درست در روزهايي كه آخرين برگهاي كتاب سال تحصيلي 95-94 ورق ميخورد و مدارس آماده خواب تابستاني ميشوند، تجمع گروهي از دانشآموزان سال آخر دبيرستان در اعتراض به سختي سوالات بعضي از درسها تاملبرانگيز شد.
خبر اقتصادی - اكنون اين پرسش مطرح ميشود كه به راستي ريشه اين مشكل يا مشكلات آموزشي از اين دست كجاست؟ بخشي از جواب را ميتوان در روند نخبهپروري كه آموزش و پرورش خود زماني پرچم آن را با ايجاد مدارس تيزهوشان برافراشت، يافت كه اكنون گروه گروه مدارس با گزينش مستعدترين دانشآموزان با معدلهاي بالا يا كارنامههاي بسيار خوب(دوره اول دبيرستان) و برگزاري امتحانات مختلف و مصاحبه با خانوادهها حتي در كلاس اول دبستان و پيش دبستاني، فضاي گلخانهيي و يكدستي را بر محيط آموزشي كشور حاكم كردهاند.
واقعيت اين است كه آموزش و پرورش به عنوان يك نظام و نهاد، يكي دو دههيي است كه نقش حاكميتي خود را فراموش كرده و جاي خود را به انواع و اقسام مدارس و موسسات و كتابهاي كمك آموزشي رنگارنگ داده است كه مشخص نيست اين طرحها چه آيندهيي را براي كشور رقم ميزنند. در واقع سالهاست كه بخش بزرگي از مردم كه خواهان آموزش بهتر و محيط خلاقانهتر براي فرزندان خود هستند از نظام رسمي آموزش و پرورش قطع اميد كرده و به بازاري مراجعه ميكنند كه آنچه بر آن حاكم است، سلايق فردي مديران يا صاحبان امتياز موسسههاي آموزشي است.
متاسفانه فرزندان اين آب و خاك به همراه خانوادههاي خود مجبورند براي دستيابي به امكان بهتر آموزشي در لابيرنتهاي جورواجور كلاسها و موسسهها و كتابهاي گوناگون كمك آموزشي و تدريس خصوصي و... نفس نفس بزنند و طبق سليقه و خواست مسوولان اين بنگاهها كه كمتر آموزشي و بيشتر اقتصادي است هر روز خود را به رنگ و نقشي درآورند و انواع فشارهاي روحي و رواني را تحمل كنند و خانوادههايي كه علاوه بر تحمل اين فشارهاي رواني به همراه فرزندان خود و چه بسا بيشتر از آنان بايد بار هزينههاي گاه باورنكردني چند 10ميليوني را براي دستيابي به امكان آموزش بهتر فرزندان بر دوش بكشند.
در اين ميان جاي «آموزش و پرورش» نامشخص است و غايب يا بازيگر كم نقش اين بازي است.» تحقق «توسعه» بدون نظام آموزش و پرورش مسوول و كارآمد امري ناممكن است به اين دليل ساده كه در جهان امروز «انسان» محور هر توسعهيي است. بدون انسان وجود تمام مولفههايي همچون منابع غني زيرزميني يا موقعيت استراتژيك جغرافيايي و سياسي و مولفههايي از اين دست به بار نمينشيند. درحالي كه وجود يك عامل يعني انسان خلاق و آموزشديده به تنهايي حتي ميتواند از هيچ همه چيز بسازد. توسعه كشورهاي آسياي جنوب شرقي مصداق اين مدعاست. طبق آخرين گزارش سازمان ملل كشورهاي كره جنوبي، ژاپن، سنگاپور و هنگ كنگ كشورهاي اول بالاي كيفيت نظام آموزشياند و حتي كشورهاي اسكانديناوي به دنبال اين چهار كشور قرار دارند. بودجه آموزش كره جنوبي در سال گذشته برابر با 11300ميليون دلار امريكا بوده است و نرخ با سوادي در اين كشور 9/97درصد.
در جهان امروز طبق پژوهشهاي سازمان ملل و نظر اقتصاددانان معتبري همچون «آمارتياسن» پربازدهترين و كم فسادترين برنامه براي دستيابي به توسعه اقتصادي و اجتماعي، توسعه انساني و صرف منابع در جهت آموزش بهتر انسانهاست. در كشور ما اما آموزش و پرورش نه امري توسعهيي و به منزله «سرمايهگذاري» بلكه امري «هزينهيي» تصور ميشود و كل بودجه اين بخش نيز (99درصد) صرف پرداخت حقوق و دستمزد كاركنان كه البته غالبا نيز حقوق پاييني دارند. در واقع چيزي كمتر از يك درصد بودجه آموزش و پرورش صرف امور توسعهيي در اين بخش ميشود. آموزش و پرورشي كه اكنون 105هزار مدرسه، 12ميليون دانشآموزش و يك ميليون معلم و كادر آموزشي دارد.
نتيجه آنكه رويكرد فعلي در نظام آموزشي كشور به گسترده شدن بساط بازيگري و اعمال سليقه و گزينش غيرراهبردي دانشآموزان منجر شده است و ماحصلي جز تربيت نخبگاني ندارد كه به واسطه تحمل فشارهاي مختلف در راه رسيدن به كسب يك مدرك و جايگاه علمي(دكتر، مهندس و... .) كمتر داراي حس مسووليت اجتماعي و تعامل و مداراي با ديگران بوده و در پي جبران عمر تلف شده خود از طريق كسب منافع فردي هستند.
اعتراض روزهاي اخير دانشآموزان سال آخر دبيرستان آيا ميتواند زنگ هشداري براي مسوولان آموزش و پرورش در اين عدم توازن آموزشي و نخبهپروري بيحاصل در نظام آموزشي و سر و سامان دادن به انواع مدارس غيرانتفاعي و موسسات كمك آموزشي و... محروميت بخش بزرگي از جامعه از امكانات مناسب آموزشي باشد؟ به راستي چرا آموزش و پرورش نبايد مركز آموزشهاي بهتر و قابل دسترس براي همه فرزندان اين كشور باشد و نه فلان آقا يا خانم يا موسسه يا بهمان كتاب كمك آموزشي براي گروههاي خاص اقتصادي؟ شروع كار مجلس جديد و تشكيل كميسيون آموزش و پرورش شايد بتواند به همراه تحولات ستادي در اين وزارتخانه راهبردهاي بهتري براي آموزش كشور ترسيم و قطار از ريل خارج شده اين بخش محوري توسعه كشور را به ريل بازگرداند.
* تحليلگر اقتصادي