رييس سازمان نظاممهندسي كشاورزي تهران با اشاره به اينكه تعداد زيادي از مهندسان كشاورزي امكان جذب در بازار كار كشور را ندارند، گفت: تعداد كثيري از آنها در كنار ساير كشاورزان و سرمايهگذاران ايران، جذب كشورهايي نظير استراليا، نيوزيلند، كانادا ميشوند
خبراقتصادی - مشكلات تامين نقدينگي و منابع آبي، قيمت تمامشده بالاي محصول، قوانين سختگيرانه در توليد، سود بالاي تسهيلات بانكي، بازاررساني محصولات توليدي، تعدد واسطهها تا عرضه محصول به بازار، تامين مواد اوليه باكيفيت و درآمد كم توليدكنندگان بخش كشاورزي در كنار بيكار ماندن فارغالتحصيلان بخش كشاورزي باعث شده است كه طيف بزرگي از كشاورزان و سرمايهگذاران و مهندسان كشاورزي از كشور خارج شوند و همراه با خود ذخاير ژنتيكي، اشتغال، توليد و بسياري از موارد ديگر را خارج كنند.
براي بررسي اين موضوع با عليرضا بزرگي، كارشناس بخش كشاورزي و صنايع تبديلي مرتبط و رييس نظاممهندسي كشاورزي استان تهران گفتوگو کردیم.
در سال چند نفر در بخش كشاورزي از دانشگاه فارغالتحصيل ميشوند؟
در رابطه با ميزان وروديهاي رشتههاي مرتبط با كشاورزي بايد گفت كه به دليل اينكه ما داراي دانشگاههاي زيادي همچون دولتي، آزاد، علمي كاربردي و پيام نور هستيم، نميتوانيم آمار دقيقي از اين دانشگاهها بگيريم ولي خروجي اين دانشگاهها كه در سازمان نظاممهندسي كشاورزي عضويت دارند حدود 210 هزار نفر در كل كشور و 31 هزار نفر در استان تهران هستند.
همچنين بخش عمدهيي از فارغالتحصيلان دانشگاهي جذب سازمان نشدهاند و متاسفانه آمار دقيقي در اين رابطه موجود نيست. من پيشبيني ميكنم كه حدود 60 تا 70هزار نفر نيز در رشتههاي مرتبط با كشاورزي درحال تحصيل باشند و همين تعداد نيز فارغالتحصيلاني باشند كه هنوز جذب سازمان نشدهاند.
روندي كه در سالهاي گذشته در ميان كشاورزان كشور متصور هستيم مهاجرت به شهرها و تغيير حرفه است اين روزها اخبار جستهگريخته در خصوص مهاجرت گسترده كشاورزان شنيده ميشود. چه عواملي باعث اين امر شده است؟
در بخش كشاورزي علاوه بر اينكه در مديريت ريسك ناموفق بوديم، جذابيتهاي كشاورزي را نيز به خوبي نشان ندادهايم. حتي بيشتر جنبههاي منفي آن را نشان ميدهيم؛ يعني كشاورزان افراد بهاصطلاح دهاتي و شال به كمر معرفي و حتي براي آنها جوك ساخته شده است.
سرمايهگذار ديگر تمايل به حضور در صنعت كشاورزي ندارد و سود آن را بخور و نمير ميداند. خودمان نيز به اين بخش لطمه زدهايم و در اوج توليدات داخلي به يكباره محصولات كشاورزي وارد كردهايم؛ يعني به جاي اينكه مثل ساير كشورها كه تسهيلات ارزان قيمتي به كشاورزانشان ميدهند به كشاورزان كمك نميكنيم و در عوض جلو آنها سنگ انداخته ميشود.
آيا دليل اين بيانگيزگيها كه شما به آن اشاره ميكنيد مشكلات تامين منابع اوليه لازم در بخش كشاورزي است؟
شايد تسهيلات كشاورزي از ساير بخشها شرايط مطلوبتري داشته باشد اما با اين سود تسهيلات موجود نميشود كشاورزي كرد.
حتي چند دستانداز نيز جلو سرمايهگذار گذاشتهايم، مثل همين واردات؛ كه به توليدكننده خودمان كه بهره بانكي حدود 20درصد ميپردازد، ميگوييم كه با توليدكننده خارجي كه سود تسهيلاتش نيم درصد است رقابت كند!
خب در چنين شرايطي سرمايه فرار ميكند. دليلي هم وجود ندارد كه سرمايهگذار در بخشي كه در آن ريسكهاي متعددي وجود دارد و انواع و اقسام سنگها را جلوي پايش مياندازند، باقي بماند.
