بیشک در شرایطی که میزان دستمزد یک ماه کارگران از 500 هزار تومان فراتر نمیرود و وام خودرو 7 میلیون تومان است، خریداری ارزانترین خودروی بازار هم کار سادهای نیست و بیش از یک سال زمان لازم دارد. پراید که پیش از این با قیمتی حدود ۱۱ میلیون تومان به خریداران عرضه میشد هم اکنون با جهش قیمتی و البته بدون هیچ ضابطه منطقی به مرز ۲۰ میلیون تومان رسیده است!

شاید تا چند سال پیش، وقتی صحبت از «حباب» به میان میآمد، بیشتر اذهان به سمت ترکیبی از آب و صابون میرفت و خاطرات کودکیها زنده میشد اما این روزها سخن گفتن از «حباب» غالبا مقدمهای است برای شکوه و نقد از وضعیت قیمتها و بازار. آنچه البته در این میان توجه به آن ضروری مینماید، این مهم است که «حباب» در ادبیات نخبگان، دولت و مجلس فصل مشترکی است و بسیار پیش میآید که همگی در توصیف قیمت کالا یا خدمتی از آن استفاده کنند. اما حباب اقتصادی چیست؟ میتوان این طور پاسخ داد که حباب اقتصادی زمانی شکل میگیرد که داد و ستد با نرخ بسیار بالاتر از ارزش واقعی کالایی در جریان باشد و غالبا این حباب بعد از شکلگیری بزرگ و بزرگتر میشود. یکی از ویژگیهای مهم حباب اقتصادی، موقتی بودن آن است و به مانند حباب فیزیکی - که قابل رویت است – هر لحظه احتمال ترکیدن آن میرود اما اگر بخواهیم بدانیم چه زمانی حباب اقتصادی میترکد، باید گفت که این زمان بستگی به سطح آگاهی مردم جامعه دارد. در حقیقت بر اساس یک نظریه اقتصادی، تا زمانی که افراد با آگاهی پائین در جامعهای باشند «حباب» امکان رشد دارد و در نهایت در دست آخرین فرد از گروه افرادی که دارای آگاهی ناکافی نسبت به بازار هستند، این حباب منفجر میشود. طبیعی است که پس از ترکیدن حباب است که قیمت واقعی کالای مورد نظر مشخص میشود و چه بسا که بهدنبال این اتفاق، سودهای کلان و زیانهای هنگفت نصیب افراد شود.
حبابیهای بازار کدامند؟
سالهای اخیر، اقتصاد ایران جولانگاه حبابها بودهاست. حبابهایی که از حیات جدی خود را از اوایل دهه 80 در بورس اوراق بهادار آغاز کردند و بعدها در بازار مسکن تکثیر شدند و شرایط برای حیاتشان در سالهای اخیر در بازارهای سکه و ارز به خوبی فراهم شد و البته در ماههای گذشته به بازار خودرو هم سرایت کردهاند و این همه در حالی است که بهتازگی صحبت از رویت حبابها در ظروف آجیل هم هست! شاید در سخن ساده باشد که حباب، میهمان این بازارها در کشور شدهاست اما واقع امر این است که بازارهای اقتصادی، زنجیروار به هم متصل هستند و چهبسا که عدم درمان بهموقع بیماری حبابی در هر یک از بازارهای فوق، در سرایت آن به دیگر بازارها بیتاثیر نباشد. امروز اگر وامهایی که روزگاری جوابگوی بخش قابل توجهی از هزینهها بودند، دیگر یارای جبران اندکی از دشواریهای خرید را هم ندارند نشان از کاهش ارزش پول و مبادلات با نرخ بسیار بالاتر از حد معمول دارد. در چنین شرایطی ممکن است بسیاری افراد از افزایش داراییهای نقدی خود خرسند باشند و تصور سود را در ذهن خود بپرورانند اما ماجرا این است که قطعا قدرت خرید کالای مورد نیاز برای این دسته افراد هم به رغم بالا رفتن موجودی حسابهای بانکیشان، کاهش یافته است.
