خبر اقتصادی - اثرات منفي خشكسالي بر زندگي شهري بديهي است و همه ميدانند كه كاهش كيفيت زندگي از اصليترين اثرات اين بحران زيست محيطي است كه به دنبال نابودي گياهان، فضاي سبز و عناصر حياتي شهرها را مورد هجوم خود قرار ميدهد.
دكتر احمد سعيدينيا استاد شهرسازي هم اين سخنان را قبول دارد. او در گفتوگو با «تعادل» شرايط حال و آينده شهرها در مواجهه با اين پديده را ترسيم كرده و ميگويد: در حالت كلي بايد به ازاي هر شهرنشين حداقل يك درخت در شهرها وجود داشته باشد تا به اندازه كافي توليد اكسيژن در شهرها داشته باشيم اما متاسفانه در حال حاضر توزيع درختان در شهر اينگونه نيست و براي هر نفر كمتر از يك اصله درخت وجود دارد. اگر چه بسياري از فضاهاي شهري چمنكاري شدهاند اما بايد توجه داشت كه چمن توليد اكسيژن ندارد و ما براي توليد اكسيژن به تعداد بيشتري درخت نياز داريم. بنابراين كمبود سرانه درخت همزمان با بروز خشكسالي خطرات جدي است كه با آنها روبهرو هستيم كه علايم آن هم در تهران ديده ميشود. احمد سعيدينيا با تاكيد بر تهديداتي كه حيات بشري و به خصوص شهرنشيني در مواجهه با خشكسالي با آن روبهرو ميشود، ميگويد: در اين ميان هر چه مقياس شهرها بزرگتر باشد تامين آب شرب نيز براي مصرف شهروندان سختتر خواهد بود. اكنون دولتمردان براي تامين آب شهروندان از آب چاهها بهرهبرداري ميكنند اما با اين روندي كه طبيعت در پيش گرفته است احتمال برداشت از اين منابع هم به تدريج كاهش مييابد و در ادامه با كاهش اين منابع حتي منابع آب فاضلاب نيز در شهرها رو به نابودي ميبرد كه به دنبال آن فاجعه شهري و زيست محيطي جدي رخ ميدهد. چون حتي به دنبال كاهش منابع آبي در كشور كارخانهها و صنايعي كه شرايط ادامه فعاليت آنها به آب بستگي دارد از ادامه فعاليت باز ميمانند و حتي نيروگاهها نيز دچار مشكل ميشوند.
اين استاد شهرسازي درباره اينكه خشكسالي بر كدام يك از بخشهاي كشور تاثيرات بيشتري دارد، ميگويد: اين پديده همچنين اثرات خود را در بخش كشاورزي هم خواهد گذاشت اما اين تاثير بسيار كمتر از اثرات خشكسالي بر مناطق شهري و زندگي شهرنشيني است. چون امكان كنترل و مديريت مصرف آب در بخشهاي كشاورزي با روشهاي علمي جديد نظير آبياري قطرهيي، فوارهيي يا مرطوبسازي محيط وجود دارد اما در شهرها با اين همه آسفالت و بتن چه ميتوان كرد؟ در شرايطي كه در روش زندگي در همه سطوح شستوشوي خودرو و استحمام هم مصرف آب در شهرها زياد است و در صورت خشكسالي مشكل بسيار بزرگ خواهد بود. همين حالا هم آمارها نشان ميدهد كه در تامين آب براي شهرهاي بزرگ با مشكل زيادي مواجه هستيم.
او با اشاره به اتفاقاتي كه در طول تاريخ به دنبال خشكسالي افتاده است، توضيح ميدهد: در طول تاريخ هر وقت خشكسالي و قحطي سرزميني را تحت تاثير قرار داده، مردم از يك نقطه به نقطه ديگري مهاجرت كردهاند و حتي برخي مناطق بر اثر اين جابهجاييها متروكه شدهاند. اتفاقي كه براي شهر سوخته در سيستان هم افتاد؛ شهري كه به دليل حذف آب زندگي نيز در آن نابود شد و در واقع يك تمدن بزرگ در اين منطقه به دليل خشكسالي از بين رفت و اين سرنوشتي است كه شهرها در برابر پديده خشكسالي با آن مواجه ميشوند.
