تالاب به مناطق مردابي، آب مانند، نمزارهاي سياه و باتلاقي، بركههاي مصنوعي يا طبيعي كه بهطور دايم يا موقت داراي آب ساكن يا روان، شيرين، شور يا نيمه شور هستند يا به مناطقي از سواحل دريا گفته ميشود كه در هنگام جذر، ارتفاع آب در آنها بيش از 6 متر نباشد. تنوع اقليم، پستي و بلنديهاي فراوان، وجود دو درياي وسيع در شمال و جنوب كشور و گسترش وسيع تشكيلات زمينشناسي دوران سوم زمينشناسي كه اغلب شور هستند، باعث شده كه انواع مختلفي از تالابها، از جنگلهاي مانگرو و صخرههاي مرجاني گرفته تا درياچههاي كوهستاني و دشتهاي شور كويري در ايران شكل بگيرند. از طرفي كشور ما در مسير دو كريدور اصلي مهاجرت پرندگان كره زمين قرار گرفته بنابراين اهميت تالابهاي ايران در پشتيباني نظام طبيعي مهاجرت پرندگان بسيار زياد است.
تالابهاي ايران در جنوب غربي آسيا و جنوب نيمكره شمالي محل زيست بيش از 140 گونه پرنده مهاجر و بومي است كه 30 درصد از پرندگان ايران را تشكيل ميدهد. اين امر به دليل دارا بودن مواد غذايي فراوان، امنيت، پناهگاه و شرايط آب و هوايي مناسب است كه سبب شده 63 گونه پرنده در تالابهاي ايران جوجهآوري كنند و 77 گونه فصل زمستان و پاييز را در آنها سپري كنند. در حال حاضر حدود يك تا 2ميليون پرنده آبزي و كنار آبزي در تالابهاي ايران زمستانگذراني ميكنند. همچنين 20 گونه پرنده در خطر انقراض در ايران زندگي ميكنند كه از اين تعداد 6 گونه آبزي بوده و در تالابهاي ايران به سر ميبرند.
تنها يگ گونه از تالابهاي جهاني در ايران وجود ندارد
مسعود باقرزادهكريمي معاون دفتر زيستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محيط زيست در گفتوگو با «تعادل» از تعداد و انواع تالابهاي كشور ميگويد: «42 نوع تالاب در دنيا شناخته شده است كه در سه دسته جاي ميگيرند. نخستين نوع تالابهاي داخل خشكي است كه 20نوع هستند. مثل درياچههاي آب شور و شيرين، تالابهاي حاشيه رودخانهيي، درياچههاي كويري. دسته ديگر تالابهاي ساحلي دريايي هستند كه با آبهاي دريا ارتباط دارند. اين نوع تالابها 12نوع هستند مانند جنگلهاي حرا، صخرههاي مرجاني، پهنههاي گلي، مصبها، لاگونها و خليجها. دسته سوم تالابهاي مصنوعي كه 10نوع هستند مثل شاليزارها، سدها و آببندها. بهطور كلي هر پهنه آبي مرطوب اعم از شور يا شيرين، دايمي يا فصلي، ساكن يا جاري تالاب به حساب ميآيد. همچنين طبق كنوانسيون سواحل دريا نيز تا عمق 6متري رامسر جزو تالابها محسوب ميشوند. در كشور جز تالابهاي تندرا كه در سيبري وجود دارند 41 نوع ديگر تالابها وجود دارند كه تنوع بينظيري است. به دليل تنوع زياد و بيش از سه هزار كيلومتر ساحل دريا نميتوان براورد دقيقي از تعداد تالابها در كشور ارائه كرد. ما تاكنون 250 تالاب را شناسايي مقدماتي انجام داديم. مطالعات كامل را در 84 تالاب انجام دادهايم و 35 تالاب را در قالب24 عنوان در كنوانسيون رامسر به ثبت رساندهايم. در برخي عنوانها چند تالاب را به عنوان يك سايت معرفي كردهايم مانند تالاب آجي گل، آلما گل، آلا گل يا سه تالاب يادگارلو، درگه سنگي و حسنلو. مساحت اين 35 تالاب مجموعا مساحت 1.5ميليون هكتار مساحت دارند. از مهمترين تالابهاي ثبت شده در كنوانسيون رامسر ميتوان به درياچه اروميه، مجموعه تالابهاي بختگان، تالابهاي هامون سيستان و بلوچستان، تالاب پريشان، تالاب چغاخور، تالاب انزلي، ميانكاله و حرا قشم و حرا ميناب اشاره كرد.»
