دفتر امور كلان سازمان مديريت و برنامهريزي در گزارشي با تاكيد بر نقش پررنگ عوامل جمعيتي و تاحدودي اقتصادي بر تحولات تعداد و سن ازدواج، از شدت يافتن كاهش تعداد ازدواجهاي ثبت شده از سال1390 تاكنون خبر ميدهد و مهمترين عامل آن را چشمانداز بد اقتصادي كشور، ركود تورمي و بيكاري بالاي جوانان (كه بخشي از آن ناشي از تحريم بوده) عنوان ميكند.
خبر اقتصادی - تعداد ازدواجهاي ثبت شده در ايران گرچه از سال1355 تا 89، 5.3برابر شده اما پس از آن طي يك دوره 4ساله اين متغير 14درصد كاهش يافته و در سال90 به بعد هم اين روند با شدت بيشتري ادامه يافته؛ بهطوريكه تعداد ازدواجهاي ثبت شده از 824هزار در سال92 به 724هزار در سال 93 ميرسد. جالب است كه اطلاعات همين گزارش نشان ميدهد، در سال93 گرچه نرخ رشد تعداد طلاقها با 4.7درصد بسيار كمتر از نرخ رشد طلاق در سالهايي مانند 78 با 18.37 و سال88 با 13.7درصد بوده است، اما در اين سال نرخ رشد تعداد ازدواجها عدد منفي 6.48درصد را ثبت كرده كه در طول 28سال اخير رقمي بيسابقه است. نكته مهمي كه در اين بين وجود دارد، اين است كه در اين دوره بيشترين ميزان افزايش تجرد در گروه سني 39-35ساله بين زنان روستايي (بهدليل مهاجرت مردان روستايي جوان به شهرها) رخ داده است؛ بهطوريكه درصد اين زنان مجرد از 7.3درصد در سال1385 با بيش از 50درصد رشد به 11.5درصد در سال1390رسيده است. اين يافته نشانگر آن است كه افزايش ميزان تجرد زنان بيشتر از مضيقه ازدواج نشأت گرفته است تا آنكه برخاسته از تحصيل و اشتغال آنان باشد. البته برخلاف انتظار ميانگين سن در نخستين ازدواج زنان و مردان در مقايسه با كشورهاي ديگر خاورميانه بالا نيست؛ درحالي كه در ايران ميانگين سن ازدواج براي زنان 23.5 و براي مردان 26.8سال ثبت شده، ميانگين سن ازدواج در كشورهايي مانند قطر، عربستان، اردن و كويت براي زنان بالاي 24سال و براي مردان بالاي 28سال است. البته همانطور كه گزارش سازمان مديريت و برنامهريزي نشان ميدهد، ايران نهتنها براي رسيدن به اين كشورها بلكه براي پيشي گرفتن از آنان نيز فاصله زيادي ندارد و با روندي كه از ابتداي دهه90 شروع شده، پيشبيني ميشود سير صعودي ميانگين سن ازدواج با شدت زياد تثبيت شود.
تشديد روند كاهشي تعداد ازدواجها
براساس يافتههاي گزارش سازمان مديريت و برنامهريزي تعداد ازدواجهاي ثبت شده سالانه در كشور طي 34سال، از 168هزار مورد در سال1355، 5.3برابر شده و به 891هزار در سال89 رسيده است. ولي پس از آن طي يك دوره 4ساله با 19درصد كاهش به 724هزار مورد در سال93 تقليل يافته است. قسمت عمده تغييرات رخ داده در تعداد ازدواجهاي بهثبت رسيده، ناشي از تغيير ساختار سني جمعيت و افزايش يا كاهش جمعيت واقع در سن ازدواج بوده است.
