به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
در مركز بررسي‌هاي راهبردي رياست‌جمهوري بررسي شد

راه ابريشم امريكا و چين؛ جايگاه و موقعيت ايران

در زندگي بشري حمل و نقل و اهميت راه زماني از حركت باز خواهد ايستاد كه ديگر كسي زنده نباشد. هيچ حركت اجتماعي و اقتصادي وجود ندارد كه فارغ از ارتباطات حمل و نقلي امكان محقق كردن آن وجود داشته باشد. در همين راستا است كه سياست قدرت‌هاي بزرگ بين‌المللي نيز در دوران جديد از نگاه امنيتي و سياسي صرف، به نگاهي اقتصاد محور با نقطه كانوني راه و حمل و نقل تغيير جهت داده و برنامه‌هاي اقتصاد جهاني بر پايه اين خطوط ترسيم و عملياتي مي‌شود.
کد خبر: ۷۷۶۴۵
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۷
خبر اقتصادی - با نگاهي به طرح جاده ابريشم امريكا و چين كه هر كدام در قالب دو طرح بزرگ جداگانه در حال اجرايي شدن است، متوجه مي‌شويم كه نظم كنوني منطقه آسياي مركزي در حال تغيير جدي است و از اين منظر است كه شناخت جايگاه و موقعيت ايران در اين راهبرد، نقشي اثرگذار در وزن استراتژيك ايران در آينده تحولات جهاني و منطقه‌يي خواهد داشت. به همين منظور و با توجه به اهميت اين امر، مركز بررسي‌هاي راهبردي رياست‌جمهوري در نشستي با عنوان «مطالعه تطبيقي طرح‌هاي راه ابريشم چين و امريكا در آسياي مركزي و جنوبي: جايگاه و موقعيت منطقه‌يي ايران» با حضور دكتر ولي كوزه‌گر كالجي دانش‌آموخته روابط بين‌الملل و پژوهشگر مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به بررسي اين طرح پرداخته است.

دكتر كوزه‌گر كالجي در ابتداي صحبت‌هاي خود با اشاره به طرح جاده ابريشم كه توسط امريكا و چين به صورت جداگانه‌يي دنبال مي‌شود، گفت: امريكا در آسياي مركزي دو طرح را به موازات هم دنبال مي‌كند. يك طرح آسياي مركزي بزرگ و دومي نيز طرح جاده ابريشم است كه از سال 1999 ميلادي در دانشگاه جان هاپكينز اين كشور زيرنظر پرفسور فردريك استار دنبال مي‌شود.

وي افزود: وزارت خارجه امريكا همواره اين دو طرح را از لحاظ سياسي و ژئوپليتيكي بررسي مي‌كرده است، اما با توجه به مقالاتي كه فدريك استار در اين زمينه داشته و فعاليت‌هايي كه توسط اين دانشگاه در اين زمينه صورت گرفته است، اين طرح در تمام دنيا به نام استار معروف است. بايد تاكيد كنم كه يك پيوند نزديك و راهبردي ميان مراكز تصميم‌گيري و دانشگاه‌هاي امريكا برقرار است كه براي موفقيت و اثر بخشي طرح‌ها و راهبردهاي يك كشور بسيار ضروري است.

كوزه‌گر كالجي تصريح كرد: طرح آسياي مركزي بزرگ به دنبال ايجاد يك پيوستگي و يكپارچگي اقتصادي ميان آسياي مركزي (قزاقستان، قرقيزستان، تركمنستان، ازبكستان و تاجيكستان) و آسياي جنوبي (هند، پاكستان و افغانستان) است. در اين راستا مرزهاي جغرافيايي جديدي در حال تعريف است و‌درصدد تغيير آسياي مركزي بجا مانده از دوران شوروي است. نكته مهم اين است كه وقتي امريكايي‌ها مي‌خواهند نقشه مكاني را تغيير بدهند از واژه‌هايي نظير New،Great  و Central زياد استفاده مي‌كنند و تعاريفي را ارائه مي‌دهند كه با تعريف‌هاي سنتي متفاوت است.

