از استلزامات اقتصاد در شكل جديد آن يكي هم البته اين است كه تبليغات نقشي پر رنگتر از هميشه در آن ايفا ميكند. با اين همه ميتوان براي خود تبليغات هم، تاريخچه تطور و تغيير در نظر گرفت. جدا از جريان جهاني تبليغات كه نوآوريها در آن بسيار است، در كشور خودمان هم اشكال جديدي از تبليغات براي فروش كالاها سر بر آوردهاند كه تا چند سال قبل امكاني براي پيدايش آنها متصور نبود. علاوه بر تبليغات اينترنتي و تلفني كه تبليغات را از انحصار صدا و سيما و ساير رسانههاي رسمي خارج كردند، تبليغات محيطي روي اتوبوسها و ديوارهاي مترو و بيلبوردهايي در حاشيه اتوبانها و روي پلهاي هوايي هم بودند كه تعداد آنها تنها در تهران حدود 1500 بيلبورد برآورد ميشود.
با اين همه با سرعت گرفتن تحولات تكنولوژيك و همزمان با آن تغيير در سازوكارهاي اجتماعي، اشكال گوناگون تبليغات خيلي زود هم كهنه ميشوند: هر چند هنوز هم هستند تراكتها و بروشورها و برچسبها و پيكهاي تبليغاتي، اما ديگر كمتر سازمان و برندي هست كه تنها به همين اقسام تبليغات بسنده كند.
«دادزن ها»، نمايندگان اقتصاد كهنه
راسته كتابفروشهاي خيابان انقلاب يكي از جاهايي است كه هم «دادزن» بالفعل دارد و هم ميتوان در آنجا آگهيهايي را براي استخدام دادزنهاي بالقوه مشاهده كرد. يكي ديگر از اصناف مورد علاقه دادزنها، صنف فروش پوشاك است. دادزنهايي كه جلو در مغازهها و پاساژهاي فروش پوشاك ميايستند ظاهرا درآمد چندان بدي هم ندارند. يكي از آنها كه شغلش فراخواندن عابران به خريد از مغازه فروش پوشاك كوچكي در شهر كرج بود، به «تعادل» گفت كه بابت اين كار ساعتي 20هزار تومان درآمد دارد و البته نان حنجره و صدايش را ميخورد.
به كار گماشتن تراكت پخشكنها در معابر شلوغ هم يكي ديگر از نمونههاي رويكرد كهنه به تبليغات است. چاپ تراكت در تعداد زياد البته چندان گران تمام نميشود، اما براي مثال مراجعه به نمايشگاه كتاب و حجم عظيمي از زبالههاي كاغذي تبليغاتي كه بر جاي ميگذارد، نشانهيي است از ضريب نفوذ اين قبيل تبليغات.
كساني هم كه حافظه بهتري داشته باشند به ياد ميآورند كه روزگاري نه چندان دور، يكي از مشكلات ساكنان خانهها و نيز شهرداريها، چسباندن برچسبهاي تبليغاتي بر در و ديوارهاي ورودي خانهها بود.
شكل مدرنتر همين نوع تبليغات، پيكهاي تبليغاتي هستند كه مجموعهيي از تبليغات صنفهاي مختلف را در محلههاي مختلف پوشش ميدهند و البته ناگفته نبايد گذاشت كه اين قسم تبليغات بيشتر در شهرهاي بزرگ مانند تهران مشاهده ميشود.
اشكال ديگر همين قسم تبليغات را هم ميتوان در بروشورها و تراكتهايي ديد كه در كيسههاي پلاستيكي سوپرماركتها به چشم ميخورند: مغازهدار به شما كيسهيي پلاستيكي ميدهد كه پيشتر بروشور تبليغاتي در آن قرار داده شده است.
پول درآوردن در عصر جديد
در اين سالها كه شبكههاي اجتماعي يكييكي كهنه ميشوند و دورانشان به سر ميآيد، شكل و شمايل تبليغات هم ناگزير بايد طرفي تازه ببندد. ايرانيها يكي از اصليترين استفادهكنندگان از شبكههاي اجتماعي موبايلمحور هستند، براي مثال، در مورد سه شبكه اجتماعي محبوب جهاني تلگرام، وايبر و لاين، ايرانيها همواره جزو فهرست پنج مليتي بودهاند كه بيشترين تعداد اعضا را داشته است.
استفاده از تلگرام در ايران هم به قدري بسط پيدا كرده كه اين روزها اين شبكه اجتماعي تقريبا معادل خود اينترنت براي استفادهكنندگان از گوشيهاي هوشمند بوده است.
وقتي تفريح به درآمد بدل ميشود
با گرداننده يا «ادمين» يكي از كانالهاي تلگرام كه حدود 43هزار نفر عضو دارد، تماس ميگيرم.
خانم كرمي، 25ساله و كارشناس ارشد IT، به همراه يكي از بستگانش كانالي در رابطه با موسيقي ايراني را اداره ميكند كه از ابتداي كارش در آبان ماه سال جاري تا به امروز، توانسته 43هزار عضو پيدا كند و البته به محل درآمدي براي او تبديل شود كه از ابتدا براي آن برنامهريزي نكرده بود.
