«سرمايه اجتماعي» و «اعتماد اجتماعي» عباراتي هستند كه در اين سالها بسامد استفاده از آنها در فضاي عمومي علوم انساني در ايران، بيشتر شده است. سرمايه اجتماعي در بيان بسيار ساده، عبارت است از فرآيندهايي كه به مدد نهادهاي اجتماعي، ميتوانند به «روغنكاري» فرآيندهاي اقتصادي كمك كنند و از همين رو هم هست كه در شمار «سرمايهها» طبقهبندي ميشود. ا
خبر اقتصادی - قتصاددانان توسعه، در دهههاي اخير، مقوله تازهيي از سرمايه را به مقولات پيشين افزودهاند و از برداشتهاي فيزيكي از سرمايه فاصله گرفتهاند. دكتر محسن رناني در كتاب «چرخههاي افول اخلاق و اقتصاد» كه آن را به صورت مشترك با رزيتا مويدفر به نگارش در آورده، از تغيير تلقي نسبت به مفهوم سرمايه در كشورهاي موطن سرمايهداري مينويسد. به گفته رناني، سرمايه كه يكي از مقومات توسعه است، در ابتدا تنها منحصر در سرمايههاي مالي تصور ميشد و در دهههاي مياني قرن بيستم بود كه توجه به سرمايه انساني در كنار سرمايه مالي، جاي خود را در گفتمانهاي توسعه خواه پيدا كرد. با اين حال، توجه به سرمايه اجتماعي، به عنوان ضلع سوم مثلث سرمايههاي مورد نياز در فرآيند توسعه، سهم سه دهه اخير بوده است. بنا بر اين تلقي، تنها انباشت پول و نيروي انساني آموزش ديده و ماهر (سرمايههاي مالي و انساني) نيستند كه در فرآيند توسعه آنها را نياز ميافتد، بلكه سرمايه اجتماعي هم جزيي جدا نشدني از اين فرآيند است. در هم تنيدگي مفهوم سرمايه اجتماعي و مفهوم اعتماد اجتماعي هم نكتهيي است كه بايد به آن توجه داشت: وقتي ميزان سرمايه اجتماعي در جامعهيي بالا باشد، اعتماد ميان افراد هم در آن جامعه بالاست.
سرمايه اجتماعي از سوي ديگر مفهومي است كه در گفتمان آكادميك، در فصل مشترك ميان اقتصاد و جامعهشناسي قرار ميگيرد. اين ابزار مفهومي را نخستينبار جامعهشناسان به كاربردند و كاربست آن در اقتصاد، از اوايل دهه 90 ميلادي اوج گرفت. خيلي ساده، سرمايه اجتماعي ميتواند با تسهيل مبادلات اقتصادي و به عبارت فنيتر، با كاستن از «هزينه مبادله»، به بهبود ساز و كار اقتصاد بينجامد. با بالا رفتن سطح سرمايه اجتماعي، نياز به استفاده از اهرمهاي قانوني و نظارتي در اقتصاد كاهش مييابد و بنابراين، هزينه مبادله هم كاهش خواهد يافت: وقتي مجبور نباشيد براي تضمين انجام معامله يك خانه، پاي بنگاه، پليس و دادگاه را به ميان بكشيد، احتمالا كمتر هم لازم است دست در جيب باشيد و وقتي بتوانيد راحتتر از بانكها وام بگيريد، احتمالا چرخهاي اقتصاد ركودزدهتان هم راحتتر خواهند چرخيد.
اخبار و سرمايه اجتماعي؟
حجم اخباري كه روزانه ميشنويم، به مدد وسايل ارتباط جمعي، شبكههاي اجتماعي و در يك كلام دستاوردهاي تكنولوژيك عصري كه در آن به سر ميبريم، بسيار زياد است. انسان امروز، انساني است دايما در معرض و تحت بمباران اطلاعات خبري كه از همه سو به او هجوم ميآورند. اين هجمه در ايران، به باور نگارنده، دوچندان است. اگر ايراني دهه 30 هجري شمسي اخبار را تنها از راديو و معدود روزنامههاي آن سالها دريافت ميكرد واگر ايرانيان تا 4 دهه بعد، تنها ابزار اضافياي كه در اختيار داشتند تلويزيون و نهايتا ماهواره (در اوايل دهه 70) بود، شهروندان ايران امروز، اخبار را لحظه به لحظه از تلفنهاي همراه خود دريافت ميكنند و از نظر كاملا به روز و در لحظه با يكديگر ارتباط دارند. امروز ديگر نميتوان خبري را پنهان كرد و حتي نيازي هم نيست كه يك تيم خبري حرفهيي، خبري را به شكلي آماده كنند كه مخاطب آمادگي دريافت آن را داشته باشد. اما آيا بالاتر رفتن تعداد سايتهاي خبري و افزايش حجم خبرهايي كه در آستانه رويدادهاي مهم در شبكههاي اجتماعي دست به دست ميشوند، به معناي افزايش آگاهيهاي اجتماعي و سياسي است؟
كساني كه با فضاي مطبوعات، چه در بعد چاپي و چه در بعد مجازي آن آشنا باشند و حتي براي يك بار به نمايشگاه مطبوعات رفته باشند ميدانند كه تعداد بنگاههاي خبرپراكني (بخوانيد روزنامهها، سايتها، برنامهها و بولتنهاي خبري) در ايران، چيزي نيست كه با جمعيت آن قابل قياس باشد. سايتهايي هميشه شبيه به هم و روزنامههايي كه تعداد خبرنگارانشان به اندازهيي نيست كه خبري توليد كنند و بودجههايي كلان براي برنامههاي خبريي كه خروجيشان قابليت رقابت با سادهترين فيلمهاي آماتوري فضاي مجازي را هم دارد، چرا بايد در نمايشگاهي غرفه داشته باشند كه نمونهاش را حتي در فرانسه و آلمان هم نميتوان ديد؟ همين فضا موجب آن است كه سايتهاي خبري-تحليلي شكل بگيرند كه خروجي خبري ندارند.
