به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
برداشت از دارايي‌هاي بانك مركزي ربطي به برجام ندارد

پشت پرده راي ديوان عالي امريكا عليه ايران

ماجرا مربوط به پولي است كه در سال2003 سپرده‌گذاري شده است. سال2008 به بعد درگير مسائل قضايي و دادگاه مي‌شود تا الان بانك مركزي طي روال قضايي چند بار فرجام‌خواهي كرده و سرانجام منجر به پايان مراحل قضايي البته از ديد طرف امريكايي و مصادره اموال شده است.
کد خبر: ۷۵۹۵۹
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۲
خبراقتصادی - در پاييز سال2007 دبورا پيترسون كه برادر خود سرجوخه نيروي دريايي جيمز نيپل، را در انفجار سال1983 بيروت از دست داد، به نيابت از 142 خانواده عليه ايران دادخواستي در دادگاه فدرال ايالات‌متحده تنظيم كرد كه ايران را محكوم به پرداخت 2.65ميليارد دلار غرامت به اين خانواده‌هاي امريكايي بازمانده از آن انفجار مي‌كرد.



 با آنكه در هيچ محكمه عادلانه‌يي نقش ايران در آن انفجار اثبات نشد اما اين شروع ماجرايي عليه ايران شد. ابتدا پاي بانك مركزي ايران در اين شكايت مطرح نشده بود اما دارايي‌هاي بانك مركزي كه از سال1980 و بنا به دستور رييس‌جمهور وقت ايالات‌متحده مسدود شده بود منبع قابل اتكايي براي غرامت به شاكيان شد. اين شكايت و كش‌وقوس‌هاي بعدي عملا 5سال به طول انجاميد تا اينكه در سال2012 ايالات‌متحده درراستاي تحريم‌هاي خود عليه ايران بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران را تحريم كرد.
 همچنين براساس قانوني كه در اين سال تصويب شد دارايي‌هاي بانك مركزي ايران براي پرداخت غرامت به بازماندگان از حوادث تروريستي مسدود شد. بدين‌ترتيب نخستين گام به‌نفع شاكيان پرونده و نيز دبورا پيترسون برداشته شد و دادگاه فدرال راي عليه ايران را صادر كرد. با اين‌حال بانك مركزي ايران در سال2014 عليه اين حكم در دادگاه استيناف نيويورك اعتراض كرد، اعتراضي كه عملا موثر واقع نشد و به دادگاه عالي ايالات‌متحده كشيده شد و اين دادگاه هم در روز چهارشنبه به‌نفع شاكيان پرونده راي خود را صادر كرد و درنهايت 2ميليارد دلار از دارايي‌هاي بانك مركزي كه به‌صورت اوراق قرضه در امريكا و اروپا نگهداري مي‌شود، برداشت خواهد شد. قرار است اين مبلغ طي سه سال به شاكيان پرداخت شود.
 از 8نفر قاضي ديوان عالي ايالات‌متحده فقط دو نفر عليه شاكيان راي دادند و 6نفر به‌نفع آنها. راي دادگاه توسط قاضي روث بادر گينسبرگ نوشته شده است. وقتي از او سوال شد كه آيا قانون سال2012 كه براساس آن حكم عليه ايران صادر شد تهديدي عليه استقلال قوه قضاييه نيست، گفت كه آن قانون «هيچ خطري براي استقلال قضايي ندارد.» به گفته گينسبرگ، آن قانون يك معيار حقوقي جديدي را پايه‌گذاري كرده و مابقي را برعهده دادگاه‌ها گذاشته كه چگونه آن معيار را به كار ببندند.  
در همين حال، جان رابرتز قاضي ارشد ديوان عالي ايالات‌متحده كه يك محافظه‌كار هم هست از اين حكم انتقاد كرد و گفت كه كنگره «به دادگاه‌ها فرمان مي‌دهد براي يك قضاوت قضايي، سياسي عمل كنند.» همچنين يك قاضي ليبرال ديگر به‌نام سونيا سوتوماير با نگاه جان رابرتز همراه بود.  حكم ديوان عالي ايالات‌متحده عليه بانك مركزي ايران بازتاب‌هاي گوناگوني داشت. در‌حالي كه بانك مركزي ايران اين حكم را ناعادلانه خوانده و البته با برجام مرتبط نمي‌داند (صفحه‌4 را بخوانيد)، عباس عراقچي معاون حقوقي و بين‌الملل وزارت امورخارجه اين حكم را «دقيقا خلاف قواعد حقوق بين‌الملل و به تعبيري يك راهزني بين‌المللي» دانست.
 به گفته عراقچي، «اين مبلغ متعلق به بانك مركزي است و از مصونيت بين‌المللي برخوردار است. ما تصميم دادگاه امريكا را به رسميت نمي‌شناسيم چراكه به شيوه كاملا غير‌حقوقي و خلاف قوانين بين‌المللي دارايي‌هاي ايران را مصادره كرده و در حقيقت به سرقت برده‌اند.» در همين حال معاون وزير امور خارجه در گفت‌وگو با ايرنا تاكيد كرد: وزارت خارجه اين اقدام را محكوم كرده و حتما استيفاي حقوق ملت ايران را پيگيري خواهد كرد.

