خبر اقتصادی - مفهوم توسعه پايدار از طريق زيست فناوري بر اين اساس است كه زيست فناوري بتواند، استاندارد پايه زندگي جمعيت در حال رشد جهان را بدون مصرف غيرضروري منابع طبيعي محدود و تخريب محيط زيست ارتقا دهد.
زيست فناوري پيشرفته بر اساس كشفيات علمي جديد راهكارهاي نويني را براي ايجاد يك توازن بين نيازمنديهاي توسعه و حفاظت محيط زيست فراهم ميآورد.
كشاورزي پايدار به استفاده منطقي از محيط زيست براي توليد اشاره دارد. اگر چه از نظر لغوي، صدها تعريف براي كشاورزي پايدار وجود دارد، ولي يكي از تعاريف كه بهطور عام مورد قبول واقع شده است توسط وزارت كشاورزي ايالات متحده مطرح شده است و آن عبارت است از: «يك نظام (سيستم) تلفيق شده از عمليات توليد گياهي و جانوري با كاربرد در يك ناحيه خاص كه در طولاني مدت غذا و پوشاك انسان را تامين كرده، كيفيت محيط زيست و منابع طبيعي را كه اقتصاد كشاورزي به آنها وابسته است بهبود داده، موثرترين بهرهبرداري از منابع غيرقابل احيا را فراهم آورده، توانايي اقتصادي عمليات مزرعه را حفظ كرده و سطح زندگي را براي زارعان و بهطور كلي براي اجتماع ارتقا و بهبود بخشد.»
رويكرد مثبت قطعنامه
قطعنامه ريو (قطعنامه 21 سازمان ملل) در سال 1992، زيست فناوري را به عنوان يك ابزار مهم در دستيابي به اهداف توسعه پايدار در نظر ميگيرد. براي مثال، افزايش امنيت غذا از طريق عمليات كشاورزي پايدار، بهبود ذخاير آب آشاميدني، فرآيندهاي توسعه صنعتي موثرتر براي ايجاد و احياي جنگلها و سمزدايي مواد زائد خطرناك، از جمله مواردي هستند كه به كمك زيست فناوري قابل انجام بوده و تسريع ميشوند.
بسياري، صاحبنظران توسعه پايدار را به عنوان يك چالش بزرگ در اين قرن ميدانند. توسعه پايدار نيازمند استفاده ازفناوريهاي جديد است. رويكرد توسعه پايدار در قطعنامه ريو راهكارهايي براي كشاورزي پايدار و توسعه روستايي در نظر ميگيرد. تمركز بر به حداكثر رساندن استفاده از زمينهاي زراعي موجود و نه بهرهگيري از زمينهاي كم بازده و باير جهت توليد از تاكيدات اين قطعنامه است.
بهبود زراعت نيازمند تركيب موثري از اجزا همچون ارقام زراعي اصلاح شده، افزايش حاصلخيزي خاك، مديريت تلفيقي آفات و غيره است. براي مثال سوياي تراريخته مقاوم به علفكش رانداپ داراي 5درصد عملكرد بيشتر نسبت به سوياي غيرمقاوم است. همچنين به خاطر تعداد دفعات كمتر سمپاشي براي سوياي مقاوم به رانداپ، خاك كمتر دچار آسيب شده و حاصلخيزي آن بيشتر
حفظ ميشود.
همچنين بذور حامل ژن Bt مقاوم به حشره باعث شدهاند، مصرف حشرهكشها تا 40 و 80درصد به ترتيب در سيبزميني و پنبه تراريخته كاهش يابد.
اين كاهش منجر به كاهش نياز به مواد خام همچون سوخت به كار رفته در صنايع توليد سم، حملونقل و كاهش تعداد دفعات سمپاشي نيز ميشود. در مورد كارايي مصرف كود ازته، گندمهايي در دست تهيه هستند كه با ژنهايي خاص، كارايي بيشتري در جذب و مصرف ازت دارا هستند.
اين امر ميتواند، اثرات زيست محيطي مثبتي از طريق كاهش آبشويي ازت به درون آبهاي زيرزميني داشته باشد.
