چرا مردم با وجود افزایش قیمتها، هنوز اقدام به خرید کالاها میکنند؟! در این مورد باید گفت که بیاعتمادی نسبت به آینده بازار و انتظار برای افزایش قیمتها موجب میشود تا مردم با اقدام برای خرید بیشتر، تا حدودی نیاز روزهای آینده خود را تامین کنند. در حالی که اگر حتی درصدی احتمال ارزان شدن کالاهایی که اکنون افزایش قیمت داشتهاند را بدهند، بهطور یقین برای خرید هجوم نخواهند آورد.
چرا مردم با وجود افزایش قیمتها، هنوز اقدام به خرید کالاها میکنند؟! در این مورد باید گفت که بیاعتمادی نسبت به آینده بازار و انتظار برای افزایش قیمتها موجب میشود تا مردم با اقدام برای خرید بیشتر، تا حدودی نیاز روزهای آینده خود را تامین کنند. در حالی که اگر حتی درصدی احتمال ارزان شدن کالاهایی که اکنون افزایش قیمت داشتهاند را بدهند، بهطور یقین برای خرید هجوم نخواهند آورد.
باید قبول کنیم که رفتار و سیاستگذاریهای دولت، روند رشد قیمتها، شرایط بینالمللی و روند افزایش نرخ تورم، مصرفکننده و تولیدکننده را به جمعبندی میرساند که اقدام به خرید و ذخیره کالا و مواداولیه مورد نیاز خود کند.
اما شاید بهتر باشد واکنش مردم به بازار، تغییر تقاضای کالاها باشد. اینکه در هنگام افزایش غیرقابل انتظار یک کالا، خرید چند روز متوقف شده تا کمی قیمت متعادل شود و یا سایر واکنشهایی که مردم یک جامعه به عنوان بزرگترین مصرفکنندگان میتوانند نشان دهند، به فرهنگ و سرمایه اجتماعی کشور باز میگردد که متاسفانه به شدت آسیب دیده است.
کمرنگ شدن اعتماد بین مردم و مسوولان موجب شده تا مردم در هنگام افزایش سطح قیمتها و نوسان در اقتصاد، رفتاری اقتصادی نداشته باشند؛ این در حالی است که اگر در حد بالایی به رفتار مدیران و مسوولان اعتماد و اتکا داشتند، بهطور یقین به درخواستهای رفتاری آنها پاسخ مثبت داده و توجه میکردند.
رفتار کنونی مردم و واکنش آنها به مسائل اقتصادی براساس آنچه که در جامعه شاهد هستند و با در نظر گرفتن روند تغییرات تورم انجام میشود، بنابراین براساس قضاوت شخصی خود تصمیم میگیرند و تاکید بر تعادل و آرامش در خرید در هنگام نوسان قیمت توصیه کارآمدی نیست.
در اين ميان، با وجود گران شدن قيمتها و تشديد نگرانيهاي مردم، صحبت از اجراي فاز دوم قانون هدفمند كردن يارانهها ميشود كه به طور قطع در تغيير قيمتها تاثير دارد. اين در حالي است كه اجراي فاز اول قانون هدفمند كردن يارانهها اجماعي ميان همه كارشناسان و صاحبنظران اقتصادي روي اجراي قانون وجود داشت و همه موافق آن بودند، اما در عمل شاهد بوديم كه آنچه توسط دولت اجرا شد، با قانون شباهتي نداشت. به عبارتي، دولت هيچگاه به قانون وفادار نبود و اهداف سياسي خود را اجرا كرد و در واقع مبالغ هنگفتي بابت يارانههاي نقدي پرداخت شد. به دليل همين خلف وعدهها و اجراي نادرست قانون، فاز اول هدفمند كردن يارانهها با اشكالاتي روبهرو شد و نگرانيهاي مردم را در پي داشت.
در حال حاضر دولت به قوانين پايبند نيست و در عمل مشخص نيست كه چطور ميخواهد فاز دوم قانون هدفمند كردن يارانهها را اجرا كند. با توجه به اين مسايل و قيمتهايي كه در سطح بازار به وجود آمده و نيز نرخ تورم و دلار، متاسفانه به نقطه قبل از اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها رسيدهايم.
در اين شرايط، توقع افزایش تورم در سال آینده تحریک بیشتری را برای خرید و تقاضای کالا ایجاد خواهد کرد که نمیتوان این روحیه را در میان مردم در کوتاهمدت تغییر داد و حداقل تا زمانی که تورم بالا در اقتصاد کشور وجود دارد، نباید توقع رفتار صحیح اقتصادی از مردم داشت.
اگر مردم در مقابل افزایش قیمت خرید را متوقف کنند، شاید رفتار مناسبی باشد؛ اما این مساله در کشورهایی میتواند کارآمد باشد که تورم کنترلشده و سطح قیمتها متعادل باشد. باید این را در نظر گرفت که تولیدکننده و فروشنده بیدلیل قیمتهای خود را افزایش نمیدهند، چرا که تحت تاثیر تورم افزایش قیمت طبیعی بوده و هزینههای آنها نیز بالا میرود.
* دکتر لطفعلی بخشی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي