تاكيد حسين ساساني در توسعه پايدار صنعتي بر اين است كه توسعه صنعتي يك مفهوم ذهني است و با الگوهاي رفتاري انسانها سروكار دارد و زماني توسعه پايدار در صنعت و در جامعه افزايش مييابد كه مدلهاي ذهني و خصوصيات رفتاري افراد تغيير كند و باورهاي كهنه و كجانديشيها از ذهن يك جامعه و افراد آن رخت بربندد. توسعه پايدار صنعتي با رشد صنعتي متفاوت است و متاسفانه آنچه در كشور اتفاق افتاده، چه در زمان تحريمها و چه در زماني كه تحريمي در كار نبوده است، رشد صنعتي مقطعي بدون ارزشافزوده پايدار است. با اين اوصاف نبايد انتظار داشت كه با برداشته شدن تحريمها توسعه پايدار در صنعت روي دهد.
جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي
حسين ساساني، تحليلگر مهندسي پايدار درباره توسعه پايدار صنعتي در ايران ميگويد: توسعه پايدار صنعتي زماني در يك سرزمين تبلور مييابد كه وقتي به آنجا گام مينهيم تحت تاثير انرژي، اشتياق و اعتماد مردم عادي به آينده كشورشان قرار گيريم. اين باور كه فردا ميتواند بهتر از امروز باشد بايد در «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» موج زند، ضمن آنكه هر كسي براي ساختن آيندهيي بهتر خود را مسوول بداند و هر كاري كه از دستش برميآيد انجام دهد. حسين ساساني در ادامه عنوان ميكند: طبيعي است كه اين روح تاثيرگذار، موتور اصلي تحرك و پويايي اقتصاد، «صنعت» و «تكنولوژي» است و جامعه در يك چرخه مارپيچ توسعه پايدار صنعتي به سمت تعالي حركت ميكند.
ارزشهاي بنيادين صنعت و اقتصاد
اين تحليلگرمهندسي پايدار با بيان اينكه ارزشهاي بنيادي و باورهاي اخلاقي كار در ريشه جمع عظيمي از مردم «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي»، نهادينه است، اظهار ميكند: ارزشهايي چون نو بودن و نو شدن در كليه سطوح «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» پيريزي ميشود و ايده نو شدن عامل اصلي آفرينش فرهنگ تلقي ميشود. ساساني ميافزايد: «يادگيري مداوم»، «مسووليت اجتماعي»، «تمركز بر نتايج و ايجاد ارزشافزوده، نگرش سيستمي» و... از جمله ارزشهاي بنيادين هستند كه در يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» با كار و تلاش عجين شده و چنانچه فعاليت يا اقدامي در راستاي اين ارزشها و اعتقادات دروني جامعه نباشد، آن فعاليت كنار گذاشته ميشود حتي اگر ضرر و زياني چشمگير به همراه داشته باشد.
ثروت هم تاريخ مصرف دارد
وي با اشاره به شروط توسعه پايدار صنعتي تصريح ميكند: در يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» داشتن ثروت به شرطي كه حاصل كد يمين باشد، ارزش تلقي ميشود و مظاهر مال و دارايي از منزلت بالايي برخوردار است. به شرطي كه لذتي كه از آنها حاصل ميشود غيرانساني و غيرارزشي نباشد. به عبارت ديگر در «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» ثروت نماد ارزش است و معناي اين جمله آن است كه داشتن سرمايه و مال و اموال ناپسند نيست و ضرورتي ندارد كه كسي ثروت خود را پنهان كند. ساساني با بياناينكه در «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» بيشتر ثروت مردم بهجاي اينكه موروثي باشد حاصل كار و كوشش آنهاست، اظهار ميكند: همين جامعه قادر است كه ثروتهاي نامرئي فعاليتهاي اقتصادي غيررسمي و غيرقانوني را به دارايي قانوني تبديل كند و شايد يكي از قوانين «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» اين است كه ثروت تاريخ مصرف دارد و اگر مدت طولاني بيمصرف بماند، بوي تعفن آن بلند ميشود. اين تحليلگر مهندسي پايدار با بيان اينكه اگر «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» ميخواهيم بايد ثروتمندان را تحمل كنيم» ميافزايد: فرد ثروتمند در «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» به جاي تحمل مورد ستايش قرار ميگيرد به شرطي كه ثروت او از راهي آبرومندانه و شرافتمندانه به دست آمده باشد. اعتقاد به افزايش طبيعي ثروت، رفاه و نعمت براي يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» به اين معناست كه زندگي روز به روز به سبب افزايش ثروت براي همه بهتر ميشود. در واقع جهان روز به روز ثروتمندتر ميشود و نشانههاي فقر نيز ناپديد خواهد شد. سرانجام جامعه جهاني در انديشه متعالي شدن نسبت به گذشته، گامهاي استواري را همراه خود خواهد برداشت.