نفوذپذيري آب در خشكسالي مطرح نيست
كاهش جذب آبهاي سطحي به سفرههاي زيرزميني مساله مهمي است كه در اثر به كارگيري آسفالتهاي نفوذناپذير در سطح شهر به وقوع پيوسته است، بهطور تقريبي كمتر از 10درصد بارشها جذب سفرههاي زيرزميني ميشوند و بقيه نزولات بر اثر تبخير به آسمان باز ميگردند. دكتر سعيدينيا هم اگر چه به اين مطلب اعتقاد دارد اما ميگويد: در صورت وقوع وقتي خشكسالي ديگر حتي موضوع جذب آبهاي سطحي به سفرههاي زير زميني مطرح نيست چون ميزان بارشها كاهش مييابد و آبي نيست كه ذخيره شود. با وجود اين لازم است تا آبهاي سطحي ذخيرهسازي شود در حالي كه يكي از مهمترين ايرادات وارد به روش شهرسازي ما اين است كه تنها 30 تا 40 درصد شهرهاي ما فضاي باز اعم از پارك و كوه است كه زمينهاي آزادي دارند و ميتوانند آب را جذب كنند.
تعارض شهرها با محيط طبيعي
روند شكلگيري شهرها در تعارض با طبيعت است؛ موضوعي كه اين استاد شهرسازي درباره آن توضيح ميدهد: بهطور كلي شهرهاي ما به اصطلاح محيط مصنوع درمقابل محيط طبيعي هستند كه توسط انسانها ساخته شدهاند اما گسترش اين محيط مصنوع اندازهيي دارد و اين پيشرويها بايد با محيط طبيعي قبلي هماهنگ باشد و بر اساس منابع آبي منطقه شكل گرفته باشد تا توليد محصولات باغي، كشاورزي و ساير احتياجات جامعه را از همان محل برآورده شود. شكلگيري شهرها در گذشته هرگز به اين صورت نبود و شهرها در صد سال گذشته 100درصد با محيط طبيعي خود سازگار بودند. ساختار شهرها در آن زمان تقريبا مانند روستاها بود و جمعيت آنها از 40 تا 50 هزار نفر هم بيشتر نميشد. البته شهرهايي مانند نيشابور هم وجود داشته كه جمعيت آن 600 هزار نفر بوده اما بايد توجه داشت كه ميزان جمعيت در اين شهرها با ظرفيت طبيعي آنها سازگار بوده است و منابع آب و مواد غذايي هم جوابگوي جمعيت بوده است. اما متاسفانه در دنياي جديد موضوع وابستگي شهرها به طبيعت محلي آنها كم رنگتر شده است. اكنون با روشهاي نوين آب را از 200 كيلومتر آن طرفتر به شهرها منتقل ميكنند و امكان انتقال ميوه، مواد غذايي و مايحتاج از طريق حمل و نقل هوايي، ريلي يا جادهيي وجود دارد.
البته احمد سعيدينيا معتقد است كه اين اقدامات براي حالت نرمال و زماني است كه اوضاع طبيعي است، طبيعت بر هم نخورده و ميتوان آب يا مواد غذايي را جابهجا كرد. اما اگر خشكسالي در شهرها اتفاق بيفتد ديگر منابعي براي جابهجايي نداريم بنابراين شهرهايي در زمان خشكساليهاي بزرگ زنده باقي ميمانند كه طبيعت آنها با اندازه جمعيت و فعاليتشان برابري كند.
توجه به ظرفيت محيطي شهرها
«ظرفيت محيطي » اصطلاحي است كه او از آن نام برده و ميگويد: اين اصطلاح اخيرا در مناسبات شهرسازي مطرح شده است و طبق آن برآوردهايي براي ظرفيت و جمعيتپذيري، تعداد كارخانهها و ساير نيازهاي منطقه يا شهرها انجام ميشود. البته ظرفيت محيطي در بسياري از مناطق كشور ما كم است. چون از واحههاي كوچك تشكيل شده، رودخانههاي كوچك و دشتهاي بزرگ دارد كه اغلب كم آب و خشك هستند، جز نواحي زاگرس كه باز هم از قسمتهاي آذربايجان با خشكسالي و كم آبي مواجه شده است. باز هم هر قدر به سمت جنوب كشور برويم، خشكسالي بيشتر ميشود در حالي كه خشكسالي از سالهاي قبل نيز در اين مناطق وجود داشته است. اين استاد شهرسازي درباره وضعيت كنوني شهرها به لحاظ آبي توضيح ميدهد: هماكنون براي جبران كم آبي در برخي شهرها مانند شيراز تمام آب منطقه را جمع ميكنند تا به اين و آن بدهند در حالي كه به دنبال اين روند روستاهاي اطراف تخريب ميشوند و توازن محيطي نيز از بين ميرود.
