خبر اقتصادی - فروردين دو سال قبل هم سرپرست گروه پژوهشي تغيير اقليم مركز ملي اقليمشناسي ايران از ورود ايران به خشكسالي 30ساله خبر داده بود. پروفسور كردواني هم صاحبنظر ديگري بود كه بهار سال گذشته انتقادات تندي نسبت به بحران آب داشت و حتي مساله جنگ آب تا 5 سال آينده را مطرح كرد. ماحصل اين هشدارها هم تاكنون خود را در كاهش 17.5درصدي بارندگي در سال آبي 94 نشان داده است. اكنون مسوولان دولت جديد مطرح كردهاند كه توجه ويژهيي به موضوع آب دارند و شاهد آن نيز محور قرار دادن مساله آب به عنوان اصليترين دغدغه در برنامه ششم توسعه است. اما آيا تمامي وظايف حوزه آب به دولت برميگردد و نهادهاي ديگر چون شهرداريها نميتوانند براي مهار اين بحران نقشآفرين باشند؟ اين سوال اساسي بهانهيي شد تا به همراه احمد دنيامالي، رييس كميسيون عمران شوراي شهر تهران نگاهي داشته باشيم به عوامل تشديدكننده اين بحران و راهكارهايي كه ميتوان براي عبور از آن در دستور كار قرار داد. او تاكنون مسووليتهايي ازجمله معاونت فني و زيربنايي راهآهن جمهوري اسلامي، معاونت فني و مهندسي و عضو هيات عامل سازمان بنادر و كشتيراني كشور، معاونت وزير راه و ترابري، رياست سازمان بنادر و كشتيراني كشور و معاونت فني- مهندسي شهرداري تهران را بر عهده داشته و از سال 92 تاكنون نيز ساكن خيابان بهشت تهران در ساختمان شوراي شهر شده است. دنيامالي هم مانند بسياري از كارشناسان معتقد است اگرچه مهمترين عامل كمآبي وضعيت اكولوژيكي منطقه است اما آنچه باعث تشديد آن و تلف شدن منابع ميشود، پوسيدگي لولههاي انتقال آب و عدم توجه به تغيير الگوي مصرف است. او يكي از مهمترين وظايف شهرداري در اينباره را هموار كردن استحصال آب عنوان ميكند و ميگويد كه اين وظيفه با همكاري وزارت نيرو انجام خواهد گرفت. گفتوگوي «تعادل» با اين عضو شوراي شهر را در ادامه ميخوانيد:
وضعيت كم آبي در ايران سالهاي زيادي است كه هر از گاهي به خصوص در فصل بهار و تابستان مطرح ميشود درحالي كه پروفسور كردواني، پدر علم كويرشناسي ايران هم بارها به اين موضوع اشاره كرده و نسبت به معضل آب و خشكسالي انتقادات تندي را داشته است. فكر ميكنيد چه عواملي در به وجود آمدن اين معضل دخيل است؟
موضوع آب يك موضوع مهم جهاني است. البته كشور ما هم شرايط نيمه خشكي دارد و ما با بحران آب مواجه هستيم و اين بحران نيز در ساير زمينههاي زندگي نيز تاثيرگذار است. هماكنون يكي از مشكلاتي كه كشور در حوزه آلودگي هوا تحت عنوان ريزگردها با آن مواجه است به حوزه آب برميگردد. اگر ما بتوانيم طرحهاي وسيعتري براي موضوع بيابانزدايي و با مقابله با اين آسيبها پياده كنيم طبيعتا نياز به آب داريم. البته كشورهاي منطقه به خصوص كشورهاي حاشيه جنوب كشورمان هم با همين بحرانها دست به گريبان هستند با اين تفاوت كه نزولاتشان كمتر از نزولات كشور ماست. شرايط كشورهاي همسايه غربي ما كمي بهتر است اما كشورهاي سمت شرق و جنوب وضعيت خوبي ندارند به نحوي كه ما در آنجا مشكل توسعه بيابانها را داريم. طبيعتا اثرات ريزگردها در ايران به شهرها و كشورهاي همسايه ما برميگردد. در هر صورت اگر ما ميخواهيم كوير بيش از اين پيشرفت نكند در وهله اول بايد فكري به حال وضعيت آبي كشور كنيم. در سياستهاي كلي كشور نيز در برنامههايي كه نوشته ميشود بايد جمعيت محافظ در مقابل بيابان را حمايت كنيم و اين جمعيت، جمعيت روستايي هستند كه در مناطق مركزي فلات مركزي ايران زندگي ميكنند.