كنوانسيون رامسر و ليست مونترو
كنوانسيون رامسر معاهدهيي بينالمللي است كه در ۱۹۷۱ براي حفظ و نگهداري تالابها و حفظ پرندگان تالابي امضا شده است. در اين كنوانسيون فهرستي از تالابهاي مهم جهان نيز تهيه شده كه به «فهرست رامسر» شهرت دارد. در اين فهرست بريتانيا با ۱۶۴ تالاب از لحاظ تعداد و كانادا با ۱۳۰هزار كيلومتر مربع تالاب، از لحاظ وسعت ركورددار است. مقر دايمي كنوانسيون در گلند، سوييس است. تاكنون 169كشور جهان عضويت خود را در كنوانسيون رامسر ثبت كردهاند و حدود 2022 تالاب در جهان در اين كنوانسيون به ثبت رسيده است كه در مجموع مساحتي بيش از 210ميليون هكتار دارند.
از تالابهاي بينالمللي ايران 7 تالاب در كرانه درياي خزر، 5تالاب در كرانه خليجفارس، يك تالاب دركرانه درياي عمان و 9 تالاب در استانهاي داخلي و يك تالاب مرزي هستند. از بين 22 تالاب ثبت شده بينالمللي در كشور 6تالاب در ليست تالابهاي در خطر شديد (ليست مونترو) قرار دارند كه به همراه كشور يونان بيشترين تعداد تالابهاي در خطر را دارد. تعداد تالابهاي ليست مونترو 48 تالاب است و 32تالاب نيز از اين ليست خارج شده و به حالت عادي بازگشتهاند كه متاسفانه هنوز نامي از تالابهاي ايران در اين ليست به چشم نميخورد. خشكسالي، سدسازي، تغيير كاربري اراضي، جادهسازي، شكار و صيد غيرقانوني، خشكاندن و پسابهاي شهري و صنعتي از عمدهترين مشكلاتي است كه اكثر تالابها در كشور با آنها دست به گريبان هستند.
سهم عمده عوامل انساني در بحران تالابها
از باقرزادهكريمي در رابطه با وضعيت فعلي تالابهاي كشور و عمدهترين مشكلات آنها پرسيديم كه در پاسخ گفت: «از آنجا كه كشور ايران در منطقه خشك و نيمهخشك قرار گرفته است اصليترين مشكل تالابهايي كه از نوع داخل خشكي هستند، كمبود آب است. در سالهاي گذشته هم با كمبود بارش مواجه بودهايم هم با افزايش برداشت از بالا دست. در تالابهاي ساحلي دريايي مشكل اصلي انواع آلودگيهاست مانند آلودگيهاي نفتي، شيميايي و فاضلابي. در مورد مشكلات تالابهاي داخل خشكي سهم عوامل انساني بسيار بيشتر از عوامل طبيعي است. در مورد عوامل طبيعي نميتوانيم، بگوييم كه طبيعت اشتباه ميكند و در واقع اين رفتار طبيعت است كه تالاب گاهي كم آب و گاهي پرآب باشد. ما هستيم كه بايد مديريت سازگار با شرايط اقليمي را اجرا ميكرديم كه نكرديم. ما هميشه بر اساس حداكثر داشتهها برنامهريزي كرديم نه نداشتههايمان. به عنوان مثال از مجموع ذخاير سدهايي كه در كشور داريم، كمتر از نصف آن پر شده است يعني عملا نصف سدهايي كه ساختهايم، اضافي هستند. اين سدسازيها مانع جريان آبهاي طبيعي به سمت تالابها شده است. 6 تالاب ما در ليست تالابهاي در خطر (مونترو) قرار گرفتهاند كه عبارتند از تالاب انزلي، تالابهاي يادگارلو، درگه سنگي، شورگل، تالابهاي هامون (پوزك، صابري و هلمند)، تالاب بختگان، تالاب شاهي و تالاب شادگان.»
