به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
بررسی گفت‌وگو با جوان كارآفرين ايراني

ضرورت عنصر ايده‌پردازي براي خلق موفقيت

نقش جوانان كارآفرين در فرآيند توسعه پايدار اقتصادي و خون تازه‌يي كه از اين طريق در رگ‌هاي توليد، تجارت و بازرگاني كشور تزريق مي‌شود، موضوعي است كه به نظر مي‌رسد طي دهه گذشته آنگونه كه بايد از سوي متوليان امور جدي گرفته نشده است؛ اين درحالي است كه بررسي تطبيقي كارنامه موفق‌ترين كارآفرينان جهان نشان مي‌دهد كه جهش اقتصادي و تكنولوژيكي غرب از طريق ايده‌پردازي كارآفرينان جوان عينيت پيدا كرده است و نام‌هايي مانند زاكربرگ(مدير فيس بوك)، بيل گيتس(از 20سالگي مدير مايكروسافت بوده)، لري پيج ـ سرگئي برين(گوگل)، لري اليسون(مديرعامل اوراكل) و... در عنفوان جواني در جاده موفقيت اقتصادي قدم گذاشته‌اند.
کد خبر: ۷۷۳۵۹
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۱

خبر اقتصادی - اما نسبت جواني و كارآفريني در اقتصاد كشورمان به دليل فقدان سرمايه‌گذاري مناسب طي دهه گذشته در شرايط نامناسبي قرار گرفته است. حلقه مفقوده زنجيره«از ايده تا عمل» به دليل ارتباط معيوب صنعت و دانشگاه معمولا خروجي مناسبي به دنبال ندارد و تاثير مناسبي در فضاي توليدي و صنعتي به جاي نمي‌گذارد. با اين توضيحات سراغ محمد مجاهدي يكي از جوانان كارآفرين كشورمان رفتيم تا در جريان يك گفت‌و گو  دوستانه، مسير جوانان ايراني براي ايجاد يك كسب و كار مولد را پيگيري كنيم.

 كارگاه توليدي‌شان زيرزمين يكي از خانه‌هاي قديمي اطراف خيابان وليعصر است. وقتي وارد مي‌شويم باورم نمي‌شود اين همان كارگاهي باشد كه از پشت تلفن به من گفته بود. سه‌نفري مشغول به كار هستند كه وقتي ما مي‌رسيم كار را متوقف مي‌كنند تا مصاحبه را انجام دهيم. محمد مجاهدي در يك خانواده ۴ نفره با وضع اقتصادي متوسط به دنيا آمده، او فرزند بزرگ خانواده و متولد تيرماه ۱۳۷۰ در تهران است. مادرش خانه‌دار و پدرش كارمند دولت است. سال ۸۸ در كنكور شركت و رتبه ۲۰۵۸ را كسب مي‌كند. مهرماه سال ۸۸ وارد دانشگاه صنعتي خواجه نصيرطوسي مي‌شود و در رشته مهندسي صنايع آغاز به تحصيل مي‌كند. اين تكه‌يي از زندگي كارآفرين جواني است كه توانسته با ايده‌پردازي يك كسب و كار توليدي را ساماندهي كند. جواني كه با سطل زباله‌هاي پدال‌دارش توانست يكي از نيازهاي اصلي بازار ايراني را پاسخ دهد.

از ابتداي ورود به دانشگاه پدرش توصيه مي‌كند در حين تحصيل وارد بازار كار شود تا تجربه كار بتواند مسير آينده و درس خواندن او را روشن كند. اواخر سال ۱۳۸۸ در يك ngo به عنوان مسوول به‌روزرساني سايت مشغول به كار مي‌شود.

مدت كاردر اين NGO به ۶ ماه نمي‌رسد كه به پيشنهاد يكي از آشنايان وارد كار تدريس خصوصي كنكور مي‌شود.

دوران كارشناسي را با معدل 16.30 به پايان مي‌رساند و تصميم مي‌گيرد كه در كنكور كارشناسي ارشد شركت كند. اين كارآفرين جوان در ادامه داستان خود را براي «تعادل» بازگو مي‌كند.