حبابها، پشت شیشهها
بورس اوراق بهادار یا همان تالار شیشهای، در یک دهه اخیر چندباری میزبان حباب بودهاست. یکبار در سالهای 81 و 82 و یکبار هم در از سال 89 به این طرف که البته وضعیت کنونی بازار سرمایه از دیدگاه وزیر اقتصاد، حبابدار نیست. یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که اگرچه در اوایل سال 83 بازار سرمایه به رونق سالهای قبل خود ادامه داد، اما در نیمههای این سال تنزّل قابلتوجهی در شاخصهای سهام مشاهده شد. در سالهای 81 و 82 به شدت به مردم توصیه میشد به موازات داراییهای واقعی مانند زمین، طلا، مسکن، املاک، اتومبیل و غیره، به سمت سرمایهگذاری بر روی اوراق بهادار بروند. لذا در این سالها شاهد حضور بیشتر مردم برای سرمایهگذاری در بورس بودیم. ولی به دلایل گوناگون، شاخصهای بورس در سال 83 به میزان زیادی تنزل یافتند. اغلب کارشناسان و مسؤولان بورس، افزایش بیرویه قیمت سهام در سالهای 81 و 82 را موجب شکل گرفتن حبابی میدانستند که منتظر تلنگری برای ترکیدن و پایین آوردن شاخصها بود. از دیگر عوامل تنزّل شدید شاخصهای بورس در سال 83، تقاضای زیاد و عرضه محدود سهام بود. به دنبال گسترش جغرافیایی بورس و تأسیس بازارهای محلی و استانی، هجوم سرمایهگذاریها در سالهای 81 و 82 موجب افزایش تقاضای سهام و در نتیجه رشد قیمت و شاخصها شد. اما از آنجا که اخبار مثبت و منفی همیشه بر بازار سرمایه تأثیر میگذارند، حباب بورس در نیمههای سال 83 ترکید و آثار خود را نشان داد. بالا و پائین رفتن شاخص در کانالهای بورس تا اواخر سال 87 ادامه داشت اما بهار 88، موسم خزان بورس بود؛ چرا که در این روزها شاخص در سطح زیر 10 هزار متوقف شده بود و رونق و امید از بورس رختبربسته بود. اما در این روزهای پایانی سال 91، بورس سودای فتح کانال 40 هزار واحدی را در سر دارد و تصاحب و حفظ آن هم چندان دور از ذهن نمینماید و این در حالی است که به رغم اظهارات منتقدان، مسوولان دولتی فضای بورس را خوب و امیدبخش و البته به دور از هرگونه حبابی ارزیابی میکنند.
تخت گاز حبابها
حبابهای بازار اما به یک محدوده و یک حوزه اکتفا نکردهاند و رسیدن قیمت خودروی پراید در بازار به بیش از 20 میلیون تومان و اعلام نرخ مصوب آن در سطحی بالاتر از 15 میلیون تومان حکایت از آن دارد که خودروها هم داخل حباب افتادهاند و تا زمانی که این حبابها بترکد، نمیتوان رویای خودروی سواری زیر 10 میلیون تومان را تحقق یافته تصور کرد. بیشک در شرایطی که میزان دستمزد یک ماه کارگران از 500 هزار تومان فراتر نمیرود و وام خودرو 7 میلیون تومان است، خریداری ارزانترین خودروی بازار هم کار سادهای نیست و بیش از یک سال زمان لازم دارد. پراید که پیش از این با قیمتی حدود ۱۱ میلیون تومان به خریداران عرضه میشد هم اکنون با جهش قیمتی و البته بدون هیچ ضابطه منطقی به مرز ۲۰ میلیون تومان رسیده ، به هرحال بد نیست با بررسی وضعیت درآمدی خانوادهها در سایر کشورها و مقایسه آن با کشور خودمان ضمن ارزیابی میزان تلاش شرکتهای خودروساز در ایجاد رضایتمندی تمام خریداران؛ ببینم با پول پراید ۲۰ میلیونی که در حال حاضر عجیب در بازار ایران جولان می دهد چه خودروهایی می توانستیم بخریم. مقایسه قیمت و ویژگیها و آپشنهای فقط تعداد اندکی از خودروهای خارجی با آنچه ما در کشورمان به عنوان خودرو دست مصرف کنندگانمان می دهیم خالی از لطف نیست. هیوندای سانتافه در کلاس خودروهای اس یو وی(شاسی بلند) ، لوکس و با بروزترین سیستم سوخت رسانی و امتیازات بسیار دیگر در اروپا با قیمتی معادل ۲۰ هزار و ۹۹۵ دلار عرضه می شود که بر مبنای ارز مبادله ای حدود ۵۰ میلیون تومان می شود .