يكدهم حمايتهايي كه از صنايع خودروسازي ميكنند را از اين بخش نميكنند. چرا درهاي كشور را به سوي خودروسازان خارجي باز نميكنند؟ اگر قرار است كشاورزان خارجي به ايران محصول صادر كنند چرا خودروسازان خارجي چنين امكاني ندارند؟
در عمل زماني كه سرمايه فرار كند به تبع آن نيروي انساني نيز نخواهد ماند؛ زيرا در ابتدا بايد منابع مالي براي يك پروژه تجهيز شود تا نيروي انساني به آنجا بيايد. دليل اينكه مردم از روستاها به تهران ميآيند اين است كه در روستاها سرمايهگذاري نميشود. سرمايهها در تهران انباشته شده و رفاه، امكانات و خدمات همه در تهران وجود دارد. درنتيجه يك جمعيت 15ميليون نفري در 3درصد كشور متمركز ميشوند. منابع انساني ما تابعي از سرمايهگذاري هستند. يك بخشي از اين نيروي انساني متخصص هستند و اتفاقاً از فيلتر كنكور سراسري گذشتهاند. سپس واحدهاي درسي را پاس كرده تا ليسانس و فوقليسانس بگيرند ولي زماني كه از نظام آموزش عالي خارج ميشوند و ميخواهند كه جذب بازار كار شوند؛ كاري براي آنها وجود ندارد. زماني كه سرمايه از كشور فرار كرده باشد و بستري براي اشتغال يك مهندس وجود نداشته باشد. اين مهندس كه جوان، تحصيلكرده و پرانرژي است و ما نميتوانيم او را جذب كنيم، كشورهاي ديگري كه به دنبال نيروي كار جوان هستند و جمعيت پيري دارند يا كشورهايي كه جوياي نيروي تحصيلكرده هستند، اين افراد را جذب ميكنند. اين نيروهاي جوان نيز ميخواهند درجايي باشند كه از جواني، انگيزه و دانش آنها بهره گرفته شود. خيلي از اين افراد جذب كشورهايي چون استراليا، نيوزيلند، كانادا و... ميشوند ولي من آمار دقيقي درخصوص تعداد آنها نميتوان بيان كنم.
هزينه پرورش چنين نيروهايي را كشور ما پرداخت كرده است ولي ما توانايي جذب و استفاده از آنها را نداريم و از كشور خارج ميشوند چون نتوانستهايم براي آنها كاري درست كنيم.
اين خروج نيرو از كشور در بخش سرمايهگذار نيز رخ ميدهد؟
سرمايهگذاران ما نيز زماني كه مشكلات ما در حوزههايي چون دام، طيور، زراعت، باغباني و شيلات را ميبينند همچنين ميبينند كه سيستم بانكي و بازرگاني به شكلهاي گوناگون آنها را اذيت ميكند؛ سرمايههاي خود را يا در بانكهاي داخلي سپردهگذاري ميكنند تا سود بگيرند يا در كشورهاي ديگري سرمايهگذاري ميكنند.
اصل مشكل هم سرمايه است به عقيده من منابع انساني تابعي از منابع مالي ما هستند. زماني كه سرمايه به بخش كشاورزي وارد نشود در نتيجه نيروي انساني نيز از اين بخش خارج ميشود. براي مثال زماني كه يك مرغداري واحد جديدي تاسيس نكند يا سرمايهيي براي كار نداشته باشد نيروي كار از جمله كارگر و تكنيسين براي چهكاري نياز ميشوند؟
ما داراي ذخايري مانند خرما هستيم كه در توليد آنها موفق بوديم ولي فرآوري و بستهبندي آنها در كشورهاي ديگر اتفاق ميافتد، همچنين خاويار، زعفران و پسته را توليد كرديم ولي در فرآوري و بستهبندي موفق نبوديم. كشورهاي ديگر كالاهاي ما را فرآوري كردند و حالا توليد هم ميكنند مثل كشور چين كه زعفران توليد ميكند. جديداً در بسياري از كشورهايي كه درگذشته به فرآوري و بستهبندي توليدات ما مبادرت ميكردند، محصولات ما توليد ميشود. درست است كه هنوز جزو قدرتهاي توليد فرش هستيم ولي در ساير كشورها مثل هندوستان فرش توليد ميشود و حتي ايرانيها براي توليد فرش در كشورهاي خارجي سرمايهگذاري ميكنند. با انجام كشتهاي فراسرزميني يعني بهجاهايي برويم كه آب، زمين حاصلخيز و نيروي انساني ارزان دارد و كشتهاي فرا سرزميني در آنجا انجام دهيم درواقع داريم ذخاير ژنتيكي خود را آنجا سرمايهگذاري و از كشور خارج ميكنيم. پس در كنار خروج سرمايه و نيروي انساني يك بخشي از ذخاير ژنتيكي ما نيز در حوزه كشاورزي از كشور خارج ميشود. بطوركلي تمام اين اتفاقات تابعي از خروج سرمايه است. اگر سرمايهگذاران داخلي سرمايههاي خود را از كشور خارج ميكنند و خارجيها هم تمايل دارند تا در كشورهايي چون قزاقستان و آذربايجان و قطر و... سرمايهگذاري كنند. دليل و ريشه آن در مديريت ريسك سرمايه و ايجاد جاذبه براي سرمايهگذاري است.
