شايد كمتر سياستمداري انتظار اين را داشت كه سال 1394 اينگونه خوش پايان يابد. يك انتخابات شورانگيز با يك انتخاب غرورانگيز.

خبر اقتصادی - در واقع آن انتخاب و اين انتخابات نتيجه يكسالونيم تلاش و كوشش دولتي بود كه همّ و غمّ آن به نتيجه رساندن پروندهيي بوده است كه نزديك به 7سال در پيچ و خمهاي تحريمها شريان زندگي مردم را تنگ كرده بود. از اينرو بيراه نيست بگوييم تمام سياستهاي دولت، حول برجام ميگشت و اين دقيقا همان رئالپليتيكي است كه دولت ميبايست بر مسير آن قرار ميگرفت. واقعبيني سياسي دولت – رئالپليتيك – كه متاسفانه دولتهاي قبل از آن بهره كمتري برده بودند توانست بسياري از معضلات پيشروي اقتصاد كشور را كه تحريمها را محور خود قرار داده بود بردارد.
سال94 را با همين رئالپليتيك كه از قضا در اين سال پررنگتر شده بود پشتسر گذاشتيم. شايد اگر رفتار رئالپليتيك نبود، دولت و حكومت نميتوانستند در قبال اتفاقات غيرمترقبه مثل حمله غيرعقلاني كه به سفارت عربستان سعودي شد آنچنان موضع مثبتي بگيرند كه تمام حيلههاي عربستان را نقش برآب كنند و با وجود تمام تلاش دولت سعودي هيچ دولت غربي و توسعهيافتهيي موضعي عليه ايران و دولت ايران نگرفتند.
رفتار رئالپليتيك را نبايد فقط در سياست مدنظر قرار داد. اگر رفتارهاي رئالپليتيكي كه دولت در بخش سياست داشت در بخش اقتصاد هم به كار ميگرفت بدونشك بسياري از سياستهاي اقتصادي دولت ميتوانست محقق شود. براي مثال دولت در سال 1394 براي خروج از ركود بسته تحريك تقاضا را داد. بستهيي كه فقط توانست بخشي از منابع مالي خودروسازان را تامين كند و بقيه بسته عملا غيرفعال شد. پيش از اين هم دولت براي جبران هزينه زندگي اقشار كمدرآمد طرح سبد خانوار را به اجرا درآورد كه اين طرح هم چون با واقعيتهاي اقتصادي كشور همخواني نداشت از همان ابتدا با مشكلات و انتقاداتي روبهرو شد كه ادامه آن تقريبا منتفي شد.
شايد همين نبود رفتارهاي رئال در اقتصاد ايران است كه باعث شده اقتصاد كشور با بنبستهايي روبهرو باشد اما رئالهاي اقتصاد ايران چه هست كه سياستگذاران نميتوانند آنها را ببينند تا بتوانند سياستهاي خود را مطابق با آن تنظيم كنند.
بدونشك هركس يا جناحي اولويتهاي رئال اقتصاد ايران را از زاويه ديد خود ميبيند. از نگاه اصولگرايان به ويژه طرفداران سياستهاي احمدينژادي، رئال اقتصاد ايران فقرزدايي از طريق توزيع درآمدهاي نفتي و پخش كردن يارانهها است. اين روشهاي رابين هودي عملا نتوانسته و نميتواند معضل فقر و نيز اشتغال را حل كند. از نگاه اصلاحطلبان و نيز اعتداليون، رئال اقتصاد ايران، عدم ارتباط با خارج است و اگر اين ارتباط برقرار شود تبادل دانش و پول ميتواند اين اقتصاد را به حركت درآورد و توسعه اقتصادي رخ دهد. اما هر چه هست اين است كه رئالهاي اقتصاد ايران از نگاه جناحهاي سياسي كشور كه براي كسب قدرت رقابت ميكنند مشترك نيست و همين موضوع باعث شده كه با وجود گذشت بيش از 60سال برنامهريزي توسعهيي در كشور ايران كماكان در مدار توسعهنيافتگي ميچرخد و همچنان از كشورهاي همسطح خود عقب مانده است.
بدونشك نداشتن فهم مشترك در مشكلات اقتصادي و رئالهاي اقتصادي مهمترين معضل سياست ايران بوده و هست. اگر جناحهاي سياسي همان حداقل فهم مشتركي را كه در خصوص معضلات سياسي دارند در مورد اقتصاد هم ميداشتند اميدي وجود ميداشت كه راه برونرفت از بنبست اقتصاد پيدا شود.
با همه اين احوال، سال 1395 از راه ميرسد و سال جديد را ميتوان گفت كه آخرين سال دولت اول روحاني است. تا پيش از اين بسياري گمانهزني ميكردند كه دولت روحاني همين دور اول را دارد اما انتخابات مجلس شوراي اسلامي در هفتم اسفند ماه نشان داد كه برخلاف آنچه اين مخالفان طرح ميكردند و تا پيش از انتخابات بر طبل يك دورهيي بودن اين دولت ميكوبيدند اميد مردم به روحاني همچنان زياد است. اما اين دولت در صورتي ميتواند اعتماد مردم را همچنان پايدار نگاه دارد كه واقيعت اقتصاد ايران را فصل مشترك همه گروهها و جناحها كند در اين صورت است كه ميتوان اميد داشت كه ايران در چشمانداز 1404 كه 10سال ديگر به آن ميرسيم ميتواند خود را به عنوان قدرت اول منطقه از لحاظ اقتصادي تثبيت كند.
عکاس خبر / سهیل رحمانی خانقاهی