به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
بررسي بحراني به طول يك‌سوم تاريخ انقلاب

انفعال اقتصادي 3 مجلس در بحران هسته‌اي

اخيرا كتابي از «سيد حسين موسويان» رييس ارشد تيم مذاكره‌كننده تيم هسته‌يي در دوران دولت خاتمي منتشر شده كه به روايت بحران هسته‌يي ايران مي‌پردازد. اهميت اين كتاب از آن جهت است كه بحران هسته‌يي ايران را به اينگونه‌يي شرح مي‌دهد كه مي‌توان از دل آن بسياري از نقاط تاريك اين بحران را كشف كرد.
کد خبر: ۷۳۰۳۹
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۳:۳۰

خبر اقتصادی - شايد براي برخي بحران هسته‌يي ايران پرانتزي در تاريخ پس از انقلاب به نظر برسد، اما واقعيت آن است كه اثرگذاري اين بحران كه خوشبختانه با توافق برجام از پيچ مهم تاريخي آن گذشتيم، با وجود دوره 12 ساله آن، كه تقريبا يك سوم تاريخ پس از انقلاب را تشكيل مي‌دهد، همسنگ دو سوم تاريخ پس از انقلاب است. از اين رو كتاب آقاي موسويان به نوعي مكمل كتاب خاطرات هسته‌يي حسن روحاني است كه سه سال پيش منتشر شد.

آقاي موسويان در اين كتاب با بياني شيوا به موضوع هسته‌يي ايران مي‌پردازد و در اين ميان به تاريخچه آن در پيش از انقلاب هم نقبي مي‌زند. البته حجم عظيمي از اين كتاب – حدود 85 درصد – آن مربوط به دوران پس از سال 1382 است. موسويان كه تا روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد رييس مذاكره‌كننده تيم هسته‌يي ايران بود پس از انتخابات سال 1384 از سمت خود استعفا مي‌دهد. او در اين خصوص مي‌نويسد، «. دفتر رييس‌جمهور منتخب با من تماس گرفت و از من دعوت كرد يك روز پيش از جلسه فوق (كميته راهبري سه كشور اروپايي و ايران) با آقاي احمدي‌نژاد ملاقات كنم. من در ساعت 5 بعد از ظهر 28 تير 1384 در دفتر موقت رييس‌جمهور جديد در ساختمان مجلس با وي ديدار كردم. جلسه براي 20 دقيقه تنظيم شده بود اما بيشتر از دو ساعت طول كشيد.»

ديداري كه موسويان از آن نقل مي‌كند عملا خط مشي سياست خارجي ايران براي برخورد با موضوع هسته‌يي آن هم براي هشت سال آتي مشخص مي‌شود. موسويان انتخاب احمدي‌نژاد را اينگونه توصيف مي‌كند، «براي نخستين بار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران، مجلس، قوه مجريه، ‌قوه قضاييه، ‌نهادهاي امنيتي و نظامي همگي در اختيار اصولگرايان قرار گرفت.» اما در ديدار موسويان و احمدي‌نژاد چه گذشت، «من و رييس‌جمهور منتخب، ‌احمدي‌نژاد، نه تنها درباره موضوعات هسته‌يي بلكه درباره مساله كلي‌تر روابط ايران و غرب هم صحبت كرديم. فرصت داشتم استراتژي سياست خارجي او را مستقيما از خودش بشنوم و البته تندترين موضعي بود كه از ابتداي انقلاب تا آن زمان از يك سياستمدار ايراني شنيده بودم. او خيلي صريح به من گفت به قطعنامه‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، ‌ارجاع احتمالي پرونده هسته‌يي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، ‌تحريم‌هاي احتمالي سازمان ملل، ‌موضع جامعه بين‌المللي درباره ايران و روابط با كشورهاي غربي اهميت چنداني نمي‌دهد. او حتي گفت از تحريم‌هاي جامعه بين‌المللي استقبال مي‌كند زيرا در بلندمدت به نفع ايران است و كشور را وادار خواهد كرد مستقل‌تر شده و به خودكفايي برسد.» (ص 275)



  جايگاه مجلس در مذاكرات

موضوعي كه موسويان از آن سخن مي‌گويد نه فقط عملا در طول دوره رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد بلكه دوره‌هاي مجالس هفتم، ‌هشتم و بخشي از سال‌هاي مجلس نهم به اجرا درآمد.

في الواقع مي‌توان گفت كه بحران هسته‌يي ايران عملا نيمي از مجلس ششم و تمامي مجالس هفتم، ‌هشتم و نهم را درگير خود كرده بود. از اين رو تجلي عملكرد اين مجالس را مي‌توان در شيوه مديريتي بحران هسته‌يي ايران ديد. هرچند كه اداره بحران و مذاكره هسته‌يي در دولت‌هاي خاتمي و احمدي‌نژاد بر عهده شوراي عالي امنيت ملي بود و فقط در دولت روحاني بر عهده وزارت امور خارجه قرار گرفت اما كيست كه نداند در دوران دولت احمدي‌نژاد اين مجالس هفتم و هشتم و نهم بودند كه به نوعي لجستيك مذاكره محسوب مي‌شدند. مجلس نهم كه طيف اصولگراي آن تقريبا همان طيف اصولگراي مجلس هشتم بود و همان طيف اكنون نامزدان مجلس دهم شده است تمام قد به حمايت از سياست خارجي و هسته‌يي دولت احمدي‌نژاد مي‌پرداختند. بگذريم كه آنها اكنون بر طبل ناتواني دولت در اداره امور اقتصادي مي‌كوبند، اما سوال اين است كه آنها چه دستاوردي در مهار بحران‌هاي اقتصادي ناشي از تحريم داشتند؟ و يك سوال كلي‌تر، ‌مجلس چگونه مي‌تواند تسهيل‌كننده سياست‌هاي اقتصادي، ‌سياسي، ‌اجتماعي و فرهنگي يك كشور باشد ؟

