به‌روز شده در: ۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۴
تييري كوويل و بررسي نسل‌هاي آينده اتاق‌هاي بازرگاني

2چالش عضو‌گيري و تكنولوژي در اتاق‌هاي بازرگاني نوين

نخستين‌بار تييري كوويل را در ايران زماني كه در حال تحقيق روي الگوي كسب‌وكارهاي خانوادگي در ايران بود ملاقات كردم.
کد خبر: ۷۴۱۴۴
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۰

خبر اقتصادی - فارسي را خوب مي‌فهميد و نسبتا خوب صحبت مي‌كرد ولي در خواندن و نوشتن تا حدي ضعيف بود. از سال‌ها قبل كه چند سالي را در ايران گذرانده بود به اقتصاد ايران علاقه‌مند شده بود. كويل از سال۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ در ايران تحت پوشش موسسه پژوهش‌هاي فرانسه در تهران به تحقيق درباره اقتصاد ايران پرداخت و به‌همين دليل مدرك دكتراي خود را با رساله‌يي با موضوع «نظم پولي و بي‌نظمي اقتصادي در ايران از زمان انقلاب اسلامي» از دانشگاه پاريس دريافت كرد. وي پس از آن از سال۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ به‌عنوان محقق اقتصادي در اتاق بازرگاني پاريس مشغول به كار شد و همزمان سردبير نشريه اتاق بازرگاني پاريس بود. وي در حال حاضر استاد اقتصاد مدرسه تجارت نوانسيا وابسته به اتاق بازرگاني پاريس است. وي همچنين محقق موسسه IRIS يا مركز تحقيقات فرانسه درباره مطالعات استراتژيك و بين‌المللي است.

شما چند دهه روي اتاق‌هاي بازرگاني در جهان تحقيق كرده‌ايد. آيا الگوي غالب در اتاق‌هاي بازرگاني در چند دهه گذشته دچار تغيير شده است؟

مطمئنا در چند دهه گذشته اتاق‌هاي بازرگاني تغييرات زيادي را تجربه كرده‌اند و بخش‌هاي جديدي به نقش اتاق‌هاي بازرگاني اضافه شده است. بحث‌هايي مانند شبكه‌سازي يا مفاهيمي مانند مسووليت اجتماعي كه اصولا كمتر از نيم قرن است به ادبيات اقتصادي اضافه شده، تغييراتي در اتاق‌هاي بازرگاني شكل داده است. اما مساله اصلي اين است كه در 30سال گذشته باوجود تغييرات گسترده در الگوهاي كسب‌وكار، تكنولوژي و بسياري از مسائلي كه بر بنگاه‌ها اثرگذاشته است، تغيير محسوسي در الگوي اتاق‌هاي بازرگاني را شاهد نيستيم. 3دهه قبل اتاق‌هاي بازرگاني نقش كليدي براي بنگاه‌هاي كوچك ايفا مي‌كردند. دسترسي به اطلاعات، ارائه شبكه‌هاي فروش، بازاريابي دست جمعي همگي از هزينه‌هاي سنگين براي بنگاه‌هاي كوچك بود كه اتاق‌هاي بازرگاني به جاي بنگاه‌هاي كوچك اين هزينه‌ها را مي‌پرداختد تا هزينه‌ها براي بنگاه‌ها سرشكن شود. شايد اين الگو در آن زمان ايده‌آل بود ولي امروز تكنولوژي بخشي از اين وظايف را به خوبي انجام مي‌دهد. اگر نقش اتاق بازرگاني دسترسي آسان به اطلاعات باشد اما تكنولوژي اطلاعات را به صورت سريع‌تر و بسيار ارزان‌تر دراختيار تمام مردم قرار داده است. در همين راستا اتاق‌هاي بازرگاني سعي كردند خود را با تكنولوژي به‌روز كنند ولي اين تلاش به حدي نبود كه به سرعت تكنولوژي برسند. اين موضوع مي‌تواند خود را در مساله عضو‌گيري نشان دهد. وقتي يك وب‌سايت اطلاعات را ارزان‌تر و كامل‌تر از اتاق بازرگاني به بنگاه ارائه مي‌دهد طبيعتا بنگاه كمتر تمايل به عضو‌گيري در اتاق‌هاي بازرگاني مي‌كند. اين مشكل خود را در عضو‌گيري نشان خواهد داد درحالي كه ادامه حيات اتاق‌هاي بازرگاني در عضوگيري است. در حقيقت نيازهاي بنگاه‌هاي كوچك مانند شبكه فروش و بخش تحقيق و توسعه بازار كاملا مشخص است و چون اتاق‌هاي بازرگاني اين توانايي را داشند كه اين نيازها را برآورده كنند امروز به نهادهايي قوي بدل شده‌اند. اما در زماني كه جانشيني قوي براي اتاق‌ها وجود دارد طبيعتا مشكل ادامه حيات براي آنها به‌وجود مي‌آيد. در مقابل بنگاه‌هاي بزرگ معمولا نياز كمتري به اتاق‌هاي بازرگاني دارد و تعداد اعضا هميشه به همين بنگاه‌هاي كوچك وابسته است.