در بخشهاي ساختوساز همواره ديده ميشود كه مصالح ساختماني با آب شرب تهيه ميشوند آيا نبايد اين عمليات به شكل ديگري انجام شود تا از هدر رفت منابع آبي جلوگيري شود؟
ما در اين زمينه بحثهاي زيادي داريم. اعتقادمان اين است منابع آبي پالايش شده كه در واقع براي مصرف شرب تهيه ميشود به هيچوجهي نبايد در فرآيند ساختوساز به كار گرفته شود و همانطور كه ميدانيد بخش زيادي از منابع و سرمايههاي ما در اين حوزهها از بين ميرود اما هيچ كشوري مانند ما رفتار نميكند كه آب را با هزينههاي گزاف تبديل به شرب كند تا بعد در ساخت و ساز، شستوشو خودرو يا در مسائل ديگري به كار گرفته شود درحالي كه براي اينگونه فعاليتها بهتر است آب خام مورد مصرف قرار بگيرد.
البته احتمالا موضوع ديگر سفرههاي آب زيرزميني است كه هشدارهاي زيادي درباره از بين رفتن آنها داده ميشود.
واقعيت تلخ در حوزه آب اين است كه برداشتهايمان از سفرههاي زيرزميني شهرها بسيار بالاست و ما در اين باره نگرانيهاي جدي داريم چون بحران آب، بحراني است كه هم جهاني و هم ملي است. اگر ما صرفا بخواهيم كنترل روانآبها و مديريت نزولات جوي را در كشور مديريت كنيم باز هم براي جبران خشكسالي كفايت نميكند. اعتقاد داريم براي جبران صدماتي كه مترتب بر تغييرات اقليمي در حوزه آب است بايد از آبهاي لب شور كه در كشور داريم، استفاده كنيم. البته طرح استفاده از آبهاي لب شور در وزارت نيرو وجود دارد و حتي مطالعاتي نيز درباره آن انجام شده است.
از آنجا كه بخش زيادي از مسائل شهري زير نظر مديريت شهري انجام ميپذيرد به نظر ميرسد كه شهرداريها نقش ويژهيي در حوزه مقابله با بحران آب دارند. اين اقدامات در چه سطحي ميتواند از سوي شهرداري تهران صورت گيرد؟
فارغ از وظايف دولت درباره وظايف شهرداريها در اين باره بايد بگويم مديريت شهري بخشي از آب را به آبياري فضاي سبز اختصاص ميدهد كه اين رقم در هر شهر كمتر از نيم درصد است اما اگر همين رقم را در كلان كشور حساب كنيم ميزان بسياري زيادي است كه بايد نحوه مصرف آن مديريت شود. درحال حاضر براي اينكه در حوزه فضاي سبز مصرف آب بهينه شود بايد از سيستمهاي نرمافزاري استفاده كرد البته چند سالي است كه شهرداري تهران اين سيستم را به كار گرفته است اما هنوز به صورت عمومي انجام نميشود و تنها در برخي از فضاها از آن استفاده شده است. آبياري نرمافزاري به اين صورت است كه به سيستم برنامهيي ميدهند كه به صورت خودكار در زمانهاي مختلف شدت آبياري را براي زمان معيني در دست گيرد كه شهرداري بايد براي عمومي كردن اين مساله چارهانديشي كند.
