به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
علي مزيكي

عيار نرخ بيكاري

شاخص بيكاري در آمار ايران براساس دو ساعت كار در هفته تعيين مي‌شود. يعني كساني كه در هفته كمتر از دو ساعت كار مي‌كنند جزو افراد بيكار به‌شمار مي‌آيند.
کد خبر: ۷۶۳۸۸
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۶

خبر اقتصادی - تعريف و معياري كه مركز آمار ايران براي تعيين نرخ بيكاري در كشور استفاده مي‌كند به نظر مي‌رسد گوياي وضعيت كاملي از اشتغال نباشد چراكه بعضا افراد علاقه‌مند هستند بيش از دو ساعت در هفته كار كنند و كاري نمي‌‌يابند اما طبق اين آمار جزو افراد شاغل محسوب مي‌شوند. همچنين ميزان بيكاري پنهاني كه در اقتصاد كشور وجود دارد در اين آمار به خوبي روشن نيست. بخشي از اين موضوع مربوط به ميزان مشاركت اقتصادي است كه در اين آمار كاملاً قابل شناسايي نيست. وقتي از فرد بيكاري سوال مي‌شود كه جوياي كار هستي و پاسخ طرف منفي است نشان از نااميدي و بي‌انگيزگي شخص از بازار كار است اما به هرحال اين فرد جزو نيروي كار به حساب نمي‌‌آيد. اين موضوع باعث مي‌شود كه نرخ بيكاري كمتر از آنچه هست نمايانده شود. اين مشكلات و مسائل ديگر وجود دارند اما به نظر مي‌‌رسد راه ديگري براي تعيين ميزان بيكاري در كشور نيست و به هرحال معيارهاي آماري از شاخص‌هاي كلان اقتصادي هرچه باشند، آنچه اهميت دارد بررسي روندي اين آمار است. لذا لازم است تا نرخ‌‌هاي بيكاري كه ممكن است براساس معيارهاي مختلف محاسبه شوند با موارد مشابه خودشان در داخل و خارج از كشور مقايسه شوند. پرواضح است كه اگر معيار تغيير كند، با يك جهش آماري مواجه مي‌شويم كه ديگر اين رقم ادامه‌دهنده روندهاي گذشته نيست و نمي‌تواند ارزيابي درستي از شاخص مورد نظر ارائه كند.

نرخ بيكاري در كشور به صورت ماهيتي بي‌معناست و آنچه به آن اهميت مي‌بخشد و در بررسي‌هاي اقتصادي مفيد تلقي مي‌شود، مقايسه آن با آمارهاي گذشته است. البته توجه همزمان به نرخ مشاركت در بررسي نرخ بيكاري ضروري است. پس از آن است كه مي‌توان شمايي از آنچه در بيكاري و اشتغال و اينكه چه فراز‌ها و فرودهايي را طي كرده‌اند به دست آورد. از طرف ديگر نكته‌يي كه در اين ميان اهميت دارد در نظر گرفتن تفاوت معيارهاي آمارگيري در بين كشورهاي متعدد است. بسياري از كشور‌ها براي بررسي وضعيت كلان اقتصادي خود برخي شيوه‌ها و معيارهاي آماري را با كشورهاي ديگر يك‌سان در نظر مي‌گيرند تا آمار به دست آمده ملاك خوبي براي مقايسه وضعيت‌ اقتصادي خود با آن كشور‌ها باشد. لذا لازم است تا در تطابق اين آمار همواره به تعريف توجه داشت. لذا مي‌توان تعاريف را به نحوي تعيين كرد كه تنها با سال‌هاي گذشته مورد بررسي قرار نگيرد و از جهتي با ديگر كشور‌ها نيز قابل مقايسه باشد.

هر طور كه آمارهاي اقتصادي را تعريف كنيم اعداد آن به خودي‌خود معنا ندارند و تنها در صورتي مي‌توانند يكي از ملاك‌هاي تشخيص وضعيت جامعه باشند كه در كنار ديگر رقم‌هاي اين شاخص در دوره‌هاي متعددي قرار گيرند. بررسي روندهاي آماري اين ارقام است كه مي‌تواند بر ديگر شاخص‌هاي كلان اقتصادي تاثيرگذار باشد. بررسي نرخ بيكاري در كشور شايد وضعيت اشتغال را در سال‌هاي اخير به خوبي تعيين كند و سهم بيكاري در دوره‌هاي متعدد زماني را نشان دهد اما برداشت‌هايي كه از اين ارقام صورت مي‌گيرد مانند پيش‌بيني و ارزيابي نرخ بيكاري و مشاركت اقتصادي، چندان دقيق نخواهد بود و انتظار تحليل درستي از اين شاخص‌ها وجود ندارد. بنابراين معيار اين آمار هرچند به اعتقاد برخي كار‌شناسان دقيق نيست و اطلاعات ديگري از وضعيت اشتغال را نمايان نمي‌كند اما تغيير معيارهاي انداز‌ه‌گيري نرخ بيكاري نيز سياست درستي نخواهد بود.


* اقتصاددان
captcha