در الگوي‌هاي جديد بنگاه‌هاي كوچك از اتاق‌هاي بازرگاني چه مي‌خواهند؟

نيازهاي بنگاه‌هاي كوچك كاملا مشخص است. به‌صورت كلي اين نيازهاي شامل اين بخش‌هاست:

كمك به بنگاه‌هاي كوچك براي كسب درآمد بيشتر: طبيعتا هر بنگاه اقتصادي روي موضوعي هزينه مي‌پردازد كه در بلندمدت براي وي بازده‌يي بيشتر از درآمد داشته باشد. مثلا شركت در برنامه‌هاي اتاق‌هاي بازرگاني مي‌تواند باعث يافتن شركاي تجاري جديد شود.

كاهش هزينه ها: در همان مثال بالا بنگاه ممكن است خود بتواند شركاي جديد را پيدا كند ولي بازاريابي هزينه دارد. منابع در بنگاه‌هاي كوچك محدود است پس همان‌طور كه به‌دنبال افزايش درآمد مي‌رود منطقا در پي كاهش هزينه‌ها نيز خواهد بود.

يافتن ارتباطات مهم: بنگاه‌هاي كوچك هميشه در كنار بنگاه‌هاي بزرگ تعريف مي‌شوند و در پايين دست يا بالادست بنگاه‌هاي بزرگ است كه بنگاه‌هاي كوچك شكل مي‌گيرند. طبيعتا در اين ميان ارتباطات حرف اول را خواهد زد.

آموزش درباره اداره بهتر بنگاه: طبيعتا بسياري از مسائل بنگاه‌داري هيچ‌گاه در دانشگاه‌ها آموزش داده نمي‌شود بلكه در طول كار توسط فعالان اقتصادي تجربه مي‌شود. بهترين مكان براي انتقال اين تجربه اتاق‌هاي بازرگاني هستند.

دفاع از حقوق بنگاه: اين يكي از مهم‌ترين دلايلي است كه هنوز اتاق‌هاي بازرگاني اقدام به عضو‌گيري مي‌كنند. در يك سطح منطقه‌يي و كوچك بنگاه‌ها نياز به افزايش قدرت چانه‌زني دارند پس يك تشكل بهترين نهاد براي اين كار است.

با تمام اين تفاسير ديدگاه من اين است كه موفقيت آينده اتاق‌هاي بازرگاني در گروه طراحي مدل‌هايي براي توسعه به سمت نهادهايي اصلي، قابل احترام و پويا است. اتاق‌هاي بازرگاني بايد بتوانند خود را با تغييرات تطابق دهند. بحث آينده اتاق‌هاي بازرگاني ديگر تنها مدل‌هاي سنتي كسب‌وكار نيست بلكه اين نهاد مانند تشكل‌هاي اصلي بخش خصوصي قرار است در رشد پايدار اثرگذار باشد. در ميان مساله اصلي تفاوت نياز بنگاه‌هاي كوچك و بزرگ است. اگر قرار است اتاق‌هاي بازرگاني چتري براي هر دو گروه بنگاه باشد بايد نحوه عضوگيري آنها دستخوش تغييراتي اساسي بنا به نياز روز شود. در يك جمله بقا اتاق‌هاي بازرگاني در آينده به نقش آنها در سوددهي بنگاه‌ها بستگي دارد. البته اين يك بحث كلي است و از كشوري به كشور ديگر و طبيعتا از اتاقي به اتاقي ديگر متفاوت خواهد بود.

ولي در بسياري از كشورها ازجمله ايران عضويت در اتاق بازرگاني اجباري است.

من نمي‌خواهم وارد بحث موردي شوم ولي به صورت كلي اجبار دولتي نمي‌تواند پاسخگو باشد. بالاخره يك روز اين سوال زشت مطرح مي‌شود كه آيا اعضا از پرداخت اين پول به‌عنوان حق عضويت راضي هستند. آن‌وقت است كه بالاخره يك دولت اقدام به برداشتن اجبار مي‌كند و درنتيجه تمام تلاش‌ها بي‌فايده خواهد شد. اتفاقا در اكثر كشورها اتاق‌ها از پرسيدن اين سوال واهمه دارند و به همين علت من اين سوال را سوال زشت نام نهادم. اكثر اتاق‌ها مي‌دانند كه حق عضويت بالاتر از انتظار اعضا است و اعضا انتظار خدمات بيشتري از سوي تشكل‌ها و اتاق‌ها را دارند. اتاق‌ها نياز دارند براي چند دهه آينده خود يك افق ترسيم كنند و يك ماموريت مشخص در اين مسير را تعريف كنند. ادامه راه قبلي الزاما در آينده پاسخگو نيست. اصولا آدم‌ها و سازمان‌ها در 3دسته تقسيم مي‌شوند. دسته اول رهبران هستند. دسته دوم پيروان هستند. دسته سوم كساني هستند كه بايد از سر راه كنار روند. نقش تشكل خوبي كه فقط كار خودش را انجام مي‌دهد ديگر پاسخگوي دنياي كسب‌وكار امروز نيست. از اتاق‌هاي بازرگاني انتظار مي‌رود كه نقش رهبر را در اقتصاد ايفا كنند نه اينكه حيات آنها بنا به اجبار قانوني اعضا براي عضويت باشد.