در تمامي كشورها و دولت‌هاي مدرن اهميت مجلس به خاطر تصويب قوانيني است كه مي‌تواند راهگشاي يك معضل باشد. آنجا محلي فقط براي سخنراني‌هاي قدار نيست؛ آنها چون نماينده اقوام، منطقه و بخش‌هاي مختلف كشور هستند، ‌تجميع انها در مكاني به نام مجلس مي‌تواند مسائل و معضلات يك كشور را برطرف كند. شايد از همين رو است كه مجلس را عصاره يك ملت مي‌دانند. لذا وظيفه خطير آنها ارائه راهكار براي برون رفت از بن بست‌هايي است كه پيش روي ملت مي‌نهند. و به همين خاطر است كه بايد پرسيد مجلس نهم و نمايندگان غالب آنها چه راه‌حل‌هاي عملي را براي برون رفت از وضعيت تحريم داده بودند؟

مقدمه كتاب آقاي موسويان فهرست بلند بالايي از عمليات و مصوبات كشورهاي اروپايي، ‌امريكا و اسراييل عليه برنامه هسته‌يي ايران از سال 1385 به بعد ارائه مي‌دهد اما از سوي مقامات اجرايي و مقننه وقت ايران جز شعار و كوبيدن بر طبل مخالفت صرف چيز ديگري ديده نمي‌شود.



  از تحريم‌هاي بانكي تا تهاجم سايبري

در اين كتاب مي‌خوانيم، «در خرداد ماه 1389 (دوران مجلس هشتم) و در ادامه همين راهبرد، ‌ايالات متحده با حمايت اروپا، ‌روسيه و چين موفق به تصويب قطعنامه شماره 1929 در شوراي امنيت سازمان ملل متحد شد و تحريم‌هاي واقعا شديدي را تحميل كرد... هفده ماه پس از تصويب قطعنامه 1929 (دوران مجلس نهم و در آبان ماه 1390) ارزش واحد پول ايران نسبت به شهريور ماه 1390، ‌20 درصد كاهش يافت. در 10 دي 1390، ‌باراك اوباما، رييس‌جمهور ايالات متحده لايحه‌يي را امضا كرد كه در آن دولت امريكا خواستار وضع تحريم‌هاي تازه عليه آن دسته از موسسه‌هاي مالي بين‌المللي شده بود كه با بانك‌هاي دولتي ايران همكاري كنند. اين لايحه در پي كاستن از درآمدهاي نفتي تهران بود. پس از ابلاغ رسمي اين قانون، ‌ارزش برابري واحد پول ايران با ارزهاي عمده خارجي حدود 60 درصد سقوط كرد... از زمان تصويب قطعنامه 1929 قيمت برخي كالاها در بازار داخلي ايران 10 تا 40 درصد افزايش يافته است... وخامت اقتصادي در ايران صرفا نتيجه تحريم‌ها نبوده بلكه از سوءمديريت نيز ناشي شده است.» (ص 46-47)

البته دولت‌هاي اروپايي و امريكا تنها به تصويب قطعنامه‌ها اكتفا نمي‌كردند بلكه در عمليات‌هاي گسترده‌يي كه از خرابكاري‌هاي رايانه‌يي گرفته تا ترور دانشمندان هسته‌يي را در بر مي‌گرفت دست داشتند. يكي از اين خرابكاري‌ها ارسال كرم استاكس‌نت به شبكه‌هاي هسته‌يي و صنعتي ايران بود. «گزارش‌هاي منتشر شده پرشماري تاييد كرده‌اند يك كرم خطرناك كامپيوتري به نام استاكس نت براي ضربه زدن به سيستم‌هاي كنترل يارانه‌يي مركز عظيم غني‌سازي اورانيوم ايران در نطنز طراحي شده بود. در ديماه سال 1389، ‌روزنامه نيويورك تايمز گزارشي منتشر و در آن افشا كرد استاكس‌نت طرحي امريكايي – اسراييلي براي خرابكاري در برنامه هسته‌يي ايران بوده است. گزارش مزبور تاييد مي‌كرد اين كرم قبل از هدايت به سوي تاسيسات اتمي ايران در يكي از مراكز هسته‌يي اسراييل به نام ديمونا آزمايش شده بود.» (ص 53)

اين‌ها شايد تنها بخش‌هاي افشا شده‌يي از عمليات كشورهاي اروپايي و امريكايي عليه ايران بوده است و بدون شك تاريخ بعدها نشان خواهد كه چه توطئه‌هاي ديگري عليه ايران به‌كار گرفته بودند.

اما در كنار اين موضوع لجستيك مذاكرات هسته‌يي كه همانا مجلس است در آن دوران چه مي‌كرد ؟ آيا آنها به همين اندازه‌يي كه اكنون دولت روحاني و تيم هسته‌يي‌اش را به چالش مي‌كشند در آن دوران دستاوردهاي آن تيم بر اقتصاد را به چالش مي‌كشيدند و مهم‌تر آنكه آيا به‌دنبال آن بودند كه بتوانند طرحي را به تصويب برسانند كه اقتصاد را از تنگناهاي تحريم برهانند؟ واقعا در برابر آن همه خرابكاري عليه ايران چه كردند؟



منصور بيطرف   
captcha