عکاس/ منا یکدانه
خبر اقتصادی - سرك كشيدن به روستاها، تجربه كوتاهي از زندگي بكر و فراموش شده طبيعي را به انسان شهري هديه ميدهد و به اين ماشينهاي دودزده صنعتي يادآوري ميكند كه فراي پيچيدگيهاي متداول امروزي، هنوز روابط ساده غريزي و ساختارهاي بنيادين اجتماعي موتورهاي محرك جوامع بشري هستند. انسان، پس از انقلاب صنعتي سرمايهدار شدن را آموخت و سرمايهدار، فرصت و توان آن را پيدا كرد كه از جوامع ماشيني ساخت خودش دور شود و سري به روستاهاي در امان مانده از هجوم توليد انبوه بزند. شايد بتوان اين رفتار را سرآغازي بر گردشگري روستايي دانست. با رشد جوامع صنعتي، رفته رفته «اوقات فراغت» معناي از دست رفته خود را بازيافت و براي انسانهاي مدرن، مانند شهروندان يونان باستان اهميت پيدا كرد. از طرف ديگر، تضاد ايجاد شده ميان رشد توليد و سختتر شدن مصرف، آگاهي را از كالايي لوكس به كالايي عمومي بدل كرد كه حقوق انساني را براي عوام و نه خواص محترم ميشمرد. از اين رو، رفته رفته برخورداري از فراغت، مانند افزايش قدرت خريد، به يكي از مطالبات اصلي انسان مدرن تبديل شد و اين مطالبه، صنعتي گسترده به نام گردشگري را به وجود آورد. صنعتي، كه امروزه پاي خود را در جوامع روستايي نيز باز كرده است. حال سوالي پيش ميآيد؛ آيا ورود اين صنعت به محيط روستايي، با ماهيت سنتي آن در تضاد نيست؟ اين ورود چه تاثيري بر جوامع روستايي ميگذارد؟ آيا فرآيند توسعه روستايي، تحت تاثير هجوم گردشگران قرار خواهد گرفت؟ اگر جواب مثبت است، تاثير مخرب خواهد بود يا سازنده؟ براي آنكه پاسخي براي اين پرسشها بيابم، سراغ دبير كميته ملي طبيعتگردي كشور ميروم. محمدعلي فياضي كه همزمان عهدهدار مديركلي همكاري و توافقات ملي گردشگري نيز هست، با آنكه تاكنون مرا نديده، از پشت گوشي تلفن، استقبال گرمي از من ميكند و صميمانه سوالهاي مطرح شده را پاسخ ميگويد. فياضي، تاكيد فراواني دارد كه در نوشته من، به گردشگري روستايي، آن طور كه بايسته و شايسته است پرداخته شود و اهميت آن پشت ديوارهاي بيروح شهري مغفول نماند. اهميتي كه براي من و او، دغدغهيي مشترك ايجاد كرده است، دغدغهيي كه مرا واداشته تا با صدايي لرزان از او بپرسم: نقش گردشگري در آينده روستا چه خواهد بود؟
گردشگري روستايي چيست؟ اساسا چگونه ميتوان اينگونه از گردشگري را از ساير گونههاي گردشگري متمايز كرد؟
گردشگري روستايي يكي از زيرشاخههاي طبيعت گردي است و طبيعت گردي، شاخهيي از گردشگري است كه اين روزها محبوبيت فراواني پيدا كرده است. آنچه در اين ميان اهميت دارد و گردشگري روستايي را از گونههاي ديگر گردشگري متمايز ميكند اين است كه در اين گردشگري آنچه تنوع قومي و تنوع فرهنگي جاذبه اصلي است. در گردشگري روستايي بايد نوع پوشش، گويش، زبان، آيين، ساختار اجتماعي و آيينهاي بومي مناطق روستايي در اقليمهاي مختلف به گردشگر معرفي شود.
يعني گردشگر به دنبال شناخت هويت روستايي به روستا ميرود؟
بله. گردشگري دو بعد دارد، بعد ملموس و غير ملموس. گردشگري روستايي علاوه بر ظرفيتهاي طبيعي و انسان ساخت گردشگري كه در مناطق ديگر نيز تجربه ميشود يا همان بعد ملموس گردشگري، ظرفيت گردشگري غير ملموس كه در همه گونههاي گردشگري ديده نميشود را به گردشگر معرفي ميكند.