با افزايش دانش مربوط به عملكرد گياهي، زيست فناوري قادر به افزايش ارزش توليدات گياهي براي زارعان و افزايش كيفيت غذايي براي مصرفكنندگان خواهد بود. در بند 10 تا 16 قطعنامه 21 سازمان ملل از چگونگي مديريت و حفاظت زمينهاي كشاورزي بحث ميشود. بند 10 به راهكار تلفيقي جهت طراحي و مديريت زمينهاي كشاورزي اشاره دارد.
تامين سلامت انسان و محيط زيست
بند 14 در مورد كشاورزي پايدار و توسعه روستايي بحث ميكند. بند 15 در مورد حفاظت تنوع زيستي و بند 16 نقش زيست فناوري را در توسعه پايدار از طريق كاهش بيماريها و افزايش امنيت غذايي و حفاظت محيط زيست بيان ميدارد.
در اين بند به تفكيك در مورد مسائلي از قبيل افزايش دسترسي به غذا، تغذيه و مواد خام قابل احيا، ارتقاي سلامتي انسان، افزايش حفاظت محيط زيست، افزايش ايمني و بهبود همكارهاي بينالمللي، به كار انداختن مكانيسمهايي براي بهرهبرداري صحيح از محيطزيست توسط زيست فناوري بحث ميكند.
از اين رو ميتوان استفاده از زيست فناوري به ويژه مهندسي ژنتيك و توليد محصولات تراريخته را از رموز دستيابي به توسعه پايدار همراه با تامين سلامت انسان و حفاظت از محيط زيست دانست. اميد است با استفاده از اين فناوري به زودي راهگشاي مشكلات زيستمحيطي و تغذيهيي مردم عزيز كشورمان باشد.
زيست فناوري از راههاي متفاومتي در تحقق اصول كشاورزي پايدار سهيم بوده كه به قرار زير است:
افزايش مقاومت در برابر تنشهاي زيستي (آفات و بيماريها)، افزايش مقاومت در برابر تنشهاي غيرزيستي (شوري، خشكي، سرما، غرقاب شدن، خاكهاي اسيدي)، ريزازديادي و فنون كشت بافت گياهي (مثلا توليد گياهان عاري از ويروس با تكثير رويشي اندامهاي سالم گياه)، اصلاح خاكهاي آلوده به كمك عوامل زيستي و استفاده از شناساگرهاي زيستي براي نمايش آلودگي، افزايش كميت و كيفيت محصول، افزايش تثبيت ازت و جذب مواد غذايي و كارايي مصرف آنها، بهبود فناوري تخمير، بهبود فناوريهاي توليد انرژي و زيست توده، توليد مقادير انبوه از يك ماده مغذي در گياهاني كه دچار كمبود آن هستند مانند توليد پيش ماده ويتامين A در برنج.
البته زيست فناوري به تنهايي نميتواند منجر به كشاورزي پايدار شود و جنبههاي غير فناوري همچون سياستگذاري و خواست دولتها، حمايت موسسات، مكانيسمهاي مشاركت و انتقال فناوري، تمايل و آگاهي مردم در ايجاد شرايط مورد نياز جهت جذب و بهرهبرداري موفق فناوري به سمت كشاورزي پايدار از اهميت يكساني برخوردارند. روند فعلي توسعه زيست فناوري معمولا به نفع ثروتمندان است چرا كه بيشتر تحقيقات و كاربردهاي اين فناوري در دست بخشهاي خصوصي كشورهاي پيشرفته است.
بنابراين شكاف طبقاتي بين ثروتمندان و فقرا با روند فعلي زيست فناوري افزايش مييابد. اين روند بهطور قطع به مفهوم پايداري نيست. اين چالش قابل حل خواهد بود اگر بهرهگيري از زيست فناوري به نفع فقرا توسعه يابد و بخش دولتي در كشورهاي در حال توسعه اين مسووليت را به عهده بگيرد.
پاي امنيت غذايي هم به ميان آمد
كارشناسان بر اين عقيدهاند كه اگر زيست فناوري به عنوان بخشي از يك راهكار وسيعتر به كار رود، ميتواند در پايدار كردن كشاورزي، امنيت غذايي و مبارزه با بيماريها در كشورهاي در حال توسعه سهيم شود.