ما دولت امريكا را مسوول جبران اين خسارت مي‌دانيم.  رييس ستاد پيگيري اجراي برجام خاطرنشان كرد: ماجرا مربوط به پولي است كه در سال2003 سپرده‌گذاري شده است. سال2008 به بعد درگير مسائل قضايي و دادگاه مي‌شود تا الان بانك مركزي طي روال قضايي چند بار فرجام‌خواهي كرده و سرانجام منجر به پايان مراحل قضايي البته از ديد طرف امريكايي و مصادره اموال شده است.  عراقچي به اقدامات چند ساله بانك مركزي در اين زمينه اشاره كرد و گفت: اين اقدام كاملا محكوم است ولي به هرحال ارتباطي به برجام ندارد و ناشي از مسائل مرتبط با برجام نيست.

برداشت از دارايي‌هاي بانك مركزي ربطي به برجام ندارد 



بر اساس اخبار منتشر شده، روز چهارشنبه اول ارديبهشت 95، ديوان عالي امريكا حكم داد كه حدود 2ميليارد دلار از دارايي‌هاي مسدود شده ايران بايد براي پرداخت غرامت به خانواده‌هاي امريكاييان كشته شده در حملات سال 1983 به پايگاه نيروهاي تفنگداران دريايي امريكا در بيروت برداشت شود.

برخي رسانه‌ها در دو روز گذشته با انتشار اين اخبار، اينگونه تحليل كرده‌اند كه گويي موضوع توقيف و برداشت دارايي‌هاي ايران در امريكا، مرتبط با اجراي برجام و توافق هسته‌يي ايران با 1+5 بوده، در حالي كه اين حكم ديوان عالي امريكا، مدت‌ها قبل از مذاكرات هسته‌يي و توافق براي اجراي برجام و... در جريان بوده و در سال‌هاي قبل نيز مباحث متعددي در اين زمينه مطرح شده بود؛ لذا هيچ ربطي به برجام و دستاوردهاي دولت در سه سال اخير ندارد.

