به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

تداوم حضور نظامي امريكا در كنار خط لوله تاپي

چالش‌هاي صلح در افغانستان
کد خبر: ۷۶۰۸۸
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۲
خبراقتصادی -  فاطمه محروق: مردم افغانستان بهار1395 را در حالي آغاز كردند كه طالبان به آنها هشدار داده بود كه حملات بهاري خود را آغاز مي‌كند و در پي اين هشدار بود كه آنها هفته گذشته بمبي را در كابل منفجر كردند كه باعث كشته شدن 64 نفر از شهروندان اين كشور شد. اين در حالي بود كه از سال گذشته گفت‌وگوهاي صلح با طالبان با حضور كشورهاي مهم منطقه مانند چين و ‌پاكستان و نيز امريكا آغاز شده بود و اميد آن مي‌رفت كه طالبان به پايبندي به اين گفت‌وگوها حداقل حملات خود را براي مدتي قطع نمايد.

انفجار اين بمب كه موجي از خشم و نفرت را از سوي شهروندان و دولت افغانستان در پي داشت، واكنش صريح و جدي از سوي دولت افغانستان در پي داشت. دولت افغانستان كه پاكستان را حامي اصلي طالبان مي‌داند و در نتيجه بر اين باور است كه طالبان از اين كشور رهنمود يا خط مي‌گيرد، اعلام كرد كه از پاكستان به شوراي امنيت شكايت مي‌كند.

محمد اشرف غني، رييس‌جمهوري افغانستان توضيح داد كه مردم افغانستان انتظار دارند كه ادامه ميزباني، تجهيز و تسهيل فعاليت گروه‌هاي تروريستي مخالف مردم افغانستان در خاك پاكستان، در تناقض با منشور و مصوبات سازمان ملل متحد‌ است. برمبناي اصل عدم حمايت از گروه‌هاي تروريستي بر عليه كشور ثالث، دولت افغانستان مي‌تواند به شوراي امنيت سازمان ملل و ساير نهادهاي بين‌المللي شكايت كند.  به گفته رييس‌جمهوري افغانستان در گفت‌وگوهاي چهار جانبه، پاكستان كتبا تعهد كرده بود تا درصورتي كه عناصري از طالبان مسير سياسي ختم جنگ را انتخاب نكنند، در مقابل آنها از قوه نظامي استفاده خواهد كرد. وي از سوي ديگر در ديدار با مديران رياست عمومي امنيت ملي اين كشور دستور حمله همه‌جانبه به نيروهاي مخالف اين كشور را داده است. غني در اين نامه گفته است كساني كه در تعريف دوست و دشمن ابهامات از ميان برداشته شده و آناني‌كه عليه نظام افغانستان فعاليت مي‌كنند، دشمنان افغانستان هستند.

با اينكه پيش از اين نيز گاه دولت افغانستان برخوردهاي جدي با گروه طالبان كرده است اما برخورد جدي دولت افغانستان كه بر زمينه نفرت و وحشت عمومي از طالبان استوار است كه كشور را ناامن و اميد هر گونه ثبات و پيشرفت اقتصادي را نيز در هاله‌يي از ابهام فرو برده است، مي‌تواند نشانه تغيير سياست جدي در افغانستان نسبت به طالبان باشد و در نتيجه اين موضوع كه آيا گفت‌وگوهاي صلح با طالبان ادامه خواهد يافت و در صورت ادامه يافتن، اميدي براي دستيابي به توافقي ميان طالبان و دولت افغانستان وجود دارد؟ نوشته زير سناريوهاي مختلف در مورد مذاكرات صلح با طالبان را بررسي مي‌كند.



همزمان با اتمام رسمي عمليات نظامي ناتو و امريكا در سال 2014، حملات طالبان نيز شدت يافت؛ به نحوي كه بر اساس گزارش سازمان ملل، سال 2015 خوني‌ترين و بدترين سال براي غيرنظاميان در افغانستان بود.