اگر میزان حقوق دریافتی افراد را ملاک مقایسه قرار دهیم در بدترین شرایط و برای ضعیف ترین قشر جامعه و کسانی که کمترین میزان حقوق را دریافت می کنند معادل ۶ تا ۸ ماه حقوق دریافتی مصرف کنندگان اروپایی. همین خودرو در کشور خودمان در شرایط موجود حداقل با قیمتی معدل ۱۸۰ میلیون تومان یعنی معادل ۱۸۰ ماه حقوق اقشار متوسط جامعه بفروش می رسد. تویوتا به عنوان یکی از بهترین و با کیفیت ترین و بروزترین خودروسازان جهان خودروی کمری خود را به عنوان خودروی در کلاس Aو B با ویژگیهای خاص و امکانات بخصوص به قیمت ۲۲هزار و ۲۳۵ دلاری در جهان عرضه می کند. این خودرو قدرت ۲.۵ لیتری و موتورالکتریکی آن ۲۰۰ اسب بخار دارد و قادر است صفر تا ۱۰۰ را در ۷.۶ ثانیه طی کند . کمری در ایران هم اکنون بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیون تومان عرضه می شود. تویوتای یاریس در کلاس خودروهای کلاس Cبا بروزترین سیستم سوخت رسانی ، ایمنی یورو۵ و به عنوان یکی از کم مصرف ترین خودروهای جهان با قیمت۱۴ هزار ۹۹۵ دلار به مصرف کنندگان دنیا البته غیر از مصرف کنندگان ایرانی عرضه می شود که بر مبنای ارز مبادله ای ۲۴۵۰ تومانی در کشور ما ۳۶ میلیون تومان می شود. این روزها اگرچه برخی منابع از ترکیدن حباب در بازار خودرو حکایت میکنند اما مصوبههای شورای تعیین قیمت خودرو از یک سو و فغان و شکوه خودروسازان که مدام میگویند با این وضعیت قیمت، تولید و فروش برایمان صرف ندارد، نمیتوان تصور کرد که قیمتها به این زودیها پائین بیاید.
حباب در چهارراه استانبول
سکه و ارز از آن دست بازارهایی بود که وقتی اسیر حباب شد، رئیس کل همیشه رسانهای بانک مرکزی را زیاد به مصاحبه انداخت. محمود بهمنی، در مقابل میکروفون هر رسانهای وعده ترکاندن حبابها را میداد و از برنامههایش برای رفع عطش بازار حکایت میکرد. فصل سرمای سال گذشته بود که دلار هزار تومانی، شتابان در جاده قیمتها پیش رفت و 2000 تومان را فتح کرد. قیمتها اندکی بعد کاهش یافت و وقتی در اواخر بهار دوباره روال صعودی در پیش گرفته شد، فکر بورس ارز در سر طراحان افتاد. بورس ارز اما به اتاق مبادلاتی تبدیل شد و قیمت دلار در این اتاق در بیشتر روزهای سال در سطحی نزدیک به 2500 تومان باقی ماند اما قیمت آن در بازار آزاد غالبا اختلافی (اندکی بیشتر یا کمتر از) در حدود 1000 تومان داشت. این وضعیت حبابگونه بازار ارز، فارغ از آنکه فضای سوداگری برای علاقهمندان به کسب درآمدهای آسان را گشود، تجارت تاجران را نیز با دشواری مواجه کرد و گذشته از آن، مردم را برای خریداری کالاهای وارداتی به مشکل جدی انداخت. بازار سکه هم تفاوت چندانی با ارز نداشت و حتی پیشفروشهای بانک مرکزی هم جز صف طویل خریداران و ارزانی مقطعی، عواید چندانی نصیب اقتصاد ملی نکرد. سکه تمام بهار آزادی که سالها در سطح 100 هزار تومان بود، در سال 91 به 1.5 میلیون تومان هم رسید و سکههای یک گرمی که در سال 89 ابداع بانک مرکزی محسوب میشد از سطح کمتر از 50 هزار تومان در سال 89 به بیش از 300 هزار تومان در سال 91 صعود کرد. افت مقطعی سنتی در ایام محرم و صفر هم علاجی موقت برای بازار بود و قیمتها که در آبانماه به اوج رسیده بود، در بهمن ماه بازهم به اوج بازگشت و به رغم نزول تدریجی قیمتها در روزهای پایانی بهمن ماه، اما قیمتهای حبابی سکه هنوز باقیاست. البته بخشی از این گرانی به واسطه قیمتهای جهانی است اما حباب هم در بازار سکه، ابعاد بزرگی دارد.
