محمدجواد ظريف وزير امور خارجه كشورمان در گفتوگويي درباره احتمال همكاريهاي ايران و امريكا فراتر از بحث هستهيي و پس از برجام اذعان داشت كه بياعتمادي مردم ايران به امريكا يك بياعتمادي عمومي است. طبق نظرسنجي دانشگاه مريلند اكثريتي از مردم ايران از برجام حمايت ميكنند ولي اكثريت بالاتري نسبت به امريكا بياعتماد هستند، بنابراين امريكا براي رفع بياعتمادي بايد اقدام كند.
خبر اقتصادی - اول بايد حرفهايي كه برخي مقامات غيرمسوول امريكايي ميزنند و باعث نگراني مردم و مقامات عالي ما ميشود، متوقف شود. دوم از حرفهاي تبليغاتي خودداري كنند و اقدامات اجرايي جدي در اجراي تعهداتشان انجام دهند؛ صدور دستورالعمل صرف در رفع تحريمها كفايت نميكند، بايد اطمينان يابند كه دستورالعملها اجرايي ميشود و كسي خلاف آن اقدام نميكند و اينها ملاكهايي است كه ما در آينده از حرف تا عمل امريكاييها را ميسنجيم كه آيا آنها به توافق و تعهدات خود پايبند هستند يا ملاحظات ديگري بر سياستهايشان حاكم است، اين مساله است كه تعيين ميكند آيا مقامات عالي كشور آينده منافع ملي كشور را در اين ميبينند كه گفتوگوي ديگري با امريكا در حوزه ديگري صورت گيرد يا خير؟
من فكر ميكنم كليد اين موضوع همانطور كه رييسجمهوري گفتند در واشنگتن است و امريكاييها هنوز بايد براي تبديل بياعتمادي مردم ايران به اعتماد، تلاش كنند. ظريف در عين حال تصريح كرد: فكر ميكنم روند اجراي برجام بد نبوده اما آنقدر هم كه ايجاد اعتماد كند، جدي نبوده است. شايد مقداري از اين مساله بهخاطر مجموعه تار عنكبوتي تحريمهاست كه امريكاييها دور خود تنيدهاند و خودشان هم در اين تار عنكبوت گير كردهاند.
آيا سعود الفيصل توافق را به تاخير انداخت؟
به گزارش ايسنا، ظريف در ادامه اين گفتوگو در پاسخ به اين پرسش كه سفر غيرمنتظره سعود الفيصل وزير خارجه وقت عربستانسعودي و ديدارش با جان كري وزير خارجه امريكا در فرودگاه وين حين مذاكرات هستهيي و درحالي كه همگان انتظار به نتيجه رسيدن مذاكرات در كليات را داشتند، دليل تمديد مذاكرات بود، گفت: همان روز و الان هم طرف امريكايي اينگونه مطرح كرده و ميكند كه سعود الفيصل براي گفتوگو درباره مذاكرات هستهيي به وين نيامده و من هم اگر در اين باره آن روز حرفي زدم براساس ادعاي طرف امريكايي بود. اما واقعيتي كه وجود دارد اين است كه آن روز تقريبا ما به توافق رسيده بوديم و قرار بود عصر همان روز اعلام كنيم كه روي كليات توافق كرديم؛ همان چيزي كه تقريبا در لوزان صورت گرفت. ما حتي با يكي از وزيران خارجه 1+5 بعد از گفتوگويي كه من و او با آقاي كري داشتيم و تقريبا همزمان با عزيمت ايشان به فرودگاه براي ديدار با فيصل بود، درباره نحوه اعلام توافق صحبت ميكرديم كه به چه شكل اعلام شود، اما همه اينها بههم خورد. برخي معتقدند تماسهايي در واشنگتن با كاخ سفيد گرفته شد و برخي ميگويند در ملاقات فيصل و كري صحبتهايي رد و بدل شد. من ادعايي درباره تحولات در آن مقطع ندارم. ممكن است الان هم امريكا اين صحبتها را تكذيب كند.
سعوديها ناگزير از اصلاح سياستهاي خود
وي درمورد سياستهاي برخي همسايگان در مسائل منطقهيي اظهار داشت: معمولا برخي ديپلماتها اول همه گزينههاي غلط را ا انتخاب ميكنند تا به گزينه درست برسند. معتقدم برخي كشورهاي منطقه نيز به اشتباه و بهدليل محاسبات غلط سياستهايي را انتخاب كردند كه بيش از همه دامنگير خود آنها ميشود. دولت عربستان با حمايت از گروههاي افراطي، جنگافروزي و كشتار مردم بيگناه يمن باعث شده كه خود در انزوا قرار بگيرد و دير يا زود مجبور به اصلاح سياستهاي خود ميشود. گرچه هرچه زودتر اين سياستها را اصلاح كند به خود و منطقه كمتر آسيب ميرساند. رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان همچنين درمورد موفقيت ميانجيگريها ميان ايران و عربستان گفت: اگر كسي به منطقه سفر كرده باشد مشاهده كرده كه در ايران نيازي به بحث نبوده چون ما بهدنبال تنش نيستيم. آنها در عربستان با موافقت طرف مقابل روبهرو نشدند چراكه ذات سياستهاي آنها مبتني بر تنشآفريني است.
ديگر كلاس درس براي من نگذاشتند
ظريف در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه در سالهاي 88-87 در دانشگاه تهران ديگر كلاسي به شما اختصاص داده نشد و برخي اساتيد شما را ديدند كه با ناراحتي دانشگاه را ترك كرديد، گفت: خوبي دنيا اين است كه ميگذرد. هيچ چيز پايدار نميماند و اگر اينگونه نگاه كنيم، هم دوران سخت ميگذرد و هم دوراني كه در پست و مقام هستيد. خوشبخت كسي است كه درنتيجه چرخش ايام امتحانش را خوب پس دهد. در مقاطعي در دانشگاه تهران و دانشكده وزارت خارجه افتخار تدريس داشتم. خب در مقطعي علاقه كمتري به اينكه بنده تدريس كنم، وجود داشت. دانشگاه تهران هيچوقت من را رد نكرد اما از يك ترمي به بعد ديگر كلاس درس براي من نگذاشتند. كسي نگفت نيا، اما كسي هم نگفت بيا. براي جلسه دفاع برخي دانشجويانم به برخي دانشگاهها ميرفتم (البته نه دانشگاه تهران) و در آنجا به اساتيد آن دانشگاه پيغام ميدادند كه به فلاني بگوييد ديگر اينجا پيدايش نشود. خب برخي دوستان اينگونه نگاه ميكردند.