گريز از كم آبي
بديهي است كه اگر در داخل شهري با 10 ميليون نفر جمعيت، خشكسالي رخ بدهد سرنوشت شومي پيدا ميكند اما روندي كه در اين صورت اتفاق ميافتد، چگونه است؟ سعيدي نيا در اين باره ميگويد: ابتدا وقتي به كم آبي بر ميخوريم به سمت استفاده از آب فاضلاب كشيده ميشويم اما بعد از مدتي آب فاضلاب هم پايين ميآيد و وضعيت بدتر ميشود. در صورتي كه اگر بخواهيم آب را از مناطق ديگر به مناطق
كم آب منتقل كنيم اين اقدام هم به علت رقابت شديد ممكن است به ماجراهاي سياسي- اجتماعي تبديل شود. بنابراين تنها راههايي وجود دارد كه به تكنولوژي وابسته است مانند استفاده از تكنولوژي مجهز به دستگاهها و ابر مصنوعي كه رطوبت هوا را بگيرد و به آب تبديل كند يا سقفهاي خورشيدي كه از اين طريق نيروي برق توليد كند. البته اين روشها هم به حالا مربوط نيست و شايد جامعه بشري تا سال 2050 بتواند قابليت تحقق اين تكنولوژيها را داشته باشد و زماني كه كار بشر به استفاده از اين تكنولوژيها كشيده شود احتمالا بحرانيترين روزهايي است كه پشت سر ميگذارد.
راهكارهايي براي كاهش خطرات
از بين رفتن حيات انساني بعد از خشكسالي سرنوشتي قابل پيشبيني است كه بارها درباره آن هشدارهايي داده شده است اما همواره بشر به دنبال راهحلهاي حداقلي براي عبور از مخاطرات گشته تا شايد بتواند از خطر نيستي نجات يابد. راهكار مقابله با مخاطرات خشكسالي سوال ديگري است كه اين استاد شهرسازي در پاسخ به آن ميگويد: ما در مقابل اقليم نميتوانيم بايستيم اما حداقل كاري كه ميتوانيم براي كاهش مخاطرات پديده خشكسالي در پيش بگيريم اين است كه جمعيت را به نقاطي كه از منابع آبي خوبي برخوردارند پراكنده كنيم. سيستان در گذشته كه يكي از نواحي پر آب در ايران بود چون رودخانه هيرمند و درياچههاي چندگانه در نزديكي آن قرار داشت اما متاسفانه خشكسالي منطقه باعث شد تا مردم اين شهر به سمت مناطق پر آب كشور از جمله شهرهاي گرگان، مشهد، هرات و حتي كويت مهاجرت كنند. اكنون كيلومتر در كيلومتر دهكدههاي خالي از سكنه كه جاي قاچاقچيها شده است نتيجه خشكسالي در اين منطقه است و مانند آينه در برابر آينده خشكسالي قرار دارد. البته جمعيت اين شهرها در گذشته كم بود اما اكنون اگر چنين اتفاقي بيفتد با فاجعه انساني روبهرو خواهيم شد.
همانطور كه در زلزله هم بروز فاجعه دور از انتظار نيست و همواره گفته ميشود كه در صورت وقوع زلزله در تهران 50 درصد مردم زير آوار ميمانند. اينها مخاطراتي است كه زلزله، گرمايش، خشكسالي و جنگ با خود به همراه دارد. سعيدينيا با اعلام اينكه خشكسالي ربطي به تكنولوژي و فن شهرسازي ندارد، توضيح ميدهد: شهرسازي تابع تكنولوژي در احداث ساختمان، جاده، پل، تاسيسات آب، برق و گاز است. او اميدوار است در آينده شهرهايي شكل بگيرند كه همه افراد در خانه خود دستگاهي براي تبديل رطوبت هوا به آب و تبديل نور آفتاب به برق داشته باشند كه البته اين اتفاق طي 50 سال آينده به وقوع خواهد پيوست.
