پس از استان تهران كه حجم قابل توجهي از مهاجرتها به سمت آن به دليل سرريز شدن جمعيت به آباديهاي اطراف و تاسيس منطقهي صنعتي پرند است 3 استان شمالي كشور به ترتيب مازندران، گيلان و گلستان (17درصد) بيشترين سهم در جذب مهاجران را داشتهاند.
خبر اقتصادی - «مهاجرت» را شايد امروز بتوان جزو لاينفك سبك زندگي ايرانيان دانست؛ چه آنها كه از روستاها به شهرها كوچ ميكنند و چه آنهايي كه ترك وطن كرده و به دنبال شرايط رفاهي و زيستي بهتر با هر ضرب و زوري به كشورهاي ديگر مهاجرت ميكنند. اما آنچه در اين ميان فصل مشترك هر نوع مهاجرتي است، جستوجوي شرايط بهتر اقتصادي است.

مهاجرت» را شايد امروز بتوان جزو لاينفك سبك زندگي ايرانيان دانست؛ چه آنها كه از روستاها به شهرها كوچ ميكنند و چه آنهايي كه ترك وطن كرده و بهدنبال شرايط رفاهي و زيستي بهتر با هر ضربوزوري به كشورهاي ديگر مهاجرت ميكنند، آنهايي هم كه ميمانند عمدتا به جغرافياي خيالي خود فكر ميكنند و بهدنبال روزي هستند كه شرايط مهاجرت برايشان فراهم شود. اما آنچه در اين ميان فصل مشترك هر نوع مهاجرتي است، جستوجوي شرايط بهتر اقتصادي است. پدیده «مهاجرت» که امروزه به معضلی برای کشورهای در حال توسعه تبدیل شده (به ویژه در سطح مهاجران نخبه)، درگونههای مختلف، بر اساس کارکردی متفاوت صورت میگیرد که البته از سطوحی چند وجهی نیز برخوردار است. کشور ایران نیز، به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه از پدیده مهاجرت در امان نبوده و افراد متعددی به سمت کشورهای توسعه یافته سوق پیدا میکنند. این مهاجرتها که در سطوح بالایی، مربوط به جمعیت نخبه نیز میشود، وضعیت کشور را با مسائل پیشروی متعددی روبهرو کرده و پژوهشگران و سیاستمداران را به بحث و بررسی در این زمینه، وا میدارد. نظريهپردازان مهاجرتي نئوكلاسيكها دليل آن را ديدگاههاي فردي همچون حداكثرسازي درآمد و سود ميدانند كه موجب ميشود افراد از نواحي با درآمد پايين به نواحي با درآمد بالا كه در آن فرد بهرهورتر و داراي دستمزد بالاتر است، مهاجرت ميكنند. البته اقتصاددانان جديد علت مهاجرت را در عاملي غير اين جستوجو ميكنند و معتقدند پديده مهاجرت در شرايط فقر و با ريسك بالا صورت ميگيرد و ميتواند پاسخي براي غلبه بر پديده شكست بازار محسوب شود. نتايج يك پژوهش اقتصادي منتشرشده در سياستهاي راهبردي و كلان مجمع تشخيص مصلحت نظام هم مويد همين مطلب است. پژوهشگران اين نهاد در تحقيقات خود نشان دادهاند، يک درصد افزایش در متغیر مهاجرت از کشور ایران در دوره گذشته، بیکاری دوره گذشته و بیکاری دوره جاری به ترتیب باعث افزایش 102\0، 045\0، 21\0درصدی مهاجرت از کشور ایران در سال جاری میشود كه این عامل، ناشی از اثر مثبت و تأثیرگذار متغیرهای مذکور در میزان مهاجرت از کشور ایران در دوره زمانی کوتاه مدت است.
همچنین، یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی دوره گذشته، تولید ناخالص داخلی دوره جاری و شاخص تجمیعی توسعه یافتگی (متغیر حکمرانی خوب)، به ترتیب باعث کاهش 08\0، 19\0 و 02\0 درصدی مهاجرت از کشور ایران در سال جاری میشود و این عامل نيز ناشی از اثر منفی متغیرهای مذکور در میزان مهاجرت از کشور ایران است. نتايج مطالعات مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين نشان ميدهد، متغیر نرخ بیکاری با ضریب 21\0 ، بیشترین تأثیر را بر میزان مهاجرت از کشور ایران، طی دوره زمانی کوتاه مدت دارد. در این دوره، همچنین آمار مربوط به بیکاری دوره قبل نیز، تأثیر قابل توجهی در میزان مهاجرت داشته است. بنابراين در میان متغیرهای اثر گذار بر میزان مهاجرت، متغیر بیکاری بیشترین تأثیر را بر این متغیر چه در کوتاه و چه در بلندمدت از خود برجای گذاشته است به صورتیکه، کشش بلندمدت میزان بیکاری در کشور ایران به میزان مهاجرت از این کشور، 0.3 است که اثر مثبت افزایش بیکاری را روی افزایش مهاجرت از کشور ایران، نشان میدهد. بهعبارتی، ضریب این متغیر نشان میدهد که بیکاری در کشور ایران از فاکتورهای اصلی اقتصادی اثرگذار در مهاجرت از این کشور، محسوب میشود.