گردشگر در روستا با تفاوتهاي قومي فرهنگي مواجه ميشود، تجربهيي كه در ساير انواع گردشگري وجود ندارد و اين مساله بسيار حائز اهميت است. امروز آنچه گردشگران را جذب ميكند تجربه يك محيط جديد است و گردشگري روستايي اين تجربه جديد را براي گردشگران فراهم ميكند.
اما آيا توسعه گردشگري روستايي خود نميتواند تهديدي براي هويت روستايي باشد؟
هر فعاليتي هم ميتواند مخرب باشد و هم موثر. گردشگري يك شمشير دو لبه است و همانگونه كه ميتواند تاثير مثبت داشته باشد، ممكن است تاثير منفي هم برجاي بگذارد. اينجا اهميت مساله آموزش آشكار ميشود. بايد تلاش كرد كه با آموزش، زمينه فعاليتهاي گردشگري مسوولانه كه به توسعه پايدار منجر ميشود را فراهم كنيم. در اين صورت، گردشگري نه تنها هيچ اثر مخربي نخواهد داشت، بلكه در توسعه روستاها نقشي موثر ايفا خواهد كرد.
منظورتان از آموزش چيست؟
گردشگران بايد پيش از ورود به روستا، نسبت به محيط آن شناخت پيدا كنند. اين شناخت به آنها كمك ميكند كه هنجارهاي جامعه ميزبان را بشناسد و از انجام اعمالي كه ممكن است موجب ناراحتي اين جامعه شود پرهيز كنند. شناخت همچنين از آن جهت اهميت دارد كه كه گردشگران را نسبت به ضرورت حفظ محيط زيست و ساختارهاي اجتماعي آگاه ميكند. ايجاد شناخت نيازمند فرآيند آموزش است.
اين آموزش بايد دو سويه باشد. يعني جامعه ميزبان هم حس كند كه گردشگر ميهمان اوست. آيين سنتي ميهماننوازي كه در جوامع روستايي وجود دارد، بايد به خوبي خود را بروز دهد تا گردشگري كه وارد روستا ميشود، احساس آرامش داشته باشد. هم گردشگرها بايد نسبت به هنجارها آموزش ببيند و هم روستايي احساس كند كه گردشگر آمده تا داشتههاي او را ببيند، از آنها صيانت كند و از طرف ديگر منافع اقتصادي و معيشت مردم محلي را تامين كند و در اقتصاد جوامع روستايي تاثير مثبت داشته باشد.
سوال ديگري كه در رابطه با گردشگري روستايي ايجاد ميشود، ظرفيت اقتصادي اين صنعت است. از آنجايي كه توليد اصلي روستاهاي ما در حال حاضر كشاورزي است و كشاورزي در ايران، به خاطر بحران آب در معرض خطر قرار گرفته است، آيا گردشگري روستايي ميتواند به عنوان يك درآمد جايگزين براي جوامع روستايي به شمار آيد؟
نه، اصلا! ما دنبال درآمد و توليد جايگزين نيستيم. توليد اصلي روستا بايد كشاورزي و دامپروري باشد. گردشگري روستايي ميتواند به عنوان يك مكمل در كنار اين توليد اصلي براي روستا ايجاد درآمد كند. اگر كشاورزي و دامپروري از جوامع روستايي حذف شود، هويت روستا از بين ميرود. روشهاي توليد روستايي خود يك جاذبه است و ميتواند منبعي براي جذب گردشگر باشد. نميتوان اين نهادها را از روستا حذف كرد، چرا كه در اين صورت گردشگري روستايي نيز از بين ميرود. بلكه بايد براي تقويت گردشگري روستايي، توليد روستايي را نيز تقويت كرد.
آيا ايران در حوزه گردشگري روستايي صاحب مزيتهاي رقابتي است؟ به عبارت ديگر، آيا علل كافي براي سرمايهگذاري در اين صنعت وجود دارد؟
ايران مزيتهاي زيادي در حوزه گردشگري روستايي دارد. يكي از آنها اين است كه اين كشور در زمانهاي مختلف محل تلاقي فرهنگها و تمدنهاي مختلف بوده و هست. اين تنوع قومي و فرهنگي تكثرهاي هويتي به وجود آورده كه در قالب قوم، قبيله، عشيره و ايل بروز كرده است. جالب است بدانيد در استاني مثل گلستان سه اقليم كوير، دريا و جنگل وجود دارد و جالبتر آنكه در همين استان كوچك چند نوع قوميت مختلف ديده ميشود كه علاوه بر پوشش، گويش و ساختارهاي اجتماعي، اعتقادات متفاوتي نيز دارند اما در كنار هم با مسالمت زندگي ميكنند، و اين خود يك جذابيت است.
