انتخابات بهعنوان پويشي اساسي در حق تعيين سرنوشت انسانها، همواره در دوران جديد مورد توجه همه مردم و نظامهاي سياسي بوده است.
خبر اقتصادی - در همين راستا و در آستانه برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري، انجمن ايراني روابط بينالملل با همكاري انجمن علوم سياسي ايران و خانه انديشمندان علوم انساني در همايشي بهنام جامعه علمي و پويشهاي سياسي و اجتماعي با تاكيد بر انتخابات، ميزبان قاسم افتخاري استاد برجسته علوم سياسي بود. افتخاري بهعنوان يكي از نخستين دانشآموختگان علوم سياسي به زبان انگليسي و بنيانگذار رشته علوم سياسي مستقل از حقوق در دانشگاه تهران به همراه مرحوم حميد عنايت همواره موردتوجه جامعه علمي ايران بوده است.
قوه تحليل، كسوت استادي همچنين تواضع دكتر افتخاري به اعتقاد بسياري از اساتيد و پژوهشگران علوم سياسي، وي را شايسته لقب استاد استادان علوم سياسي در ايران كرده است.
اين استاد روابط بينالملل در ابتداي سخنان خود ضمن تاكيد بر اهميت انتخابات در جوامع مدرن گفت: من بيشتر خواهان توصيف انديشههاي شكلگيري انتخابات هستم. همه ميدانيم كه دو تعريف غير متداول از انسان داده شده است. در يكي انسان حيوان ناطق است و در ديگري انسان حيواني سياسي است. روي سخن ما امروز با تعريف دوم است. اين تعريف مساله چيستي سياست را مطرح ميكند. درمورد سياست تعريفهاي بيشماري از سياست ارائه شده كه در همه آنها يك نقطه مشترك وجود دارد و آن ارتباط سياست با قدرت است. اين دو امر مانند دوقلوهاي بههم چسبيده هستند كه جدا كردن آنها از هم غيرممكن است.
وي ادامه داد: از قدرت هم تعريفهاي زيادي ارائه شده ولي يكي از اصليترين تعاريف آن مجموعه تلاشهايي است كه يك نهاد يا يك شخص بهكار ميبرد كه در رفتارهاي ديگران تغييرات مطلوب ايجاد كند، بنابراين توجه به قدرت و تعريف آن روشن ميكند كه قدرت، به ويژه قدرت سياسي يك ويژگي برجسته دارد و آن گرايش به فساد است. هميشه در طول تاريخ تجربه گرايش قدرتمندان به فساد وجود داشته و از اين رو بود كه برخي اعتقاد داشتند كه اگر زمامداران صالح باشند، هيچگاه فاسد نخواهند شد.
افتخاري افزود: نكته اين است كه زمامدار صالح را چگونه ميتوان شناخت و به قدرت رساند؟ تلاشهاي طولاني در طول تاريخ براي شناسايي سياستمدار صالح شكل گرفته و خصلتهايي نيز بنا بر فرهنگهاي مختلف براي زمامدار صالح درنظر گرفته شد كه اگر در آنها جمع شود، آن زمامدار صالح قلمداد گردد. در اين زمينه، رفتهرفته با مطرح شدن انديشههاي جديد به حق طبيعي و حق فطري انسانها نيز توجه شد. در فاصله 2000ساله از يونان باستان تا قرن18 ميلادي بين حق طبيعي و حق فطري انسان رابطهيي برقرار نشد. وي گفت: همه ميدانيم كه در فاصله قرنهاي17 تا 19ميلادي سه انقلاب فكري عظيم در اروپا رخ داد. اين سه انقلاب عبارت بودند از: رنسانس، اصلاح مذهب و روشنگري. طي اين انقلابها نظر انسان به خود و جهان پيرامونش دگرگون گشت و انسان از حالت انفعالي كه فقط بايد از بزرگان تبعيت كند به موجودي فعال كه بايد سرنوشتش را خودش تعيين كند، تبديل شد. در اين ميان توماس هابز نخستين نفر بود كه در قرن هفدهم به حق تعيين سرنوشت انسان اشاره ميكند. وي معتقد بود كه در وضعيت آنارشي كه وضع طبيعي انسان است، آدميان پس از هزاران سال درد و رنج واقعي تصميم گرفتند كه حق طبيعي خود را واگذار كنند تا از زمامدار امنيت را تحويل بگيرند.