براين اساس، پرداخت غرامت به كشته‌شده‌هاي امريكا و... هيچ ربطي به اجراي برجام و توافق ايران و 1+5، تحريم‌هاي سال‌هاي اخير و رفع تحريم‌ها بعد از اجراي برجام و... ندارد و نمي‌توان اينگونه رويدادها و مسائلي كه مربوط به چهاردهه روابط خارجي و مسائل بين ايران و‌ امريكا بوده را به عملكرد دولت روحاني در سه سال اخير، مذاكرات هسته‌يي، توافق براي اجراي برجام بين ايران و 1+5 مرتبط دانست و نبايد عده‌يي از اين طريق، اينگونه خسارت‌ها و غرامت‌ها را به برجام و مذاكرات هسته‌يي ربط دهند و با تحليل جناحي، سعي در تضعيف دولت روحاني داشته باشند. بايد توجه داشته باشيم كه برجام دستاوردهاي خود را داشته و به تدريج و مرور زمان دستاوردهاي بزرگ‌تري را براي ملت و اقتصاد ايران به همراه خواهد داشت و اگر همزمان با اجراي برجام چنين رويدادهايي رخ دهد، بايد بين آنها و دستاوردهاي اجراي برجام تفكيك قائل شويم و همه مسائل را نبايد به برجام، عملكرد دولت و مسوولان اقتصادي ربط دهيم. عده‌يي سعي دارند با اين ادعاها دستاوردهاي برجام را زير سوال برده و حتي پيگيري‌هاي كارشناسي ولي‌الله سيف، رييس كل بانك مركزي در سفر به امريكا را با ديدگاه جناحي ارزيابي كنند و عملكرد دولت و بانك مركزي را منفي نشان دهند. در حالي كه پيگيري‌هاي بانك مركزي، فني و در راستاي منافع ملي و در چارچوب توافق و مفاد برجام است و نبايد آن را به معناي ضعف عملكرد دولت در اجراي برجام و نداشتن دستاورد براي برجام ارزيابي كنيم. اگرچه مردم ايران بلافاصله بين دستاوردهاي برجام، تلاش‌هاي دولت، پيگيري‌هاي فني و منطبق با منافع ملي و اقدامات امريكا كه غيرمرتبط با برجام بوده تفاوت قائل هستند و شاهد دستاوردهاي دولت و برجام هستند، اما رسانه‌ها نيز بايد منطبق با حقايق، به گونه‌يي اخبار را منتشر كنند كه اميد، تحول و بهبودي ايجاد شده را به اطلاع مردم برسانند. در اين زمينه، حميد قنبري مدير اداره بررسي‌هاي حقوقي بانك مركزي با روابط عمومي اين بانك درباره رخدادهاي حقوقي و قضايي در امريكا و در مقابل، اقدام‌هاي حقوقي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران نكات قابل توجهي را مطرح كرده است.

سابقه تاريخي رأي ديوان عالي ايالات متحده امريكا عليه ايران چيست؟

ايالات متحده امريكا در سال 1996 قانون مصونيت دولت‌هاي خارجي (مصوب 1976) را اصلاح كرد. براساس اين قانون، اشخاص امريكايي آسيب ديده از حملات تروريستي در هر جاي دنيا يا بازماندگان آنها مي‌توانند در محاكم امريكا عليه دولت‌هايي كه حامي عمليات تروريستي هستند شكايت كنند. وزارت خارجه امريكا فهرست دولت‌هاي حامي تروريسم را مشخص مي‌كند. جمهوري اسلامي ايران از سال 1984 در فهرست دولت‌هاي حامي تروريسم ايالات متحده امريكا قرار گرفته است. از اين رو از سال 1996 به اين سو و با وضع اصلاحيه مزبور، دعاوي متعددي توسط اشخاصي كه در كشورهاي مختلف، از عمليات نيروهاي جهادي نظير حماس و حزب‌الله آسيب ديده بودند يا بازماندگان آنها عليه جمهوري اسلامي ايران، مطرح شد. دولت ايران به درستي معتقد بود كه بر اساس اصل برابري حاكميت‌ها و مصونيت دولت‌ها در حقوق بين‌الملل، محاكم داخلي يك دولت نبايد مجاز باشند به دعاوي مطروحه عليه دولت‌هاي خارجي رسيدگي كنند. لذا سياست جمهوري اسلامي ايران در قبال اينگونه دعاوي، به‌رسميت نشناختن اين رويه و عدم شركت در محاكم بود.  ليكن دادگاه‌هاي امريكا با وجود عدم حضور خوانده (كه در اغلب موارد، دولت ايران و نهادهايي همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود) به صرف ادعاي خواهان‌ها و با دلايلي سست و بي‌پايه، به پرداخت غرامت به اشخاص و نهادهاي امريكايي حكم دادند. يكي از اين دعاوي كه با نام پرونده پترسون شناخته مي‌شود، مربوط به انفجاري بود كه در سال 1983 در لبنان اتفاق افتاد و طي آن مقر تفنگداران دريايي امريكا در لبنان مورد حمله قرار گرفت و حدود 240نفر از تفنگداران امريكايي در آن كشته شدند. بازماندگان اين اشخاص، در سال 2003 موفق به تحصيل رأيي از دادگاهي در امريكا شدند كه جمهوري اسلامي ايران به پرداخت حدود 2ميليارد دلار امريكا به خواهان‌ها محكوم شد.

