خبر اقتصادی - اما سوالي كه به وجود ميآيد، اين است كه آيا حل و فصل مشكلات بين ايران و عربستان يك امر ناممكن است يا اينكه راهحلي براي اين مساله وجود دارد.
از زمان پايان جنگ جهاني دوم «خليجفارس» صحنه جدالهاي سياسي بين سه كشور ايران، عراق و عربستان براي دستيافتن به مقام رهبري سياسي و ايدئولوژيكي بوده است. هرچند جنگ اول در اين خليج، تير خلاصي بر قدرتطلبي عراق بود اما رقابت سياسي و ايدئولوژيكي بين ايران و عربستان كماكان ادامه يافت. در زمان ريچاردنيكسون، امريكا تلاش كرد با سياستي كه در محافل غيررسمي به سياست دوگانه معروف شده بود هر دو كشور را در راستاي منافع استراتژيك خود نگهدارد. هدف اصلي امريكا تشكيل يك مثلث سياسي در مقابل نفوذ جريان كمونيسم و مليگرايي عربي بود. از سوي ديگر ايران نيز قرار بود در زمان حكومت پهلوي نقش ژنرال منطقه را ايفا كند. اما با وقوع انقلاب اسلامي ايران در سال 57 رابطه ايران و عربستان كه با محوريت امريكا برقرار شده بود مجددا دچار تنش شد و عصر جديدي از تنشهاي بين ايران و عربستان آغاز شد. اوج اين تنشها در سال 66 با رخ دادن فاجعه كشتار حاجيان ايراني توسط نيروهاي نظامي عربستان رقم خورد.
با پايان جنگ ايران و عراق و ارتحال امامخميني(ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و در زمان رياستجمهوري اكبر هاشميرفسنجاني روابط تيره و تار دو كشور رو به بهبودي رفت. اين روند در دوران اصلاحات نيز ادامه يافت تا اينكه در سال 84 و با روي كارآمدن محمود احمدينژاد و سياستهاي تنشآفرين دولت وي، مجددا ابر سياهي بر روابط دو همسايه مسلمان سايه گسترد.
اما اين رقابت منحصر به عرصههاي سياسي نيست و اقتصاد دو كشور و منطقه نيز از اين مساله متاثر است. صحنه اصلي رقابتهاي اقتصادي بين ايران و عربستان در زمينه بازارهاي نفت و انرژي است. جايي كه هر دو كشور از ذخاير عظيم منابع هيدروكربوري برخوردارند. در اين بين عربستان حدود دوبرابر ايران ذخاير نفتي و حدود سهبرابر ايران ظرفيت توليد نفت دارد و همچنين اين نكته را نيز نميتوان ناديده گرفت كه سعوديها به نحوي موثرترين كشور عضو اوپك هستند. اين كشور در حال حاضر بيش از 10ميليون بشكه در روز توليد نفت دارد. اما در آن سوي ماجرا ايران در سالهاي اخير هيچگاه نتوانسته است ظرفيت توليد خود را به بيش از 4ميليون بشكه در روز برساند و در سالهاي اخير و با تحريمهاي بينالمللي نيز وضعيت توليد و صادرات نفت ايران بسيار وخيمتر شد. همچنين با وجود اينكه هزينه توليد و استخراج نفت در ايران نسبت به استانداردهاي بينالمللي پايينتر است اما كماكان از هزينه توليد نفت در عربستان بالاتر است.
مزيت ايران در برابر عربستان
مزيت ايران در برابر عربستان گاز طبيعي است. ايران در حال حاضر بزرگترين دارنده ذخاير گاز طبيعي در جهان است. براساس آخرين آمار منتشرشده توسط بيپي ايران در حال حاضر 34تريليونمترمكعب ذخاير اثبات شده گاز طبيعي دارد و بالاتر از روسيه با 32.6تريليونمترمكعب و قطر با 24.5تريليونمترمكعب در رتبه نخست ذخاير گاز طبيعي جهان قرار دارد. درحالي كه ذخاير گازطبيعي عربستان حدود 8.4تريليونمترمكعب است كه عمدتا با نفت همراه است و صرف مصارف داخلي انرژي و صنعتي اين كشور ميشود.
بنابراين كار عاقلانهيي كه ايران در رقابت با عربستان ميتواند، بكند اين است كه در بازارهاي انرژي تمركز خود را از توليد نفتخام به سوي گازطبيعي سوق دهد. هرچند ايران با وجود اين ذخاير عظيم گازي نتوانسته است صادرات قابل توجهي از گازطبيعي را داشته باشد كه عمده اين مساله ناشي از كمبودهاي تكنولوژيكي ايران به دليل قطع ارتباط با شركتهاي غربي در اثر تنشهاي سياسي است.