حباب، روی شیروانی
قیمت مسکن هم از حباب در امان نماندهاست. سطح قیمتها که در آغاز فعالیت دولت نهم رشد شتابانی داشت، در میانههای این دولت با طرح ابتکاری مسکن مهر برای مدتی مهار شد اما در ادامه به واسطه نوسانات نرخ ارز که روی مصالح ساختمانی عمدتا وارداتی تاثیر گذاشت، قیمت تمام شده مسکن بهگونهای حبابی رشد کرد و بازار روند نامهربانی با مردم را در پیش گرفت. البته ردهبندی و اولویتبندی ارز مبادلاتی اندکی از رشد قیمتهای برخی کالاها در شرایط حبابی جلوگیری کرد اما آنچه که روند افزایش در پیش گرفته بود، نتوانست حرکت شتابان خود را متوقف کند و در نتیجه آن، در آخرین ماههای سال نیز همچنان نوسان قیمتها در بخش مسکن وجود دارد و با وجود افزایش ساخت و ساز در سالهای گذشته بازهم بازار مسکن نسبت به افزایش قیمت تمایل بیشتری نشان می دهد. این در حالی است که در سالهای اخیر ساخت و ساز در شهر تهران افزایش یافت و در کنار مجوز تراکمهای تشویقی برای بافت فرسوده، ساخت و ساز در شهر تهران رونق زیادی پیدا کرد. البته در ماههای اخیر افزایش قیمت مصالح ساختمانی تا حدودی این روند را کند تر کرده است اما سود زیاد آپارتمان سازی موجب توقف ساخت و ساز نمی شود. در واقع با وجود تاکید دولت بر اینکه با افزایش ساخت و ساز و تحویل واحدهای مسکن مهر، مسکن از کالای سرمایه ای خارج می شود، این امر محقق نشده است و دلالان و سودجویان از این بازار نهایت استفاده را می برند. بر اساس گزارشی که خبرگزاری مهر از قیمتهای بازار مسکن منتشر ساخته، قیمت در مناطق متوسط به بالا در حدود متری 4 الی 5 میلیون تومان است که با احتساب وام مسکن، درآمدهای خانوارها و وضعیت معیشت میتوان دریافت که قیمتها غیرعادی است.
حباب در ظرف آجیل
اما حوزهای که به تازگی حبابها راه نفوذ به آن را یافتهاند، آجیل است. با توجه به نزدیک بودن نوروز و رسم خریداری آجیل برای آن، ضروری است که در این هفتههای پایانی بازار آجیل از ثبات برخوردار باشد اما آنچه که در عمل دیده میشود از قیمتهای غیرعادی حکایت دارد. در شرایطی که در روزهای گذشته عنوان شده بود، صادرات پسته با هدف تنظیم بازار داخل متوقف شده و این تصمیم هم دستور معاون اول است، اندکی بعد از محدودسازی به جای ممنوعیت در صادرات خبر رسید و بعد هم این طور عنوان شد که برنامه دولت، این است که تولیدکنندگان به تنظیم بازار داخلی کمک کنند. موج گرانی غیرمنطقی در بازار آجیل، تا آنجا پیش رفت که برخی افراد با ارسال پیامکهایی تلاش کردند تصمیم خود مبنی بر عدم خرید آجیل را به اعتراضی مدنی در واکنش به این مهم تبدیل کنند. با این حال «محمود صادقی، قائم مقام اتحادیه تعاونیهای تولید کننده پسته کشور» با بیان اینکه 60 هزار تن پسته مازاد در کشور وجود دارد، گفتهاست: «بازار پسته دست سودجویان افتاده و صادرات آن ارتباطی با مصرف داخلی ندارد ضمن آنکه قیمت کنونی پسته همراه با حباب است و این موضوع به دلیل ورود برخی دلالان به بازار پسته است و قیمت واقعی آن حدود 30 هزار تومان قیمتگذاری شده است.» هرچه که هست، آجیل این روزها قیمتش با منطق جور در نمیآید و حبابی بودن شاید بهترین توصیف برای وضعیت آن باشد.
پایان عمر حبابها
حبابها تا چه زمانی میخواهند اقتصاد ایران را با مشکل مواجه کنند؟ در شرایط فعلی که اقتصاد کشور میتواند با اتکا به پتانسیلهایی که دارد، سهم خود از بازارهای جهانی را در دست بگیرد و نقش خود در توسعه داخلی را پر رنگ کند، نباید دولت درگیر مسائل کوچکی باشد که به دلیل تسامح در درمان بیماری حبابی گریبانش را گرفته است.
منبع: فردانیوز