به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
شاخص بهروزي جايگزين توليد ناخالص داخلي مي‌شود

آيا كيفيت جايگزين كميت زندگي خواهد شد؟ شاخص بهروزی ايران از ميان 157 كشور جهان در رتبه105 ايستاده است

دانمارك براي چندمين سال متوالي به عنوان شادترين كشور جهان شناخته شد.
کد خبر: ۷۵۹۲۳
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۳:۰۰

خبر اقتصادی - اگر قرار بر مقايسه كشورهاي جهان برحسب اندازه اقتصادهاي‌شان باشد و توليد ناخالص داخلي اسمي را معيار مناسبي براي اين مقايسه در نظر بگيريم، ايران بيست‌ونهمين اقتصاد بزرگ جهان است. اما مخالفت با قياس كشورها و رفاه مردمان آنها بر حسب توليد ناخالص داخلي يا GDP آنها، چيزي نيست كه تازگي داشته باشد. توليد ناخالص داخلي معياري صرفاً اقتصادي است كه حتي تمام فعاليت‌هاي اقتصادي، مانند كار بدون مزد زنان در منزل را هم پوشش نمي‌دهد. حالا تقريبا 4سالي هست كه پيشنهاد جايگزيني معيار ديگري با نام بهروزي ناخالص ملي يا خوشحالي ناخالص ملي به جاي توليد ناخالص ملي، در سازمان ملل متحد مطرح شده است. داده‌هاي «گزارش جهاني بهروزي» كه توسط سازمان ملل متحد تهيه شده است، نشان مي‌دهند در زمينه «خوشحالي»، «خوشبختي» يا «بهروزي» كه همگي مي‌توانند معادل‌هايي براي كلمه انگليسي Happiness باشند، ايران از ميان 157كشور جهان در رتبه105 ايستاده است.

گزارش جهاني بهروزي گزارشي است كه توسط شبكه توسعه پايدار در سازمان ملل متحد تهيه مي‌شود. مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال2011 از كشورهاي جهان دعوت كرد كه به تهيه آمارها و گزارش‌هايي در مورد شادي در ميان مردم كشورهاي‌شان اقدام كنند تا از اين طريق داده‌هايي براي تهيه سياست‌گذاري‌هاي مناسب‌تر در آينده فراهم شود. مقارن با دوم آوريل2012، بوتان نخستين كشوري بود كه به اين «پارادايم جديد» اقتصادي آري گفت و «بهروزي ناخالص ملي» (Gross National Happiness) را عملا در محاسبات و سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي و اجتماعي‌اش وارد كرد. بوتان البته پا را فراتر هم گذاشت: شاخص بهروزي ناخالص ملي در اين كشور جايگزين توليد ناخالص داخلي (GDP) به عنوان اصلي‌ترين شاخص توسعه‌يي شد. نخستين گزارش جهاني بهروزي در اول آوريل سال2012 منتشر شد. در اين گزارش به عوامل و موانعي پرداخته شده كه مي‌توانند با خود بهروزي به همراه بياورند يا مانع آن بشوند و البته گزارش از مطالعات موردي هم به عنوان مصاديقي از نتيجه پژوهش بهره برده است. داده‌هاي اين گزارش، براساس داده‌هايي تنظيم شده‌اند كه موسسه نظرسنجي گالوپ منتشرشان كرده است. در اين گزارش، متخصصاني از رشته‌هاي اقتصاد، روانشناسي و غيره، با بررسي آمارهاي جهاني و ملي، تلاش مي‌كنند حس بهروزي را به عنوان نشانه‌يي دال بر توسعه يك ملت يا عقب‌ماندگي ملتي ديگر به عاريت بگيرند.

در گزارش سال2016 بهروزي جهاني، چند شاخص اصلي براي طبقه‌بندي كشورها مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اين شاخص‌ها اينها هستند: سرانه توليد ناخالص داخلي، حمايت‌هاي اجتماعي، نرخ اميد به زندگي سالم و نيز شاخص‌هايي عمدتا كيفي مانند آزادي براي برآوردن آرزوهاي هر شخص در طول عمرش، سخاوت و اعتماد اجتماعي كه در قالب تخمين افراد از ميزان فساد دولتي و تجاري مورد سنجش قرار مي‌گيرد.

بر اين اساس، سرانه توليد ناخالص داخلي، در قالب برابري قدرت خريد و قيمت دلار در سال پايه2011 تنظيم شده است. داده‌هاي مربوط به نرخ اميد به زندگي سالم بر مبناي داده‌هاي سازمان جهاني بهداشت استخراج شده‌اند و از تقسيم نسبت نرخ اميد به زندگي سالم بر نرخ اميد به زندگي به دست آمده‌اند. منظور از حمايت‌هاي اجتماعي هم «وجود شخصي است كه بتوان در شرايط نامناسب روي او حساب كرد.» موسسه نظرسنجي گالوپ، يك نظرسنجي با دو جواب بله و خير ترتيب داده و از مردم در كشورهاي مختلف پرسيده است كه اگر به مشكل بر بخورند، آيا كسي هست كه بتوانند روي او حساب كنند يا نه.