وي تاكيد كرد: تغييرات در امريكا در اين سطح باقي نمانده و ساختار وزارت خارجه امريكا نيز در مورد اين طرح مورد بازنگري‌هايي صورت گرفته است. از سال 2005 كه طرح آسياي مركزي بزرگ مطرح شده است، بخش آسياي مركزي اين وزارت خانه از بخش اداره اروپاي آن جدا شده و يك اداره جديد به نام اداره آسياي مركزي و جنوبي شكل گرفته است.



 تبديل نگاه امنيتي به نگاهي اقتصادمحور

اين كارشناس اظهار داشت: بايد اشاره كنم كه افغانستان محور اين طرح بزرگ است. پس از اشغال افغانستان در سال 2001 به اين سو، امريكا قصد دارد تا نگاه امنيتي از اين كشور را به نگاهي اقتصادمحور مبدل كند. منطقه آسياي مركزي منبع عظيمي از انرژي‌هاي برق آبي، برق و گاز است و در طرف مقابل نيز هند و پاكستان تنشه اين انرژي‌ها هستند. درهمين راستا است كه افغانستان مي‌تواند از رهگذر اين خطوط استفاده كرده و از انزواي فعلي خارج شود.

وي گفت: با نگاهي به نقشه درمي‌يابيم كه از سمت شرق چين، از سمت شمال روسيه و از سمت غرب نيز ايران از طرح خارج هستند و در درازمدت آنها به دنبال مكانيسم فراگير منطقه‌يي در اين باره هستند. طرح راه ابريشم امريكا در آخرين سال دولت كلينتون مطرح شد و در اين خصوص محور طرح، بحث تبادل انرژي، اقتصاد و تجارت آزاد بوده است. در همين راستا آخرين بازنگري در زمان دولت اوباما در سال 2011 صورت گرفته و به تصويب رسيد.



 طرح مارشالي ديگر براي آسياي مركزي

كوزه‌گر در خصوص اهداف امريكا از طرح راه ابريشم جديد گفت: راه ابريشم يك نامي خوشنام در تاريخ است و مبين اقتصاد، تجارت و فرهنگ است. در همين راستا است كه امريكايي‌ها قصد دارند در اين طرح از قدرت سخت و سخت افزار به سمت قدرت نرم و نرم افزار حركت كنند و سيگنالي كه در اين خصوص مي‌فرستند اين است كه راهبرد نظامي و امنيتي آنها در اين منطقه به راهبرد اقتصادي و اجتماعي در حال تغيير است.

وي در ادامه افزود: اين طرح مشابه طرح مارشال امريكا درباره آلمان و ژاپن در دوران پس از جنگ جهاني دوم است. در آن زمان گفته مي‌شد كه با توجه به خطر كمونيسم، اين دو كشور بايد از لحاظ رشد و توسعه اقتصادي در سطحي قرار بگيرند كه به دامان اتحاد جماهير شوروي نروند. طرح جاده ابريشم جديد نيز قصد دارد با تقويت زير ساخت‌هاي اقتصادي افغانستان، اين كشور را از معضل ناامني و تروريسم رها كند.

كوزه‌گر كالجي در ادامه با تاكيد بر اينكه اين طرح يكپارچه‌سازي در آسياي مركزي، جنوبي و افغانستان را مد نظر دارد و ايران، چين و روسيه از اين طرح خارج هستند گفت: با نگاهي به خط لوله تاپي، مي‌بينيم كه خط لوله صلح ما عملاً به حاشيه رفته است. در حال حاضر وزارت خزانه‌داري امريكا در حال تزريق وام به طرح راه‌آهن تركمنستان، تاجيكستان و افغانستان و ازبكستان است. اين طرح وقتي كه در امريكا تصويب شد، وزارت خارجه امريكا، وزارت خزانه داري، پنتاگون، بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول، همگي هدايت مي‌شوند براي همگرا شدن اين منطقه.