در همين راستا، تشديد و گسترش ناامني به نقاط مختلف كشور در همين سال، 3500 قرباني و 7‌هزار مجروح برجاي گذارد و در حال حاضر از تعداد كل 407 شهر در افغانستان، 8 شهر به‌صورت كامل در اختيار طالبان قرار دارد و در 18 شهر ديگر، طالبان داراي نفوذ هستند. همچنين خطر حمله طالبان به 94 شهر ديگر نيز وجود دارد.

با اين اوصاف، نهايتا پس از چهار نشست مشترك كه با حضور كشورهاي افغانستان، امريكا، پاكستان و چين و به ابتكار امريكا و چين برگزار شد، تاريخ مذاكرات مستقيم با طالبان در اوايل مارس و در اسلام‌آباد تعيين شد.

در همين راستا، پاكستان اعلام نموده كه از تمامي گروه‌هاي طالبان براي شركت در اين نشست دعوت كرده است اما تاكنون هيچ گروهي از طالبان، نسبت به انجام اين مذاكرات ابراز آمادگي نكرده است.

روشن است كه پيشبرد اين گفت‌وگوها به آساني ميسر نيست.

از همين رو در اين گزارش، به سياست‌هاي كليدي امريكا و پاكستان به عنوان دو بازيگر اصلي درگير در اين مذاكرات و نيز معضلات پيش روي اين مذاكرات خواهيم پرداخت:

 امريكا:

در حال حاضر، امريكا قصد دارد تا حضور نظامي خود در افغانستان را به صورت موثر اما محدود تداوم دهد و در اين راستا، تصميم دارد تا تعداد پايگاه‌هاي نظامي خود در اين كشور را از 852 پايگاه به 20 پايگان كاهش دهد البته شايان ذكر است كه اين رويكرد شامل حفظ پايگاه‌هاي استراتژيك اين كشور در افغانستان به‌ويژه آنهايي كه در مسير خط لوله گاز تاپي (تركمنستان، افغانستان، پاكستان و هند) قرار دارند، است.



 پاكستان:

تصميم پاكستان مبني بر پاكسازي مناطق قبيله‌يي اين كشور و نابودي پايگاه‌ها و انبارهاي مهمات طالبان، همزمان با آماده‌سازي افغانستان براي به دست گرفتن مسووليت كامل تامين امنيت اين كشور از نيروهاي ائتلاف در سال 2014 بود. اين اقدام پاكستان، چند پيامد بسيار مهم دربرداشت: اول كسب وجهه مطلوب بين‌المللي از پاكستان براي نيت جدي اسلام‌آباد در مبارزه عليه تروريسم و مبرّاسازي اين كشور از اتهام حمايت از طالبان، دوم، تسلط كامل دولت پاكستان بر مناطق قبيله‌يي و حاشيه‌يي اين كشور و كسب مشروعيت و رضايت مردمي بيشتر ناشي از توان و عزم ثبات‌سازانه دولت و سوم، سرازير شدن تعداد زيادي از جنگجويان طالبان از پاكستان به مقصد افغانستان بود. احتمالاً بتوان صدور ناامني به داخل افغانستان و بهره‌گيري از استراتژي هرج و مرج سازنده را نيز به اين پيامدها اضافه نمود.

 معضلات پيش روي مذاكرات صلح

1- يكي از معضلات مهم گفت‌وگوهاي صلح با طالبان در داخل افغانستان، عدم وجود يك اجماع ملي در قبال اين استراتژي است؛ برخي از سياستمداران كه صاحب نفوذ هم در عرصه اجرايي و هم در ميان توده مردم هستند، اين مذاكرات را كاملاً بي‌فايده مي‌پندارند از جمله حامد كرزاي، رييس‌جمهور سابق افغانستان، رنگين دادفر سپنتا، وزير امور خارجه سابق و تعداد زيادي از اساتيد و صاحبان رسانه. در واقع منطق اين عده، مبتني‌بر عدم تغيير رويكرد پاكستان و تداوم سياست‌هاي ناامن‌سازي افغانستان از سوي اين كشور و منتفع شدن برخي از كشورهاي منطقه‌يي و فرامنطقه‌يي از بي‌ثباتي در افغانستان است كه شرط موفقيت مذاكرات صلح را در قدم اول، رفع اين موانع و شكست طالبان در صحنه مبارزه نظامي در روي زمين تلقي مي‌كنند. علاوه بر اين، نگراني در مورد تداوم دستاوردهاي 15 ساله گذشته، همانند دموكراسي، آزادي بيان و حقوق زنان، يكي از دغدغه مردم افغانستان است كه در مورد آنها حاضر به كوتاه آمدن نيستند.