آزادي براي برآورده ساختن آرزوهاي شخصي در زندگي هم مجددا براساس نظرسنجي گالوپ در سطح ملي مورد سنجش قرار گرفته است. گالوپ از افراد پرسيده است كه آيا از سطح آزادي‌شان براي برآورده كردن آرزوهاي شخصي‌شان در زندگي رضايت دارند يا نه. شاخص سخاوت، بر مبناي پرسشي انجام شده است كه در آن از افراد پرسيده شده آيا در طول ماه گذشته به سازمان‌هاي خيريه كمك كرده‌اند يا نه. پاسخ‌ها البته با سرانه توليد ناخالص داخلي همخوان شده‌اند. شاخص بعدي، سطح فساد در دولت و تجارت است كه نتايج آن بر مبناي دو پرسش موسسه گالوپ از شهروندان كشورها تنظيم شده‌اند. در پرسش نخست از افراد پرسيده شده كه آيا فساد گسترده در ميان دولتي‌ها وجود دارد يا نه و در پرسش دوم، همين موضوع در مورد رواج فساد در تجارت به چشم مي‌خورد. توضيح آنكه در مورد سطوح فساد دولتي، در بسياري از موارد دستيابي به داده‌هاي متقن ناممكن بوده است بنابراين، داده‌هاي مستخرج در پاسخ به پرسش دوم، مبنايي براي استخراج داده‌هاي مربوط به شاخص فساد بوده‌اند.


 جايگاه كشورها

براساس شاخص‌هاي پيش گفته، از افراد خواسته شده كه به كيفيت زندگي‌شان عددي از يك تا 10، نسبت بدهند و بعد از اين داده‌ها در حد فاصل سال‌هاي2013 تا 2015، ميانگين گرفته شده است. همه كشورهاي فهرست، در تمام دوره‌هاي زماني داراي داده نيستند و اين مساله در قالب نواحي اطمينان، نشان داده شده است. كشورهايي كه در اين ناحيه از نمودارها قرار دارند، داراي نمونه‌هاي بيشتري نسبت به كشورهاي ديگر هستند.

نكته مهم ديگر در مورد گزارش، احتمال تفاوت در توصيف شهروندان كشورهاي مختلف از وضعيت بهروزي شان در شرايط مختلف است. ممكن است اتفاقاتي در طول سال دوره پژوهش رخ بدهد كه تاثير مهمي در گزارش مردم از وضعيت‌شان داشته باشد، مانند رخدادهاي سياسي يا زيست محيطي در بعد كلان و ملي. همين مساله موجب تفاوت‌هايي در فهرست 10كشور ابتدايي جدول و 10كشور انتهايي جدول در سال‌هاي مختلف شده است. براي مثال، 10كشور ابتدايي جدول در گزارش سال2016، همان 10كشوري هستند كه در سال2015 هم در صدر ايستاده بودند، هر چند رتبه خود آنها با هم جابه‌جا شده است. به عنوان مثال، دانمارك كه در گزارش سال2013 در جايگاه نخست ايستاده بود، در گزارش سال2015 در جايگاه سوم قرار گرفت و در گزارش روزآمد شده سال2016، مجددا به جايگاه نخست بازگشت. در ميان 10كشور نخست فهرست، تنها 0.24واحد ميان كشور نخست و كشور دهم اختلاف وجود دارد. از ميان اين 10كشور، 7كشور در اروپاي شمالي واقع شده‌اند و البته هر 5كشور طبقه‌بندي شده به‌عنوان كشورهاي منطقه اسكانديناوي شامل دانمارك، نروژ، سوئد، فنلاند و ايسلند در ميان 10كشور نخست فهرست هستند.

10كشور انتهاي فهرست كه شهروندان آنها بدبينانه‌ترين گزارش را از سطح زندگي و رضايت خود از آن را اعلام كرده‌اند، همان‌هايي هستند كه در سال2015 هم در اين رده جاي داشتند. در مقايسه با كشورهاي صدر جدول، در ميان 10كشور انتهايي، تفاوت بيشتري در امتيازها و شاخص‌ها ديده مي‌شود. اين اختلاف ميان آخرين كشور و دهمين كشور از انتهاي فهرست، حدود 0.8واحد يا به عبارت ديگر حدود 24درصد است.



 خوشبخت‌ها چقدر عمر مي‌كنند؟

نرخ اميد به زندگي در ميان شهروندان 10كشور نخست جدول، بيش از دو برابر همين نرخ در ميان شهروندان 10كشور انتهايي جدول است. بر مبناي نظام امتيازدهي در اين گزارش، اين شاخص براي 10كشور نخست حدود7.4 و براي 10كشور انتهايي حدود3.4 است. نكته جالب اين است كه مي‌توان سهم عوامل مختلف در اين تفاوت را نيز تبيين كرد. مهم‌ترين عامل در تفاوت نرخ اميد به زندگي در ميان اين دو گروه از خوشبخت‌ترين و بد اقبال‌ترين مردمان جهان را مي‌توان تفاوت در سرانه توليد ناخالص داخلي در كشورهاي آنها دانست. بر اين اساس، 1.13امتياز از تفاوت ميان اين دو گروه، به تفاوت در سرانه توليد ناخالص داخلي آنها بر مي‌گردد. 0.8واحد به تفاوت‌ها در حمايت‌هاي اجتماعي، 0.5واحد به تفاوت‌ها در نرخ اميد به زندگي سالم، 0.3 به آزادي، 0.2واحد به تفاوت‌ها در سطوح فساد و 0.13واحد به تفاوت‌ها در سخاوت در ميان شهروندان.