از سوي ديگر اما ايرانيها در فضاي مجازي هم حضوري بسيار پر رنگ دارند و اين حضور البته خلأ حضور در ساحت سياست را هم پر كرده است تا آنجا كه به اذعان بسياري، نقش شبكههايي اجتماعيي مانند فيسبوك را در وقايع سال 88 نميتوان ناديده گذاشت. ايرانيها البته پا به پاي رونق و ركود شبكههاي اجتماعي مختلف، به شبكههاي تازه هم كوچ دستهجمعي ميكنند، براي مثال، استفاده از تلگرام به عنوان يك شبكه اجتماعي كه نمونههاي مشابه بسياري دارد در ايران روندي رو به رشد داشته است تا آنجا كه ايرانيها در صدر استفادهكنندگان از اين شبكه اجتماعي هستند.
وقتي خيابان جايش را به موبايل ميدهد
روزهاي منتهي به برگزاري انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و انتخابات پنجمين دوره خبرگان رهبري، براي شبكههاي اجتماعي ايران بازاري گرمتر از هميشه به ارمغان آورده بود. خيل اخبار، تحليلها، خبرهاي انگيزشي براي جذب رأيهاي خاكستري و حتي لطيفهها و جوكهاي سياسي، فضاي اين انتخابات را متفاوت از فضاي هر انتخابات ديگري در تاريخ ايران كرده بود و شايد ميشد گفت كه كشاكشهاي انتخاباتي بيشتر در فضاي مجازي به چشم ميآمد تا در سطح خيابانها و ميتينگها. با اين همه اما ميتوان استدلال كرد كه افزايش بذل توجهها به سوي انتخابات از رهگذر توليد خبر، تحليل و حتي جوك، نه به گرمتر شدن فضا كه به سردرگمي بيشتر كنشگران سياسي ميانجامد. ليستهاي انتخاباتي در فضاي مجازي مرزهاي واقعيت را هم شكسته بودند: افرادي در ليستها جابهجا و حتي حذف ميشدند و مردمي كه از آرايش سياسي در كشور اطلاع كافي نداشتند، نميدانستند حضور فلان چهره خاص را بايد در كدام ليست انتخاباتي باور كنند.
روزي كه صندوقها گشوده شدند
شمارش آراي انتخابات هفتم اسفندماه در شرايطي شروع شد كه به دليل دوقطبي شدن فضاي انتخابات، به خصوص در شهرهاي بزرگ، نگاههاي بسياري به اعلام گاه به گاه نتايج دوخته شده بود. نزديك شدن به ساعت انتشار اخبار و نتايج در حوزههاي انتخابيه مختلف در سايتهايي كه تنها به رونوشتبرداري از يكديگر ميپردازند، به ايجاد سردرگمي انجاميد و اين را بايد البته كنار تحليلها و تفسيرهاي سوگيرانهيي گذاشت كه پايگاههاي خبري رقيب از نتيجه انتخابات ارائه ميكردند. از صبح روز شنبه، خبرگزاريهاي رقيب با تيترها و خبرهايي تحريككننده، نتيجه را كاملا به نفع خويش نشان ميدادند و حتي با در شمار آوردن آراي نمايندگان مستقل راه يافته به مجلس و اعلام درصد و رسم نمودار، سعي داشتند رقيب را مغلوب بنمايانند. در حالي كه رسانههاي رسمي كشور از اعلام پيش از موعد موضعشان منع شده بودند و رسانههاي اصولگرا هم اعلام پيروزي ميكردند، علاوه بر رسانههاي اصلاحطلبان، خبر اول برخي خبرگزاريهاي خارجي هم همزمان از پيروزي اصلاحطلبان در ايران خبر ميداد. نتيجه رسمي انتخابات، هر چند با تاخير اعلام شد، اما نميتوان در اين ميان چشم بر تاثيري بست كه اعلام مغشوش و به دور از واقعيت اخبار انتخابات بر مخاطباني از هر طيف گذاشته است. اين مساله ميتواند به كاهش اعتماد و سرمايه اجتماعي بينجامد، آن هم از اين رهگذر كه نميتوان به اخباري اعتنا كرد كه رسانههاي رسمي انتشارشان ميدهند.
محمدمهدی حاتمی