معيشت بيش از يك ميليارد نفر در گرو تالابها
از ميان ارزشهاي اقتصادي متعدد تالابها، ميتوان به حفظ ذخاير ژني گياهي و جانوري، تامين آب (كيفي و كمي)، آبزيپروري (بيش از دوسوم از برداشت محصول ماهي جهان به سلامت مناطق تالابي بستگي دارد)، توليد محصولات كشاورزي (از طريق تامين آب و عناصر غذايي)، توليد چوب، تامين انرژي، توليد مواد لجني و گياهي، حمل و نقل و كاربردهاي تفريحي و گردشگري (توريستي) اشاره كرد. علاوه بر اين تالابها به عنوان بخشي از ميراث فرهنگي بشر اهميت ويژهيي دارند. با باورهاي جهانشناسي و مذهبي رابطه داشته، منشا تعالي زيبايي شناختي ميشوند، پناهگاههايي براي حيات وحش ايجاد كرده و شالوده سنن مهم بومي را شكل ميدهند. در بودجه سال 1394مبلغ 600 ميليارد ريال براي پيشگيري و مقابله با روند فزآينده پديدههايي نظير گرد و غبار و خشكسالي، حفاظت از تالابها و درياچههاي كشور، احيا و پايش آن به سازمان حفاظت محيطزيست تخصيص يافت. اقتصاددانان و دانشمندان بهطور روزافزون در زمينه ارزيابي و مطالعه ارزشها و خدمات اكوسيستمي محيطهاي طبيعي از جمله تالابها مشغول به كار هستند. اين وظيفه دشوار با تقريبها و ترديدهاي فراواني همراه است. برخي مطالعات اخير نشان ميدهد كه اكوسيستمها سالانه حداقل 33 تريليون دلار ارزش خدماتي به وجود ميآورند كه 9/4 تريليون دلار آن از طريق تالابها تامين ميشود. تالابها حوضههاي ارزشمندي هستند كه معيشت بيش از يك ميليارد نفر در دنيا به آنها وابسته است و مقصد گردشگري بيش از نيمي از توريستهاي دنيا را تشكيل ميدهند.
اين در حالي است كه از سال 1900 ميلادي به اين سو، نزديك به 60 درصد از تالابهاي جهان از دست رفته است و سالانه نزديك به يك درصد از تالابها به واسطه هجوم پروژههاي توسعهيي نابود ميشوند كه آمار بسيار تكاندهندهيي است. بيش از 60 درصد تالابهاي بينالمللي در كل منطقه در كشور ما قرار دارند.
دولت توان مالي احياي تالابها را ندارد
باقرزاده با اشاره به كمرنگ بودن سهم بخش غيردولتي در مساله حل بحران تالابها افزود: «رديف اعتباري ويژه براي احياي تالابها در سازمان حفاظت محيطزيست داريم. يك رديف اعتباري براي 20 استاني كه تحت تاثير خشكسالي هستند، وجود دارد. افزون بر آن رديفهاي اعتباري ويژه هم براي تالابهاي خاص داريم كه از جمله آنها ميتوان به تالاب انزلي به ميزان 6 ميليارد تومان، تالابهاي فارس به ميزان 2.5 ميليارد، تالاب هامون به ميزان 5 ميليارد تومان، درياچه اروميه نيز سهم بودجه محيط زيست آن 30 ميليارد است. اين يعني دولت در سال گذشته 5/43 ميليارد تومان براي احياي تالابها هزينه كرده است. البته تمام اعداد و ارقام ارائه شده مربوط به سال 94 هستند.»
وي در ادامه گفت: «سرمايه بسيار زيادي براي رفع مشكلات تالابها احتياج داريم اما به اين معنا نيست كه همه سرمايه را دولت بدهد. ما بايد مديريتي را پياده كنيم كه هزينهها را بخشهاي مختلف بدهند يعني هزينههاي تالاب را از منافعش تامين كنيم. فقط در سال 94 مبلغ 2 هزار ميليارد تومان براي درياچه اروميه هزينه شده است. در توان دولت نيست كه براي ساير تالابها نيز از اين دست هزينهها انجام دهد. دولت بايد رويكردهايش را اصلاح كند و ذينفعان را مشاركت دهد.»
