به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
بلومبرگ با ارائه گزارشي اذعان كرد

رفتار غيرمعمول قيمت نفت دربرابر افزايش حجم ذخاير

حجم ذخاير نفتي (Oil Inventory) كشورهاي مصرف‌كننده يكي از پارامترهاي مهم در تعيين قيمت جهاني نفت است. اين پارامتر در كنار رشد اقتصادي و تعادل عرضه و تقاضا همواره مورد توجه تحليلگران و فعالان صنعت نفت بوده است.
کد خبر: ۷۷۰۶۵
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۲

خبر اقتصادی - به‌طور معمول انتظار مي‌رود كه رابطه معكوسي بين ذخاير و قيمت نفت وجود داشته ‌باشد. اما در برهه‌هايي از زمان شرايطي پيش‌ مي‌آيد كه خلاف اين موضوع در بازارها مشاهده مي‌شود. آغاز سال 2016 از جمله اين برهه‌هاست كه حجم ذخاير نفتي و قيمت‌ها همزمان افزايش يافته‌اند. از اين‌رو بايد انتظار عوامل برون‌زاي ديگري را داشت كه سبب ايجاد اختلال ميان اين دو متغير شوند. «ژولين لي» تحليلگر پايگاه خبري بلومبرگ در مقاله‌يي به بررسي اين موضوع پرداخته است. لي كه پيش از اين تحليلگر ارشد مركز مطالعات جهاني انرژي بوده است، پيش از اين در تحليلي، ايران را كشوري زرنگ‌تر از عربستان در سياست‌گذاري انرژي دانسته‌ بود. وي بيان كرده‌ بود كه روند افزايش توليد نفت ايران فراتر از تحليل‌هاي بيروني بوده و همين مساله مي‌تواند، باعث شود اين كشور تا زمان نشست بعدي اوپك در ماه ژوئن به توليد پيش از دوران تحريم خود باز گردد و آماده پيوستن به طرح فريز نفتي شود. اقدامي كه عربستان را بر سر يك دو راهي قرار خواهد داد چرا كه بسياري معتقدند يكي از اهداف اصلي سعودي‌ها از ارائه اين طرح سنگ‌اندازي در مسير بازگشت ايران به سطح توليد قبل از دوران تحريم است. ژولين لي در مقاله خود نوشته است كه اقدام كشورهاي مصرف‌كننده نفت به ذخيره‌كردن به نوعي براي رهايي از وابستگي به توليد نفت كشورهاي اوپك در شرايط بحراني است.

 وي همچنين افزايش حجم ذخاير نفتي را عاملي براي جلوگيري از افزايش شديد قيمت‌ها در هفته‌هاي اخير و پس از اختلالات عرضه نفتي در كانادا و نيجريه مي‌داند. به گزارش «تعادل» و به نقل از بلومبرگ ذخاير نفت‌خام و فرآورده‌هاي پالايشي در كشورهاي OECD افزايش يافته است اما به نظر مي‌رسد اين مساله تاثير اندكي روي قيمت نفت داشته است. در حال حاضر ذخاير استراتژيك كشورهاي OECD 10 روز افزايش يافته‌ و از 57 در انتهاي سال 2013 به 67روز در انتهاي ماه مارس سال جاري رسيده است. اين عدد حتي از ميزان ذخاير استراتژيك در دوران بحران مالي كه تقاضاي جهاني نفت نيز به‌شدت كاهش يافته ‌بود 5روز بيشتر است.



 افزايش ذخاير نفت كشورهاي OECD

افزايش ذخاير نفت معمولا با كاهش قيمت همراه مي‌شود. به اين دليل كه اين مساله سيگنالي را به مخاطب مبني بر اين‌، ارسال مي‌كند كه نفت زيادي براي مصرف‌كردن وجود دارد. اما اين‌بار تا اوايل سال جاري تغيير خاصي در قيمت‌ها از محل افزايش ذخاير ديده نمي‌شود. هرچند كاهش 76درصدي در قيمت‌هاي نفت در سال‌هاي اخير كه همراه با افزايش ذخاير اتفاق افتاد به خوبي شناخته‌شده است، افزايش اخير در قيمت نفت كه نسبت به پايين‌ترين سطح قيمت در ميانه ماه ژانويه 75درصد رشد را نشان مي‌دهد همراه با كاهش ميزان ذخاير نفت نبوده، بلكه كاملا برعكس اين مساله اتفاق افتاده است.