 ساخت جاده، توليد ثروت

وي در ادامه با اشاره به هدف چين در طرح جاده ابريشم گفت: در دو دهه اخير ديپلماسي راه ابريشم چين اسامي مختلفي به خود گرفته است كه معروف‌ترين آن «يك راه، يك كمربند» است. نكته مهم اين است كه در اين طرح دو مسير عمده زميني و دريايي وجود دارد. راه زميني از شرق چين شروع شده و پس از گذشتن از استان سين كيانگ، آلماتي قزاقستان، سمرقند در ازبكستان به ايران و در نهايت به ونيز در اروپا ختم مي‌شود. راه دريايي نيز از شرق آغاز شده و دقيقاً به همان ونيز مي‌رسد و اين مسير حدود 4‌ميليارد نفر يعني 63‌درصد جمعيت جهان را در بر مي‌گيرد.

كوزه‌گر كالجي گفت: طرح زميني جاده ابريشم براي چيني‌ها با سفر شي جين پينگ رييس‌جمهوري اين كشور به قزاقستان مطرح شد و بحث دريايي آن نيز در سفر به اندونزي كليد خورد و بيش از 100‌ميليارد دلار براي اين طرح بودجه در نظر گرفته شده است. جالب اينجا است كه در سال 2013 هيچ صدايي از چيني‌ها در خصوص قرار داشتن اين طرح در مقابل طرح آسياي مركزي بزرگ امريكا در نيامد. آنها اصولاً سياست‌هاي خود را در سكوت و فارغ از تنش دنبال مي‌كنند.

وي ادامه داد: براي بررسي دلايل چيني‌ها در پيگيري اين طرح بايد سه سطح تحليل داخلي، منطقه‌يي و بين‌المللي در نظر بگيريم. در بحث داخلي، رويكرد نسل پنجم رهبران چين مطرح است؛ هر چند خط فكري آنها از دنگ شيائو پنگ تا به امروز در تنش‌زدايي و توسعه اقتصادي يكي بوده است، اما از زمان كنگره 18 حزب كمونيست چين، شي جين پينگ طرح‌هاي قبلي را به صورت نظام مند‌تري پيش مي‌برد. در كنگره بيستم در سال 2020 نيز كه قرار است رهبران نسل ششم روي كار بيايند، اين فاصله زماني از 2016 تا 2020 به عنوان يك زمان استراتژيك مدنظر قرار گرفته شده است.



 توسعه سين كيانگ با جاده ابريشم

كوزه‌گر افزود: در بحث دوم ايده روياي چيني مطرح است كه از سوي شي جين پينگ اعلام شده است. وي گفته است كه در سال 2021 كه حزب كمونيست چين به يكصد سالگي خود پا مي‌گذارد، بايد شاخص توليد ناخالص داخلي و درآمد سرانه چيني‌ها نسبت به سال 2010 دو برابر شود. چيني‌ها همچنين نگاهي جدي به توسعه استان سين كيانگ دارند. اين منطقه تقريباً مساحتي به اندازه ايران را شامل مي‌شود و از لحاظ شاخص رفاه بين 29 استان چين در رتبه 25 قرار دارد. سياست سركوب و استفاده از قوه قهريه در قبال اين استان باعث شده است كه انرژي داخلي زيادي صرف شده و از اين رهگذر در سطح داخلي و بين‌المللي براي اين كشور مشكلاتي به وجود آمده است.

وي اظهار داشت: چيني‌ها سه كريدور را براي سين كيانگ در نظر گرفته‌اند. يك كريدور شمالي است؛ دومين كريدور جنوبي است كه به بندر گوادر مي‌رسد و كريدور مركزي نيز به سمت اروپا مي‌رود و اين نشان‌دهنده اهميت سين‌كيانگ براي چيني‌ها است.