چرا خواهان‌هاي امريكايي دارايي‌هاي بانك مركزي ايران را توقيف كردند و آيا توقيف دارايي‌هاي بانك‌هاي مركزي از منظر حقوقي موجه است؟

اشخاصي كه در پرونده‌ها، موفق به تحصيل راي عليه دولت ايران شده بودند، در مرحله بعد دنبال پيدا كردن دارايي‌هايي از نهادهاي ايراني بودند تا بتوانند آراي ياد شده را از محل آنها اجرا كنند. با اين حال، اين كار به هيچ‌وجه ساده نبود. روابط مالي و اقتصادي ايران و ايالات متحده امريكا عملا از سال 1979 قطع شده بود و ايران دارايي خاصي در قلمروي امريكا نداشت كه از محل آن بتوان آرا را اجرا كرد. از اين رو تلاش‌ها براي توقيف دارايي‌هاي خارجي ايران آغاز شد. يكي از نهادهايي كه به دليل ماهيت وظايف آن و طيف دارايي‌هاي خارجي كه داراست به‌طور جدي در معرض تلاش‌هاي اين اشخاص قرار داشت، بانك مركزي ايران بود. بانك مركزي همواره دارايي‌هاي خارجي قابل توجهي را نگهداري مي‌ كند. هرچند در مقابل دارايي‌هايش بدهي‌هايي نيز به بانك‌ها و دولت دارد.

با اين حال، بانك‌هاي مركزي تقريبا در همه كشورهاي دنيا از مصونيت برخوردار هستند و حتي در برخي موارد (از جمله در خود امريكا) قوانين و مقررات متعددي وجود دارند كه مصونيت بانك مركزي را حتي بيش از مصونيت دولت‌ها نيز در نظر مي‌‌گيرند. اين امر به آن دليل است كه در صورت فقدان مصونيت براي بانك‌هاي مركزي، عمليات آنها با دشواري‌هاي جدي مواجه خواهد شد و حتي ثبات پولي در داخل كشورها نيز از اين رهگذر تحت تاثير قرار خواهد گرفت و آثار گسترده آن دامنگير بازارها و موسسات و نهايتا مردم خواهد شد. ايالات متحده امريكا بدون توجه به اين موازين بين‌المللي و در اقدامي بي‌سابقه با صدور يك‌سري آراي غيابي، يكي از مهم‌ترين اصول حقوق بين‌الملل را ناديده گرفت و اقدام به توقيف اوراق بهادار دلاري بانك مركزي كرد. اين توقيف در سال 2008 انجام شد و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در اين مرحله با شركت در دادرسي مربوط به اجراي راي در مقام اعتراض به اين عملكرد بر آمد و دلايل متعددي را در اثبات غيرقانوني و ناموجه بودن توقيف دارايي‌هاي خود حتي بر اساس قوانين امريكا بيان كرد. توجه به اين نكته ضروري است كه بانك مركزي، هيچ‌گاه اقدام به خريد اوراق منتشر شده در امريكا نكرده بود و اوراق متعلق به اين بانك، اوراق دلاري منتشر شده در بازارهاي اروپايي يا بازار يورو-دلار (Eurodollar) بودند و موسسه نگهداري‌كننده يا امين (Custodian) آنها نيز در خارج از امريكا بود. بر اين اساس، دادگاه‌هاي ايالات متحده امريكا قانونا حق صدور چنين دستور توقيفي را نداشتند.