خارجيها به كمك ميآيند
تسهيلات جهاني محيط زيست (جف) به عنوان يك نهاد مالي تحت مديريت سازمان ملل متحد، جهت اعطاي كمكهاي مالي به كشورهاي درحال توسعه در راستاي حمايت از محيط زيست جهاني و ترويج رفاه و امرار معاش پايدار در جوامع محلي در سال 1991 تشكيل شد. اين صندوق با همكاري نهادهاي مهم بينالمللي از جمله بانك جهاني و سازمان ملل سرمايهگذاريهاي زيادي در زمينههاي تغييرات آب و هوايي و تنوع زيستي در ايران انجام داده است. از جمله اين سرمايهگذاريها برنامهيي است در بخش حفاظت تالابها در قالب برنامه توسعه سازمان ملل وام بلا عوض به ارزش تقريبا 3ميليون دلار و سرمايهگذاري بيش از 10ميليون دلاري اختصاص داده است.
معاون دفتر زيستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محيطزيست در مورد سرمايهگذاريهاي خارجي گفت: «ما دهها تفاهمنامه با كشورها و سازمانهاي مختلف امضا كردهايم اما عملي شدن اين تفاهمنامهها مهم است. منابع مالي پروژه تالابهاي ما از محل تسهيلات محيط زيست جهاني (جف) تامين ميشود. البته پروژه جف در كشور در زمينه تالابها به اتمام رسيده است اما ژاپن اعتبارات خود را از طريق همين صندوق به دست ما ميرساند. از جمله همكاريهاي ما در بخش بينالمللي پروژهيي با شركت جايكا ژاپن در تالاب انزلي است. همينطور با برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) در درياچه اروميه، شادگان و پريشان پروژه مشترك در حال اجراست.»
از بين رفتن تالاب یعني خشك شدن فرهنگ و اقتصاد
معاون دفتر زيستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محيطزيست در ادامه از آثار و پيامد تخريب تالابها ميگويد: «تالابها ارزشهاي محلي، منطقهيي و جهاني دارند. اثرات تخريب يك تالاب فقط به محل تالاب محدود نميشود به عنوان مثال با خشك شدن درياچه آرال گردو غبار آن تا ايران ميرسد. تالابها صرفا براي منافع مردم محلي نيست و منافع بسياري دارد. با خشك شدن آنها سه دسته پيامد براي محيطزيست و مردم وجود دارد.
نخستين اثر آن در بخش اقتصادي است كه معيشت مردم را در آن منطقه با مشكل مواجه ميكند، دومين اثر تنوع زيستي است كه باعث مختل شدن كريدور حركت پرندگان و از بين رفتن گونههاي جانوري ميشود. سومين اثر در بخش فرهنگي و اجتماعي است كه در مسائل روانشناسي و تغيير چشمانداز و مشكلات سلامت و فرهنگهاي وابسته به تالاب مشكل ايجاد ميكند.
وي مهمترين معضل زيست محيطي را سوءمديريت عنوان كرد و افزود: «بهطور كلي رويكرد مديريت منابع طبيعي كشور غلط است كه يكي از نتايج آن خشك شدن تالابهاست. توجهات جامعه و نظرات كارشناسي دلسوزانه و صحبتهاي نمايندگان مجلس و فقط در حد شعار باقي مانده است. آن نمايندهيي كه قصد دارد از وسط تالاب ميانكاله جاده بكشيد هم ميگويد من طبيعت را دوست دارم. ما همه طبيعت را دوست داريم اما نتايج عملكردمان فوق منفي است. صحبتهاي زيادي در مورد حفظ خليج گرگان شده است اما قصد بر اين است كه هتلي در وسط آن بسازيم.»
باقرزاده با اشاره به وخامت وضعيت تالاب انزلي گفت: «تالاب انزلي مشكلات عديدهيي دارد. رسوبات بالا دست در حال خفه كردن تالاب است و همچنان آلودگيهاي شهري به داخل تالاب ميريزد و پايين آمدن آب درياي خزر هم مشكلات اين تالاب را تشديد كرده است. سنبله آبي هم گياهي است كه اخيرا مشكل بزرگتري از آزولا شده است و با آن دست به گريبان هستيم. عده زيادي سودجو به علت زيبايي گياه سنبله آبي كه به شيطان تالاب هم معروف است اين گياه را تكثير ميكنند تا بفروشند. در اين زمينه متاسفانه آگاهي وجود ندارد و سودجويي هم به آن دامن زده است.»