با اين وجود گسترش توليدگاز طبيعي ايران پتانسيل همكاري بين كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس و ايران را فراهم خواهد آورد. عربستان كشوري است كه رشد جمعيتي و اقتصادي قابل توجهي را داشته است. جمعيت اين كشور از 6ميليون نفر در سال 1970 به حدود 20ميليوننفر در حال حاضر رسيده است. اين رشد جمعيت و اقتصاد سبب افزايش شديد تقاضاي انرژي براي اين كشور در سالهاي اخير شده است.
در كنار اين، تقاضاي اين كشور براي مصرف آب و برق نيز سالانه حدود 7.5درصد افزايش مييابد. در نتيجه عربستان در سالهاي آينده نياز مبرمي براي ايجاد واحدهاي بزرگ نمكزدايي و شيرينسازي آب خواهد داشت كه مصرف قابل توجهي از برق را منجر ميشود و در نتيجه نياز عربستان به گازطبيعي روز به روز افزايش خواهد يافت.
همانطور كه اشاره شد، عمده گاز توليدشده عربستان به صورت گاز همراه با نفت است. براساس آخرين آمارها حدود 70درصد گاز اين كشور همراه با نفت است. در حال حاضر توليد نفت عربستان حدود 10ميليون بشكه در روز است، در نتيجه عربستان براي ادامه حيات صنايع خود ناچار است حداقل 7ميليون بشكه در روز نفت توليد كند تا با گاز همراه آن صنايع خود را سرپا نگه دارد. همين محدوديتها سبب شده است كه شركت ملي نفت عربستان (آرامكو) به دنبال اكتشاف ميادين جديد گازي در اين كشور باشد. اين شركت در ميدان گازي كاران به موفقيتهايي دستيافته و امكان توليد 1.8ميلياردمترمكعب گاز از اين ميدان را فراهم كرده است. همچنين آرامكو به دنبال يافتن منابع بيشتر گازي در ميدانهاي عربيه و حسبه است. اما استخراج گاز از اين ميادين بسيار دشوار و پرهزينه است و علاوه بر آن گاز توليدشده آنها نيز بسيار ترش است. با توجه به قيمت بسيار پايين گاز طبيعي داخلي حدود 75سنت به ازاي هر ميليون BTU كه با يارانه سنگين اين كشور تعيين شده است. توليد گاز طبيعي از اين ميدانها سبب ضرر زيادي براي آرامكو خواهد شد. بنابراين با وجود منابع فراوان گازطبيعي در خليجفارس هزينههاي گزاف توسعه ميادين جايگزين توسط سعوديها غيرمنطقي به نظر ميرسد.
انتخاب سياسي
گاز ايران از جمله گزينههايي است كه عربستان پيشروي خود ميبيند. زمينههاي همكاري بين ايران و عربستان ظرفيت اين را دارد تا توافقات بلندمدتي بين اين دو كشور حاصل شود. اما اين موضوع مستلزم اين است كه در عرصه سياسي نگاه بلندمدتي بين دو كشور براي همكاري فراهم شود و از درگيريهايي كه منافع تندروهاي دو كشور را در كوتاهمدت تامين ميكند و به منافع بلندمدت دو كشور و منطقه آسيب وارد ميكند، جلوگيري شود.
دوران پساتحريم و لغو محدوديتهاي بينالمللي عليه ايران زمينه را براي ورود سرمايهگذاران و كمپانيهاي بزرگ خارجي به ايران فراهم كرده است. در اين فضا محركهاي بسياري براي همكاري بين ايران و عربستان به جاي رقابت اقتصادي و سياسي وجود دارد. آشكارترين اين زمينهها در زمينه عرضه گاز طبيعي در خليجفارس است. عربستانسعودي بهشدت نيازمند دسترسي بيشتر به گازطبيعي كمهزينهتر از گازطبيعي غيرهمراهي است كه خود قادر به توليد آن است. اگر از ديد عربستان به قضايا نگاه كنيم اين كشور در صورت دسترسي به منابع فراوان گازطبيعي ارزان مجبور نبود اين حجم از نفت را براي دسترسي به گازهاي همراه آن توليد كند تا بتواند صنايع خود را سرپا نگه دارد. همچنين اين كشور ميتواند بخشي از توليد نفت خود براي استفاده در صنايع الكتريسيته را متوقف كند.