  اژدهاي خفته بيدار مي‌شود

كوزه‌گر در ادامه صحبت‌هاي خود با اشاره به سطح منطقه‌يي جاده ابريشم براي چين افزود: چيني‌ها در جنوب شرقي آسيا بسيار به تنگه مالاكا وابسته هستند و با توجه به تنش‌هايي كه در اين تنگه با تايوان دارند، بحث امنيت انرژي آنها بسيار مورد تهديد است. نكته بعدي نفوذ اقتصادي چيني‌ها در آسياي مركزي است كه غربي‌ها از آن به عنوان طرح مارشال چيني ياد كرده‌اند. مراودات تجاري آنها با پنج كشور آسياي مركزي از 3‌ميليارد دلار در سال 2000 به 30‌ميليارد دلار در سال 2010 رسيده است. تا قبل از اين شريك اول اقتصادي كشورهاي آسياي مركزي، روسيه بود، ولي امروز مشاهده مي‌كنيم كه چيني‌ها اين جايگاه را تصاحب كرده‌اند. چين به دنبال تثبيت اين موقعيت است و يكي از اهرم‌هاي آنها براي تثبيت اين موقعيت نيز، راه ابريشم است.

وي ادامه داد: راه‌آهن، خطوط مواصلاتي و بحث نفت و گاز منطقه به صورت جدي مد نظر چيني‌ها قرار دارد و آنها قصد دارند از آسياي مركزي تا افغانستان و پاكستان، نفوذ خود را بسط دهند. پاكستان بطور سنتي متحد چين بوده است و در مورد افغانستان نيز با ترك نيروهاي ناتو و امريكا از اين كشور، چين‌درصدد است تا خلأ قدرت ايجاد شده در اين راستا را در قالب اقتصادي پر كند.

كوزه‌گر كالجي گفت: در طول 25 سال گذشته شايد كمتر شنيده باشيم كه يك چيني توسط طالبان در پاكستان و افغانستان سر بريده شده يا به كنسول‌گري‌هاي اين كشور حمله‌يي صورت گرفته باشد. دليل اين امر نفوذ زياد چيني‌ها بر پاكستان و مزيتي است كه براي اين كشور دارد و همين امر باعث شده است كه منافع اقتصادي چين در اين كشورها مورد تهديد قرار نگيرد. اينجا همان جايي است كه ما بايد با چيني‌ها در طرح‌هاي اقتصادي شان در پاكستان و افغانستان پيوند خورده و همكاري‌هاي خود را از منظري متفاوت‌تري شكل دهيم.

اين پژوهشگر مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت همچنين با اشاره به افزايش نفوذ اقتصادي چين در خاورميانه گفت: خاورميانه منطقه‌يي است كه بخش بزرگي از صادرات چيني‌ها را تشكيل مي‌دهد و بخش مهمي از واردات انرژي چين نيز از مسير خاورميانه صورت مي‌گيرد. به همين دليل است كه هم مسير زميني و هم مسير دريايي راه ابريشم براي چيني‌ها بسيار مهم و راهبردي است.



 رقيبي جدي براي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول

وي در ادامه با ورود به سطح تحليل بين‌المللي راه ابريشم از منظر چين اظهار داشت: در سطح بين‌المللي چيني‌ها به دنبال تثبيت جايگاه خود در عرصه جهاني هستند و پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 2040 حجم اقتصاد اين كشور 2 برابر امريكا شود. نيكسون رييس‌جمهوري امريكا در دهه 1970 ميلادي گفته بود، از اين مي‌ترسم كه زماني برسد كه چيني‌ها ما را به دليل نقض حقوق بشر در كارخانه ماشين‌سازي فورد مورد بازخواست قرار دهند.

كوزه‌گر با اشاره به بانك سرمايه‌گذاري زير ساخت آسيا كه هم‌اكنون 57 عضو دارد و همچنين بانك توسعه بريكس كه بخش مهمي از اعتبارات اين طرح‌ها از سوي آنها تامين و توسط چيني‌ها پايه‌گذاري شده است گفت: اين نهادها به عنوان رقيبي براي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني در آمده‌اند.