نقش راهبران و مديران
ساساني با اشاره به وظيفه راهبران براي ايجاد جامعه توسعه پايدار صنعتي تصريح ميكند: در يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي»، وظيفه راهبران و سطوح بالاي مديريت اجرايي، تدارك انرژي و فراهم ساختن منابع و امكانات نيست بلكه وظيفه آنان آزاد كردن انرژي جامعه و افراد آن در راستاي دستيابي به خواستهها و آمالهاي انساني است. در اين باره است كه افراد جامعه ميتوانند خود را با پيچيدگيهاي جامعه و با تغييرات روزافزون جامعه جهاني انطباق دهند. اين فرآيند يعني «فرآيند انطباق» كه سبب ميشود تا «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» داراي جهتگيري روشن به آينده باشد و آمال و آرزوهاي خود را در افقهاي دوردست ترسيم كند.
ويژگي مردمان متعهد به توسعه پايدار
اين تحليلگر مسائل راهبردي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه مردمان يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» داراي خودآگاهي هستند، گفت: يعني توانايي تشخيص و درك حالات روحي، احساسات و عواطف و انگيزههاي خود و نيز تاثيرآن بر ديگران از طريق افزايش اعتماد به نفس، خود ارزيابي واقعگرايانه و خود انتقادي را دارا هستند. به واقع داراي خودنظمي و انضباط كاري هستند به اين معني كه توانايي كنترل يا تغيير مسير تمناها، خواستهها، حالات روحي مغرب، تامل در داوري و تفكر قبل از اقدام را از طريق احساس ارزشمندي و اصالت، پذيرنده ابهام و آمادگي براي تغيير، بهكار ميگيرند. داراي انگيزش، اشتياق و دلبستگي به كار، فراسوي دلايل مسائل مالي و موفقيت شغلي هستند و به دنبال كردن اهداف همراه با انرژي و پشتكار از طريق انگيزه قوي براي دستيافتن به موقعيت مناسب، خوشبيني حتي هنگام رويارويي با شكست و تعهد انساني و ملي تمايل شديد دارند.
وي در ادامه با اشاره به ويژگيهاي جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي عنوان كرد: جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي داراي همدلي هستند به اين معني كه توانايي درك حالات عاطفي ديگران، مهارت رفتار با ديگران براساس واكنشهاي عاطفي آنها از طريق حساسيت نسبت به فرهنگهاي مختلف، سليقههاي متفاوت و ارائه خدمت مناسب در شأن نام انسان به همنوعان است. در نهايت اينكه مردم «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» مردمي هستند كه از اعماق وجود ميخواهند از گذشته بگسلند و همه اميد خود را به آيندهيي نو ببندند.
عوامل پيشرفت و مسووليت اجتماعي
اين كارشناس صنعت با اشاره به عوامل پيشرفت درجامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي گفت: در يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» چهار عامل؛ «اطلاعات»، «انگيزه»، «سرمايهگذاري» و «نوآوري با يكديگر» درهم آميخته و راه بر پيشرفت بشريت هموار ميشود و جالب اين اينكه اين چهار عامل در سراسر تاريخ رمز ترقي و پيشرفت بودهاند. تلفيق اين عوامل معمولا حاصل نميشود. مگر اينكه بستري مناسب در باورها و اعتقادات مردم در حوزههايي كه مورد بحث قرارگرفته به وجود آيد.