چرا تصميم به شركت در كنكور كارشناسي ارشد گرفتي درحالي كه معتقد بودي صرفا درس خواندن در دانشگاه باعث موفقيت تو نمي‌شود؟

راستش را بخواهم، بگويم به دليل فرار از سربازي بود و جوي كه آن روزها بين دوستانم شكل‌گرفته بود. فكر مي‌كردم با كنار گذاشتن درس و دانشگاه و رفتن به خدمت سربازي از ديگر دوستانم عقب مي‌افتم اما حالا كه به اين نقطه رسيده‌ام، مي‌بينم كه رفتن به دانشگاه و ادامه تحصيل تنها گذراندن چند واحد درسي نيست و در واقع باعث ايجاد نگرش‌هاي متفاوت در انسان مي‌شود و از آن مهم‌تر باعث ايجاد روابطي مي‌شود كه در آينده شغلي بسيار موثر خواهند بود گواه اين مساله شرايط و موقعيت فعلي خودم است.

هيچ‌وقت فكر رفتن از ايران را نكردي؟ با توجه به رشته مهندسي و دانشگاه خوب قاعدتا شرايط رفتن و پذيرش از دانشگاه‌هاي خارج از ايران را داشته‌اي؟

خيلي از دوستانم دوره كارشناسي از دانشگاه‌هاي خارج پذيرش گرفتند درحالي كه شرايطشان از موقعيت من بهتر نبود من هم معدل خوبي داشتم و هم به دليل علاقه به زبان انگليسي از دوران نوجواني به‌طور پيوسته زبان انگليسي را مطالعه مي‌كردم و شرايطم براي رفتن مساعد بود دليل اصلي ماندنم در ايران ارتباطات خانوادگي و اهميت اين مساله براي من بود و ديگر اينكه با توجه به تحقيقاتم به اين نتيجه رسيده بودم كه با رفتن به كشور ديگر حتي اگر بهترين شرايط را داشته باشم درنهايت يك شهروند درجه‌ دو خواهم بود و مسير پيشرفتم خيلي سخت‌تر از پيشرفتم در ايران است.

فرآيند تحصيلي كه براي رسيدن به كارآفريني طي كرده ايد كدام موارد هستند؟

 سال ۹۱ كنكور ارشد دادم و رتبه ۲۵ كنكور را كسب كردم و در دانشگاه اميركبير در رشته مهندسي صنايع مشغول به تحصيل شدم. قبل از وارد شدن به دانشگاه اميركبير يكي از اقوام ما كه در يك كارخانه توليدي لوازم آشپزخانه مشغول به كار بود، از من خواست تا براي ارزيابي عملكرد خط توليدشان به كارخانه بروم بعد از چند تماس درنهايت به كارخانه رفتم و ارزيابي موردنظر مديران كارخانه را انجام دادم. بعد از اتمام پروژه به اين نتيجه رسيدم كه كار توليدي به دليل انعطاف‌پذيري و جذابيت بالا پاسخگوي علايق و نيازهاي من است و از آن زمان نگرشم نسبت به كارخانه‌هاي توليدي تغيير كرد.

قبلا چه تصوري نسبت به كارهاي توليدي داشتي؟

فكر مي‌كردم خيلي كار روتيني باشد و خلاقيت در آن جايي ندارد اما كوچك‌ترين كار درروند توليد يك محصول را مي‌توان تجزيه تحليل كرد و بهبود داد. متاسفانه در دانشگاه اين چيزها را به آدم منتقل نمي‌كنند و تا از نزديك نبيني متوجه نمي‌شوي.

از آن به بعد تمام تلاشم را كردم كه حين تحصيل بتوانم يك كار توليدي براي خودم دست‌وپا كنم آن‌قدر موضوع توليدي ذهنم را درگير كرده بود كه با تمام دوستانم ايده‌هايم را مطرح مي‌كردم.

براي شروع كار، سرمايه لازم را در اختيار داشتي؟

نه از دوست و فاميل قرض كردم. با توجه به شرايط اقتصادي و واردات اكثر كالاها باقيمت‌هاي پايين بايد محصولي را انتخاب مي‌كردم كه احتياج به سرمايه‌گذاري زيادي نداشته باشد و در عين حال مطمئن باشم كه جنس وارداتي نمي‌تواند بازار كالاي ما را خراب كند بعد از چند ماه تحقيق به اين نتيجه رسيدم كه توليد سطل زباله اين ويژگي‌ها را دارد هم سرمايه زيادي نمي‌خواست هم به دليل حجم و تعرفه وارداتي بالا با قيمت پايين به اينجا نمي‌رسيد.