شهرداريها در حوزه استحصال آب باران به چرخه حيات چه وظايفي دارند؟
يكي از اقداماتي كه شهرداريها بايد با كمك وزارت نيرو انجام دهند، بازگشت و استحصال آب فاضلاب به چرخه است تا بتوانيم فضاي سبز شهرها را از طريق اين استحصال آبياري كنيم ضمن اينكه ما نياز داريم اين استحصال را در جريان برداشتهايي كه از سفرهها انجام ميدهيم به چرخه بازگردانيم.
اكنون سراسر شهر تهران تبديل به ساختمان و آسفالت شده و همين اتفاق نامبارك به شدت امكان نفوذ آب به سطحهاي زيرين خاك را پايين ميآورد كه خود عامل نگرانكننده زيادي است. چون زماني كه نزولات جوي هم در شهر تهران داريم اين بارشها در زمان بسيار كوتاهي به جريانهاي آبي تند تبديل ميشود. اما پيشتر ما اراضي بسيار خوبي در پايتخت داشتيم كه به دنبال بارشها آبهاي روان بسيار سريع جذب زمين ميشد و در نهايت سفرههاي آبهاي زيرزميني هم از اين طريق تغذيه ميشدند اتفاقي كه اكنون با وجود بتن و آسفالت در كف خيابانها و سطح زمين تنها آبگرفتگي را در كوچهها و خيابانهاي شهر تهران رقم ميزند و انهار واقع در شهر نيز پاسخگوي اين ميزان آب روان نيست.
وظيفه دولت در اين باره بسيار مهمتر است. فكر ميكنيد آيا اين وظايف را به خوبي انجام داده است؟
درباره حل معضل آب در سطح كلان بايد بگويم اگرچه قيمت تمام شده شيرينسازي آب در كشور بسيار بالاست ولي از آنجا كه آب مايع حيات است بنابراين بايد نگاه خاصي در اين حوزه داشته باشيم. در حقيقت بايد پروژه ويژهيي براي مقوله آب در كشور داشته باشيم تا بتوانيم مشكلات را پوشش دهيم. لازم است پروژهيي تعريف شود كه همه دستگاههاي مسوول در كشور برنامههايي براي آن داشته باشند و مسووليت قبول كنند. از سوي ديگر بايد اقدامات عميقي براي افزايش توجه مردم به موضوع اصلاح الگوي مصرف آب و فرهنگ انجام دهيم تا ميزان مصرف چه در حوزه مصارف بهداشتي و چه مصارف عمومي كاهش يابد. همينطور براي مصارف آب در بخش كشاورزي هم بايد تمهيداتي انجام شود اگرچه وزارت جهاد كشاورزي در اين باره برنامههايي دارد اما هنوز كافي نيست. درحالي كه اگر بخواهيم با همين برنامهيي كه تاكنون پيش رفتهايم كشور را اداره كنيم بحران آب روز به روز جديتر خواهد شد. عمده آب مصرفي ما در بخش كشاورزي است و البته بخشهاي ديگر آن هم در صنعت همچنين مصرف عمومي آب شرب در شهرهاست كه متاسفانه در اين بخشها مصرف بسيار بالايي داريم. بنابراين بايد توجهمان را به مصرف بهينه معطوف كنيم تا اين پرت منابعي كه اكنون با آن روبهرو هستيم را نداشته باشيم. ما در دو نوع دغدغه درباره پرت قابل توجه منابع آبي روبهرو هستيم اول اينكه شبكههاي آب و فاضلاب شهري ما دچار پوسيدگي است و نياز به ترميم دارد بنابراين بخش زيادي از منابع آبي ما را هدر ميدهد. دوم؛ نگراني مهم ما در اين باره هدررفت منابع آبي پالايش شدهيي است كه بابت سالمسازي آن هزينه شده كه به واسطه نفوذ در خاك دوباره به سفرههاي زيرزميني برميگردد اما واقعيت اين است آبي كه از طريق لولههاي پوسيده جذب خاك ميشود، آب خام نيست و آبي است كه براساس عمليات تخصصي سازمان آب و فاضلاب براي مصرف شرب تهيه ميشود و پول پاي آن خرج شده است بنابراين بايد براي نگهداشت آن دغدغه داشته باشيم چون بازگشت آن به سفرههاي زيرزميني نوعي دوباره كاري است.
