آيا كسب و كار، معيشت و زندگي امروز ايرانيان همان چيزي است كه بايد باشد؟ بدون ترديد، پاسخ به اين پرسش از سوي همه ايرانيان دلسوز به اين مرز و بوم منفي است.
خبراقتصادی - اقتصاددانان، فعالان اقتصادي، سياستورزان و روشنفكران ايراني باور دارند كه بنيه و توانايي ذات سرزمين ايران بالاتر از اندازهيي است كه از آن استفاده ميشود. ايران ميتواند در قد و قامت و اندازه كشورهايي با اقتصاد نيرومند قرار گيرد و درآمد سرانهاش را بيش از آنچه امروز دارد، افزايش دهد. اما چنين نيست و متاسفانه از امكانات اين كشور به شكل كارآمد استفاده نميشود. پرسش اساسي اين است كه براي برونرفت از وضع ناخوشايند امروز چه بايد كرد؟

در اين باره ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. برخي معتقدند بدون دخالت دولت نميتوان راه به جايي برد و بايد دولت توسعهمداري داشته باشيم كه برنامهريزي كند. برخي اما عكس اين باور دارند و ميگويند براي اينكه اقتصاد ايران به شكل ساختاري و اصولي از زير بار نارساييها و كژراههها بيرون آيد بايد سهم و نقش دولت را كاهش داد و كمرنگ كرد. برخي معتقدند بايد نفت و گاز و پتروشيمي محور توسعه باشد، برخي صنعت را محور توسعه ميدانند و برخي ديگر باورشان اين است كه بايد به استفاده از تواناييهاي بخش كشاورزي به توسعه رسيد. گروهي باورشان اين است كه در داخل كشور سرمايه مالي كافي وجود دارد و نبايد چشم به سرمايه خارجي دوخت و برخي عكس اين را قبول دارند. گروهي باورشان اين است كه بايد مسائل خرد و مياني مثل مشكل خانواده و بنگاهها را حل كرده و از اين مسير مسائل اقتصاد كلان را برطرف كرد و برخي معتقدند بدون حل مسائل كلان نميتوان به حل مسائل خرد اميد داشت.
به نظر ميرسد اين تنوع در گرايشها، سليقهها و راهحلها خود يكي از معضلات باشد كه تصميمسازي و تصميمگيري را دشوار كرده و بايد ابتدا در اين باره به نوعي اجماع رسيد. باور نگارنده اين است كه روش، استراتژي و موضوع اجماع ملي به عنوان يك ضرورت بايد در كوتاهترين زمان ممكن پديدار شود. ايرانيان با هر گرايش سياسي و فكري و با هر ميزان سابقه فعاليت و آرزوها اگر نتوانند در اين باره كه محل اجماع چه باشد به توافق برسند. كارشان در شرايط متحول دنياي امروز گره كور ميخورد.
در شرايطي كه اكثريت اعضاي دولت باورشان اين است كه ماهيت و برنامههاي«اقتصاد مقاومتي» توانايي پيش بردن كسب و كار ايرانيان را دارد، چرا همين موضوع را در صدر اولويتها براي عبور دادن اقتصاد ايران از گرفتاريها قرار نميدهيم. اگر سند چشمانداز توسعه 20ساله كشور سندي است كه همه روي آن اتفاق نظر داريم چرا همان را محل اجماع قرار نميدهيم. واقعيت اين است كه دنياي امروز با شتاب باورنكردني در حركت است و هر كشوري نتواند با اين حركت سازگار شود و سرعت كافي براي در مدار بودن به دست آورد از گردونه بيرون انداخته ميشود. دنياي امروز آنقدر فرصت نميدهد كه مردمان يك سرزمين تا ابد درباره اينكه چه بايد كرد، به توافق برسند و راه خود را ميرود. دلسوزان به اين سرزمين علاقه دارند و توصيه ميكنند كه بايد هر چه زودتر مركز و نقطه اتصال و اجماع ايرانيان پديدار شود و روي آن نقطه متمركز شويم و پيش برويم. ايران، سرزمين بزرگي است و نبايد اين بزرگي و عظمت را زير پاي خودخواهيها قرباني كرد.