نسبت ازدواج به جمعيت در محدوده سني
34-20ساله مردان و 29-15ساله زنان بالا بوده و اين گروههاي سني جمعيت اصلي در معرض ازدواج را تشكيل ميدهند. در دوره 85-1355 با افزايش ميانگين حجم جمعيت مردان 34-20ساله و زنان 29-15ساله تعداد ازدواجها نيز تقريبا بهموازات آن و بهصورت ضريبي از آن افزايش يافت. در دوره 90-1385 با حذف مضيقه ازدواج از دختران جوان (عدم تعادل بين جمعيت اصلي در معرض ازدواج دختران و پسران) رشد تعداد ازدواجها از رشد حجم جمعيت اصلي در معرض ازدواج بيشتر ميشود كه منجر به كاهش تجرد زنان جوان در اين دوره ميشود. در دوره 93-1390 شاهد كاهش اندك جمعيت اصلي در معرض ازدواج هستيم كه ميتواند روند صعودي ازدواجها را به روند نزولي تبديل كند ولي روند كاهشي تعداد ازدواجها بسيار شديدتر است. مهمترين عاملي كه ميتواند كاهش سريع ازدواجها را در اين مدت كوتاه توضيح دهد، چشمانداز بد اقتصادي كشور، ركود تورمي و بيكاري بالاي جوانان است. البته در اين دوران مضيقه ازدواج براي مردان جوان نيز شروع به شكلگيري ميكند. اين نتيجه توجه بيشتر به مسائل اقتصادي را براي بهبود وضع ازدواج در اين مقطع زماني و تا بهبود وضعيت اقتصادي كشور توجيه ميكند.
در دوره 90-1385 علاوه بر افزايش حجم جمعيت اصلي در معرض ازدواج با حذف مضيقه ازدواج از دختران جوان (دختران متولد سال1365 به بعد) نسبت تعداد ازدواج به جمعيت زنان 29-15ساله و مردان 24-20ساله ازدواج نكرده افزايش يافت ولي از سال1390 به بعد نسبت ازدواج به جمعيت زنان 29-15ساله و مردان 24-20ساله ازدواج نكرده، افزايش يافت ولي از سال1390 به بعد نسبت ازدواج به جمعيت در همه گروههاي سني زنان و مردان روند نزولي پيدا ميكند. اين كاهش براي مردان و زنان جوان زير 30سال پررنگتر است. بهنظر ميرسد سختتر شدن شرايط اقتصادي كشور روي ازدواج جوانان تاثير منفي داشته است. ضريب همبستگي پيرسون نشان ميدهد كه تعداد ازدواج رابطه مثبت و قوي با حجم جمعيت واقع در سنين اصلي ازدواج و رابطه معكوس و قوي با ميزان مضيقه ازدواج زنان يا مردان دارد.
افزايش 1.6سال به سن ازدواج زنان در 93
آنطور كه از گزارش سازمان مديريتوبرنامهريزي برميآيد، باوجود روند افزايشي در سالهاي90-1365 شاهد افزايش ميزان تجرد مردان در تمامي گروههاي سني هستيم كه نشانگر افزايش سن ازدواج است. تنها در دوره 90-1385 ميزان تجرد مردان 24-20ساله حدود يكدرصد كاهش نشان ميدهد كه ميتواند از حذف مضيقه ازدواج در اين مقطع ناشي شده باشد. باوجود روند افزايشي ميزان تجرد حتي در سال1390 هم فقط 6.5درصد مردان 39-35ساله ازدواج نكردهاند كه نشانگر عموميت بالاي ازدواج مردان است. ميانگين سن در نخستين ازدواج زنان و مردان در دوره 10ساله 75-1365 حدود 2سال افزوده شد ولي در دوره 15ساله
90-1375 فقط يكسال به ميانگين سن ازدواج دختران و پسران افزوده شده و سرعت رشد سن ازدواج كاهش يافته است. سن ازدواج زنان در 5سال آخر بهدليل حذف مضيقه ازدواج از دختران جوان تنها 0.1سال افزايش داشته و درحال تثبيت است ولي در شرايط بد اقتصادي ميتواند مجددا منجر به افزايش سن ازدواج پسران و دختران شود. براساس آمار ثبتاحوال، ميانگين سن ازدواج كه بهصورت مستقيم از روي سن زوجين در ازدواجهاي بار اول هنگام ثبت ازدواج به دست آمده، در سال1393 براي زنان 23.1سال و براي مردان 27.6سال بوده است و متوسط اختلاف سن زوجين 4.5سال است. در دوره 93-1385 حدود 90درصد ازدواجهاي زنان در سنين 34-15سالگي و حدود 85درصد ازدواجهاي مردان در سنين 34-20سالگي بهوقوع پيوسته است. ميانگين سني جمعيت زنان 34-15ساله از 24.1سال در سال 1385 با 1.6سال افزايش به 25.7سال در سال1393 رسيده كه اين امر تحتتاثير ورود انبوه متولدين دهه60 به سنين بالاتر رخ داده است.
