به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

مسير فعاليت‌هاي «استارت‌آپي» در ايران، كاريابي مشاغل مدرن و آنلاين

ماجراي فعاليت«استارت‌آپ‌ها» و نقشي كه در توسعه شاهراه‌هاي تجاري و اقتصادي دنياي «پسامدرن» به عهده گرفته‌اند، موضوعي است كه به تناوب به ابعاد گوناگون آن پرداخته و تلاش كرده ایم تا اذهان اهالي اقتصادي و فعالان بخش خصوصي را با زواياي مختلف آن آشنا كنیم
کد خبر: ۷۵۹۷۳
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۳
خبراقتصادی -  اما مانند هر پديده اقتصادي ديگري، ظهور فعاليت‌هاي«استارت‌آپي» در كشورمان با تفاسير و تعاريف متفاوتي روبه‌روست كه در برخي موارد علاقه‌مندان سرمايه‌گذاري در اين حوزه را با سردرگمي مواجه مي‌كند.



 «حميدرضا احمدي»، دبير كانون كارآفريني و يكي از برگزار‌كنندگان رويداد استارت‌آپ ويكند در ايران، معتقد است كه اهالي اقتصاد، سرمايه‌گذاران و كاربران ايراني هنوز به درك درستي از مفهوم «استارت‌آپ» دست نيافته‌اند و بيشتر در گيرو‌دار تب و تاب جهاني آن هستند. احمدي بر همين اساس دست به كار شده و تصميم گرفته تا تعريف خود از استارت‌آپ (با رويكرد بومي ايران) را ارائه دهد و تعريفي كه از منظر وي جامع‌ترين تصوير اين نوع فعاليت در ايران را ارائه مي‌دهد، با علاقه‌مندان اين نوع فعاليت در ميان بگذارد. در اين شماره ديدگاه‌هاي دبير كانون كارآفريني را روي ميز ارزيابي‌هاي صفحه قرار مي‌دهيم و از ساير فعالان استارت‌آپي ايران هم دعوت مي‌كنيم كه براي گفتمان‌سازي در خصوص اهميت اين نوع كسب و كار با ما تماس بگيرند.



 تعريف فعاليت استارت‌آپي در ايران

يكي از بزرگ‌ترين اشتباهات كانون كارآفريني ايران و بقيه فعالان حوزه استارت‌آپ‌ها، اين بوده‌ است كه كمتر در مورد معني يك كسب و كار استارت‌آپي بحث و گفت‌وگو كرديم و بسيار زياد به معرفي استارت‌آپ ويكند، رويدادها و دورهمي‌هاي مختلف توجه كرديم. نتيجه‌اش هم اين شده‌ است كه يك گروه «استارت‌آپ» را با «استارت‌آپ ويكند» اشتباه مي‌گيرند و گروهي هم هستند كه استارت‌آپ‌ها را يك جور مد روز مي‌پندارند و به ارزش‌هايي كه شروع كردن يك استارت‌آپ مي‌تواند براي‌شان داشته باشد باور ندارند.

اين بحث را بايد خيلي وقت پيش شروع مي‌كرديم ولي به قولي، جلو ضرر را از هر جا بگيري منفعت است. در ادامه 3 تعريف از يك استارت‌آپ آمده است كه از منابع مختلف و تجربه شخصي به دست آمده‌اند. البته خيلي از جوانب كارآفريني شهودي است و از طريق تعاريف و روش‌هاي بي‌شمار ديگري نيز مي‌توان يك استارت‌آپ را تشريح كرد.

تعريف خيلي ساده يك استارت‌آپ: استارت‌آپ كسب و كاري است كه قسمتي از آن مبتني بر فناوري است. هر كسب و كاري كه بر پايه فناوري است، لزوما استارت‌آپ نيست، ولي همه استارت‌آپ‌ها به طرزي از وب، موبايل، اينترنت و تكنولوژي‌هاي جديد استفاده مي‌كنند تا رشد بالايي داشته باشند و به تعداد كاربران

بالايي برسند.

اگر هيچ علاقه‌يي به استارت‌آپ‌ها نداريد و تا صد سال ديگر هم نمي‌خواهيد يك استارت‌آپ راه‌اندازي كنيد، همين توضيح براي شما كافي است. توضيحات بهتر و دقيق‌تري هم هست كه در ادامه خواهد آمد ولي همين توضيح كار شما را راه مي‌اندازد. همان‌طور هم كه مي‌بينيد، استارت‌آپ‌ها چيز عجيب و غريبي نيستند كه بعد از مدتي از «مد» بيفتند.