هدررفت آب از طريق پوسيدگي لولههاي آب مسالهيي است كه بارها به آن اشاره شده و حتي مركز پژوهشهاي مجلس نيز سال 93 گزارشي را مبني بر هدررفت 25درصدي آب از لولههاي پوسيده انتقال آب شهري منتشر كرد. خسارت ناشي از اين نقص سيستم آبرساني را چطور ارزيابي ميكنيد؟
سخناني كه درباره خسارتها گفته ميشود بسيار متفاوت است. آمارهايي داريم كه
12تا 15درصد خسارت و هدررفت آب را نشان ميدهد درحالي كه برخي به 25 تا 30درصد هم اشاره كردهاند كه اين رقم از سوي وزارت نيرو قابل قبول نيست. براي بحث فرار آب در شبكه كشاورزي هم وزارت جهاد كشاورزي اعتقاد دارد كه عدد
30 درصدي پرت منابع درست نيست و آنها رقم 10 تا 12 درصد پرت منابع را قبول دارند. اما در هر صورت اگر همين 10 تا 12 درصد پرت منابع را چه در حوزه هدر رفت آب شبكه انتقال آبي شهرهاي كشور و چه در حوزه كشاورزي بپذيريم رقم غيرقابل اغماضي است چون اين رقم توان يك چهارمي منابع آبي كشور را در برميگيرد كه بسيار بزرگ است. بنابراين باز هم تاكيد ميكنم كه بايد در حوزه مصرف آب چه در حوزه رفتار حاكميت و چه در حوزه رفتار مردم بايد توجه بيشتري نشان دهيم و با قداست بيشتري با آن برخورد كنيم.
چه ميزان از آب تصفيه شده به مصرف شرب ميرسد؟
در حال حاضر آماري كه درباره كل آب مصرفي شرب در ايران وجود دارد 4 درصد است، 10 درصد آن در حوزه صنعت است و بقيه آن نيز براي كشاورزي است. با اين اوصاف من فكر ميكنم كه با توجه به وضعيت نزولات جوي در كشور جرياناتي مانند آبخيزداري، بحث استفاده بهينه از منابع آب و تغيير الگوي مصرف در ميان مردم و مسوولان بايد جدي گرفته شود كه البته اينها اقدامات موازي است كه بايد شكل بگيرد.
اما مهمترين مشكل ما در منابع آب است و اين حوزه در كشور بايد به گونهيي تنظيم شود كه سفرههاي زيرزميني ما پايين نرود كه البته اين خطر هميشه كشور ما را تهديد ميكند و حتي مخاطرات ديگري را نيز براي ما ايجاد ميكند به عنوان مثال وقتي جريان سفرههاي زيرزميني در جايي به هم ميخورد، يك سري مسائل ديگري را خصوصا در مواقع بحران براي كشور ايجاد ميكند كه آن را در زمان زلزله آسيبپذيرتر ميكند.
با اين اوصافي كه گفته شد ازجمله اينكه نزولات جوي كاهش يافته و سفرههاي زيرزميني هم رو به نابودي هستند بحران كمبود آب چگونه جبران خواهد شد؟
ما بايد قطعا به سمتي برويم كه بخشي از منابع آب را شيرينسازي كنيم و در وهله اول ميتوانيم از آبهاي لب شور استفاده كنيم. در وهله بعد ما بايستي از منابع آبي دو حوزه بزرگ درياي عمان و درياي خزر بعد از شيرينسازي استفاده كنيم. البته غلظت آب درياي خزر بسيار پايين است بنابراين عمليات پروسسينگ آن نيز ساده است منتها بايد همه اين اقدامات با در نظر گرفتن نگاه زيست محيطي باشد تا در اين حوزه با مشكل مواجه نشويم.