 سرمايه‌يي كه داشتم تنها براي ساخت قالب‌ها و تهيه مواد اوليه براي توليد حداقلي كافي بود و كفاف هزينه‌هاي كارگري و اجاره محل را نمي‌داد موضوع را با دو نفر از دوستانم در ميان گذاشتم و آنها موافقت كردند كه باهم مسووليت‌هاي كارگري را انجام دهيم و در سود شريك شوند. براي محل كارگاه هم زيرزمين قديمي يكي از آشنايان را از او به امانت گرفتم. نزديك به دو هفته زمان برد تا فقط زيرزمين را تميز و آماده كار كنيم. كارهاي قالب‌سازي و ساخت دستگاه 6 ماه طول كشيد و بعد با شمار حداقلي وارد پروسه توليد شديم.

با توجه به اينكه سابقه كار به اين صورت را نداشتيد چگونه كار را پيش برديد؟

واقعا سخت بود اوايل خيلي زود خسته مي‌شديم يا دست و پايمان را زخمي مي‌كرديم و كار متوقف مي‌شد. بعد از دو، سه ماه آن دو نفر از ادامه كار منصرف شدند.

نااميد نشدي؟

چرا اتفاقا! خيلي وقت‌ها به خودم مي‌گفتم تو اين زيرزمين چه‌كار مي‌كني؟! درس خوندي كه كارگري كني؟ ولي خب ادامه دادم دوست داشتم حتي اگر شكست مي‌خورم همه تلاشم را كرده باشم.

دوباره مجبور بودم شريك پيدا كنم! دوباره چند نفر از دوستانم را دعوت كردم و شرايط را برايشان توضيح دادم اين‌بار هم دو نفر حاضر شدند با من همكاري كنند. ولي احساس مي‌كردم اين جمع ديگر مثل دفعه قبل نمي‌شود.

 با توجه به تجربه چند ماه گذشته ديگر در روند انجام كارها تا حدودي وارد شده بودم. در اين ميان عملكرد بعضا نامتناسب دستگاه‌ها باعث مي‌شد احتياج به بازنگري در پروسه توليد پيدا كنيم و كار به‌طور كل متوقف شود. تقريبا سه يا چهار بار پروسه را به‌طور كل تغيير داديم. درنهايت در پاييز ۹۳ توانستيم نخستين نمونه سطل زباله پدال‌دارمان را توليد كنيم.

چقدر ‌زمان برد تا توليدات سال به بازار فروش راه پيدا كند؟

اواخر سال ۹۳ محصولاتمان به مرحله فروش مي‌رسيد و ديگر مي‌توانستيم هزينه توليد را از خود توليد استخراج‌كنيم بعد از اينكه اين محصول ما توانست هزينه‌هاي خودش را جبران كند، تصميم گرفتيم با سود اين محصول كار را گسترش دهيم. تا جايي كه در پاييز سال ۹۴ توانستيم ست كامل ظروف آشپزخانه را توليد كنيم و خب خدا را شكر الان ديگر كار در روند طبيعي خود افتاده و در حال سود آوري است.

به همين وضعيت راضي شده‌اي؟

به هيچ‌وجه! قطعا روزي يكي از بزرگ‌ترين شركت‌هاي توليدي در زمينه لوازم خانگي خواهيم شد.

خانواده در اين مدت نسبت به اين كار چه احساسي داشتند؟

پدرم با توجه به روحياتي كه با كار كارمندي در او شكل‌گرفته بود، تمايل داشت من هم مانند او به‌جاي اين كار وارد يك سازمان يا اداره دولتي شوم اما من مطمئن بودم كه هر كاري بكنم، كارمند نخواهم شد.

برنامه‌تان براي آينده كارگاه توليدي چيست؟

با توجه به اينكه كار به سودآوري افتاده مي‌خواهيم يك سوله كوچك دريكي از شهرك‌هاي صنعتي اطراف تهران اجاره كنيم و احتمالا دو نفر كارگر هم به جمع‌مان اضافه خواهيم كرد.
captcha