هفته گذشته، هفتهيي پر خبر براي صنعت گردشگري ايران و جهان بود. در هفتهيي كه گذشت، اجلاس جهاني گردشگري براي صلح و توسعه با هدف گسترش اين صنعت با همت سازمان جهاني گردشگري و دولت جمهوري خلق چين در شهر پكن گشايش يافت.
توسعه فرهنگ گردشگري، توسعه پايدار از طريق جهانگردي و توريسم و تحقق اهداف 17گانه سازمان جهاني گردشگري سازمان ملل متحد، از جمله موضوع هاي مورد بحث در اين اجلاس است اما آنچه باعث ميشود كه اين اجلاس براي صنعت گردشگري ايران مهم باشد، تنها اين موضوعها نيست. در اين اجلاس، رويدادي بسيار مهم براي صنعت گردشگري ايران رخداد؛ امضاي يادداشت همكاري در حوزه گردشگري ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوري خلق چين.
سرمايه چيني در راه ايران
روز پنجشنبه هفته گذشته، «لي جيانجو» وزير گردشگري جمهوري خلق چين و «مسعود سلطاني فر» معاون رييسجمهوري و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور براي گسترش همكاريهاي دو جانبه در حوزه گردشگري و ايجاد بستر مناسب براي توسعه مناسبات در اين بخش، تفاهمنامه همكاري مشترك امضا كردند. اين تفاهمنامه در هفت بند تنظيم شده و شامل بخشهايي چون بازاريابي و تبليغات، سرمايهگذاري، خدمات و امنيت، امور آموزشي، تبادل دانش و تجربيات گردشگري و همچنين همكاري در پروژه گردشگري جاده ابريشم است.
همچنين دو طرف در نشستي مشترك، بر افزايش همكاريها در حوزه گردشگري تاكيد كردند. سلطانيفر در اين نشست خطاب به وزير گردشگري چين گفت كه شرايط براي فعاليت سرمايهگذاران و فعالان حوزه گردشگري كشورش در ايران فراهم است و طرفين ميتوانند با استفاده از تجارب يكديگر، فعاليت و روابط خود را در اين زمينه گسترش دهند.
وي روابط بين ايران و چين را بسيار گسترده و عميق دانست و گفت: «اين همكاري كه در دوران تحريمها نيز به خوبي برقرار بود در حال حاضر نيز ميتواند به مراتب بهتر از قبل هم باشد. بعد از لغو تحريمها و اجراي برجام ايران وارد مرحله جديدي از فعاليتها به ويژه در زمينه اقتصادي شده و با توجه به گشايشي كه در عرصه روابط بينالملل شكل گرفته دو كشور ميتوانند روابط خود را مستحكمتر كنند.»
يكي از ديگر مواردي كه سلطانيفر به آن اشاره كرد، ناشناخته بودن ايران براي گردشگران چيني بود. وي ابراز اميدواري كرد تدابيري انديشيده شود تا گردشگران كشور چين با جاذبههاي فرهنگي و گردشگري ايران آشنا شوند. «لي جيانجو» وزير گردشگري جمهوري خلق چين نيز در اين ديدار از آمادگي كامل كشورش براي همكاري و سرمايهگذاري در بخش گردشگري كشورمان خبر داد و گفت: «به همين منظور تلاش و تدابير ويژهيي را براي حضور فعالتر شركتها و سرمايهگذاران حوزه گردشگري چين به ايران فراهم خواهد كرد.»
وي گفت: «چين همچنان آماده است روابط خود با ايران را به مراتب بيشتر از دوران تحريمها گسترش دهد و وزارت گردشگري جمهوري خلق چين اين آمادگي را دارد كه در همه زمينههاي گردشگري با تهران همكاري داشته باشد.»
جيانجو تصميم ايران مبني بر ترسيم حوزههايي غير از نفت و گاز براي فعاليت اقتصادي و توجه بيشتر به صنعت توريسم و گردشگري را ستود و آن را نشانهيي از تغيير در روند تصميمگيري كشور دانست؛ «اين اقدام از تصميم خردمندانه و اهميت دادن به توسعه استراتژيك حكايت دارد.»