كمآبي تا چه حد در مشكلات بخش كشاورزي تاثير گذار بوده است؟
ما با مشكل كمآبي مواجه هستيم؛ زيرا ميانگين بارندگي در كشور ما بالا نيست و بارندگيها نيز در زمان موردنياز ما رخ نميدهد؛ يعني علاوه بر اينكه مقدار بارندگي كم است، اين بارانها در فصولي ميبارد كه نياز گياه به آب كمتر است و همچنين تبخير بالايي اتفاق ميافتد. اين مساله از واقعيتهاي اقليمي ماست ولي در ذخيره، توزيع و مصرف همين ميزان آب موجود نيز مديريت درستي نداريم. كارهايي انجام شده است ولي با شرايط مطلوب فاصله بسياري داريم.
قطعاً ما براي توسعه كشاورزي به منابع پايهيي چون آب و زمين نياز داريم ولي وقتي منابع آبي كافي در دسترس نباشد ما با مشكل مواجه خواهيم بود.
يعني ميتوان گفت كه اين مساله باعث فرار نيروي انساني و سرمايه نشده است؟
ريشه اين مساله مجدداً به سرمايه برميگردد و بايد گفت كه ما در حوزه آب سرمايهگذاري مطلوبي نداشتهايم. اقداماتي در سالهاي اخير براي حل اين مشكل شده ولي ما نياز به يك بازنگري داريم؛ زيرا ما سرمايهگذاري مناسبي نداشتيم و بايد در نظر داشت كه سرمايهگذاري در بخش آب فقط سد ساختن نيست. ما بايد در فرهنگ استفاده از آب سرمايهگذاري ميكرديم ولي اين كار را انجام نداديم. اگر در مكانيزاسيون كشاورزي سرمايهگذاري ميكرديم كسي نميرفت زمينش را چندتكه كند و چاه غيرمجاز بزند. مشكلات كشاورزي ايران مانند يك دومينو ميماند بايد رفت و ريشه را درست كرد كه سرمايهگذاري و شيوه درست آن است. اشكال اصلي در كشور ما عدم وجود تفكر سيستمي است و عمر مديريتي در كشور پايين است و مديران ما پراكنده و جزيرهيي كار ميكنند. شما نميتوانيد يك عامل را بدون اثرگذاري ساير عوامل بررسي كنيد. بايد تمام عواملي كه باعث مشكلات فعلي شدهاند را با يكديگر بررسي كنيد. در آخر مشكل اصلي بحث سرمايه است.
دولت سازمان نظاممهندسي كشاورزي را در راستاي خودكفايي توليدات كشاورزي حمايت ميكند؟
قبول دارم كه سازمان نظاممهندسي يك سازمان غيردولتي است ولي اين سازمان نميتواند تنها به درآمدهاي خود متكي باشد. دولت اگر به دنبال افزايش بهرهوري است بايد از سازمان حمايت كند.
دليل اينكه ما در سال 1382 در توليد گندم به خودكفايي رسيديم حمايت دولت از سازمان و حضور مهندسين در مزارع بود. سازمان نظاممهندسي كشاورزي برنامهريزيهاي مختلفي براي توسعه و مهندسيسازي كشاورزي دارد اما با دست خالي و بدون كمك امكان پيادهسازي همه آنها وجود ندارد.
رهبر معظم انقلاب در جلسه با نمايندگان مجلس فرمودند كه بايد از مهندسين كشاورزي استفاده شود. اين مشكل ازلحاظ قانوني حلشده است ولي دولت هم بايد ازلحاظ سياستگذاري حمايت كند.