در حالي كه دسته ديگري كه در رأس آنها اشرف غني قرار دارد، معتقدند كه از طريق نظامي نمي‌توان صلح و امنيت را براي افغانستان فراهم كرد؛ اگر چنين بود، طي 15 سال اخير كه كمك‌هاي خارجي نيز در اوج خود قرار داشت، اين امر محقق مي‌شد. به ويژه با ظهور داعش در افغانستان و تحركات فراوان آنها در مناطق شرقي افغانستان، خطر بي‌ثباتي و ناامني سراسر افغانستان را فرا گرفته است و چاره‌يي جز مذاكره و مصالحه با طالبان وجود ندارد. در همين راستا، مي‌توان به سخنان اشرف غني اشاره نمود كه هشدار داده: «در صورتي كه مذاكرات صلح با پاكستان و طالبان در ماه‌هاي آينده نتيجه ندهد، عبور از سال 2016 براي افغانستان دشوار خواهد بود. افغانستان پس از يك سال تهاجم سنگين شورشيان طالب كه از سال 2001 به اين‌سو، تلفات زيادي را متوجه نيروهاي امنيتي و مردم عادي نموده است، به سختي روي پا ايستاده است».

2- معضل دوم پيش روي اين مذاكرات، تعداد و تشتت در گروه طالبان است. در مورد تمايل تمامي گروه‌هاي طالبان به مشاركت در مذاكرات و پيمايش روند صلح با دولت ائتلافي افغانستان، ابهام جدي وجود دارد. اين در حالي است كه تاكنون نه تنها طالبان براي گفت‌وگوهاي صلح اعلام آمادگي نكرده كرده، بلكه در مواردي مخالفت خود را با چنين رويكردي ابراز داشته و شروطي از جمله خروج كامل نيروهاي خارجي از افغانستان، خروج نام طالبان از ليست سياه سازمان ملل و امريكا، واگذاري برخي ولايت‌هاي افغانستان به اين گروه و حتي در برخي از مسائل مهم، گفت‌وگو با امريكا و نه نمايندگان دولت افغانستان را مطرح ساخته‌اند.

3- معضل بعدي را مي‌توان در پيچيدگي قضيه و تعدد عناصر ذي دخيل مشاهده نمود. واقعيت اين است كه صلح افغانستان به نظم منطقه‌يي و بين‌المللي گره خورده است. بنابراين تا زماني كه اراده جدي در كشورهاي منطقه و فرامنطقه‌يي براي برقراري صلح در افغانستان وجود نداشته باشد، كسب دستاوردهاي مثبت از فرايند صلح، غيرواقع‌بينانه به نظر مي‌رسد.

4- معضل بعدي، عدم مشاركت كشورهاي مهم منطقه‌يي مانند ايران، روسيه و هند در اين مذاكرات است. مشاركت و سهيم ساختن اين كشورها، مي‌تواند به اجماع‌سازي در سطح منطقه كمك نمايد.

رويكرد دولت ائتلافي افغانستان در قبال ايران، نه تنها سهيم‌سازي ايران در پروسه صلح با طالبان نبوده، بلكه حتي ايران را به همكاري با طالبان و تجهيز آنان متهم مي‌سازد. در همين راستا، اخيراً خبري در رسانه‌ها مبني بر كشف مين‌هاي ساخت ايران از طالبان در باميان منتشر شد. اساساً با روي كار آمدن اشرف غني، دولت افغانستان از ايران فاصله گرفت و به پاكستان، عربستان سعودي و چين نزديك‌تر شد.