مديريت توريسم، اجراي پروژههاي مشترك گردشگري، برگزاري نشستهاي تخصصي و سمينارهاي مرتبط با صنعت توريسم، همكاري بيشتر در بخش آشنايي با جاذبههاي گردشگري دو كشور از ديگر مواردي بود كه طرف چيني علاقهمندي خود را براي گسترش همكاري در اين زمينه با ايران اعلام كرد. اين خبري خوش براي گردشگري كشور محسوب ميشود. به ويژه اينكه فعالان اين صنعت ميتوانند از كمكهاي مالي و مديريتي بخش گردشگري توانمند چين استفاده كنند. اما هنگامي كه صحبت از چين، به عنوان يك شريك تجاري به ميان ميآيد، يك مساله باعث نگراني ميشود؛ آيا اژدهاي سرخ با قدرت بيش از حدش به سمت بلعيدن صنعت گردشگري ايران نخواهد رفت؟
چين آماده است، ايران هم؟
گردشگري، يك صنعت دوجانبه است. توسعه گردشگري ميان دو كشور، تبادل گردشگر را معنا ميدهد، اما چه اتفاقي رخ ميدهد اگر اين رابطه يك طرفه باشد و يك كشور صرفا به اعزام و ديگري به پذيرش گردشگر اقدام كند؟ در صنعت گردشگري، صادرات، به معناي پذيرش گردشگر است و كشور صادركننده خدمات گردشگري، كشوري است كه گردشگران بيشتري را ميپذيرد. ايران تمايل به همكاري بيشتر در زمينه گردشگري با جمهوري خلق چين دارد، اما آيا با توجه به اين مساله كه چين عموما به عنوان يك كشور صادركننده شناخته ميشود، آيا اين همكاري نهايتا به جذب يكطرفه گردشگران ايراني منجر نخواهد شد؟
چين سالانه پذيراي بيش از 93ميليون مسافر از سراسر جهان است. البته اين كشور پر جمعيت سالانه رقمي نزديك به 120ميليون گردشگر را نيز به نقاط مختلف جهان اعزام ميكند، اما بايد توجه داشت كه رقم پذيرش گردشگر ايران در سال نزديك به 2 ميليون نفر است كه 150هزار نفر از آنان را چينيها تشكيل ميدهند. بنابراين ايران درحال حاضر سهم زيادي از بازار گردشگري چين ندارد.
حال سوال اينجاست كه آيا ايران ظرفيت جذب بيشتر گردشگران چيني را دارد؟ مسوولان ايراني قصد دارند در چشماندازي 10ساله، ميزان گردشگران ورودي ايران را از 2ميليون نفر در سال به 20ميليون نفر در سال افزايش دهند. همچنين قصد بر اين است كه چينيها 2 تا 2.2ميليون نفر از اين گردشگران را تشكيل دهند اما چه اقداماتي در اين زمينه انجام ميشود.
درحال حاضر، دولت ايران، اقدامات مناسبي را براي توسعه گردشگري كشور در دست اجرا دارد. تسهيل فرايند اخذ رواديد، گسترش ناوگان حمل و نقل، توسعه روابط ترابري، ايجاد هتلها و اقامتگاهها و ساخت ساير زيرساختهاي مورد نياز، از جمله اين اقدامات هستند. اما هنگامي كه دروازهها باز شود، همه براي سهمبري از بازار گردشگري ايران هجوم خواهند آورد و آن موقع است كه بايد ديد آيا سرعت اقدام عمل دولت نيز كافي است؟ يا ايران از ساير رقباي خود عقب خواهد ماند؟ آيا ايران ميتواند به موقع جاذبههاي گردشگري خود را به گردشگران چيني معرفي و شرايط را براي جذب حداكثري آنها فراهم كند؟ يا صنعت گردشگري ايران در كام اژدهاي سيريناپذير سرخ فرو خواهد رفت؟