شما چند بار به حق عضويت‌ها اشاره كرديد. الگوي آينده حق عضويت به چه شكل خواهد بود؟

برخلاف تصور در اكثر اتاق‌هاي بازرگاني جهان حق عضويت‌ها در حال كاهش است. روزهاي خوب قديم كه در آن اعضا به سادگي حق عضويت را مي‌پرداختند تمام شده است. امروز وقتي از عضوي حق عضويت خواسته مي‌شود فورا تقاضا مي‌كند كه مصارف حق عضويت‌ها به صورت دقيق و جزئي به وي گزارش شود. ازسوي ديگر همان‌گونه كه قبلا توضيح دادم اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي آلترناتيوهاي قوي براي اتاق بازرگاني محسوب مي‌شوند. ديگر نمي‌توان اتاق بازرگاني را تنها راه‌حل دانست. اتاق‌ها مجبور هستند اولا در كيفيت خدمات ثانياً در حق عضويت با ساير گزينه‌ها رقابت كنند. طبيعتا در اين شرايط ما كمتر شاهد رشد حق عضويت هستيم. به جاي آن خدماتي با كيفيت بيشتر و قيمت بالاتر عرضه مي‌شود. همچنين اتاق‌ها از طريق كارهاي ديگر مانند دانشگاه‌ها درآمد به دست مي‌آورند.

آيا اتاق بازرگاني مي‌تواند مركز تجمع تشكل‌ها باشد؟

عضويت تشكل‌ها در اتاق‌هاي بازرگاني وجود دارد و علل اين موضوع را مي‌توان در 4بخش تقسيم كرد. نخست تشكل‌ها احساس مي‌كنند بايد از اتاق بازرگاني خود حمايت كنند. دوم علاقه دارند كه از خدمات و فوايد اتاق بازرگاني استفاده كنند. سوم فكر مي‌كنند عضويت در اتاق مي‌تواند باعث رونق وضعيت خودشان شود و درنهايت علاقه دارند تشكل آنها بيشتر به چشم بيايد و اثرگذاري خود را افزايش دهند. با درنظر گرفتن اين فروض تجمع تشكل‌ها در يك اتاق كاملا بستگي به شرايط آن اتاق و از سوي ديگر شرايط اقتصاد آن كشور از منظر قدرت تشكل‌ها دارد.

به‌عنوان سوال آخر، توصيه شما براي اتاق‌هاي بازرگاني براي عملكرد بهتر چيست؟

چند توصيه كلي براي اتاق‌هاي بازرگاني دارم. اول اينكه تلاش كنند به مركز ارائه اطلاعات دست اول بدل شوند. همه اطلاعات را به‌صورت پردازش شده روي وب‌سايت خود قرار دهند و در اين راه پنهان كاري نكنند. در دنياي امروز هر كس اطلاعات دست اول داشته باشد مردم به وي اطمينان مي‌كنند. امروز مردم وقتي درباره تشكلي تحقيق مي‌كنند به سايت آن تشكل مي‌روند پس اطلاعات اتاق خود را كامل در وب‌سايت خود قرار دهند. دوم اينكه اطلاعيه‌ها و مطالب اعضاي خود را به رايگان دراختيار همه قرار دهند. براي مثال هر شركت استخدام نيرو، معرفي محصول، كسب جايزه، پيشنهاد كالاي جديد، خدمات داوطلبانه و برنامه‌هاي ويژه دارد. اتاق‌ها معمولا حاضر به اعلام اين موضوعات نيستند در حالي كه اين كار براي اعضاي آنها بسيار جذاب است. اتاق مي‌تواند برنامه‌هاي سالانه خود و اعضا را مشخص كند از يك سال قبل مشخص باشد چه سمينارها و كنفرانس‌هايي برگزار خواهد شد. اينها شايد مسائل ساده‌يي باشد ولي براي همه جذاب است و مخاطب جذب مي‌كند. سوم يك الگوي پايدار عضوگيري است. تعداد اعضا بايد با روندي برنامه‌ريزي شده هر سال افزايش پيدا كنند. مواردي همچون ارتباط آنلاين با اعضا، ايجاد كلوپ اعضا و مواردي از اين دست بسيار كمك خواهند كرد. درنهايت يك چيز را فراموش نكنيد. اكثر اعضا به اتاق بازرگاني آمده‌اند تا در اين تشكل كسب‌وكار آنها رونق پيدا كند پس قبل از هر چيز به‌دنبال راهي براي بهبود وضعيت كسب‌وكار آنها از روش‌هاي گوناگون باشيد.
captcha