خبر اقتصادی - رسانههاي غربي اغلب از ارائه تصويري منصفانه و مثبت از ايران اجتناب ميكنند، اين در حالي است كه ايران يك بازار نوظهور و در حال توسعه بوده كه مملو از كارآفرينان جوان و خوشآتيه است كه به دنبال روشهايي نوآورانه و پايدار براي بهبود و ارتقاي جامعه خود و همزمان كاهش مسائل اقتصادي، زيستمحيطي و اجتماعياند. در نتيجه توافق تاريخي ميان ايران و قدرتهاي 1+5 بر سر موضوع هستهيي، كارآفرينان بسياري با توسل به ايدهها و شيوههاي عملي دنبال پيدا كردن راهحلهايي براي چالشهاي اجتماعياند؛ امري كه به ايجاد و توسعه استارتآپها و شركتهاي كارآفريني اجتماعي در ايران انجاميده است. كارآفرينان اجتماعي ايران به مانند همتايان خود در سانفرانسيسكو، نيويورك، لندن و بنگال خوشفكر و باانگيزهاند. آنها مدام در جستوجو و پيادهسازي روشها و فرآيندهايي نوآورانهاند تا از طريق آن بتوانند پاسخي براي چالشهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي ايران بيابند. به عنوان مثال، مشكلات آب ايران را در نظر بگيريد. طبق آماري كه اخيرا منتشر شده است، 70درصد سفرههاي آب زيرزميني ايران تقليل يافته است. از اين رو، كمبود منابع آب زيرزميني و كاهش كيفيت آب بيشك به بحران زيستمحيطي در سطح ملي خواهد انجاميد.
در بازه ژانويه تا مارس 2015، بررسي با همكاري دانشگاه «جرج ميسون» بهمنظور ايجاد نقشهيي مقدماتي و كلي از وضعيت كارآفريني اجتماعي در ايران صورت گرفت. براي انجام اين بررسي برگههاي نظرسنجي در ميان شبكههاي حرفهيي كارآفرينان اجتماعي ايران در سراسر كشور پخش شد. علا. وه بر اين، در ماه آوريل 2015، با كارشناسان و دستاندركاران كارآفريني اجتماعي در ايران، مصاحبههايي مفصل انجام گرفت.
از اين گذشته، كارگاهي آموزشي با حضور بيش از 100 كارآفرين ايراني از سراسر كشور برگزار شد. يافتههاي اين نظرسنجي و بررسي نشان ميدهد كه اين بخش با سرعتي شتابان در حال گسترش بوده و نيازمند حمايت و پشتيباني فوري است.
برخي از مهمترين يافتههاي اين بررسي به شرح زير است:
در حدود 50 تا 75هزار كارآفرين اجتماعي فعال در ايران وجود دارد.
83 درصد از كارآفرينان اجتماعي ايران در حال حاضر در يك شركت، سازمان يا استارتاپ كه داراي هدفي اجتماعي، اقتصادي يا محيطزيستي است، مشغول به فعاليتاند.
60درصد شركتكنندگان در اين نظرسنجي به استفاده از فناوري براي يافتن روشهايي موثر و كارآمد براي چالشهاي دنياي امروز باور دارند.
زنان بيشترين نرخ مشاركت را در كسب و كارهاي اجتماعي، استارتاپها و امور آموزشي دارند. كارآفريني اجتماعي هرچند نوپا و در حال رشد و گسترش است، اما با موانعي مواجه است كه از آن جمله ميتوان به مواردي چون كاغذبازيهاي دولتي، فقدان مقررات به نفع كسبوكارهاي اجتماعي، نبود كمكهاي مالي، فقدان سرمايهگذاري كافي و همچنين عدم دسترسي به شبكههاي دانش و تجارب كارآفريني منطقهيي و بينالمللي. اگرچه برخي از اين موانع يادشده صرفا منحصر به ايران نيستند اما رشد كارآفريني اجتماعي در قياس با ديگر كشورهاي جهان، خيلي دير به وقع پيوسته است.