 تغيير در ديناميك بازار

در حال حاضر رابطه بين ذخاير و قيمت‌ها شكسته‌شده و اين حجم از ذخاير افزايش‌يافته نيازمند ايجاد تقاضاي كافي براي مصرف آن يا ايجاد اختلال در سمت عرضه است. با اين‌حال روند بازارهاي جهاني در دو دهه اخير در مواجهه با چنين وضعيتي (به عنوان مثال زماني كه كشورهاي اوپك ظرفيت توليد خود را افزايش دادند) خلاف اين دو موضوع را نشان مي‌دهد. شركت‌هاي نفتي به دلايل مختلفي اعم از شرايط لجستيك، سفته‌بازي و امنيت اقدام به ذخيره‌سازي نفت و فرآورده‌هاي پالايشي مي‌كنند. نفت براي پركردن خطوط لوله، پالايشگاه‌ها و زنجيره توليد حياتي است و اين مساله دليل لجستيكي براي ذخيره‌سازي نفت محسوب مي‌شود. همچنين در زمينه سفته‌بازي نيز نگهداري سطوح مختلف از اين محصولات براي كسب سود ناشي از تغييرات پيش‌بيني‌شده در آينده است. از لحاظ امنيتي نيز ذخيره‌كردن مقداري نفت براي مواقع ضروري و بحران‌هاي پيش‌بيني شده‌ و نوسانات شديد در عرضه و تقاضاي نفت نيز منطقي به نظر مي‌رسد. مجموعه اين عوامل دست به دست هم داده‌اند كه از اواخر سال 2013 رشد ذخاير نفت افزايش يابد. سازمان كشورهاي صادركننده نفت (اوپك) از حدود سال 1990 به مدت دو دهه تمام تلاش خود را انجام داد تا صنعت جهاني نفت را قانع كند كه نيازي به ذخاير بزرگ و پرهزينه نفت ندارد. در عوض اين صنعت در مواقع بحراني و پيش‌بيني نشده مي‌تواند روي توليدكنندگان اوپك براي رفع نيازهاي خود و عرضه‌ جايگزين از محل توليد يدكي اين كشورها به ميزاني كه نياز دارد، اتكا كند. اخيرا بلومبرگ در مطلبي به بررسي اين موضوع پرداخته ‌بود كه اين ظرفيت يدكي توليد در اوپك كم‌كم در حال از بين‌رفتن است. اين مهم ناشي از اين است كه عربستان‌ از نوامبر سال 2014 ديگر حاضر نبود نقش توليدكننده «تعادل‌بخش» و كنترل‌كننده را بر عهده بگيرد و از آن زمان توليد خود را افزايش داده است. ديگر توليدكنندگان نفت نيز كمابيش وضعيت مشابهي دارند و با تمام ظرفيت‌ توليدي خود مشغول فعاليت هستند. اكثر آن‌چيزي كه در حال حاضر تحت عنوان ظرفيت يدكي توليد گزارش مي‌شود در نتيجه اختلالاتي است كه در سمت عرضه اتفاق مي‌افتد و معمولا بدون پيشرفت در حل مسائل پراهميت سياسي به حالت سابق باز نمي‌گردند. نمونه اين موارد را در حال حاضر مي‌توان در كشورهايي مانند نيجريه و ليبي كه دچار آشوب و بحران هستند، مشاهده كرد.



 ظرفيت يدكي توليد

از ابتداي ماه جاري وضعيت در سمت عرضه بسيار بحراني است. پيش از اين «تعادل» در گزارشي به اختلالات موجود در سمت عرضه خصوصا در كشورهاي كانادا و نيجريه پرداخته ‌بود. در مجموع توليد جهاني حدود 2ميليون بشكه كاهش يافته است. با اين وجود مشاهده مي‌شود كه قيمت‌ها آنچنان به پرواز در نيامده‌اند. علت اين موضوع را مي‌توان ناشي از رشد ذخاير دانست كه به نحوي نقش كنترلي را در اين بين ايفا مي‌كنند. بدين علت كه در حال حاضر اين حس در بازار به وجود آمده كه حجم زيادي از نفت در سراسر جهان در دسترس است. اما در غياب ظرفيت يدكي توليد باز هم شركت‌هاي نفتي تمايل دارند تا به جاي تكيه‌كردن بر كارتلي مثل اوپك تا زماني كه توليد به وضعيت عادي سابق خود برگردد از ذخاير نفتي خود براي مواجهه با نوسانات سمت تقاضا استفاده كنند. ممكن است در آينده رابطه بين حجم ذخاير و قيمت‌ها مجددا خود را اثبات كنند اما در حال حاضر، آنچه مي‌توان در رابطه با ارتباط اين دو متغير بيان كرد، اين است كه اين حجم بالا از ذخاير نفتي در حال ايفاي نقش جايگزين «ظرفيت يدكي» توليد براي مواجهه با جهش در سمت تقاضا يا پوشش اختلالات سمت عرضه هستند. بنابراين در حال حاضر لزوما سطوح بالاي ذخاير نفتي به معناي فشار روي قيمت‌ها نيست.


  از دريچه اقتصادسنجي

علاوه بر تحليل‌هايي كه «ژولين لي» تحليلگر ارشد جهاني بازار انرژي در مورد ارتباط ذخاير نفتي و قيمت نفت ارائه كرده، از زاويه علم اقتصادسنجي نيز مي‌توان به اين موضوع پرداخت.

 از اين جهت كه در تحليل سري‌هاي زماني لازم است كه به اين نكته توجه شود كه داده‌هاي مورد استفاده بايد «ايستا» (Stationary) باشند تا بتوان به درستي رابطه بين دو متغير را تشخيص داد. در غير اين‌صورت تحليل‌هاي پژوهشگر ممكن است به صورت مصنوعي و با ضريب تعيين بسيار بالا به وجود يك رابطه بين متغيرها ختم شود. هرچند در اين نوشتار تحليل و برآورد اقتصادسنجي وجود ندارد اما تحليل‌هايي كه روي داده‌ها و نمودارها انجام شده‌ تماما بدون توجه به غيرايستا بودن داده‌ها انجام شده است.

بنابراين براي پي‌بردن به يك رابطه حقيقي و درست بين ميزان ذخاير نفتي و قيمت بايد از داده‌هاي ايستا شده بهره برد.
captcha