در حال حاضر عربستان از طريق افزايش توليد خود روي بازارها تاثير ميگذارد و سبب كاهش قيمتها ميشود. مانوري كه هدف آن اجبار توليدكنندگاني مانند روسيه به كاهش توليد خود و سلب انگيزه از ايران براي افزايش توليد است. اما اگر عربستان مجبور به توليد هفت ميليون بشكه نفت در روز تنها با هدف دستيابي به گاز همراه آن نبود اين كشور ميتوانست با كاهش توليد خود به افزايش قيمتها كمك كند. در اين سناريو جريان گازطبيعي ارزان از ميادين ايران به سوي امارات و عمان به وجود خواهد آمد كه در نتيجه ميتواند واردات گاز اين كشورها از قطر را محدود كند. قطر نيز ميتواند اين تفاوت در صادرات گاز خود را به سوي عربستان منتقل كند. البته اگر شرايط سياسي به ايران و عربستان اين امكان را بدهد كه بر سر مراودات گازي به تفاهم برسند، اين دو كشور ميتوانند منافع زيادي از طريق انتقال مستقيم گاز با خط لوله در فاصله كوتاه بين ميدان گازي پارسجنوبي و عربستان كسب كنند.
در نتيجه اين مراوده گازي عربستان كه فشار كمتري براي توليد نفت خود احساس خواهد كرد متقاعد خواهد شد زمينه را براي كاهش توليد خود و بازگشت نفت ايران به بازارها فراهم كند. در حقيقت پادشاهي عربستان ميتواند درآمدهاي بيشتري با مشتقكردن اقتصاد چسبنده به نفت خود به دست آورد.
ايران نيز با توجه به پيشبينيها به نظر ميرسد حدود 200 تا 250ميليارد دلار در 6سال آينده براي سرمايهگذاري در صنايع نفت و گاز خود نياز دارد و به نظر نميرسد ايران با برداشتهشدن تحريمها بتواند رقمي بيش از 50 ميليارد دلار را براي سرمايهگذاري خود تامين كند. اين مساله زمينه مناسبي را براي شركتهاي سهاميعام و خصوصي عربستان براي سرمايهگذاري مستقيم و غيرمستقيم و تامين مالي پروژههاي نفت و گاز ايران به خصوص در پارسجنوبي كه به تنهايي به بيش از 40ميليارددلار سرمايهگذاري نياز دارد، فراهم ميكند. همچنين اين شركتها ميتوانند نقش موثري در زمينه احداث خط لوله انتقال براي جريانيافتن گازطبيعي در خليجفارس ايفا كنند.
اين درهمتنيدگي منافع ميتواند متضمن يك رابطه باثبات و پايدار باشد و امنيت بلندمدت دو كشور را فراهم كند.
فرصتهاي ديگر
گاز طبيعي پايان راه همكاري ايران و عربستانسعودي نيست. اين دو كشور ميتوانند با يكديگر در زمينه توسعه محصولات پتروشيميايي نيز همكاري كنند. امروزه عربستان يكي از موفقترين توليدكنندگان محصولات شيميايي در جهان است. اگر صنايع شيميايي ايران نيز كه در حال حاضر با مشكل تامين گاز طبيعي خود مواجه هستند سوداي رشد و توسعه را داشتهباشند خواه يا ناخواه بايد با كمپانيهاي موفق سعودي رقابت كنند. اما به جاي رقابت يك راه ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه شركتهاي پتروشيمي دو كشور با توجه به ظرفيتها و منابع منحصر بهفرد خود راه همكاري در پيش بگيرند و از اين طريق منافع زيادي را متمتع شوند. به عنوان مثال با برداشتهشدن تحريم ايران با توجه به اتان فراواني كه توليد ميكند، ميتواند تمركز خود را براي توسعه بخش توليد محصولات پاييندستي اتيلن قرار دهد و عربستان نيز ميتواند صنعت پتروشيمي خود را با تمركز بر نفتاي توليدشده در پالايشگاههاي خود به جلو ببرد و به اين ترتيب اين مساله منجر به آزاد شدن سهم بازار براي هر دو كشور ميشود.
علاوه بر فرصتهاي همكاري ذكر شده زمينههاي ديگري نيز براي توسعه روابط اقتصادي دو كشور وجود دارد. به عنوان مثال شركت ملي «معادن» عربستان كه توليدكننده كمهزينهترين آلومينيوم جهان است، ميتواند اقدام به همكاري مشترك با صنايع پاييندستي معدني ايران با توجه به نيروي كار با كيفيت بالاي اين كشور و بازار گسترده آن كند. همچنين اين شركت كه بزرگترين توليدكننده كودشيميايي در خليجفارس است، ميتواند كودهاي باكيفيتتر و ارزانتر از طريق تطبيق فسفات توليدشده در عربستان و آمونياك توليدشده در ايران به عنوان خوراك توليد كند.
اما تمام اين منافع روي زمينمانده در گرو دورانديشي سياسي است. رسيدن به يك تفاهم سياسي بين دو كشور و استفاده از اين زمينههاي همكاري مشترك ميتواند دو كشور بزرگ و قدرتمند همسايه را تبديل به قطب صنعتي شكستناپذيري در جهان بكند.