دماسنج اقتصاد كشور پس از اجرايي شدن برجام، وضعيت متفاوتتري به خود گرفت. بسياري از محدوديتهاي وضع شده براي كسبوكارهاي بانكي، بيمهيي و صنعتي در طول چند سال گذشته از سد راه بازار سرمايه ايران برداشته شد و همين موضوع هزينههاي معاملاتي را با كاهش رو به رو كرد. ازسوي ديگر لغو بينالمللي تحريمها، اميدواريهايي نيز براي توسعه فعاليتها ايجاد كرد كه بدون شك تاثير مثبتي در سودآوري شركتهاي بورسي داشته و خواهد داشت.
خبر اقتصادی - با اين حال طبيعتا از ميان برداشته شدن محدوديتها، شرايط را مهيا خواهد كرد كه شركتها در ماههاي آينده براي اجراي طرحهاي توسعهيي و جذب سرمايه خارجي، در قالب ماشينآلات، تجهيزات و منابع مالي، اقدام كنند و اين به معناي فرصت رشد و انتظار براي دوران جديد است. اما يكي ديگر از عوامل تعيينكننده در روند صعودي بورس در ماههاي اخير، برگزاري انتخابات بود. دولت يازدهم از همان ابتدا بسيار اهتمام ورزيد كه بازار سرمايه را از روزهاي ركود زده خارج كند كه البته تزريق نقدينگي در ماههاي گذشته، كار دولت براي رسيدن به اين خواسته را آسانتر كرد.
اما مساله ديگري كه بايد به آن پرداخت اين است كه در سال آينده سرمايههاي خارجي امكان ورود به كشور را خواهند داشت يا نه؟ درمورد ورود ســرمايه و منابع مالــي خارجي به بازار ســرمايه نميتوان بهراحتي اظهارنظر كرد. به هر حال اميدواريهايي نيز در اين زمينه وجود دارد چراكه سرمايهگذاران خارجي بارها نشان دادهاند كه براي ورود به بازار ايران، رغبت و اشتياق دارند. البته در اين مسير نيز موانع و محدوديتهايي وجود دارد. موانعي همچون مسائل مربوط به راهبري شركتي در شركتهاي بورسي، تعيينتكليف نرخ ارز و ريسك آن و سيستم انتقال وجه. اما با اين حال باز بر اين باورم كه شاهد جذب سرمايه خارجي در سال1395 خواهيم بود، كما اينكه تاكنون نيز سرمايههاي جزئي وارد بازار بورس شدهاند. البته در برخي زمينهها نيز خوشبينيهاي بيش از اندازه وجود دارد كه ميتواند در ماههاي آينده نيز مشكلساز باشد.
اما موضوعي كه درمورد بازار سرمايه مطرح ميشود، مساله شفافيت و كارايي بازار سرمايه در سال1395 است. از ديدگاه من شــفافيت را ميتوان به دو بخش تقســيم كرد؛ يكي شفافيت معاملات است كه به مكانيسمهايي كه سازمان بورس و شركت بورس اعمال ميكنند، برميگردد، درصوتي كه در اين حوزهها مشكلاتي وجود داشته باشد با جديت، بايد اصلاح و بهبود يابد كه البته شدني نيز هست. در اين ميان يكي از نكاتي كه خارجيها بسيار مورد توجه قرار ميدهند، نماد متوقف شدهيي است كه مدت زيادي بسته بماند. به اين معنا كه طولاني شدن پروسه بسته بودن نمادها، يك موضوع جدي در روند معاملات بازار سرمايه است. بخش دوم شفافيت به اطلاعات شركتها مربوط ميشود. اگر به گزارشهاي بينالمللي از فضاي كسبوكار ايران نگاهي بيندازيم، شاهد خواهيم بود كه نمره شفافيت شركتي كشور بسيار پايين است. در اين زمينه بايد استانداردهاي بينالمللي گزارشگري مالي را به كار بريم و درمورد كيفيت استانداردها اصلاحاتي صورت گيرد.
تاثيرگذاري بازار بورس از قيمتهاي جهاني نفت نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد. ركود و كاهش محسوس قيمت جهاني نفت، دو تهديد جدي براي اقتصاد ايران در سال آينده بهشمار ميروند. اقداماتي كه روسيه با عربستان و ايران با ديگر كشورها براي كاهش توليد نفت خام انجام ميدهند احتمالا به نتايجي ميرسد. البته بر اين باورم كه اگر تمام اين اتفاقها رخ دهد، باز هم قيمت نفت به بيش از 40دلار نخواهد رسيد.
با رسيدن قيمت نفت ايران به مدار 40دلاري، بخش صادرات غيرنفتي كه عمدتا شامل محصولات پتروشيمي است و با قيمت نفت همبستگي دارد، تحتتاثير قرار ميگيرد و نتيجه آن بر بازار سرمايه نيز سايه خواهد انداخت. ازسوي ديگر، ورود اسناد خزانه، اوراق مشاركت دولتي، اوراق مشاركت شركتي و شهرداريها به بازار سرمايه نيز ميتواند به رونق اين بازار كمك كند.
با اين حال وضعيت كلي بازار سرمايه در سال1395 بهتر از سال1394 خواهد بود اما باز هم شرايط سختي را به لحاظ شرايط اقتصادي خواهيم داشت.
پيشبيني من براي اقتصاد سال1395 ادامه ركود يا كاهش ركود با نرخ رشد اقتصادي كم است. در اين شرايط، بازار سرمايه فوقالعادهيي نخواهيم داشت اما به احتمال زياد، روند متعادلي را درپيش خواهد گرفت.
* تحليلگر بازار سرمايه