توضيح اينكه چرا تفاوت در اميد به زندگي در ميان كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته جهان تا اين اندازه متباين به نظر مي‌رسند، بر مبناي درآمد مردمان اين كشورها آسان‌تر به نظر مي‌رسد. به‌طور متوسط، سرانه توليد ناخالص داخلي در 10كشور صدر فهرست، 25برابر بيشتر از سرانه توليد ناخالص داخلي در ميان 10كشور انتهاي جدول است.



 لاتيني‌هاي نامعمول و شاد

يكي از نكاتي كه تصور مي‌شود ممكن است ناشي از اشتباهات آماري باشد، موقعيت كشورهاي امريكاي لاتين در فهرست بهروزي جهاني است. براي مثال، كاستاريكا و پورتو ريكو، به ترتيب در رتبه‌هاي14 و 15جدول ايستاده‌اند و قرار گرفتن برزيل در رتبه17 و شيلي در رتبه24 نيز، چندان منطقي به نظر نمي‌رسد. نويسندگان گزارش معتقدند قرار گرفتن تعدادي از كشورهاي امريكاي لاتين كه خشونت‌هاي فرقه‌يي، جنگ‌هاي داخلي، اقتصادهاي متزلزل و فساد دولتي گسترده از جمله ويژگي‌هاي آنهاست، تنها با توسل به برخي ويژگي‌هاي شخصيتي، خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي در اين كشورها قابل توضيح است. در مقام مقايسه، مي‌توان به كشورهاي شرق آسيا اشاره كرد كه رتبه‌هاي مغاير با پيش بيني‌ها به دست آورده‌اند. يك توضيح مي‌تواند اين باشد كه عواملي مهم در ارزيابي شخصي از بهروزي هست كه خاص اين مناطق خاص (امريكاي لاتين و شرق آسيا) است و البته در گزارش لحاظ نشده است.



 گاهي خوشي، گاهي غم

بخشي از گزارش جهاني بهروزي سال2016، به ارزيابي وضعيت زندگي شهروندان كشورهاي مختلف در برهه‌هاي زماني گوناگون اختصاص دارد. يكي از اين مقايسه‌ها، مقايسه ميان دو برهه زماني 2007-2005 و 2015-2013 است، كه در اولي ركود جهاني اقتصاد هنوز شروع نشده بود و دومي هم نزديك‌ترين داده‌هاي اقتصادي از گوشه و كنار جهان را به دست مي‌دهد.

در حد فاصل دو بازه زماني 2007-2005 و

2015-2013، از ميان 126كشوري كه داده‌هاي مربوط به آنها در موسسه گالوپ موجود است، 55كشور شاهد افزايش سطح رضايت از زندگي و 45كشور نيز شاهد كاهش سطح رضايت از زندگي بوده‌اند. در اين ميان، نيكاراگوئه با افزايش 1.29واحدي، بيشترين بهبود در سطح رضايت از زندگي را داشته است، حال آنكه يونان با 1.29- واحد كاهش، بيشترين كاهش در سطح رضايت از زندگي را داشته است. شهروندان 26كشور نيز تغييرات خاصي را در سطح رضايت از زندگي‌شان گزارش نكرده‌اند. تغييرات گزارش شده، به‌خصوص در ميان 10كشور بالاي فهرست و 10كشور انتهاي فهرست بسيار شديد هستند. وجود 4كشور امريكاي لاتين در ميان 10كشوري كه بيشترين رشد را در شاخص رضايتمندي از زندگي داشته‌اند، تاييد‌كننده بخش ديگري از اطلاعات اين گزارش است كه شكوفايي امريكاي لاتين را نويد مي‌داد. به نظر مي‌رسد كه بايد منتظر برآمدن اين قسمت از جهان در سال‌هاي آتي باشيم.

ايران نيز با رتبه110 از ميان 126كشور و افت 0.5واحدي در شاخص رضايتمندي از زندگي در ميان شهروندان اين كشور، هفدهمين كشور از انتهاي اين فهرست است. افول سطح رضايتمندي از زندگي در ميان ايراني‌ها را شايد بتوان افزون بر روند جهاني اقتصاد، با برخي رويدادهاي داخلي هم در بازه زماني بررسي داده‌ها تطابق داد. بازه زماني نخست، حد فاصل سال‌هاي 1386-1384 و بازه زماني دوم هم حد فاصل سال‌هاي 1394-1392 را نشان مي‌دهد.



محمدمهدی حاتمی
captcha