تنها وقتي حباب استارت‌آپ‌ها خواهد تركيد كه چه در ايران، چه در سيليكون ولي، مشتري‌ها از استفاده از تكنولوژي خسته بشوند. مثلا اگر يكي از مشتريان ثابت آمازون با خودش فكر كند كه

خريد از طريق سايت آمازون همچين هم خوب نيست و ترجيح بدهد سوار ماشين شده، در ترافيك بنشيند و به يك فروشگاه فيزيكي رفته و لپ‌تاپ جديدش را حضوري با پول نقد بخرد، در آن حالت، احتمال سقوط استارت‌آپ‌ها بسيار بالا خواهد بود؛ در غير اين صورت به از مد افتادن اين كلمه اميدوار نباشيد.

توضيح قدري پيچيده‌تر يك استارت‌آپ: در كنار رشد سريع و نسبتا ارزان، امكاني كه نرم‌افزار و فناوري به اين كسب و كارها مي‌دهد Scalabity است كه مقياس‌پذيري يا گسترش‌پذيري ترجمه شده است. مقياس‌پذيري يكي از مهم‌ترين شرط‌هاي يك استارت‌آپ است كه توضيح آن كمي سخت و به شرح زير است: «نامتناسب بودن رشد بالاي يك كسب و كار، نسبت به هزينه‌هاي آن، مقياس‌پذيري نام دارد.»



 استفاده از فناوري براي افزايش ظرفيت‌ها

آنچه گفته شده به چه معني است؟ يعني اگر به فرض درآمد كسب و كار شما نسبت به سال گذشته 10برابر شده باشد ولي هزينه‌هاي‌تان ثابت مانده باشد، احتمالا به مقياس‌پذيري رسيده‌ايد. يا برعكس، اگر به فرض با 2 برابر شدن درآمد كسب و كار شما، هزينه‌هاي‌تان نيز 2 برابر شود، اين كسب و كار مقياس‌پذير نيست (حداقل در آن مقطع). توجه داشته باشيد مقياس‌پذير بودن يا نبود ربطي به موفقيت كسب و كار شما ندارد و در حالت دوم سود شما نيز قاعدتا 2 برابر شده و كسب و كارتان رو به رشد و پيشرفت است، ولي مقياس‌پذير نيست.

كسب و كارهايي كه مقياس‌پذير نيستند، معمولا خيلي زود به سقف مي‌خورد. رستوران سر كوچه شما فقط ظرفيت پذيرايي از 100 نفر را دارد. اگر آن رستوران بخواهد درآمد روزانه خود را 2 برابر كند، بايد يك شعبه ديگر با آشپز، ميز و صندلي و گارسون جديد بزند كه هزينه‌هايش نيز 2 برابر مي‌شود. ولي استارت‌آپي مانند اينستاگرام را در نظر بگيريد كه از صفر تا 30ميليون كاربر را در 24 ماه طي كرد، ارزش يك ميليادر دلاري را از فيس‌بوك گرفت، ولي كلا 13 تا كارمند بيشتر نداشت. هزينه‌هاي اينستاگرام نسبت به رشد و تعداد كاربرانش بسيار ناچيز بود. يا استارت‌آپ واتس آپ كه 450ميليون كاربر جذب كرده بود، به قيمت 13ميليارد دلار فروخته شد و 50 تا كارمند بيشتر نداشت. اين شركت‌ها مقياس پذيرند و دقيقا ارزش بالاي آنها هم به خاطر مقياس‌پذيري آنهاست. نرم‌افزار، وب، موبايل و تكنولوژي‌هاي جديد خيلي مي‌توانند به مقياس‌پذيري كسب و كار شما كمك كنند، چون يك سايت مي‌تواند در ماه اول به 10 نفر سرويس دهد، همان سايت با سرور‌هاي قوي‌تر (كه قيمت ناچيزي دارند) مي‌تواند ماه بعد همان سرويس را به 10ميليون نفر عرضه كند.