پس از وقوع بهار عربي، امارات متحده عربي، مصر، اردن و لبنان شاهد افزايش در تعداد و كيفيت كسب و كارهاي اجتماعي بودهاند. ميزان سرمايهگذاريها در حوزه كارآفريني اجتماعي در مناطقي چون خاورميانه و شمال آفريقا در نتيجه كمكهاي نهادي و بنيادهاي بينالمللي و همچنين سازمانهايي از قبيل آشوكا و اكوئينگ گرين افزايش يافته است. به علت اعمال تحريمهاي ظالمانه عليه ايران و محدوديتهايي كه در زمينه دريافت ويزا وجود داشت، بسياري از كارآفرينان اجتماعي در ايران از اين فرصتها و كمكهاي بينالمللي بينصيب ماندند كه اين مساله شرايط را براي كارآفرينان ايراني نسبت به همتايان منطقهييشان دشوارتر ميكند.
قطب تهران يك سازمان غيرسياسي و مستقل است كه قرار است توسط دانشگاه اميركبير و شركت سامسونگ براي ترويج فرهنگ و روحيه همكاري و كار جمعي راهاندازي شود. عليرضا اميدوار، مدير اين پروژه در روند تدوين و تصويب يك قانون ملي جديد بهمنظور بهرسميت شناخته شدن كسب و كارهاي اجتماعي به عنوان يك موجوديت قانوني در كنار سازمانهاي غيرانتفاعي و خيريه تاثيرگذار بود. اين قطب كارآفرينان اجتماعي جوان در كشور را هدف قرار داده و بر استفاده از فناوري و نوآوري اجتماعي براي پرداختن به مشكلات اجتماعي، اقتصادي و زيستمحيطي در كشور تاكيد دارد. از جمله اهداف اين قطب ميتوان به ايجاد يك زيستبوم (اكوسيستم) براي كارآفريني اجتماعي اشاره كرد.
از جمله نكات قابلتوجه در خصوص كارآفرينان اجتماعي فعال در ايران، استفاده از فناوري و پلتفرمهاي آنلاين براي حل مشكلات اجتماعي است. از باب نمونه، ليديباگ (Ladubug)، از طريق ايجاد محتوي و برنامههاي آموزشي مشاركت زنان ايران در اين فناوري و حوزه استارتاپ را افزايش داده است.
«دستادست» به هنرمندان داخلي در ايران كمك ميكند تا از طريق دسترسي به تجارت الكترونيكي وضعيت معيشت خود را بهبود بخشند. فائزه درخشاني، يكي از بنيانگذاران اين پروژه براي تقويت قابليتهاي كارآفريني اجتماعي در ايران به جاي تبعيت كوركورانه از الگوهاي خارجي، بر مسائلي چون نياز به آموزش بيشتر، دسترسي به تجارب بينالمللي و پلتفرمهاي دانش تاكيد دارد. او در همين رابطه ميگويد: «بسياري از كارآفرينان ايراني ايدههاي خود را به عنوان كسب و كارهاي اجتماعي ارائه ميكنند اما اين ايدههاي اساسا رونوشت ايدههاي خارجي بود يا اصلا بهلحاظ اجتماعي نوآورانه نبوده و قادر به حل مشكلات اجتماعي نيستند.»
او در خصوص استفاده از فناوري و نوآوري اجتماعي، بر بهاشتراكگذاري و يادگيري بيشتر در خصوص الگوهاي استفاده از فناوري در حل مشكلات اجتماعي و همچنين آموزش و تعليم جوانان درخصوص بهكارگيري و هدف استفاده از فناوري اشاره كرده و ميگويد: «بهرهگيري از فناوري نبايد فقط به راهاندازي كي سايت محدود شود بلكه از فناوري بايد براي طراحي يك راهحل كه بهلحاظ اجتماعي مفيد و راهگشا باشد، استفاده شود.»
درخشاني استفاده از انرژي خورشيدي براي تامين برق در مناطق دورافتاده را مصداقي از كاربري فناوري در حل يك معضل اجتماعي ميداند.
هادي آذري