البته نويسندگان اين گزارش به کشش بلندمدت تولید ناخالص داخلی و شاخص حکمرانی خوب نسبت به میزان مهاجرت از کشور ایران نيز اشاره كردهاند كه به ترتیب برابر 22\0- و 08\0- است و اثر منفی افزایش تولید ناخالص داخلی و حکومت داری خوب را روی افزایش مهاجرت از کشور ایران، نشان میدهد. ضریب این دو متغیر به خوبی گویای این مفهوم است که هر چقدر تولید ناخالص داخلی و وضعیت حکومتداری کشور ایران بهتر شود، به علت بهبود وضعیت رفاهی، میزان مهاجرت از کشور، کاهش خواهد یافت. در چند سال اخير بهرغم هشدار شديد جمعيتشناسان و سكانداران حكومتي نسبت به پيامدهاي خيلي گسترده مهاجرتها اما همچنان اين پديده حتي بهشكل وسيعتري ادامه دارد، البته اگر فروض يادشده را بپذيريم امنيت اقتصادي و اتفاقهاي تاريخي همچون توافق هستهاي و اميد به بهبود شرايط اقتصادي خود گزارههاي مثبتي هستند كه در بلندمدت ميتوانند ميل به مهاجرت را كاهش دهند. اگرچه از طرف بدنه سياستگذاري كشور ما شاهد سياستهاي تشويقي مشخص(خصوصا درباره نخبگان) و اقدامات لازم براي كاهش تعداد مهاجران چه داخلي چه خارجي نبودهايم اما بهنظر ميرسد اين پديده در حال تغيير و تحولي از پايين به بالاست و بخشي از مردم نوع مهاجرت خود را تغيير دادهاند؛ تغييري كه حداقل در 50سال اخير بيسابقه بوده است. آمارهاي رسمي نشان ميدهد طي دوره زماني 85-90، حدود 13.65درصد از مهاجرتهاي داخلي از شهر به آباديها صورت گرفته كه اين آمار بيانگر معكوسشدن جريان مهاجرت است. طبق مطالعات پژوهشكده مركز آمار از توزيع جريان مهاجرت در ميان استانهاي كشور، 59درصد از حجم مهاجرت از شهر به روستا در داخل استان رخ ميدهد و مسافت انتخابشده 59درصد از مهاجرتها كوتاه است. همچنين استانهاي مازندران، خراسان جنوبي و گيلان بهترتيب بيشترين سهم در جابهجايي از شهر به روستا در داخل استان را داشتهاند. پس از استان تهران كه حجم قابل توجهي از مهاجرتها به سمت آن به دليل سرريزشدن جمعيت به اياديهاي اطراف و تاسيس منطقهاي صنعتي پرند است، 3استان شمالي كشور بهترتيب مازندران، گيلان و گلستان(17درصد) بيشترين سهم در جذب مهاجران را داشتهاند. بهطوري كه استان سمنان به دليل نزديكي به استان گلستان و استانهاي تهران و البرز به دليل نزديكي به استانهاي مازندران و گيلان سهم قابل توجهي از مهاجران خود را به آباديهاي اين استانها فرستادهاند. اگرچه در بين استانهاي ديگر علت مهاجرت اغلب پيرامون مسائل شغلي است اما در 3استان گيلان، مازندران و گلستان علت مهاجرت در مقايسه دلايل شغلي و مسكن مناسبتر بيشتر به به مسكن گرايش داشته است.
در مجموع با تمامي اين اوصاف ميتوان گفت، پيدايش موج جديد مهاجرت معكوس از شهر به روستا قابل چشمپوشي نيست. همچنين استانهاي شمالي كشور مقصد قابل توجهي از مهاجران هستند كه ميتواند در صورت افزايش اين روند به تغييرات زيست محيطي و اجتماعي اين استان ها منجر شود.