استدلال‌هاي بانك مركزي براي غيرقانوني بودن توقيف دارايي‌هاي آن چه بود؟

به‌طور خلاصه استدلال‌هاي بانك مركزي به اين شرح بود كه دارايي‌هاي دلاري بانك مركزي، اولا در امريكا واقع نشده بودند و محل نگهداري آنها در خارج از امريكا بود. ثانيا بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران از دولت مستقل است و آرايي را كه عليه دولت و ساير نهادها صادر شده است، نمي‌‌توان عليه بانك مركزي اجرا كرد. ثالثا بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران داراي مصونيت است و اين مصونيت در امريكا و در همان قانون مصونيت دولت‌هاي خارجي نيز به رسميت شناخته شده است. رابعا برخلاف ادعاهاي خواهان‌ها، اين دارايي‌ها براي مقاصد تجاري خريداري نشده‌‌اند. خامسا در مقابل دارايي‌هاي موصوف بدهي‌هايي وجود دارند كه از محل آنها بايد استيفا شوند. پس از ارائه اين استدلال‌ها دادگاه كه ظاهرا و به هر دليل سياسي يا واهي، شايد نمي‌ توانست راي دهد كه دارايي‌هاي بانك مركزي بايد از توقيف خارج شوند، ولي در چارچوب قوانين آن كشور، بايد دارايي‌هاي مزبور رفع توقيف مي‌‌شدند. بر همين اساس بود كه رسيدگي‌ها در دادگاه بدوي تا سال 2012 به طول انجاميد و تا آن زمان، با وجود همه فشارهايي كه خواهان‌ها و لابي‌هاي طرفدار آنها در ايالات متحده امريكا عليه ايران وارد كردند، دادگاه تا آن تاريخ راي خود را عليه ايران صادر نكرد.

با اين حال، كنگره ايالات متحده امريكا در سال 2012 در اقدامي خصمانه و تلاش براي پيشبرد اهداف خواهان‌ها اقدام به تغيير قانون حاكم بر موضوع كرد و در اين راستا حتي از ذكر نام پرونده در متن قانون نيز دريغ نكرد. در نتيجه، براي دادگاه راهي جز صدور راي ظالمانه بر اساس قانون سست بنيان مزبور و به زيان بانك مركزي باقي نماند و دادگاه تجديدنظر نيز بر همين مبنا راي را تاييد كرد.

چرا پرونده در ديوان عالي امريكا مطرح شد و آن ديوان در خصوص اين موضوع چگونه تصميم گرفت؟

بر اين اساس، بانك مركزي نيز با طرح دادخواستي نزد ديوان عالي امريكا درخواست كرد تا آن ديوان مغايرت قانون مزبور با قانون اساسي را اعلام كند. مبناي استدلال بانك مركزي روشن بود. اصل تفكيك قوا در قانون اساسي امريكا نيز همانند قانون اساسي ايران به رسميت شناخته شده است و بر اين اساس، كنگره حق ندارد قانوني را تصويب كند كه مربوط به پرونده‌يي است كه در دادگاه در حال رسيدگي است. پيام چنين قانوني به مردم امريكا  بر اساس آنچه وكيل بانك مركزي بيان كرد،  اين خواهد بود كه از اين پس اگر پرونده‌يي در حال رسيدگي وجود دارد و شما هم طرف آن هستيد، به جاي آنكه وكيلي را استخدام كنيد، نماينده يا نماينده‌هايي را در مجلس با خود همراه كنيد. رويه كنگره امريكا در اين رابطه، آن‌قدر عجيب و غيرقابل قبول بود كه حتي برخي استادان حقوق دانشگاه‌هاي امريكا نيز مستقلا به اين رويه اعتراض كردند و حمايت خود از بانك مركزي ايران را نزد ديوان عالي امريكا ثبت كردند. نمايندگان حامي خواهان‌ها در كنگره امريكا در اين مرحله نيز حتي در ظاهر بي‌طرفي را حفظ نكردند و اجازه تصميم‌گيري مستقل و خالي از فشار خارجي را به دادگاه ندادند. لذا ديوان عالي ايالات متحده امريكا بي‌توجه به تمام استدلال‌هاي حقوقي با تاييد آراي دادگاه‌هاي بدوي و تجديد نظر، عملا امكان تصرف و تقسيم دارايي‌هاي بانك مركزي را فراهم كرد. بر اين اساس اغراق نخواهد بود، اگر گفته شود ايالات متحده امريكا با اين تصميم، خود را به عنوان يكي از ناامن‌ترين كشورها براي نگهداري ذخاير ارزي بانك‌هاي خارجي نشان داده است.

captcha