وي در ادامه با اشاره به گسترش سازمان همكاري‌هاي شانگهاي نيز توضيح داد: محور اين سازمان در ابتدا بروي امنيت قرار داشت، ولي از سال 2001 به اين سو هم به صورت عمودي و هم به صورت افقي گسترش پيدا كرده است و اين طرح بزرگ قرابت و هماهنگي نيز با طرح راه ابريشم پيدا كرد.


 موقعيتي ويژه براي ايران

اين پژوهشگر مركز تحقيقات استراتژيك در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به جايگاه ايران در اين طرح‌ها گفت: طرح راه ابريشم امريكا شامل 9 كشور است كه ايران در داخل آن قرار ندارد. اصولاً در طرح‌هاي امريكا و اتحاديه اروپا ما جايگاهي نداريم و عضويت در اين طرح‌ها نيز نياز به بازنگري در سياست خارجي كلان ايران دارد. در طرح امريكايي‌ها رسماً ايران، چين و روسيه به دليل مسائل سياسي و ژئوپلتيك كنار گذاشته شده‌اند.

وي همچين افزود: امروز جهت‌گيري سياست خارجي امريكا از آسياي مركزي- خزر به آسياي مركزي- افغانستان تغيير جهت داده است و ما مي‌توانيم با در نظر گرفتن اين موضوع، راه‌هاي ارتباطي خود را با استفاده از شرق درياي خزر با چيني‌ها تقويت كنيم. در همين راستا بايد اشاره كنم كه قطاري كه همزمان با سفر شي جين پينگ از سمت شرق به ايران آمد، به صورت نمادين مي‌تواند مبين اهميت اين قضيه باشد. از سوي ديگر اين ظرفيت نيز در آسياي مركزي وجود دارد كه آنها از طريق همكاري با ايران و چين خود را از زير هژموني سنتي روسيه برهانند.

كوزه‌گر كالجي ادامه داد: طرح راه آهن ايران، افغانستان و چين كه مهم‌ترين مسير انجام نشده شرق دنيا است، در صورت ادامه يافتن مي‌تواند يك تحول مهم در مسير ريلي ايران و منطقه به وجود آورد. همچنين سواحل مكران و بنادر جنوبي ما نيز ظرفيت‌هاي فراواني دارند كه بايد در اين طرح‌ها از آنها استفاده كرد. ما يك زماني براي خط لوله صلح به سراغ روسيه و قطر رفتيم و نتيجه آن شد كه خط لوله صلح كنار رفت و خط لوله تاپي به جاي آن مطرح شد.

وي افزود: بايد در ايران از نظر سياسي ببينيم كه هر كشوري چه ظرفيتي را در كجا دارد. اگر ما با روس‌ها در سوريه كار كرديم اين دليل نمي‌شود كه در ساير جاها نيز با آنها مي‌توانيم همكاري كنيم. هر قسمت و هر بخشي بنا بر اقتضاعات بازيگران تحقق مي‌پذيرد. در اوج همكاري‌هاي ايران و روسيه در سوريه از من سوال شد كه الان زمان مناسبي است كه روي تركمنستان فشار آورده و خط لوله صلح را جانشين خط لوله تاپي كنيم. جواب من اين بود كه تركمنستان همسايه ما است و بخش مهمي از گاز شرق كشور از تركمنستان وارد مي‌شود، به جاي اين راه‌حل‌هاي عجيب و غريب بهتر است كه ظرفيت‌ها را سنجيده و به سوي همكاري در بخش‌هاي مشترك پيش برويم.