اين تفاوتهاي فرهنگي از گذشته دور در كشور وجود داشته است. مثلا در تخت جمشيد تالار ملل وجود دارد، همچنين در منشور كوروش هم ذكر شده كه ما به قوميتهاي مختلف احترام ميگذاشتيم و اين خيلي ارزشمند است. اين مساله با آمدن اسلام تقويت شد و قوميتها در نقاط مختلف كشور از احترام يكسان و برابر برخوردار شدند. يكي از ظرفيتهاي روستاها در بحث گردشگري روستايي كه ميتواند عامل جذب بسياري از گردشگران باشد تنوع قوميتي است.
يكي ديگر از ظرفيتهاي روستاهاي كشور تنوع زيستي است. اين تنوع زيستي در قالب گونههاي جانوري، گياهي، ژنها و زيست بومها بروز پيدا ميكند. ايران 5 اقليم زيستي متفاوت دارد و گونههاي متنوعي هستند كه در نقاط مختلف كشور زندگي ميكنند. اين خود جذابيتهاي فراواني را براي گردشگري ايجاد ميكند.
ميهماننوازي ريشه در آيينهاي سنتي ايران دارد و اين مساله به خصوص در روستاها بسيار مشهود است. اين رفتار اجتماعي، خود يكي از مزيتهاي روستاهاي ايران براي گسترش گردشگري روستايي است.
در كنار اينها، ساختارهاي اجتماعي و معماري روستاها تنوع غذايي، با آيينهاي مختلف، تنوع صنايع دستي، بازيهاي محلي، گويش، پويش و مثالهايي از اين دست، از جمله جذابيتهاي روستاهاي ايران براي صنعت گردشگري است.
معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، چه اقداماتي در زمينه گسترش گردشگري روستايي انجام داده است؟
كاري كه در سازمان ما بعد از تشكيل دولت يازدهم انجام شده، بحث تدوين دستورالعمل و ضوابط بومگردي بوده است. اين اقامتگاهها با حفظ محيط زيست و همچنين ساختارهاي اجتماعي محلي و با تاثيرگذاري حداقلي در محيط، ميتواند آشنايي با ساختارهاي بومي، معماري محلي، گويشها، پوشش، خوراك و البته اقامتي مطلوب را براي گردشگران فراهم كند. ظرف دو سال گذشته 205 اقامتگاه بومگردي در كشور مجوز گرفتهاند. همچنين پيشبيني ميشود تا ارديبهشت ماه، 300 اقامتگاه بومگردي در كشور وجود داشته باشد. اين اقامتگاهها با حداقل هزينه و به سرعت آماده ميشوند و ميتوانند بخشي از نياز اقامتي كشور را فراهم كنند. يك نكتهيي كه هست، با تفاهمنامهيي كه با «صندوق كارآفريني اميد» داريم، براي ايجاد اين اقامتگاهها 100 ميليون تومان تسهيلات با بهره 4 درصد تعلق ميگيرد. ضمن اينكه 500 روستا نيز به عنوان روستاهاي منتخب برگزيده شدهاند كه اين 500 روستا در طول برنامه ششم و در راستاي اقتصاد مقاومتي، از زيرساختهاي لازم براي پذيرش گردشگري روستايي برخوردار ميشوند.
نهايتا با توجه به ظرفيت ايجاد شده بعد از اجراي برجام و لغو تحريمها، چه آيندهيي در انتظار گردشگري روستايي خواهد بود؟
به نظر ميرسد آينده روشني در انتظار صنعت گردشگري كشور باشد. اگر زيرساختهاي پذيرش گردشگر ايجاد و ظرفيت اقامتگاههاي بومگردي براي جذب مسافر شود، گردشگري روستايي ميتواند سهم بسزايي در جذب ايرانگردان خارجي داشته باشد و كمك كند تا تعداد اين گردشگران تا پايان برنامه ششم توسعه 5 برابر شود. لازم به اشاره است كه در حال حاضر نزديك به 50درصد از گردشگران دنيا را طبيعت گردان تشكيل ميدهند و از اين بين نيز گردشگران روستايي، سهمي قابل توجه دارند.