در دهه 1960 انقلاب سبز منجر به افزايش توليد جهاني غذا با بهرهگيري از ارقام پرمحصول گياهاني همچون گندم و ذرت شد بنابراين براي اين افزايش عملكرد به شرايط اقليمي خاص، خاك غني، آب و كود فراوان نياز بود. بسياري اوقات اين ارقام به خسارت آفات حساستر از ارقام محلي شدند، بهطوري كه زارعان را مجبور به استفاده از آفتكشها كرد. زيست فناوري پيشرفته، در تركيب با عمليات سنتي موفق، راهحلهايي براي برخي چالشها به وجود آورد كه زارعان كشورهاي در حال توسعه با آن مواجه بودند.
براي مثال زيست فناوري ابزارهايي براي بهبود عملكرد، كيفيت محصول، مقاومت به آفات، تحمل به تنشها و تثبيت ازت عرضه داشته است. از فنون مولكولي ميتوان جهت انتقال اين صفات به گياهان بومي بهره جست.
گياهان حاصله در همان محيط بومي خود بدون نياز به نهادههاي اضافي افزايش توليد خواهند داشت، زيرا اين گياهان تراريخته خودشان قادر به ساخت آفتكش يا تثبيت ازت بوده يا به تنش آبي متحمل خواهند بود.
زيست فناوري نقش حياتي در توسعه عمليات كشاورزي پايدار در جهان داراست. توسعه پايدار در حالت عام و كشاورزي پايدار در حالت خاص به استفاده حداقل از منابع طبيعي، به حداقل رساندن آثار محيطي و حفاظت ظرفيت توليدي براي نسلهاي آينده بشر اشاره دارد.
براي مثال، با استفاده از مهندسي ژنتيك، گياهاني همچون ذرت، سيبزميني و پنبه تراريخته ايجاد شدهاند كه مانع از خسارت آفات حشرهيي خاص ميشوند و ميتوانند كاهش معنيداري در مصرف سموم حشرهكش و سوخت به كار رفته توسط تراكتورهاي مجهز به سمپاش و انرژي مورد نياز براي حمل اين سموم داشته باشند و كاهش آلودگي هوا را باعث شوند.
مقاومت در برابر بيماريهاي كشنده
اين مساله همچنين با كاهش مصرف سموم باعث حفظ كيفيت آب رودخانهها و درياچهها ميشود. به گزارش آمار سرويس بينالمللي دستيابي و استفاده از بيوتكنولوژي كشاورزي در انتهاي سال2013، سهم محصولات تراريخته در حفظ محيطزيست، توليد پايدار و تغييرات اقليم، تامين محيطزيست سالمتر و بهتر با صرفهجويي 497ميليون كيلوگرم ماده موثر حشرهكشهاي شيميايي، كاهش توليد 7/26ميليارد كيلوگرم گازكربنيك كه معادل حذف 8/11ميليون اتومبيل از جادهها به مدت يكسال است و حفظ تنوع زيستي از طريق صرفهجويي در كشت 123 ميليون هكتار زمين گزارش شده است. به وسيله زيست فناوري ميتوان موز يا سيبزميني تراريخته ايجاد كرد و با خوردن آنها در برابر يك بيماري كشنده واكسينه شد.
براي مثال واكسنهاي خوراكي براي هپاتيت ب، براي آلودگي كلرلا بهطور موفقيتآميزي در جانوران آزمايش شده است. يكي از اميدبخشترين كاربردهاي زيست فناوري، پتانسيل اصلاح مواد مغذي در گياهان زراعي پرمصرف جهان است.
از اينروست كه پژوهشگران اين عرصه اميد دارند تا با كاربرد صحيح اين فناوري موجبات سلامتي مردم و حفاظت از محيطزيست را فراهم آورند. اعتماد شهروندان به پژوهشگران و متخصصان زيست فناوري سلامتي براي انسانها و محيطزيست پاك را به ارمغان خواهد آورد.
* عضو هيات علمي موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه بذر و عضو هياتمديره انجمن علمي ايمني زيستي