بيشترين ميزان افزايش تجرد در گروه سني 39-35ساله بين زنان روستايي (بهدليل مهاجرت مردان روستايي جوان به شهرها) رخ داده است. درصد اين زنان مجرد از 7.3درصد در سال1385 با بيش از 50درصد رشد به 11.5درصد در سال1390رسيده است. اين يافته نشانگر آن است كه افزايش ميزان تجرد زنان بيشتر از مضيقه ازدواج نشأت گرفته است تا آنكه برخاسته از تحصيل و اشتغال آنان باشد. در سال1390حدود 95درصد مردان و زنان تا قبل از 45سالگي ازدواج كردهاند كه نشانگر بالابودن عموميت ازدواج در كشور است. نكته حايزاهميت كاهش 3تا 4درصدي مردان و زنان ازدواج كرده 39-30ساله در دوران 90-1385 است كه ميتواند منجر به كاهش اندكي در ميزان عموميت ازدواج در سالهاي آتي شود. در دوره 10ساله 75-1365حدود 2سال به ميانگين سن ازدواج زنان و مردان افزوده شد ولي در دوره 15ساله 90-1375ميانگين سن مردان در نخستين ازدواج از 25.6سال به 26.7سال و ميانگين سن زنان در نخستين ازدواج از 22.4سال به 23.4سال رسيده است. در اين دوره 15ساله فقط يكسال به ميانگين سن ازدواج دختران و پسران افزوده شده و سرعت رشد سن ازدواج كاهش يافت. سن ازدواج زنان در 5سال آخر تنها 0.1سال افزايش داشته و درحال تثبيت است.
تفاوت ميانگين سن مردان و زنان در نخستين ازدواج در سال1390 نسبت به سال1385 برخلاف روند كاهشي سالهاي گذشته با كمي افزايش از 2.9سال به 3.3سال رسيده است. علت اين امر نيز افزايش كمتر سن ازدواج بوده كه با افزايش اختلاف سني زوجين همراه است. براساس آمار سازمان ثبتاحوال ميانگين سن ازدواج كه بهصورت مستقيم از روي سن زوجين در ازدواجهاي بار اول هنگام ثبت ازدواج به دست آمده در سال1393 براي زنان 23.1سال و براي مردان 27.6سال بوده است و متوسط اختلاف سن زوجين 4.5سال است. تحقيقات نشان ميدهد، با بالارفتن سن ازدواج مردان، متوسط اختلاف سني آنان با همسرشان افزايش مييابد و بالعكس با افزايش سن ازدواج در زنان از متوسط فاصله سني آنان با همسرانشان كاسته ميشود. از آنجاكه كاهش فاصله سني زوجين از مضيقه ازدواج ميكاهد، جلوگيري از افزايش بيشتر سن ازدواج مردان و حتي كاهش آن از ميزان مضيقه ازدواج مردان در سالهاي آينده خواهد كاست، درحالي كه كاهش سن ازدواج زنان به ميزان مضيقه ازدواج افزايش مييابد.