كشورهاي حاشيههاي جنوبي ايران به خصوص در حاشيه خليج فارس، يونيتهاي بسيار بزرگي را گذاشتند و براي اين كار هزينههاي زيادي هم انجام دادند البته به اعتقاد من هزينههاي تمام شده شيرينسازي آب در اين بخش هم بسيار زياد است اما چارهيي نداريم و بايد براي جبران اين كاهش نزولات فكري كنيم و خودمان منابعي را ايجاد كنيم. از سوي ديگر پتانسيل خوبي در بخش رودخانههاي مرزي كشور داريم و ميتوانيم از آنها هم در اين جهت استفاده كنيم. ضمن احترام به كشورهاي همجوار اما زماني كه ما در كشور با مشكل منابع آبي مواجه هستيم طبيعتا بايد بتوانيم سهم خود را از اين رودخانهها برداشت كنيم. همانطور كه ميدانيد در غرب كشور رودخانههاي پر آبي وجود دارد اما بخش زيادي از اين منابع همچنان هدر ميرود. وزارت نيرو هم سالهاست در اين زمينه برنامه دارد و در حال كار كردن هستند ولي قطعا آنها هم محدوديتهاي منابع مالي خود را دارند اما بايد اين را هم بدانيم در صورتي كه برداشت آب دير شود و ما نتوانيم سهم خودمان را از اين منابع برداشت كنيم منابع به ضرر ما كم ميشود يعني هر قدر ديرتر منابع مالي را تزريق كنيم، سهم قابل برداشتمان هم كمتر ميشود.
در هر صورت ما با تغيير دماي كره زمين مواجه هستيم. از سوي ديگر مشكلات لايه ازون و آسيبهاي جدي كه به واسطه حضور انسان، زندگي صنعتي و ماشيني وارد ميشود كره زمين را مورد هجوم خود قرار داده است. ما نيز نه تنها جز آسيبزنندگان بر محيط زيست هستيم بلكه خود نيز در معرض همين آسيبها قرار گرفتهايم و چه بسا كشور ما در مقابل اينها بسيار آسيبپذيرتر از ساير كشورها است چون وضعيت جغرافيايي خشكي هم داريم و به لحاظ منابع آبي هم مشكل داريم پس ميزان نگراني و توجه ما هم بايد بيشتر از ساير كشورها باشد.
طبيعتا ممكن است در كشورهاي اروپايي به دليل نزولاتي كه دارند، يك يا دو درجه گرم شدن زمين آنها را نگران نكند اما ما بايد نگران همين ميزان افزايش دما هم باشيم. از سوي ديگر موضوع آب هم يك موضوع بلندمدت است كه يعني اينگونه نيست كه وقتي ما با بحران خشكسالي مواجه شديم به مهار آن فكر كنيم در نهايت تصميم بگيريم تا 5 سال بعد مشكلات مترتب بر آن را برطرف كنيم. معقول اين است كه امروز اقداماتي را آغاز كنيم تا 20سال ديگر بتوانيم مشكلاتمان را تا حدي مرتفع كنيم.
ما در آينده نزديك با افزايش منابع انساني نيز مواجه هستيم و در برنامهريزيها نيز بايد آن را مدنظر قرار دهيم، چون طبيعتا جمعيت 80 ميليوني امروز در كشور طي 20سال آينده به بالاي 100ميليون نفر خواهد رسيد لذا از همين امروز بايد به فكر چارهانديشي باشيم. البته دولت و مجلس براي اين موضوع برنامه دارند اما ما اعتقاد داريم كه اين برنامهها تكاپوي لازم براي پيشگيري از آن اتفاقاتي كه درحال وقوع است را ندارد.
و وظيفه شهرداريها در اين حوزه چيست؟
به هر حال اميدواريم شرايطي به وجود بيايد كه شهرداريها هم در همين حوزهها بتوانند همكاري لازم را داشته باشند اما بايد توجه داشت كه متاسفانه شهرداريها مسووليت تامين آب را ندارند؛ چه در بحث تامين و چه در بحث توزيع در شهرها. تامين كلي آب و توزيع آن در شهرها وظيفه دولت است اما بايد در اختيار شهرداريها قرار بگيرد تا آنها هم بتوانند پاسخگو باشند.