اگر باز هم نگرانيها به واسطه خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا افزايش پيدا كند و به واسطه اين نگرانيها دلار در مقابل ساير ارزها تقويت شود و باز پاي افت قيمت جهاني مواد خام در ميان باشد، شرايط كمي متفاوتتر خواهد شد. اگر اين روند ادامه پيدا كند آن وقت تاثيرات ميتواند در شركتهاي صادراتي و وارداتي قابل توجه، درازمدت و مهم باشد.
چند نكته در مورد ريسك نوسانات نرخ ارز به ويژه روي نرخ يورو و پوند در چند روز قبل كه به واسطه موضوع برگزيت در بازار سرمايه به وجود آمده است، وجود دارد.
نخستين نكتهيي كه بايد آن را مطرح كرد اين است كه در ايران هيچ ابزاري براي پوشش نوسانات ريسك نرخ ارز وجود ندارد. هر چند مدت زمان طولاني است كه مسوولان بازار سرمايه و مديرعامل بورس كالا به دنبال اين هستند كه قراردادهاي آتي ارز را راهاندازي كنند. اما به دليل ملاحظاتي كه احتمالا بانك مركزي در اين مسير دارد هنوز اين ابزار اجرايي نشده است بنابراين عملا درحال حاضر هيچ ابزاري براي پوشش اين ريسك تعبيه نشده است. اين درحالي است كه اگر نرخ ارز به هر دليلي نوسان داشته باشد و در مدار افت و خيز قرار گيرد، هيچ راه و ابزاري براي صادركننده يا واردكنندهيي كه بخواهد در مقابل اين نوسانات مصون بماند، وجود ندارد.
اما دومين نكته كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه درحال حاضر عمده صادرات ايران به كشورهايي است كه در منطقه يورو قرار دارند. بنابراين در شرايط فعلي كه دلار در مقابل اكثر ارزهاي معتبر دنيا مانند يورو و پوند تقويت شده است، واردكنندگان و صادركنندگان ما در يك برزخ قرار گرفتهاند. از سوي ديگر به دليل ملاحظاتي كه در گذشته براي كشور وجود داشته است، فروش نفت و اكثر كالاها عمدتا با يورو يا با ساير ارزهاي غيردلاري صورت گرفته است. همين عامل باعث شده كه شركتهاي صادرات محور ايران با افت درآمدهاي ريالي مواجه شوند چراكه يورو، عمدهترين ارز مورد استفاده صادراتكنندگان ضعيف شده و در نتيجه درآمدها از نظر ريالي با كاهش روبهرو شده است.
در مقابل شركتهايي كه واردات انجام ميدهند به ويژه شركتهايي كه وارداتشان از طريق ارزهاي غيردلاري يعني يورويي و پوندي انجام ميشود، شرايطشان بهتر خواهد شد. به اين دليل كه ميتوانند مواد اوليه و تجهيزات خود را بيش از پيش و به صورت ارزانتر فراهم، خريداري و وارد كنند. البته در اين بين اتفاقي كه افتاد اين بود كه به واسطه نوساني كه در برابري ارزها در بازار جهاني رخ داد، قيمت جهاني مواد خام هم افت كرد. يعني از نفت تا فلزات و مواد پتروشيمي دچار تغييرات در قيمتهاي خود بودند بنابراين، اين موضوع باز هم به ضرر شركتهايي شد كه صادرات محور بودند اما در آن سوي گود به نفع شركتهايي بود كه واردكننده اين نوع مواد به مشار ميرفتند.
البته نكتهيي كه در مورد نوسانات دلار در مقابل ساير ارزها يا نوسانهاي قيمت جهاني بايد در نظر داشت، اين است كه اين افت و خيزها خيلي قابل توجه نبوده و اعداد بزرگي جابهجا نشدهاند. به اين معنا كه اين اعداد آنقدر قابل توجه نبودها كه بگوييم سقوطي رخ داده است. اصولا نوسانات بين اعداد 5 تا 10درصدي رخ دادهاند. البته در آن لحظه كه خبر خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا به بازارها رسيد، بسياري از واكنشها احساسي و هيجاني بودند و درصد سقوط بيشتر بود. اما بخشي از اين افت جبران شد و شدت افت آنقدر قابل ملاحظه نبود كه بخواهد تاثير شگرف و غيرعادي بر شركتهاي وارداتي و صادراتي داشته باشد.
اما در شرايط فعلي و پيشبيني آينده بايد گفت كه بسته به اتفاقاتي است كه در آينده رخ خواهد داد. يعني اگر باز هم نگرانيها به واسطه خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا افزايش پيدا كند و به واسطه اين نگرانيها دلار در مقابل ساير ارزها تقويت شود و باز پاي افت قيمت جهاني مواد خام در ميان باشد، شرايط كمي متفاوتتر خواهد شد. اگر اين روند ادامه پيدا كند آن وقت تاثيرات ميتواند در شركتهاي صادراتي و وارداتي قابل توجه، درازمدت و مهم باشد.