اين استاد روابط بينالملل خاطرنشان كرد: بهدنبال هابز، هموطن ديگر او، جان لاك نيز همين سير استدلال هابز را تاييد كرد ولي به نتيجهيي متفاوت رسيد. وي در تعريف جديد خود انسان را حيواني صاحب حق دانست كه حق تعيين سرنوشت را داراست. در همين خصوص بود كه مساله اعمال اين حق مطرح ميشود. براي كاربست اين مساله، فكر انديشمندان به آنجا رسيد كه انسان بايد خودش به خود حكومت كند كه از آن بهعنوان حكومت انسان به انسان يا همان دموكراسي تعبير ميشود.
وي ادامه داد: باتوجه به سابقه طولاني دموكراسي، از قرن17 به بعد بود كه باتوجه به گستردگي شهرها و مردم، دموكراسي مستقيم عملا غيرممكن شده و دموكراسي غيرمستقيم توسط نمايندگي مطرح شد. در اين زمان بود كه عنوان شد حق منتقل نميشود، ولي اختيار استفاده از آن به شروطي منتقل ميشود.
افتخاري اين شروط را انتخاب رقابتي، اختيار استفاده از حق بهصورت موقت و حق فسخ اين اختيار توسط مردم مطرح كرد و افزود: انسان نميتواند حق خود را واگذار كند، بلكه فقط اختيار استفاده از آن را تحتشرايطي واگذار ميكند، بنابراين سه عنصر «انتخاب، مدت و حق فسخ» مشخص ميشود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: انتخاب يك چيز است و راي دادن چيزي ديگر. براي روشن شدن اين مفهوم يك مثال از انتخاب در زمينه اقتصاد ميتواند روشنگر باشد. اگر شما بخواهيد يك كفش بخريد و تنها يك نوع از اين كفش وجود داشته باشد، شما انتخاب نكردهايد بلكه خريد كردهايد. شبيه اين مساله در سياست هم وجود دارد. اگر تنوع وجود نداشته باشد، انتخابي صورت نگرفته بلكه فقط راي دادهايد. اگر در جايي پشت سر هم رايگيري صورت بگيرد، دليل بر اين نيست كه انتخابي هم صورت گرفته است.
اين استاد دانشگاه تهران در ادامه به مدت واگذاري حق انسان اشاره كرد و گفت: مدت استفاده از اين حق نيز بايد معين باشد. انتخاب مادامالعمر امري بيمفهوم است. رايدهنده حق عزيزش را كه زندگياش به آن وابسته است، ميدهد تا از كانديداي موردنظر خود برنامه بگيرد، يعني در انتخابات اين برنامه است كه خريدوفروش ميشود نه شخص كانديدا، بنابراين يك كانديدا بايد همواره برنامههايش پيش چشم مردم باشد.
وي همچنين به حق فسخ واگذاري اين حق اشاره كرد و افزود: اگر رايدهنده كه قراردادي با رايگيرنده بسته است، پي برد كه رايگيرنده به تعهداتش پايبند نيست، ميتواند اين قرارداد را فسخ كند، يعني در حقيقت در اين سه عنصر ذكر شده، يك امر بسيار اساسي وجود دارد بهنام رضايت رايدهنده به كار اشخاصي كه به آنها راي داده است.
افتخاري در ادامه به نقش رسانهها در حراست از اين قرارداد و حق اشاره كرد و گفت: در جوامع امروزي انسان نميتواند كار و زندگي روزمره خود را رها كرده و بر كار نمايندگان خود نظارت كند، بلكه اين رسانههاي عمومي هستند كه بهعنوان ركن پنجم دموكراسي ناظر بر عملكرد رايگيرندگان هستند، بنابراين امكان نظارت زماني وجود خواهد داشت كه مطبوعاتي آزاد و بيطرف وجود داشته تا پشت پردههاي سياست را به مردم نشان دهند. در اين خصوص مطبوعات آزاد نيز بدون وجود جامعهيي باز امكان تحقق ندارند و درنتيجه دموكراسي نيز از اين رهگذر حاصل نخواهد شد.
وي در پايان سخنان خود اظهار داشت: هدف من از اين سخنان اين بود كه انديشههاي پشتسر دموكراسي را بازشناسي كنم. اگر تكنيك و انديشه را بدون آنكه خاستگاه و بنيان آن را بدانيم پيگيري كنيم، مطمئنا اين تكنيك و انديشه عمقي نخواهد داشت. حال باتوجه به اين نكته ضروري است كه ملت بزرگ ايران در انتخابات پيش رو شركت كرده و متوجه باشند كه حراست از اين حق كه به نمايندگان خود واگذار ميكنند، تنها با مشاركت است عملي خواهد شد.