وي ادامه داد: چيني‌ها نيز در اينجا داراي منفعت هستند و ما شاهد بوديم كه تا چين وارد بندر گوادر شد، هندي‌ها نيز در چابهار سريع پاي كار آمدند. توافقنامه چابهار بايد سال‌هاي قبل صورت مي‌گرفت چرا كه مسير درستي است. در همين كريدور شمال- جنوب بايد گفت: چيني‌ها براي ورود به قفقاز داراي انگيزه‌هاي فراواني هستند و به دنبال جاي پا براي خود مي‌گردند. نكته مهم اين است تنها مسير ورود به قفقاز براي ما نيز از آذربايجان و ارمنستان است. در اين ميان بحث راه‌آهن آذربايجان و ارمنستان مطرح مي‌شود. در بحث راه آهن قزوين- انزلي- آستارا باكو بايد گفت كه اين مسير در حال اجرايي شدن است. اما راه آهن ارمنستان كه آنها بسيار مشتاق به انجام آن هستند به دليل كوهستاني بودن مسير داراي هزينه‌هاي بسيار بالايي است. اين راه‌آهن در حدود 470 كيلومتر است كه 60 كيلومتر آن در خاك ايران و مابقي در ارمنستان قرار دارد و نياز به 860 پل، 60 تونل و 27 ايستگاه با هزينه تقريبي 3.5‌ميليارد دلار دارد.

كوزه‌گر كالجي گفت: بايد گفت كه روس‌ها هيچ تمايلي به احداث اين راه آهن ندارند و با تبليغات فراوان مقابل اين موضوع را گرفته‌اند. ارمني‌ها نيز به سراغ چيني‌ها رفته‌اند ولي هنوز جواب مشخصي دريافت نكرده‌اند. در اينجا ما بايد يك كميسيون سه جانبه تشكيل داده و چيني‌ها را در اين مسير دخيل كنيم، زيرا جداي منافعي كه براي ما در بر دارد، راه دو كشور را نيز به قفقاز متنوع‌تر و هموارتر مي‌سازد.



 جايگاه ايران در رقابت با سه قدرت جهاني

غفراني كارشناس وزارت خارجه نيز با اشاره به لزوم پي بردن به دليل اصلي اين قضايا گفت: به نظر من نفت مساله اصلي در اين طرح‌ها است. امريكايي‌ها هر جا كه بوي نفت استشمام كنند در آنجا حاضر خواهند بود. نكته بعدي نيز رقابت تنگاتنگ امريكا و چين است كه نبايد به هيچ‌وجه از اين مساله غافل بود. ديگر بحث كمونيسم در روسيه و چين مطرح نيست و وجود 4 تريليون دلار از 18 تريليون دلاري كه در بانك‌هاي امريكا متعلق به چين است، از نظر آنها مهم بوده و بايد مهار شود.

وي افزود: اتفاقاً به نظر من امريكايي‌ها همواره جايگاه ما را مد نظر داشته و درست است كه صراحتا به اين موضوع اشاره نمي‌كنند، اما تلويحا اين نكته را فراموش نكرده‌اند كه در رقابت ميان سه كشور امريكا، چين و روسيه، جايگاه ايران بسيار پر اهميت است.



 نقش چابهار در توسعه منطقه

در بخش ديگري از اين نشست اميد ملك رييس كميسيون حمل و نقل اتاق ايران گفت: هندي‌ها از سال 2000 به اين سو در بحث چابهار با ما بازي كرده‌اند. براي كشور بزرگي مثل ايران باعث سرشكستگي است كه به دنبال 200ميليون دلار سرمايه‌گذاري هندي‌ها در چابهار باشد.

وي افزود: حمل يك بار از راه زميني از طريق شانگهاي تا بندرعباس در يك كانتينر 40 فوتي در عرض 16 الي 20 روز زمان مي‌برد و قيمت آن نيز 700 تا 800 دلار است كه تا سال 2018 به هيچ‌وجه تغيير نخواهد كرد. اما حمل ريلي همين بار حداقل بين 7 تا 8هزار دلار هزينه در بر خواهد داشت كه فاقد هرگونه جاذبه تجاري و اقتصادي است.