از او در مورد شيوه كسب و كارش ميپرسم و البته ميشنوم كه در ابتدا چندان در بند پول در آوردن از طريق كانالشان نبودهاند. كرمي ميگويد: او و همكارش هيچ تخصص يا تحصيلات مرتبطي در زمينه موسيقي نداشتهاند و صرفا از روي علاقه اين كار را شروع كردهاند. «هدف ما از راهاندازي اين كانال، در ابتدا اصلا كسب درآمد نبود بلكه محتواي كانال برايمان بيشتر اهميت داشت.» او ادامه ميدهد: «ما فقط ميخواستيم يك كانال تخصصي براي علاقهمندان موسيقي و نوازندگي داشته باشيم، هر چند كمي كه گذشت، بسياري از چهرههاي معروف موسيقي در كشورمان هم در اين كانال عضو شدند.»
با اين همه ظاهرا در كسب و كارهاي تلگرامي، همهچيز بر مدار تعداد اعضا ميچرخد: «شيوه كار معمولا به اين شكل است كه بايد كانالي افتتاح كنيد و تعداد اعضايش را به سرعت بالا ببريد. وقتي تعداد اعضا بالا رفت، بقيه كانالها و حتي برندهاي معروف براي تبليغ سراغ شما ميآيند و كاور تبليغشان را در كانال شما ميگذارند. برخي حتي كارشان اين است كه كانالي راهاندازي و سعي ميكنند به هر نحو ممكن تعداد اعضاي آن را بالا ببرند و بعد آن را بفروشند. اين افراد در واقع مديريت كانالي با اعضاي بسيار زياد را حاضر و آماده به ديگران واگذار ميكنند و البته برايشان مهم نيست كه تعداد اعضا را چگونه بالا ببرند و ممكن است اين كار را حتي از طريق تبليغ براي كانالهاي غيرمرتبط با موضوع كانالشان يا حتي محتواي غيراخلاقي و جوكهاي ركيك هم انجام دهند.» از او در مورد نرخ تبليغات در كانالهاي تلگرامي ميپرسم.
«كسب درآمد از طريق تبليغات در كانالهاي تلگرامي معمولا يا بر مبناي تعداد افرادي است كه يك لينك يا كاور را ميبينند يا بر مبناي زماني است كه كاور در كانال ديده ميشود.»
كرمي ادامه ميدهد: «شيوه كار به اين شكل است كه كانالهاي ديگر تبليغشان را در كانال شما ميگذارند و شما براي 10دقيقه، يك ربع يا يك ساعت كه كاور تبليغاتي آنها در كانال شما ديده ميشود، مبلغي از آنها دريافت ميكنيد.» او ميگويد كه براي اين قسم تبليغات و براي حدود يك ساعت، 50هزار تومان دريافت ميكند و البته نرخ تبليغات در كانالهايي كه براي مثال 100هزار نفر عضو دارند تا 200هزار تومان به ازاي هر ساعت هم ميرسد.
كرمي ادامه ميدهد: «روش دوم تبليغات هم بر اساس ميزان بازخوردي است كه يك كاور يا تبليغات دارد. مثلا تبليغ يا كاوري در كانال شما ميگذارند و زماني كه تعداد بازديدها از آن تبليغ يا كاور به 10 هزار برسد، شما آن را بر ميداريد.»
درآمدهاي ميليوني تلگرام شايعه است
مهرداد سعيدينيا، ادمين ديگر كانال شعر و ساز اصيل ايراني است.
او هم ميگويد كه قصد آنها از راه انداختن اين كانال دنبال كردن علاقه شخصيشان بوده و البته خوشحال است كه به لطف تلگرام، بسياري از جنبههاي كمتر شناخته شده شعر ايراني هم مجال بروز پيدا كردهاند. «اگر چند سال پيش از مردم ميپرسيديد كه وحشي بافقي را ميشناسند يا نه، جواب اكثر مردم منفي بود، اما حالا به لطف تلگرام، حتي گروهي هست كه فقط و فقط اشعار وحشي بافقي را منتشر ميكند و اتفاقا اعضاي قابل توجهي هم دارد.»
سعيدينيا حرفهاي جسته و گريخته در مورد درآمدهاي ماهانه 50ميليوني از طريق تلگرام را شايعه ميداند و ميگويد: «تبليغات و داشتن كانالهاي معروف با تعداد اعضاي زياد در تلگرام درآمدزاست اما نه در حد درآمدهاي 40ميليوني يا 50ميليوني. من فكر ميكنم حداكثر درآمدي كه ميتوان از اين راه به دست آورد، چيزي در حدود 5 ميليون تومان در ماه است كه با توجه به ميزان زحمتي كه اين كار دارد، خيلي هم كم است. بسياري از كانالهايي هم كه اين روزها فعال هستند، تخصصي يا آموزشياند و البته كانالهاي تجاري براي كسب درآمد هم كم نيستند.»
او ادامه ميدهد: «كانالهاي تجاري عمدتا در بخش پوشاك فعاليت ميكنند و البته ردپايشان را بيشتر بايد در اينستاگرام دنبال كرد نه در تلگرام. من البته فكر ميكنم شيوه كار اينها هم منصفانه است.
وقتي شما براي خريد لباس به مغازه برويد، فروشنده حرفهيي ميتواند در يك نگاه تشخيص بدهد كه كالايش را به چه قيمتي به شما بدهد ولي در اينستاگرام، قيمتي كه او ميدهد براي همه يكسان است.»