگذارد.
اینجا دیگر ساختار تغییر نمیکند بلکه کسبوکارها و پروژهها هستند که بهروز میشوند. آگاهی از تغییر روند کسبوکارها طی یک دهه آینده نیز آمادگی افراد و شرکتها را برای رویارو شدن با تحولات دوچندان میکند. باید گفت بیش از آنکه شرکتها دغدغه ساختاری داشته باشند باید به چرایی و ماهیت کسب و کارهایشان در طول سالهای آتی بیندیشند، چرا که موضوع حائز اهمیت، پیشبینی نیازهای مردم در آینده است.
آنچه در ایران تجربه شده بیشتر مبتنی بر مدیریت سازمانهای سنتی بوده است تا مدرن. افراد و سرمایههای انسانیمان هم آدمهای عجیب و غریبی نیستند؛ کسانیاند که دقیقا از دل همین شرکتها و سازمانهای سنتیمحور بیرون آمدهاند. آمدن صنعت جدید فناوری اطلاعات در عصر امروز، به مثابه هر صنعت دیگری مشکلات خاص خودش را به همراه دارد. اما نحوه برخورد با تغییرات و اداره این سازمانها و شرکتها تنها مسالهای نیست که مختص ایران باشد، حتی در اروپا و آمریکا نیز این مساله وجود دارد و شاید تحول سازمانی اینجاست که معنا پیدا میکند.
بنابراین نباید در چنین شرایطی رفتاری منفعلانه از خود نشان دهیم، بلکه حتی با اندیشیدن به نیازهای آتی باید سبک زندگی دیجیتال را پیش از آنکه آن بر ما غلبه کند، رام کنیم. دیجیتال قطعا در خلق سبک زندگی آینده نقش بسیار جدی ایفا خواهد کرد. فناوری اطلاعات، سبک زندگی آینده را تغییر میدهد و این صنعت مدرن است که تعیین میکند مردم در دهههای بعدی به چه سبک و سیاقی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نحوه تعاملاتشان به چه شکلی باشد. باید بدانیم که ما نیازمند مدیران جوان و صاحب اختیار هستیم؛ جوانانی که حتی سی سالگی را تجربه نکردهاند. باید به آنها میدان داد تا قلمروی ساختاریشان را بسازند. باید بدانیم اگر دست مدیران این نسل را نبندیم قطعا در آینده، دنیای زیباتری خواهیم داشت.