ملك گفت: ما در مكران و درياي عمان سواحل داريم، اما بندر خير. با كمال تاسف همواره در اين خصوص فقط شعار داده شده است. در هيچ جاي دنيا سابقه نداشته است كه راه‌آهني را كه ما در زاهدان ختم كرده‌ايم، از چابهار‌درصدد تكميل آن برآييم. اين خط بايد از همان زاهدان به سمت چابهار مي‌رفت.

وي با تاكيد بر اهميت چابهار گفت: اگر بستر در اين منطقه فراهم شود، مي‌توان توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مطلوبي را شاهد بود كه بسيار هم از لحاظ اشتغالزايي مهم است. زيرا حمل و نقل و ترانزيت به صورت پخش عمل كرده و نسبت به ساير سرمايه‌گذاري‌ها عدالت مناسبي را برقرار مي‌كند.



 اهميت پيمان‌هاي منطقه‌اي

در ادامه اين نشست عطرچيان از وزارت راه و شهر‌سازي نيز اظهار داشت: امروز تجارت اساساً در دنيا از شرق به غرب است. ژاپن، چين و كره جنوبي به عنوان مراكز توليد، محصولات را به غرب مي‌رسانند. از سوي ديگر نفت نيز از منطقه خاورميانه به سمت اين كشورها مي‌رود و در همين راستا است كه يك بازي دو طرفه شكل گرفته است.

وي افزود: منافع تجاري كشورها باعث قوام پيمان‌هاي منطقه‌يي مي‌شود و به هيچ‌وجه بحثي مبني بر دور زدن ما از طرح‌ها مطرح نيست. اگر ايران نتواند نقش خود را به خوبي ايفا كرده و در اين حوزه‌ها كار كند، معلوم است كه جايگاهي نيز در اين طرح‌ها نخواهيم داشت. فكر مي‌كنم كه با توجه به اين موضوعات مختلف، حتماً بايد ابتكار عمل در دستان ما باشد و در پيمان‌ها حتي به عنوان عضو ناظر هم كه شده حضور داشته باشيم. مشاركت در پيمان‌ها ما را به عنوان بازيگر منطقه‌يي مطرح خواهد كرد، و با وجود متفاوت بودن نقش، مي‌شود كماكان فعال بوده و ايفاي نقش كنيم.



  شعار نتيجه‌اي در بر ندارد

در پايان اين نشست كوزه‌گر كالجي با تاكيد بر اينكه ايده‌پردازي‌هاي صرف و انتزاعي عمل كردن صرفاً به نتيجه نخواهد رسيد گفت: آن چيزي كه مهم است شناسايي ظرفيت‌ها است. طرح راه ابريشم وعضويت ايران در آن بايد در برنامه توسعه 1404 مد نظر قرار بگيرد. در افق 1404 بايد تمام مناطق به صورت موزون رشد پيدا كند. ايران در 25 سال گذشته سياست يكپارچه‌يي را در قبال آسياي مركزي و قفقاز در پيش نگرفته و هنوز روساي جمهور ما نتوانسته‌اند كه يك تور تشكيل داده و به صورت همزمان در قالب يك سفر از كشورهاي منطقه ديدار كنند. اين امر به دليل ملاحظاتي است كه مي‌گويد مثلاً اگر از جمهوري آذربايجان به ارمنستان برويم، به آذربايجان بر مي‌خورد يا بالعكس همواره اجرايي نشده است. در حالي كه شاهد هستيم فرانسوا اولاند رييس‌جمهوري فرانسه در سال گذشته پس از شركت در مراسم قتل عام ارامنه در ايروان، در فرداي آن روز به باكو سفر كرد. در اينجا ايران بايد سفرهاي ديپلماتيك خود را همزمان دنبال كرده و به صورت يكپارچه سياست واحدي را اجرا كنيم.


محمدرضا ستاري

captcha