به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
اميررضا عليزاده مجد

3مقصر لوكس‌سواري در ايران

خودرو لوكس اصطلاحي است كه در بازاريابي براي خودرو‌هايي با تجهيزات با كيفيت‌تر، عملكرد بهتر، ساختار دقيق‌تر، راحتي بيشتر، طراحي شكيل‌تر و خلاقانه‌تر استفاده مي‌شود.
کد خبر: ۷۶۷۸۳
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۳

خبر اقتصادی - كساني كه اين خودروها را سوار مي‌شوند، در واقع احساس افزايش پرستيژ و تمايز با سايرين دارند. بازاري كه در آن توليدكنندگان با هدف‌گيري بخشي از بازار، مدل‌هاي لوكس و خاصي را براي مرفه‌ترين طبقه اجتماعي توليد كرده‌اند. از مشخص‌ترين ويژگي‌هاي خودروهاي لوكس مي‌توان به قيمت چندبرابري آن خودروها نسبت به نمونه‌هاي مشابه اشاره كرد. اما به راستي چرا در ده سال اخير، نرخ استفاده از خودرو‌هاي لوكس به صورت فزاينده‌يي افزايش مي‌يابد؟ مقصر كيست؟ آيا با سياست ممنوعيت واردات خودرو 2500سي‌سي اين مشكل حل مي‌شود يا صورت مساله پاك خواهد شد؟ و هزاران آياي ديگر كه در اين يادداشت سعي خواهد شد به بررسي برخي عوامل ريشه‌يي اين پديده بپردازيم. متاسفانه با بررسي رفتار مصرف‌كننده در دهه اخير در مي‌يابيم كه تمايل به استفاده از محصولات لوكس، فقط در مصرف‌كنندگان خودرو نبوده و گويا تبديل به يك فرهنگ در مصرف‌كنندگان بيشتر كالاها و خدمات شده است، از ساعت و تلفن همراه گرفته تا لباس و مراسم عروسي و...

اما ريشه اين تجمل گرايي در حوزه خودرو از كجاست؟ اين پديده 3 مقصر اصلي دارد، دولت، خودروساز و مردم. همانطور كه اشاره شد، مدتي است كه مشاهده مي‌شود افراد زيادي از گوشي‌هاي چند ميليون توماني امريكايي استفاده مي‌كنند و بين قيمت گوشي تلفن همراه آنها و ساير ملزومات زندگي هيچ هارموني وجود ندارد؛ شكاف اصلي همينجاست. زماني كه وام‌هاي بانكي به جاي استفاده در صنعت به ليزينگ‌هاي خودرويي تخصيص يافت، زماني بود كه تيشه به ريشه فرهنگ اين كشور زده شد. بيلبورد‌هاي تبليغاتي، شبكه‌هاي ماهواره‌يي، ويترين مغازه‌ها و حتي شبكه‌هاي داخلي كشور دست به تبليغ گسترده در خصوص مصرف گرايي و تجمل گرايي زدند و با توجه به اينكه نسل دهه‌هاي 50 و 60 هجري شمسي پا به عرصه اقتصادي كشور گذاشتند، بهترين زمان براي زير پاي گذاشتن فرهنگ ساده زيستي گذشتگان ما بود. اين پديده علاوه بر هدررفت منابع ارزي كشور و بيكاري تعداد زيادي از نيروي كار صنايع، منجر به ايجاد علاقه بسيار شديد به كارمندي بود كه علت آن نيز امكان پرداخت مرتب اقساط اين خودروها در كشور بود كه اين خط فكري در تضاد كامل با نفس مفهوم كارآفريني دارد.

حال از تقصير دولت و مردم كه بگذريم، نوبت به واكاوي نقش خودروساز در اين بازار داغ مي‌رسد. بازاري كه تشنه نوآوري و تكنولوژي بوده اما واحد‌هاي تحقيق و توسعه خودروسازان ما گويي در خواب فرو رفته‌اند تا برند‌هاي ژاپني، كره‌يي، چيني و اروپايي سهم آنها از بازار كشور خودشان را به راحتي بربايند. با فشار راهنمايي رانندگي به تازگي خودروساز مكلف به توليد خودرو دو ايبرگ شده وگرنه كه تا به امروز شاهد توليد خودرو‌هايي با كمترين ميزان ايمني بوديم. 2 قطب اصلي خودرو ساز ما آيا كلاسه‌بندي مشخصي را در بازار براي محصولات ارائه داده اند؟ چرا در كشور ما خودرو كروك توليد نمي‌شود؟ آن هم با اين همه جوان عاشق تكنولوژي؟ چرا دو قطب اصلي خودرو ساز آلمان در انواع كلاس‌ها خودرو دارند اما ما نداريم؟ چرا قطب صنعت خودرو ما خودرو شاسي بلند توليد نمي‌كند و فقط به مونتاژ خودرو‌هاي از رده خارج خارجي مي‌پردازد؟ با اين همه نيروي انساي متخصص آيا توليد انعطاف پذير در صنعت خودرو ما غيرممكن است؟ آمار تكان‌دهنده ورود تعداد زيادي خودرو‌هاي توليد محدود به ايران را مي‌توان تهديدي ديد كه امكان تبديل آن به فرصت وجود دارد. اگر واحد‌هاي تحقيق و توسعه و مهندسي شركت‌هاي خودرو ساز ما با تمام قوا تلاش كنند، حمايت‌هاي مناسب دولت مي‌تواند تمايل مصرف‌كننده به استفاده از محصول با كيفيت داخلي را روز به روز بيشتر كند.  استفاده از محصول لوكس جرم نيست اما بين تمامي ملزومات مصرف‌كننده بايد هارموني وجود داشته باشد، به وفور مشاهده مي‌شود كه يك اجاره نشين از خودرويي چندصد ميليوني استفاده مي‌كند. با كمي تلاش مي‌توان به اصلاح اين فرهنگ پرداخت اما زماني كه مشابه آن كالاي لوكس در كشور خودمان با قيمتي پايين‌تر توليد شود تا علاوه بر گردش مناسب چرخ اقتصاد، شاهد پيشرفت روز افزون عرصه تكنولوژي در كشور باشيم.


*  پژوهشگر و مدرس دانشگاه
captcha