او البته همچنان معتقد است؛ كنترل منابع آب در دست مديريت شهرهاست. چون مديريت شهري ميتواند امكان صرفهجويي در آب را با بهكارگيري سيستمهاي دوگانه پياده كند يا آبياري فضاي سبز را در دست بگيرد. مديريت شهري ميتواند اين اقدامات را انجام دهد با وجود اين مديريت منابع آب هم آستانهيي دارد چون روزي به اين نقطه خواهيم رسيد ومنابع آبي نداريم كه بخواهيم آن را مديريت كنيم. استفاده از فاضلاب شهري و تصفيه آن براي مصرف در تقابل با روند خشكسالي پيش بيني ميشود. پيشبيني دوم جداسازي آب مصرفي از آب آشاميدني است تا صرفهجويي انجام شود اما باز هم اين سوال مطرح است كه جداسازي بايد چگونه باشد؟ چون براي استحمام و شستوشوي ظروف هم نميتوانيم از آب بدون كيفيت استفاده كنيم.
تمايل سرمايهداري به استفاده از بحران
اما در ميان همه راهكارهايي كه براي گريز از كمآبي و مواجهه منطقي با آن داده ميشود باز هم اين سوال مطرح است كه آيا ميتوان به تمام راهكارها اطمينان كرد؟ او در اين باره نيز نظرات جالبي دارد و ميگويد: برخي در مطرح كردن ايدهها هم راه افراط را پيش ميگيرند و ميگويند همه آب بايد تبديل به آب درجه 2 شود و آب درجه يك در بطريها فروخته شود اما مگر ميشود با آب بطري استحمام كرد و ساير ضروريات مصرفي را به انجام رساند. ضمن اينكه طرح اينگونه مسائل دامن زدن به نظام سرمايهداري است كه يك بطري آب را به قيمت يك بطري نفت قيمتگذاري ميكند و ميفروشد. نظام سرمايه داري همواره قصد داشته است كه از خطراتي كه دنيا را تهديد ميكند، حداكثر استفاده را ببرد و يكي از درگاههاي آن هم بحران آبي است كه با آن مواجه هستيم. البته نظام سلامت هم گاهي در مقابل اين ديدگاهها ميايستد. از يك سو گفته ميشود از آب لولههاي شهري آلوده يا غيراستاندارد است و بايد از آب بطري براي آشاميدن استفاده كرد اما برخي پزشكان هم توصيه ميكنند مصرف آب بطري براي بدن مضر است چون كهنه و آلوده است. بنابراين نظام سرمايهداري و علم پزشكي هم الگوي مصرف آب را دچار سرگرداني كرده است.
بارانهاي غير عادي از آثار تغييرات اقليمي
بروز توفانها، سيلابها، بارانهاي غيرعادي و سونامي از مهمترين آثار خشكسالي است. سعيدينيا در اين باره ميگويد: اين بلايا كوچك و بزرگ نميشناسد و تنها مناطقي زنده ميمانند كه كوچكند و با ظرفيت محيطي خود تطبيق دارند چون طبيعت آنها را حفاظت ميكند ولي بقيه نابود ميشوند. تاثير خشكسالي بر قيمت زمين هم امري بديهي و روشن است بهطوري كه وقتي شهري دچار خشكسالي ميشود در واقع رو به مرگ ميبرد و مردم آن نيز مهاجرت ميكنند در اين شرايط زمينهاي باقيمانده به هيچ دردي نميخورد بنابراين قيمت آن كاهش مييابد. او شهر سمنان را در استفاده از ظرفيت محيطي مثال زده و توضيح ميدهد: كل آب اين شهر بهطور طبيعي از نهري از سمت شهميرزاد با عرض يك و نيم متر و عمق 25 ميليمتر ميآيد و از گذشته كل اين شهر و باغات آن را آبياري كرده است اما حالا معلوم نيست كه اين آب را از كجا ميآورند تا به اين همه كارخانه آب ميدهند اخيرا هم كه ميخواهند كوههاي البرز را سوراخ كنند و آب خرز را به آنجا ببرند چون پيشبيني ميشود كه خشكساليها سمنان، دامغان و تمام كرانه جنوبي البرز را نابود ميكند. از تهران كه به سمت شرق برويد هيچ يك از اين شهرها با طبيعت هماهنگ نيستند در حالي كه به واسطه وجود جاده ابريشم ايجاد شدهاند. تمام نواحي پيرامون كوير از اصفهان تا سمنان حتي مشهد آب ندارند و حتي مشهديها هم در آينده نزديك مجبور به مهاجرت ميشوند.