ساساني با بيان اينكه نوعدوستي اشخاص با وجود نيتهاي خيري كه در آن است براي آسايش مردم و ثروتمند كردن جامعه انساني در اولويت اول و براي دنياي بشريت در نگاه كلانتر كافي نيست، خاطرنشان كرد: آنچه را كه اشخاص با كمال مباهات انجام ميدهند بايد سرمشق شركتها، بنگاههاي بزرگ اقتصادي و دولت قرار گيرد. نهادهايي كه بايد به نفع بقيه، فراتر از مرزها و نسلهاي خود حركت كنند. در اين صورت و فقط در اين صورت است كه ميتوان گفت داراي يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» هستيم كه همه افراد حقيقي و حقوقي به مسووليتهاي اجتماعي خود واقف هستند و بدان عمل ميكنند. وي در ادامه تصريح كرد: همه ما بنا به مسووليتي كه در قبال جامعه خود داريم، ناگزيريم كه فقيران را ثروتمند كنيم تا خود ثروتمندتر شويم و اين يعني اينكه تكليفمان بيشتر از اين است كه فقط ماليات خود را بپردازيم. به گفته ساساني، معناي اين سخن اين است كه براي توسعه يكپارچه مناطق توسعه نيافته داخلي و خارجي سرمايهگذاري كنيم. همچنين در تكنولوژيهايي سرمايهگذاري كنيم كه به طبيعت و محيطزيست آسيب كمتري ميرسانند، گو اينكه اين سرمايهگذاريها بازده كوتاهمدتي ندارند. ما و بنگاههاي اقتصاديمان بايد ياد بگيريم تا نوك بيني خود را نبينيم تا نوادگان ما بتوانند در فضايي زندگي كنند كه تلاش و كار مايه اصلي حيات آنها باشد.
3 نكته كليدي در توسعه پايدار
وي در پايان به سه نكته كليدي اشاره كرد و گفت: نكته اول اينكه انسان آزاد، خطاهاي خود را تصحيح ميكند و تصحيح خطاها و بهبودهاي مستمر، توسعه پايدار صنعتي را به ارمغان ميآورد. دستيابي به يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» يك راه بيبازگشت است و اين جامعه در نقاط مختلف دنيا درحال متولد شدن است و در جاهايي هم متولد شده و به حيات خود ادامه ميدهد. جوامع متعهد به توسعه پايدار صنعتي درحال متولد، نيازمند راهبراني است كه دورانديش باشند تا آنها را به سرمنزل مقصود برساند و تفاوت اين راهبران با ساير راهبران گذشته در اين است كه اين بار بيشتر راهبران بايد از درون دانشگاه توسعه پايدار صنعتي و از بستر كسب وكار قد برافرازند نه از درون دولت و دستگاه دولتي. وي نكته كليدي ديگر را اينگونه بيان كرد: در يك «جامعه متعهد به توسعه پايدار صنعتي» مردم بر اين باورند كه خوشبختي از راه روي هم چيدن موفقيتهاي مادي به دست نميآيد بلكه انسان آنگاه احساس خوشبختي ميكند كه حاصل كوششهاي خود را در بهبود زندگي ديگران ببيند. ساساني در پايان با اشاره به نكته كليدي سوم خاطرنشان كرد: در جامعه غيرمتعهد به توسعه پايدار صنعتي معمولا خوبان اعتقاد راسخ خود را به تعالي بشريت از دست دادهاند و حال آنكه بدان آكنده از شور و شوق هستند. نظام توسعه پايدار صنعتي كه در آن مردم از شبكههاي مشترك و اتكاي به يكديگر بهرهمند هستند، ميتواند توسعه پايدار صنعتي جامعه را افزايش دهد در غير اين صورت ظهور فردگرايي خام و جامعهيي كه هر كسي به فكر خويش است، توسعه پايدار صنعتي را تنزل ميدهد و جامعه را با بحرانهاي متوالي مواجه ميكند.