 رشد استارت‌آپ‌ها همراه با مقياس‌پذيري

پس استارت‌آپ‌ها كسب و كارهايي هستند كه رشد بالايي دارند و (معمولا از طريق نرم‌افزار و فناوري) مي‌خواهند به مقياس‌پذيري برسند. حالا شايد با خودتان بگوييد كه چه خوب، اگر مي‌شود سرويس باارزشي ارائه كرد كه با هزينه‌هاي ناچيز ميليون‌ها كاربر داشته باشد، چرا همه استارت‌آپ نمي‌زنند؟

چون در حال حاضر هيچ فرمول ثابتي براي راه‌اندازي و رشد يك سرويس استارت‌آپي وجود ندارد. هيچ كس نمي‌تواند به شما بگويد كه اگر فلان كار را شروع كنيد و كيفيت محصول‌تان خوب باشد، بي‌شك ظرف 3 يا 4 سال مي‌توانيد مثل زاكربرگ دنيا را بگيريد و ميلياردر شويد.

همه استارت‌آپ‌ها در حال جست‌وجو براي پيدا كردن مدل تجاري‌اي هستند كه 1) مقياس‌پذير باشد و 2) مشتريان زيادي جذب آن شود. تركيب اين 2 مورد باعث مي‌شود كه خيلي از استارت‌آپ‌ها شكست بخورند. آمار جهاني مي‌گويد كه از هر 100 استارت‌آپ 90 تا از آنها شكست مي‌خورند و از 10 تاي باقي مانده فقط شايد يكي از آنها به موفقيت استارت‌آپ‌هاي معروفي مثل آمازون، فيس‌بوك و گوگل برسند. اكثر استارت‌آپ‌ها هيچ‌وقت نمي‌توانند مشتريان زيادي را جذب كنند.



 روش‌هاي چابك در فعاليت‌هاي استارت‌آپي

احتمال بالاي شكست، باعث شده است كه استارت‌آپ‌ها به روش‌هاي چابك و ناب، بيشتر و بيشتر رو بياورند. به‌جاي اينكه از روز اول شركتي ثبت كنند و سر سهم شراكت با هم دعوا كنند، يك گروه موقت تشكيل مي‌دهند كه از طريق آزمون و خطا، راه‌هاي مختلفي را امتحان كند. به‌جاي اينكه 6 ماه در اتاق خود را ببندند و كد بزنند، در ظرف 6 روز يك محصول اوليه‌يي به تعدادي مشتري عرضه مي‌كنند تا ارزش‌هاي محصول خود را با توجه به بازخورد مشتريان بسنجند. به‌جاي اينكه طرح تجاري 100صفحه‌يي تاليف و سعي كنند 5سال آينده را پيش‌بيني كنند، در 10 ساعت مدل تجاري خود را روي بوم كسب و كار پياده مي‌كنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتريان اوليه خود، به اعتبارسنجي فرضيات كسب و كارشان مي‌پردازند. استارت‌آپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌هاي كوچك‌تر، حساب شده‌تر و با ريسك پايين‌تر جلو بروند.

پس تعريف آكادميك يك استارت‌آپ مي‌شود: «يك سازمان موقت كه در جست‌وجوي يك مدل تجاري مقياس‌پذير و پايدار است.»

ولي اين تعريف هم كاملا تمام زوايا و شرايط يك استارت‌آپ را توضيح نمي‌دهد. استارت‌آپ‌ها مثل شطرنج مي‌مانند، قواعد بازي را مي‌توان در چند دقيقه ياد گرفت ولي حرفه‌يي شدن، پيش‌بيني نيازهاي بازار آينده و ضريب موفقيت بالا، سال‌ها تمرين لازم دارد.

دليلي كه شور و شوق زيادي در ايران پيرامون مباحث استارت‌آپي است، جمعيت بالا، تحصيلكرده و جوان، به علاوه نفوذ اينترنتي بالاي اين كشور نسبت به كشورهاي منطقه است. همچنين به دليل راه‌اندازي G3 توسط اپراتورهاي نسل اول و دوم و رشد بسيار بالاي استفاده از تلفن‌هاي هوشمند، فضاي مانور و گسترش بالايي در اختيار كسب و كارهاي حوزه تجارت الكترونيك و استارت‌آپ‌ها قرار گرفته است. اميدواريم موفقيت آنها باعث انگيزه بيشتر در نسل بعدي از كارآفريناني شود كه صرفا به كارمندي يا داشتن يك كسب و كار كوچك قانع نيستند.
captcha