عدم مشاركت روسيه در مذاكرات با طالبان نيز بسيار ترديدبرانگيز است. اين در حالي است كه بر اساس گزارش منابع نزديك به طالبان، روابط روس‌ها و طالبان، بيشتر و عميق‌تر از آن چيزي است كه در مطبوعات مطرح مي‌شود. در عين حال، روسيه در جهت مشاركت در مذاكرات صلح، تلاش گسترده‌يي را آغاز كرده است. از جمله اينكه در هفته جاري، پوتين، ضمير كابلوف، نماينده ويژه خود رابه كابل فرستاده و وي از انعطاف‌پذيري مسكو براي رفع تحريم‌ها عليه طالبان و نيز آمادگي اين كشور از گسترش سرمايه‌گذاري‌ها و تعاملات اقتصادي با افغانستان صحبت كرده است.

از سوي ديگر، مشاركت هند به عنوان كشوري بزرگ و همسايه‌يي مهم در گفت‌وگوهاي صلح، موجب توان‌بخشي به نقش و نفوذ پاكستان خواهد شد كه هم به نفع افغانستان خواهد بود و براي منطقه و آينده مثبت گفت‌وگوهاي صلح مفيد خواهد بود.

اين سياست دولت ائتلافي مبني‌بر حذف كشورهاي مهم منطقه‌يي از جمله ايران و روسيه از مذاكرات صلح و عدم نقش‌دهي آنها در اين روند، مورد انتقاد افراد ذي‌نفوذ متعددي از جمله حامد كرزاي و محمد محقق، معاون دوم عبدالله عبدالله نيز قرار گرفته است.



 جمع‌بندي

در حال حاضر، دولت افغانستان در سطح نازلي از مشروعيت قرار دارد؛ فساد گسترده، ناامني فراگير در اغلب مناطق اين كشور، عدم اجرايي نمودن وعده‌هايي كه مبناي شكل‌دهي به دولت ائتلافي بوده، گمانه‌زني‌ها در مورد عدم تداوم تعهدات بين‌المللي نسبت به افغانستان، نارضايتي‌هاي گسترده‌يي را در ميان توده‌هاي مختلف اين كشور ايجاد نموده است. اين شرايط دشوار، دولت افغانستان را بر آن داشته تا در جهت حل يا حداقل كاهش چالش‌هاي امنيتي اين كشور تا سال آينده از طريق پيگيري جدي مذاكرات صلح با طالبان، همت گمارد. چرا كه سال آينده، سالي پرمخاطره براي افغانستان به شمار مي‌رود.

اين در حالي است كه اين مذاكرات با چالش‌هاي جدي‌اي از جمله عدم اجماع داخلي و حتي منطقه‌يي و بين‌المللي بر سر سياست مذاكرات صلح با طالبان، تكثر و تعدد و در گروه طالبان از نظر اهداف و رويكرد،

مداخله كشورهاي متعدد در صحنه تحولات داخلي افغانستان و نهايتا عدم سهيم ساختن كشورهاي مهم منطقه‌يي مانند ايران، روسيه و هند در اين مذاكرات است كه آينده اين مذاكرات را ترديدهاي جدي مواجه مي‌سازد.

به نظر مي‌رسد شاه‌كليد حل اين معضل، مشاركت تمامي كشورهاي ذي‌نفوذ منطقه‌يي در مذاكرات صلح از جمله ايران و روسيه و تاكيد بر منافع مشترك آنها و نيز پايان بخشيدن به «جنگ نيابتي» و سياست «هرج‌ومرج سازنده» از سوي برخي از كشورهاي منطقه است. در غير اين صورت، موفقيت اين مذاكرات در آينده‌يي كوتاه‌مدت بعيد به نظر مي‌رسد.
captcha